LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

رابطه اهل‌کتاب با منافقان از منظر قرآن

برگزیده یادداشت

رابطه اهل‌کتاب با منافقان از منظر قرآن

rahbari جولای 7, 2019
  1. منافقان؛ برادران اعتقادی اهل‌کتاب

حق تعالی با صراحت، منافقان را برادران اهل‌کتاب می‌خواند و مي‌فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطيعُ فيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ‏».[1] منافقین چون به‌حسب ظاهر، مسلمان و اهل مدینه بودند (وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاق‏)[2] در جریان اِجلای یهود خواستند به تبعید آنها رنگ قداست بدهند؛ لذا گفتند: اگر شما از جزیرة‌العرب بیرون رفتید، ما نیز به‌همراه شما می‌آییم تا نگویند یهودیان را بیرون کردند؛ چون ما، هم مسلمان و هم اهل مدینه‌ایم، اگر شهر را ترک کنیم، هم تبعید شما رنگ هجرت می‌گیرد و هم سندی برای بی‌لیاقتی مسلمین است. همچنین  آنان در این کار، آن‌چنان مصرند که می‌گویند: «و لا نُطِیع فیکم أحداً أبداً». کلمه «أبداً» تأکیدی است برای اینکه اگر هرگونه فشاری بیاید که بخواهد جلوی هجرت ما را بگیرد، بی‌اثر است. آنان برای اینکه اثبات کنند این همکاری نه برای آن است که در مدینه باهم دادوستد و روابط تجاری داشتند، بلکه فقط در راه عقیده است، گفتند: «و إن قُوتِلتُم لَنَنصُرَنَّکُم»؛ چون جنگی که بین مسلمین و یهودیان بروز می‌کرد، فقط برای عقیده بود؛ نه بر سر مال و تجارت و سرزمین. پس آنان برای اینکه اثبات کنند این هماهنگی، در اعتقاد است، نه در مسائل دیگر، گفتند: «و إن قُوتِلتم لَنَنصُرَنَّکُم».

اینکه فرمود: «يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ»، این اخوت، اخوت در اعتقاد است و محدود به نسب و آب و خاک نیست – مثل آیه «إنما المؤمنونَ إخوَةٌ»- یعنی همه منافقان در هرجا برادران اهل‌کتاب هستند؛ از حیث اعتقاد و عدم قبول حق.

  1. امید منافقان بر کمک اهل‌کتاب

منافقان که ایمانی به خدا نداشتند، به‌جای توکل بر خدا و اعتماد بر نصرت الهی، بر عده و امکانات یهودیانِ هم‌پیمانشان چشم دوخته بودند؛ به همین جهت، برای راضی کردن آنها و تداوم دوستی‌شان، هر کاری را می‌کردند. حق تعالی به این صفت منافقان اشاره کرده و می‌فرماید: «فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ».[3]

مفسرین در تفسیر این آیه گفته‌اند: منظور، منافقین هستند که در دوستی با یهود شتاب می‌کردند و حتی بچه‌هایشان را برای شیر دادن، به ‌آنها می‌سپردند، و می‌گفتند: از وقوع حوادث می‌ترسیم؛[4] یعنی می‌ترسیم مسلمانان شکست بخورند و یهود پیروز شوند؛ لذا دست دوستی به آنها دادیم.

همچنین در برخی از تفاسیر وارد شده که عُبادَةبن‌صامت نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: من هم‌پیمانان زیادی از یهود دارم؛ ولی از کمک و ولایت آنها بیزاری می‌جویم و به ولایت خدا و رسولش پناه می‌آورم. عبدالله‌بن‌اُبَی منافق گفت: ولی من از ولایت یهود بیزاری نمی‌جویم و از حوادث روزگار می‌ترسم.  و این آیه نازل شد.[5]

چنان‌که ملاحظه می‌شود، منافقین با کمک‌های اهل‌کتاب – به‌خصوص یهود- در مدینه فعالیت داشتند و می‌توان گفت: پشت پرده توطئه‌های منافقان، اهل‌کتاب بودند و هماهنگی بین یهود و منافقین، چیزی است که حتی نویسندگان یهودی نیز بر آن اذعان کرده‌اند؛ چنان‌که «اسرائیل ولفنسون» در کتاب « تاريخ اليهود في بلاد العرب» می‌نویسد: «یهودیان با سردسته منافقان، عبدالله‌بن‌اُبَی پیوندی ناگسستنی داشتند و حتّی در هنگام مرگ، بر بالین او حاضر شدند و پس از مرگش نیز برای او عزاداری کردند.[6]

خدمات منافقان به اهل‌کتاب در عصر رسالت

بیان قرآن در ارتباط بین اهل‌کتاب و منافقین که به «اخوت» تعبیر آورده است، در اثبات ادعای همکاری بین این دو گروه کافی است؛ اما برای روشن شدن این امر، لازم است خدمات متقابل آنها برای هم تبیین شود. در اینجا خدمات منافقین به اهل‌کتاب را به‌صورت اختصار اشاره می‌کنیم:

  1. تحریک یهودیان برای جنگ با مسلمانان؛[7]
  2. کمک به اهل‌کتاب در جنگ علیه مسلمین؛[8]
  3. هم‌صدا شدن با یهود و ایجاد تشویش و شورش علیه پیامبر(ص)؛[9]
  4. هم‌پیمان شدن با اهل‌کتاب و دوستی با آنها برخلاف دستورات قرآن؛[10]
  5. اجرای فرامین اهل‌کتاب در مواقعی که خودشان حضور نداشتند؛ مثل ساختن مسجد ضرار به‌دستور آنها؛[11]
  6. تخلف از یاری پیامبر(ص) در جنگ‌ها به‌نفع یهود؛[12]
  7. یادآوری برتری فرهنگی اهل‌کتاب به مسلمین و اعتقاد به خرافات آنها؛
  8. سعی و تلاش برای ترویج آموزه‌های کتب اهل‌کتاب در بین مسلمین.

پشتیبانی  اهل‌کتاب از منافقان

علاوه بر اینکه منافقین به‌عنوان جاسوس، کارهایی را برای اهل‌کتاب در مواقع ضروری انجام می‌دادند، علمای اهل‌کتاب نیز با وعده‌ها و دروغ‌ها و با حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی خود، منافقین را پشتیبانی می‌کردند. در اینجا برای نمونه، چند  مورد از این اقدامات ذکر می‌شود:

  1. وعده یاری به منافقان، در صورت پیروزی در جنگ؛[13]
  2. تشکیل جلسات سری منافقان در منازل یهود؛
  3. تمجید و توصیف منافقان و مغرور کردن آنها.
  4. نجات جان منافقان در صورت شرکت کردن آنها در جنگ.

 

[1] –  الحشر(59): آیه 11

[2] – التوبه(9): آیه 101

[3] – المائده(5): آیه 52

[4] – الدر المنثور،ج3 ص400

[5] – أسباب النزول ،ص:200

[6]   –    ص226.

[7] – مانند اقدامات آنها در جنگ بنی‌نضیر که یهود را تشویق می‌کردند تا با پیامبر(ص) جنگ کنند.

[8] – الحشر(59): آیه 11

[9] – چنان‌که در جنگ بنی‌قُریظه هنگام قطع درختان اتفاق افتاد.

[10] – أسباب النزول ،ص:200

[11] – تاريخ الإسلام ( للذهبی)،ج‏2،ص:649

[12] – مثل تخلف در جنگ احد و همراهی با یهود.

[13] – چنان‌که ذکر شد، عبدالله‌بن‌اُبَی و امثال او،  به‌جای اعتماد به نصرت الهی، بر این وعده‌ها امید داشتند.

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=9367
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *