LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

خداوند مرا در ثواب ریختن اين خون‌ها شريک گرداند!

برگزیده دشمن شناسی در تاریخ دوره ائمه علیهم السلام

خداوند مرا در ثواب ریختن اين خون‌ها شريک گرداند!

rahbari می 15, 2019

به گزارش تاریخ تطبیقی، یکی از روایاتی که در مدح جناب زیدبن‌علی است، روایت ذیل می‌باشد که در کتاب عیون أخبار الرضا(ع) نقل شده است:

 فضيل‌بن‌يسار می‌گويد: صبح همان روزى كه زيدبن‌على در كوفه خروج كرد، نزد او رفته و شنيدم كه می‌گفت: چه كسى از بين شما مرا در جنگ با اَنباط شام‏ كمک مى‏‌کند؟ قسم به خداوندى كه محمّد(ص) را به‌حق مبعوث نمود و او را بشير و نذير قرار داد، هركس از شما مرا در جنگ با آنان يارى کند، روز قيامت دستش را گرفته و با اذن خداوند عزوجل او را به بهشت وارد خواهم كرد.

وقتى كشته شد، مركبى كرايه كرده و رهسپار مدينه شدم و در آنجا به خدمت حضرت صادق(ع) رسيدم. با خود گفتم: نبايد خبر كشته شدن زيد را به حضرت بدهم؛ چون ممكن است بی‌تابى كند. وقتى به حضرت وارد شدم، فرمود: عمويم زيد چه كرد؟ بغض، گلويم را گرفت. فرمود: او را كشتند؟ گفتم: بله؛ قسم به خدا كه او را كشتند. فرمود: آيا جنازه‌‏اش را هم دار زدند؟ گفتم: بله؛ قسم به خدا كه جنازه‌‏اش را هم دار زدند.

راوى گويد: حضرت به گريه افتاد و اشک‌هايش همچون دانه‌‏هاى دُر از دو طرف صورت مباركش مى‏‌ريخت. سپس فرمود: فضيل! آيا در جنگ با اهل شام همراه عمويم زيد حضور داشتى؟ گفتم: بله. فرمود: چند نفر از آنان را كشتى؟ عرض كردم: شش نفر. فرمود: شايد در کشتن و استحقاق آنها شک داشته باشى.‏ عرض كردم: اگر شک داشتم، آنان را نمى‌‏كشتم. در اين موقع شنيدم كه می‌فرمود:

«أَشْرَكَنِي اللهُ فِي تِلْكَ الدِّمَاءِ مَا مَضَى وَ اللهِ زَيْدٌ عَمِّي وَ أَصْحَابُهُ إِلَّا شُهَدَاءَ مِثْلَ مَا مَضَى عَلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ(ع) وَ أَصْحَابُه‏؛

 خداوند مرا در [ثواب ریختن] اين خون‌ها شريک گرداند! قسم به خدا كه عمويم زید و يارانش شهيد از دنيا رفتند؛ همچون على‌بن‌ابى‌طالب(ع) و يارانش».

 

منبع: عیون أخبار الرضا(ع)، ج1، صص252-253

 

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=7471
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *