LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

رویارویی حق و باطل در تاریخ

دشمن شناسی در تاریخ دوره انبیاء علیهم السلام

رویارویی حق و باطل در تاریخ

rahbari آبان ۲۰, ۱۳۹۷

تقابل حق و باطل در اعصار مختلف، موضوعی است که برخی از صاحب‌نظران در تاریخ بر آن اصرار دارند. در نوشته حاضر، عقیده مذکور، با آیات قرآنی به اثبات رسیده است.

رویارویی حق و باطل از آغاز تاریخ تاکنون، یک جریان دنباله‌دار بوده و فرماندهی هنوز در دو طرف باقی است:

«اللهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون‏ (۱)؛

خدا یاور مؤمنان است؛ ایشان را از تاریکی‌ها به روشنی می‌برد؛ ولی آنان که کافر شده‌اند، طاغوت یاور آن‌هاست که آن‌ها را از روشنی به تاریکی می‌کشد. اینان جهنمیانند و همواره در آن خواهند بود».

فرمانده جبهه حق، خداست و فرمانده جبهه باطل، طاغوت است. اصل طاغوت، شیطان است و او تجربه پیشین را به پیروان خویش منتقل کرده و مسیر را به آنان نشان داده است تا با بهره‌گیری از امکاناتی که در اختیار دارند، پیش روند. خداوند متعال نیز چنین کرده است. در این صورت، می‌توان تاریخ را پیش‌بینی کرد؛ همان‌گونه که قرآن آن را برای ما بیان کرده است:

«وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ (۲)؛

و فرجام نیک از آنِ پرهیزکاران است».

بنابراین، هر چه از ابتدای تاریخ پیش می‌رویم، اوضاع حق بهتر می‌شود. اگر کلیت تاریخ را نگاه کنید، همیشه حق را در حال پیشرفت می‌بینید.

البته در طول تاریخ، گروهی با آن‌که می‌دانستند آنچه پیامبران آورده‌اند حق است، به مخالفت متعصبانه با آن‌ها برمی‌خاستند:

« كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فيهِ إِلاَّ الَّذينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم (۳)؛‏

مردم یک امت بودند. پس خدا پیامبران بشارت‌دهنده و ترساننده را فرستاد و بر آن‌ها کتاب بر حق نازل کرد، تا آن کتاب در آنچه مردم اختلاف دارند، میانشان حکم کند؛ ولی کسانی که کتاب بر آن‌ها نازل شده و حجت‌ها آشکار گشته بود، از حسدی که به هم می‌ورزیدند، در آن اختلاف کردند و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقیقتی که اختلاف می‌کردند، راه نمود که خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند».

از آیات قرآن چنین برمی‌آید که این اختلاف و جدایی، قانون و قاعده اجتماع است و اگر نباشد، شگفت‌آور است:

«وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً واحِدَةً وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفين‏ (۴)؛

و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یک امت کرده بود، ولی همواره گونه‌گون خواهند بود».

خداوند، وجود دشمنان و مخالفان سرسخت برای هر پیامبر را سنتی طبیعی و تغییرناپذیر می‌داند و می‌فرماید:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمينَ وَ كَفى‏ بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصيراً (۵)؛

این چنین برای هر پیامبری، دشمنی از مجرمانِ [امتش] پدید آوردیم و پروردگار تو برای راهنمایی و یاری تو کافی است».

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُون (۶)؛

و همچنین برای هر پیامبری، دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم. [آن‌ها] برای فریب یکدیگر، سخنان آراسته القا می‌کنند. اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند. پس  با افترایی که می‌زنند، رهایشان ساز».‏

 

(۱). بقره/ ۲۵۷٫

(۲). اعراف/ ۱۲۸٫

(۳). بقره/ ۲۱۳٫

(۴). هود/ ۱۱۸٫

(۵). فرقان/ ۳۱٫

(۶). انعام/ ۱۱۲٫

 

 

 

 

 

 

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=1145
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *