LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

دارالتبلیغ، حزب خلق مسلمان و شرکت در کودتای نوژه

دشمن شناسی در عرصه داخلی دوره انقلاب اسلامی ایران

دارالتبلیغ، حزب خلق مسلمان و شرکت در کودتای نوژه

danial نوامبر 4, 2018

خط فکری دارالتبلیغ

همانطور که قبلا ذکر شد، اندیشه اصلاح‌گری و روشنفکری که با انتشار مجله مکتب اسلام ظهور و بروز پیدا کرد، همین خط فکری بعدا منجر به پیدایش موسسسه دارالتبلیغ شد، در همین زمینه مرحوم منتظری درباره شریعتمداری می‌گوید: «آقای شریعتمداری یک سنخ کارهای روشنفکری داشتند، ذاتاً اصلاح طلب بودند.» [۱] صدر بلاغی که از اساتید و جزو سه سخنران افتتاحیه دارالتبلیغ بود نیز از افراد نوگرا و اصلاح طلب حوزه به شمار می‌آمد.[۲]

البته همانگونه که ذکر شد در واپسین دهه‌های رژیم طاغوت مؤسساتی جهت اصلاح در حوزه و نوگرایی قدم برداشتند که مخالفتی از سوی علما و بزرگان حوزه با آن نشد؛ اما دارالتبلیغ علاوه بر ایجاد اصلاح و نماد تیپ روشنفکری، جهت سکولاریزاسیون کردن حوزه حرکت می‌کرد که همین امر مخالفت‌های بزرگان و اعاظم را دربرداشت. پسر مرحوم شریعتمداری که در تدوین اساسنامه دارالتبلیغ نقش بسزایی داشت و در پرونده وی نیز مدیریت مؤسسه و اموال و متعلقات آن به چشم می‌خورد، نمونه‌ای از این رویکرد سکولاری است. او در مقاله‌ای با عنوان «ادعانامه‌ای برای دادرسی در وجدان‌های آگاه و بیدار» به صراحت حضور دین و روحانیت در سیاست را اشتباه راهبردی می‌خواند و می‌نویسد: «آیا امروز بر همگان آشکار نگردیده که روحانیت شیعه چقدر از لحاظ اخلاقی و فرهنگی از قافله تمدن عقب است و چقدر افتادن قدرت سیاسی بدست آنان کار اشتباهی بوده و مملکت را به‌ این روز انداخته است؟»[۳]

صدر بلاغی به هنگام اعلام رسمی موجودیت حزب خلق مسلمان در جمع خبرنگاران[۴]

دارالتبلیغ علاوه بر کار فکری فرهنگی، به اقدام سیاسی نیز روی آورد که تأسیس حزب خلق مسلمان توسط رئیس مؤسسه دارالتبلیغ، مرحوم شریعتمداری، و شرکت در کودتای نوژه را می‌توان نمونه‌ای از فعالیت‌های آنان برشمرد.

به هر حال سیر فکری مرحوم شریعتمداری قبل و بعد از انقلاب اسلامی تفاوتی نداشت و فقط روش ایشان متفاوت بوده است. شیوه‌ای که ایشان قبل از انقلاب در پیش گرفته بود، انحراف و انصراف حوزه از مسیر مبارزه با سلطنت طاغوتی با تأسیس دارالتبلیغ بود که به فرمایش رهبر معظم انقلاب حکم ترمز برای جوانان انقلابی را ایفا می‎کرد و پس از انقلاب و به فاصله کمتر از یک ماه در اسفند ۵۷ با راه اندازی حزب خلق مسلمان در حرکتی سیاسی به مقابله مستقیم با نظام اسلامی برخاست.[۵]

بسیاری از عناصر سرشناس سلطنت طلب، لیبرال، چپ‌گرا به این حزب پیوستند که با سفارت آمریکا در ایران نیز ارتباط داشتند، که اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی در آبانماه ۵۸ این ارتباط و وابستگی را به خوبی نشان می‌دهد.

ماهیت حزب خلق را می‌توان در مرام‌نامه آن مشاهده کرد. مرام نامه حزب خلق، سند گویای امتداد سیر فکری سکولار با شعارهای زیبا و رنگ و لعاب‌های اسلامی است؛ زیرا در مرام نامه حزب خلق مسلمان به این عناصر تأکید شده است: مردم‌سالاری اسلامی، اصلاح‌گری دینی در اسلام، ملی‌گرایی ایرانی، تکثرگرایی سیاسی، محافظه‌کاری اجتماعی و میانه‌گرایی در مواضع سیاسی.[۶]

البته این تمام کار مرحوم شریعتمداری نبود بلکه جرقه‌ای بود برای فعالیت‌های خرابکارانه دیگر جهت براندازی نظام اسلامی به شکل شرکت و همراهی در کودتای نوژه. به روایت اسناد از جمله افرادی که کودتاچیان برای جانشینی حضرت امام بعد از کودتا مد نظر داشتند، شخص مرحوم شریعتمداری بود.[۷]

مرحوم شریعتمداری در این راه از دریافت کمک مالی توسط سازمان سیا نیز اجتناب نمی‌کرد. در گزارش سرّی سازمان سیا به تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۵۸، مرتضی موسوی (از سران حزب خلق مسلمان) با صراحت به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «… شریعتمداری از پول ما جهت خرید اسلحه لازم استفاده می‌نمود.» گزارشی که بعداً در بهمن ماه ۱۳۵۸ منتشر شد نیز حاکی از آن بود که حزب خلق مسلمان مبلغ ۳۶ میلیون تومان وجه نقد به کردستان فرستاده بود تا از طریق گروه‌های ضد انقلابی حزب دمکرات کردستان و سازمان کومله، سلاح خریداری نماید.[۸]

در همین راستا و جهت براندازی نظام اسلامی، مرحوم شریعتمداری بعد از دو سال از گذشت مشارکت در کودتای نوژه، به همکاری با قطب زاده جهت کودتا علیه انقلاب اسلامی دست همکاری می فشارد. طراحان کودتا قصد داشتند با انفجار محل اقامت حضرت امام(ره)، مراکز انقلابی مانند سپاه، کمیته و سایر نهادها را تصفیه و جمهوری اسلامی را تصاحب کنند[۹] که پس از خنثی شدن کودتا و روشن شدن مشارکت مرحوم شریعتمداری با کودتاچیان، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در جلسه مورخ ۳۱/ ۱/ ۱۳۶۱ عدم صلاحیت وی را برای مرجعیت تصویب کرد.[۱۰]

البته با لو رفتن این عملیات‌ها و شکست نقشه‌های براندازی گرچه به ظاهر در مرحله اقدام عملی کاری از پیش نبردند؛ اما این سیر فکری سکولار را در متن حوزه علمیه به میراث گذاشتند. لذا این خط فکری را می‌توان از شبکه‌های معاند نظام امثال بی بی سی با عنوان «نوگرایی» در حوزه که با روی کارآمدن خاتمی در رأس قوه مجریه کلید خورد، مشاهده کرد. بی بی سی در انتشار یادداشتی در این زمینه به دارالتبلیغ و سیر فکری آن اشاره می کند و می‌نویسد: «در حوزه علميه، کاربرد خشونت با توجيه دينی، با انقلاب آغاز شد و در خدمتِ طرز فکری قرار گرفت که بنيادگرايی خوانده می‌شود. بنيادگرايی شايد با خشونت تعريف نشود، اما به نتايج خشونت‌بار می‌انجامد. در دهه چهل، آيت‌الله شريعتمداری مرکزی به نام دارالتبليغ اسلامی بنياد گذاشت که کانون مهم تجددگرايی در حوزه به شمار می‌رفت.»[۱۱]

با بررسی شواهد تاریخی و تحلیل مسائل قبل از انقلاب می‌توان به این نتیجه رسید؛ سیر فکری سکولار که با شعار اصلاحگری و روشنگری در حوزه با علمداری مرحوم شریعتمداری پیش می رفت چیزی نبود جز برنامه‌ای از پیش تعیین شده از طرف آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی.

آمریکایی‌ها به خوبی از ظرفیت‌های شریعتمداری آگاه و او را جهت اهداف خود در سطح مرجعیت بکار گرفته بودند، در جریان یکی از ملاقات‌های اعضای سفارت آمریکا در ایران با مرحوم شریعتمداری در دی ماه ۵۷ آنها پس از این ملاقات اظهار می‌دارند: «شریعتمداری آشکارا از دیدن شخصی از جانب دولت آمریکا خوشحال است و موضعش کاملاً منطقی و مساعد (موافق برای همکاری) بود.»[۱۲]

رابطه شریعتمداری با ساواک

در پاسخ به این سؤال که چرا دستگاه حاکمه محمدرضا شاه با کارها و فعالیت‌های شریعتمداری با آن وسعت مخالفتی نداشت، می‌توان به این اسناد اشاره کرد که نامبرده در دستگاه شاه مراوداتی داشته است. یکی از آن اسناد که خسروشاهی نقل می کند مربوط به پادرمیانی مرحوم شریعتمداری از تبعید آیت‌الله مشکینی بوده است، متن دستور ساواک چنین است: «شيخ‌ علي‌اكبر فيض معروف به مشكيني كه از افراد ناراحت و جزو باند عبدالرحيم شيرازي و حسينعلي منتظري است و مدتي به مشهد تبعيد گرديده بود چند ماه پس از تبعيد با اقداماتي كه توسط شريعتمداري به عمل آمد، دستگاه از تبعيد مشار‌اليه صرف‌نظر نمود.»[۱۳]

نمونه دیگری از این ارتباط را نیز می‌توان به ملاقات سرّی شریعتمداری با ساواک درباره مخالفتش با حضرت امام اشاره کرد، که وی در آن ملاقات می‌گوید: «من براي حفظ مملكت، ديانت و سلطنت فكر مي‌كنم. … خميني و كساني‌كه مانند او فكر مي‌كنند كه حكومت اسلامي براي اين مملكت مناسب است، در خراب كردن، قدرت دارند و براي سازندگي نه سازماني دارند نه توانایي. من اطمينان دارم كه آنها هر عملي انجام بدهند، ديگران بهره‌اش را مي‌برند. … من صريحا مي‌گويم كه با خميني و اعمال او مخالفم.»[۱۴]

محسن رفیق دوست یکی دیگر از کسانی است که به رابطه شریعتمداری با ساواک اذعان دارد. وی در یکی از دیدارهایش با شریعتمداری که برای وساطت آزادی منتظری رفته بود این گونه نقل می کند: «من مأمور شدم به قم بروم و از آقای شریعتمداری خواهش کنم با توجه به ارتباطی که با دستگاه دارد با آنها تماس بگیرد تا فشار را روی آقای منتظری کم بکنند. آن روز دفعه دومی بود که ایشان را از نزدیک دیدم. دو نفر دیگر هم با من بودند که اسم هایشان یادم نیست. یکی از آن دو به اصفهان رفت. من کار داشتم و در قم ماندم. بعد خبردار شدم که آن دو نفر را گرفتند. شخصی به نام شیخ غلامرضا زنجانی کنار آقای شریعتمداری بود که حتما ساواکی بود. او همه اتفاقات خانه شریعتمداری را به ساواک گزارش می کرد.»[۱۵]

موافقان دارالتبلیغ

موافقان دارالتبلیغ را می توان در چهار گروه تقسیم کرد:

گروه اول: اساتید شاخص دارالتبلیغ که عبارتند از: مرحوم شريعتمدارى، آيت اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى، مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى، دكتر احمد بهشتى، استاد محمد جواد مغْنيّه، دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيت اللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى، آیات سبحانی، مکارم شیرازی، دوانی، مطهری، سیدموسی صدر، فلسفی، صدر بلاغی، مشکینی، ابراهیم امینی، احمدی میانجی، سیدمهدی روحانی، مرحوم محققی، مهندس بازرگان و مرحوم پرورش که این دسته با طرح و ایده دارالتبلیغ موافق بودند و حتی آیت الله احمدی میانجی برای کمک به خرید ساختمان موسسه سفری به میانه می کند و بر بالای منبر مسأله کمک به موسسه را مطرح می کند. وی در همین رابطه می‌گوید:‏ ‏‏«وقتی دارالتبلیغ شروع به کار کرد،‌ عده‌ای در آذربایجان برای کمک به ساختمان آن پول جمع می‌کردند. من نیز به شهر میانه رفتم و روی منبر آن مساله را عنوان کردم. آن ‏‎‎‏زمان تقریبا ۹ هزار تومان جمع آوری می شود.»[۱۶]

برخی از بزرگان یا باواسطه یا بی واسطه به موافقت از آن اذعان کردند که می توان به آیت الله میلانی، علامه طباطبایی،  برادر ایشان سیدحسن الهی، شیخ مرتضی حائری و سیدعلی بهبهانی اشاره کرد.[۱۷]

لازم به ذکر است افراد و بزرگانی که در این دسته نام برده شد غیر از مرحوم شریعتمداری صرفا جهت اطلاع و تاریخ نگاری است اما آیا آنها در ادامه نیز موافق دارالتبلیغ بودند و از برنامه ها و سیاست های آن حمایت می کردند یا خیر؟ اسنادی در دست نیست.

گروه دوم: این دسته موافق دارالتبلیغ از ابتدای تاسیس تا پایان فعالیت آن بودند. سید احمد خسروشاهی و حکم آبادی از سردمداران این طیف از روحانیون موافق دارالتبلیغ بودند تا جایی که حکم آبادی حتی بعد از پیروزی انقلاب نیز از مدافعان شریعتمداری بود و در‏‎ ‎‏مسیر انقلاب و مبارزه حتی پس از پیروزی مانع تراشی و ایجاد مشکل می کرد.[۱۸]

جالب اینکه سید احمد خسروشاهی در زمان حیات آیت الله بروجردی یکی از مخالفان شریعتمداری به حساب می آمد اما بعد از رحلت ایشان کم کم به مرحوم شریعتمداری تمایل پیدا می کند و اوج دلدادگی خویش به آستان شریعتمداری را در دارالتبلیغ نمود و ظهور می دهد و کاملا صف خود را از مبارزین انقلاب جدا می کند، گرچه قبلا به خاطر مبارزه متحمل زندان نیز شده بود.[۱۹]

یکی از اشخاص حامی جریان دارالتبلیغ از ابتدا تا پایان کار، سید هادی خسروشاهی است. وی در مصاحبه های متعدد این مطلب را القاء می کند که رابطه دستگاه مدیریت شاه با دارالتبلیغ دسیسه رژیم است. یکی از آن مصاحبه ها در خصوص شخصیت آیت الله مشکینی بود، وی در آن مصاحبه در دفاع از دارالتبلیغ گفت: «واقع مطلب اين است كه اين داستان هم مانند غوغاي كتاب «شهيد جاويد» توسط ايادي رژيم دامن زده مي‌شد و گروهي هم ناآگاهانه آن شايعات را باور مي‏كردند و به مخالفت عليه وي برمي‌خاستند. ولي بايد اشاره كرد كه هم اكنون همه اسناد دربار شاه، ساواك و شهرباني آن دوران در اختيار است، اگر حتي يك سند معتبر در مورد دخالت يا كمك يا هواداري نهادهاي رژيم در اين امر وجود داشت، بي‏ترديد تاكنون منتشر شده بود. اين مي‌تواند دليل محكمي باشد بر اينكه موضوع دخالت رژيم در تاسيس و پيدايش دارالتبليغ، پايه و اساسي نداشت و خوشبختانه برنامه آتي و تكميل شده همان موسسه با گستره‌اي كامل‌تر و جامع‌تر از سوي «دفتر تبليغات اسلامي» و در همان محل، استمرار دارد.»[۲۰]

گروه سوم: کسانی که به صراحت نسبت به اجرای حکم علیه دارالتبلیغ مخالفت و انتقاد دارند. یکی از این افراد که در سالهای اخیر به دفاع از اندیشه شریعتمداری به پاخاست محسن کدیور است. او در سال ۹۱ کمتر از سه ماه چهار مقاله با عناوین «اسنادی از مظلومیت آیت الله شریعتمداری/ ۱۲ آبانماه ۹۱»، «اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب/ ۳۰ آبانماه ۹۱»، «ممانعت از اعزام بیمار سالمند مبتلی به سرطان به بیمارستان/ ۱۶ آذرماه ۹۱» و « اعاده حیثیت از آیت الله شریعتمداری/ ۱۳ دی ماه ۹۱» در فضای مجازی(وبلاگ محسن کدیور) منتشر کرده است.[۲۱]

موضوع نگارش مقاله چهارم کدیور، خلع مرجعیت شریعتمداری است. وی معتقد است این خلع مرجعیت، مخالف موازین شرعی است و ناشی از برداشت ضیق از شریعت است از این رو این عمل نشانه سنت سیّئه‌ عدم مدارا و عدم تحمل منتقد و مخالفِ مسالمت جو در جمهوری اسلامی است.

در همین راستا کدیور معتقد است که بحث دارالتبلیغ یکی از نشانه های عدم تحمل مخالف در نظام سیاسی ایران است؛ زیرا مطابق اساسنامه‌‌ دارالتبلیغ، تصرف در آن بدون رضایت و اذن هیأت امنای ۹ نفره‌ شرعا و قانونا تصرف عُدوانی و غصب محسوب می شود. وی از همین رو معتقد است مرحوم آیت الله خمینی به شورای عالی قضائی دستور داده مسئله به صورت شرعی حل شود. اما طبق همین نقل، شورای عالی قضائی دستور ولی فقیه را شنیده اما صلاح ندانسته است بر طبق موازین شرع عمل کند. [۲۲]

یکی دیگر از کسانی که قدم در پیشگاه تطهیر شریعتمداری و اقدام هایی که بر علیه او شده بود، بر می دارد، شیخ یوسف صانعی دادستان وقت کل انقلاب اسلامی است. او که خود حکم از حضرت امام جهت توقیف اموال موسسه را دارد، در جهشی ۱۸۰ درجه از اقدامات خود در آن سالها اظهار پشیمانی می‎کند. وی در دیدار با برخی از اصلاح طلبان در مشهد می گوید: «در قضایای مربوط به مرحوم آیت الله العظمی شریعتمداری من خیلی جوانتر از حالا بودم. از کوچه ای که ایشان از منزل می‌آمدند تا دارالتبلیغ (قمی های جمع خوب می‌شناسند) من در مسیر مقابل حرکت میکردم چشم در چشم ایشان می‌شدم و برای نشان دادن بغض، تحقیر و مخالفتم به ایشان سلام نمی‌کردم. حالا بعد ٣٥ سال گاهی که سری به مدرسه فیضیه میزنم این طلبه‌های جوان تندرو عینا آن رفتار را با من می‌کنند. سبحان الله.»[۲۳]

 

 

گروه چهارم: این دسته شامل افرادی است که خود از گردانندگان اصلی دارالتبلیغ بودند و بعد از مدتی از آن فاصله پیدا کردند که مرحوم علی دوانی[۲۴] و مصطفی زمانی[۲۵] را می شود در این دسته جای داد.

 

 

«ادامه دارد…»

 

 

نگارنده: علیرضا فلاحی

 

 


 

[۱] . خاطرات منتظری جلد اول ص ۲۱۴- ۲۱۶

[۲] . http://www.dte.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=News&CategoryID=1afef740-6bec-431e-a9c7-1fbcf4aff393&WebPartID=8f2a97c2-fed4-4c0a-972b-4077b405057a&ID=e161644c-be30-41a3-89a9-31ed71334de0

[۳] . http://mihantv.com/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/

[۴] . http://www.khosroshahi.org/main/index.php?Page=definition&UID=3983583

[۵] . http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_60869/10243_==_F_NewsKindIDInvalid/

[۶] . https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%AE%D9%84%D9%82_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

[۷] . http://www.irdc.ir/fa/news/1062/

[۸] . همان

[۹] . https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/01/22/1696892/

[۱۰] . http://jameehmodarresin.org/index.php/azae-jameeh/azae-sabeq/52-majmoe-etelaiyeha/—1361/658-547

[۱۱] . http://www.bbc.com/persian/iran/story/2005/08/050811_mj-mkhalaji-qom-clerics.shtml

[۱۲] . http://www.irdc.ir/fa/news/1062/

[۱۳] . http://aghigh.ir/fa/news/263/

[۱۴] . شريعتمداري در دادگاه تاريخ  144 و ۱۴۵

[۱۵] . https://books.google.com/books?id=c99rCwAAQBAJ&pg=PT93&lpg=PT93&dq

[۱۶] . عبدالرحیم اباذری، وادی عشق ص ۱۲۸-۱۲۹

[۱۷] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

[۱۸] . خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول) ص ۱۵۰

[۱۹] . همان، ص ۴۷

[۲۰] . http://aghigh.ir/fa/news/263/

[۲۱].  سؤالی در ارتباط با مقالات چهارگانه کدیور مطرح است این است که چرا بعد از گذشت حدودا ۳۰ سال از رحلت شریعتمداری وی به نگارش مقالاتی در دفاع از شریعتمداری پرداخته است؟

پاسخ: تقارن مقالات کدیور در خصوص دفاع از شریعتمداری با رخدادهای سیاسی همان سال( ۹۱ و ۹۲) نمی تواند بی‌ارتباط باشد. در آن ایام مسائل سیاسی کشور به سمت انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ هدایت می شود. شاید دلیل این نگارش و دفاع از شریعتمداری پس از ۳۰ سال نوع نگاه کدیور از اسلام باشد؛ زیرا وی با القاء دو رویکرد و خوانش از اسلام (اسلام اعتدالی به سردمداری مرحوم شریعتمداری و ارائه اسلام انقلابی توسط امام) در صدد گفتمان سازی اعتدالی برای نامزد این طیف برای انتخابات پیش رو بود.

کدیور در سال ۹۴ کتابی با عنوان «اسنادی از شکسته شدن ناموس انقلاب» در ۴۴۷ صفحه منتشر کرده است که در دفتر اول آن به مجموعه مواجهه جمهوری اسلامی با علمای منتقد، پرداخته است.

[۲۲] . متن مقاله چهارم را از لینک ارائه شده می توانید مشاهده نمایید. http://kadivar.com/?p=10142

[۲۳] . http://www.ensafnews.com/63255/

[۲۴] . http://shahide-motahar.mihanblog.com/extrapage/davani

[۲۵] . خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول) ص .۱۵۴

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=979

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *