LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

سیاست جریان سقیفه در به شهادت رساندن یاران علی(ع)

برگزیده دشمن شناسی در تاریخ دوره ائمه علیهم السلام

سیاست جریان سقیفه در به شهادت رساندن یاران علی(ع)

rahbari می 13, 2019

جریان سقیفه که موقع رحلت پیامبر مکرم اسلام(ص) با غصب حکومت در مقابل امیرالمؤمنین(ع) ایستاد، در ادامه و خصوصا دوران حکومت آن حضرت نیز سیاست دشمنی را ادامه داد. نمونه‌ای را از آنچه ذکر شد، مرور می­کنیم:

یکی از برنامه‌های جریان سقیفه بعد از به قدرت رسیدن امیرالمؤمنین(ع) این بود که یاران حضرت را از ایشان بگیرد. در آن زمان، ارتباط سیاسی مردم با حاکم از طریق نماز جمعه‌ها بود. علی(ع) برای مناطق مختلف استاندارهایی را تعیین کرده بود که ضمنا خطیب جمعه هم بودند و در ارتباط مردم شهرها با حضرت، نقش اساسی را داشتند. آنچه که مردم را برای حکومت نگه می‌داشت، همین نماز جمعه‌هایی بود که توسط استانداران اقامه می‌شد؛ چراکه در خطبه نماز جمعه با دلیل از امیرالمؤمنین(ع) دفاع می‌کردند و مردم را به حمایت از ایشان فرامی‌خواندند.

از طرفی نماز جمعه باید توسط کسانی اقامه بشود که عادل بوده و نسبت به احکام دین هم عالم باشند. امیرالمؤمنین(ع) چه تعداد از این نیروها را در اختیار دارد که هم عادل و عالم باشند و هم بتوانند از حضرت به‌درستی دفاع کنند؟ علی(ع( تعداد اندکی از این نیروها را تربیت کرده بود؛ ولی وقتی آن‌ها را از حضرت بگیرند، ایشان مجبور می‌شود که از تربیت‌شده‌‌های خلفای اول و دوم و سوم برای استانداری استفاده کند و آنان کسانی بودند که وقتی توسط امیرالمؤمنین(ع) برای استانداری انتخاب می‌شدند، به‌جای دفاع از آن حضرت، از مخالفین ایشان دفاع می‌کردند.

دست علی(ع) برای فرستادن استاندار بسته بود. آن حضرت مجبور شد که به‌دلیل نداشتن جایگزین مناسب، افرادی مانند زیادبن‌ابیه را که استاندار فارس بود از سمت خود برکنار نکند. وقتی حضرت افرادی مانند مالک اشتر و محمدبن‌ابی‌بکر را از دست می‌دهد، جایگزین مناسبی ندارد که به‌جای آن‌ها به مصر بفرستد.

به‌هرحال، آن‌ها تصمیم گرفتند که با گرفتن یاران امیرالمؤمنین(ع) ایشان را زمین بزنند. در جنگ جمل و بعد هم جنگ صفین، تمام یاران درجه‌یک آن حضرت به شهادت رسیدند و دست حضرت به‌کلی خالی شد. زمانی که خبر شهادت مالک به امیرالمؤمنین(ع) رسید، حضرت گریست و فرمود که ای روزگار! تو همه یاران علی را گرفتی. وضعیت به‌قدری برای امیرالمؤمنین(ع) سخت می‌شود که موقع خطبه خواندن آن حضرت در مسجد، یکی از خوارج جسارت کرده و ایشان را متهم به شرک می‌کند، اما یک نفر به او اعتراض نمی‌کند (1).

 

(1). برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد طائب.

 

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=1164
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *