LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

ادله نفاق یهودیان مسلمان‌شده

برگزیده یادداشت

ادله نفاق یهودیان مسلمان‌شده

rahbari ژوئن 22, 2019

با توجه به اینکه قدرت نظامی مسلمانان، زیاد بود و یهود در جنگ‌های رودررو نتوانستند به موفقیتی دست یابند، بنا را بر این گذاشتند که از طریق حزب نفاق، برای از بین بردن اسلام اقدام کنند. لذا یهودیان زیادی در ظاهر به پیامبر اسلام(ص) ایمان آوردند؛ ولی هدف آنها تقویت منافقین و ضربه زدن بر اسلام از درون بود. نفاق اهل‌کتابی که ایمان آورده ‌بودند، با چند دلیل قابل اثبات است؛ ازجمله:

  1. تصریح پیامبر(ص) بر نفاق مؤمنان اهل‌کتاب

پیامبر خدا(ص) در روایات متعددی به نفاق یهودیان و توطئه آنان اشاره کرده؛ ازجمله در روایت صحیحی که بخاری از پیامبر اسلام(ص)  آورده است، به این نفاق اشاره شده که فرمودند: «لو آمَنَ بي عشَرةٌ مِنَ اليهود لَآمَنَ بي اليهودُ[1]؛ اگر ده نفر از یهود به من ایمان بیاورند، همه یهود ایمان می‌آورند». و در صحیح مسلم نیز وارد شده که «لَوْ تَابَعَنِي عَشَرَةٌ مِنَ الْيَهُودِ لَمْ يَبْقَ عَلَى ظَهْرِهَا يَهُودِيٌّ إِلَّا أَسْلَمَ».[2] کسانی که از یهود اظهار اسلام می‌کردند، خیلی بیشتر از ده  نفر بودند. با توجه به این حدیث، معلوم می‌شود  همه آنها منافقینی بودند که ایمان واقعی نداشتند و مؤمنین واقعی از یهودیان، به ده نفر هم نرسیده است. و گاهی پیامبر(ص) از منافق بودن شخص معینی از اهل‌کتاب خبر می‌دادند؛ مثلا در هنگام مرگ «زیدبن‌رِفاعه» که از بزرگان یهود بوده، فرمودند: «مات اليومَ منافقٌ عظيمُ النفاق بالمدينة».[3]

  1. عملکرد برخی منافقان اهل‌کتاب؛ نشان نفاق آنها

علاوه بر تصریح پیامبر(ص)، از عملکرد اهل‌کتابی که ایمان آورده بودند، می‌توان فهمید که آنها دارای نفاق بوده و برای حفظ جان و مال و هدم اسلام، اظهار ایمان می‌کردند؛ از جمله این عملکردها، همکاری با اشخاص معلوم‌النفاق، مثل عبدالله‌بن‌اُبَی است؛ چنان‌که در تاریخ آمده که این افراد، از منافقین چنان حمایت می‌کردند که به‌عنوان ملجأ و پناهگاه منافقین مدینه شناخته می‌شدند.[4] و برخی سعی داشتند احکام و آموزه‌های اهل‌کتاب را به مسلمین انتقال دهند و خودشان نیز بر آن معتقد بودند.[5] و عده‌ای در مواضع حساس با ایجاد شبهه در بین مسلمین، آنها را در اعتقادات خود به شک و تردید می‌انداختند وعدم ایمان خود را هم نشان می‌دادند؛ مثل زيدبن‌لُصَيت كه در بین مسلمین گفت: «آيا محمد گمان مى‏كند فرستاده خدا است و شما را از اخبار آسمان‏ها باخبر مى‏كند، درحالى‌كه از شتر گمشده‏اش خبر ندارد؟!»[6]و گاهی در مسجد جمع می‌شدند و احادیث مسلمین را شنیده و مسخره می‌کردند؛ تا جایی که پیامبر(ص) امر کرد برخی از آنها را از مسجد بیرون کردند.[7]

  1. تصریح مورخان

در کتب تاریخی به‌صراحت ذکر شده که افرادی از بزرگان و احبار یهود، به‌صورت منافقانه اظهار اسلام کردند. و در بین مسلمین، به اختلاف‌اندازی و مسخره احادیث آنها می‌پرداختند. افرادی از قبائل مختلف با اینکه اظهار اسلام کرده‌ بودند، ولی در باطن، تابع احبار یهود بوده و به آنها تمایل داشتند و در مواقع لازم، به آنها کمک می‌کردند. مورخین لیستی از قبائل و افرادی را که منافقانه در خدمت یهود بودند، ارائه داده‌اند؛[8] ازجمله از قبائل «بنی‌عمرو، بنى‌حبيب، جلاس بنی‌الحارث‌بن‌سُوَيد، بنی‌ضُبَيعه، بنی‌لَوذان، بنی‌ثَعلبه، بنی‌اميه، بنی‌عبيد، بنی‌النَبيت، بنی‌ظفر، بنی‌عبدالاشهل خزرج، بنی‌جشم، بنی‌عوف» .

ابن‌هشام بعد از ذکر این قبائل، برخی از افرادی که از این قبائل با یهود همکاری داشتند، نام می‌برد.[9] از جمله این افراد می‌توان به ‌«سعد‌بن‌حنيف، زيد‌بن‌اللُصَيت، نعمان‌بن‌اوفى‌بن‌عمرو، عثمان‌بن‌اوفى، رافع‌بن‌حُرَيمِله و رِفاعة‌بن‌زيد‌بن‌التابوت و دیگران اشاره کرد.[10]

 

 

[1] – صحیح البخاری، ج5، ص70، ح3941

[2] – صحیح مسلم، ج4، ص2151، ح2793

[3] – السيرة الحلبية، ج2، ص391

[4] – همان مدرک، ج2، ص391

[5] – مانند کعب‌الاحبار و عبد الله‌بن‌سلام

[6] – أعلام النبوة(للماوردي)، ص120؛ إمتاع الأسماع، ج‏2، ص56؛ السيرة النبوية(لابن هشام)،ج‏2، ص522

[7] – السيرة النبوية(لابن هشام) ،ج‏1،ص528

[8] –  السيرة النبوية(لابن هشام)،ج‏1، ص519

[9] – همان مدرک، ج‏1، صص519-527

[10] – همان مدرک، ج‏1، ص527

 

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=8795
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *