LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

مبارزات حضرت ابراهیم(ع)

برگزیده دشمن شناسی در تاریخ دوره انبیاء علیهم السلام

مبارزات حضرت ابراهیم(ع)

rahbari دی ۶, ۱۳۹۷

استاد مهدی طائب در چند جلسه از درس تاریخ تطبیقی‌شان به مبارزات روشنگرانه حضرت ابراهیم(ع) در مقابل جبهه باطل و نُمرودیان پرداخته‌اند که قسمتی از آن تقدیم می‌شود.

 

پس از حادثه طوفان(نوح)، تا زمانی که ماجرا یاد افراد بود، خوب بودند؛ اما به‌تدریج آن را فراموش کردند. پس از تکثیر نسل و زادوولد، شیطان دوباره یار‌گیری کرد و چهار یا پنج نسل که گذشت، ناگهان اوضاع زمین دوباره خراب شد.

زمانی که حضرت ابراهیم(ع) به دنیا آمد (و یا در دورانی که مادرش به او باردار بود) پدرش از دنیا رفت. مادر آن پیامبر الهی با عمویش ازدواج کرد و حضرت ابراهیم(ع) در خانه عمو، بزرگ شد؛ درنتیجه، عمو پدر مولِّد ایشان نبود، بلکه پدر مربّیش بود. اما این پدر مربی، بت‌ساز و مشاور نُمرود بود.

خدای متعال به ابراهیم(ع) امر نمود تا به اصلاح جامعه که در آن، آفتاب‌پرست و ستاره‌پرست و ماه‌پرست و بت‌پرست، و از طرفی، خدای بزرگی به‌نام نمرود سربرآورده بودند، بپردازد. آن افرادِ غیرموحد، نسل پنجم اشخاصی بودند که سوار بر کشتی نوح(ع) بودند.

ابراهیم(ع) ابتدا به سراغ کسانی رفت که می‌گفتند پروردگار ما آفتاب است. دقت کنیم که بین «الله» و «رب» تفاوت هست؛ «الله» مُوجِد کل خلایق است، اما «رب» به‌معنای پرورش‌دهنده و رشددهنده است. ما اصولا در عالم کسی را نداریم که «الله» را انکار کند؛ اما در اینکه عالَم را چه‌کسی اداره می‌کند، اختلاف است؛ یک دیدگاه، دیدگاه موحدین است که می‌گویند: همه کارها در دست خود خداست؛ اما خدا ملائکه را آفریده است که آنها اسباب جریان اراده الهی‌اند. درمقابل، فرزند آدم(ع) هم «الله» را انکار نکرد، اما به‌جای سیستم ملائکه، بت را درست کرد؛ لذا به‌عنوان مثال، بت باران به وجود آمد و به‌تدریج هم، برای هر روز از سال و برای هر ساعتی از روز، بت مخصوصی به وجود آوردند. بت‌پرستانی که در حال حاضر در هند هستند، سیصدوشصت میلیون بت دارند. البته این بت‌ها فضای زیادی را اشغال نمی‌کنند؛ و چه‌بسا بعضی از آنها، به‌اندازه ناخن هستند.

به‌هرحال، موقعی که ابراهیم(ع) با آفتاب‌پرستان روبه‌رو شد، گفت: مگر شما نمی‌گویید که خورشید رب‌العالمین است؟ گفتند: بله. ابراهیم(ع) گفت: زمانی که شب فرا می‌رسد، چه‌کسی دنیا را اداره می‌کند؟ آنها نتوانستند جواب ابراهیم(ع) را بدهند. ابراهیم(ع) فرمود: من چیزهای زوال‌پذیر را دوست ندارم.

حضرت ابراهیم(ع) با سخنان خود، این حقیقت را در میان مردم جا انداخت که آن‌ معبودها مدیر نیستند.

بعد از این قضیه، ابراهیم(ع) سراغ خود نُمرود رفت. قبلا به نمرود خبر داده بودند که ابراهیم(ع) در اجتماع، سخنان مخالفی دارد. نمرود از حضرت ابراهیم(ع) پرسید: اگر من خدا نیستم، پس چه‌کسی خداست؟ آن پیامبر الهی پاسخ داد: خداوند کسی است که این دنیا را مدیریت می‌کند. نمرود گفت: خدای تو چه کاری می‌کند که من نمی‌توانم آن را انجام بدهم؟ ابراهیم(ع) پاسخ داد: خدای من زنده می‌کند و می‌میراند. نمرود گفت: من هم توانایی انجام این کار را دارم. سپس دو زندانی را احضار کرده، یکی را گردن زد و دیگری را آزاد کرد و گفت: دیدی که من هم زنده کرده و می‌میرانم! در این‌جا حضرت ابراهیم(ع) با نمرود وارد بحث نشد؛ چراکه بحث با نمرود، نفعی نداشت و باعث می‌شد این بحث‌ها چندین سال بدون نتیجه ادامه یابد.

در ادامه، ابراهیم(ع) گفت: خدای من کسی است که خورشید را از مشرق در می‌آورد و به مغرب می‌برد؛ اگر تو توانایی داری، عکس آن را انجام بده. نمرود نتوانست برای این سخن جوابی پیدا کند.

بعد از این اتفاق، ابراهیم(ع) به سراغ بت‌ها رفت و روزی که مردم برای گردش به بیرون از شهر رفته بودند، همه آنها را با تبری نابود کرد و سپس آن را به گردن بت بزرگ انداخت. وقتی مردم از گردش برگشته و دیدند که بت‌ها نابود شده است، گفتند: «مَن فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ» (انبیاء/ ۵۹). سپس گفتند: احتمالا کار ابراهیم است، زیرا او همیشه درباره بت‌ها بد می‌گفت.

زمانی که حضرت ابراهیم(ع) را احضار کردند، گفت: «بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن کَانُوا یَنطِقُونَ» (انبیاء/۶۳). حاضرین گفتند: بت‌ها که نمی‌توانند صحبت کنند و یا از خودشان دفاع کنند. ابراهیم(ع) گفت: بت‌هایی که نمی‌توانند صحبت کنند و یا از خودشان دفاع کنند، چگونه می‌توانند حاجات شما را برآورده کنند؟! وقتی منطق ابراهیم (ع) را شنیدند، به خودشان آمدند: «فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ» (انبیاء/۶۴).

نمرودیان تصمیم گرفتند که حضرت ابراهیم(ع) را به‌خاطر توهین به بت‌ها مجازات کنند. آتش بسیار بزرگی را فراهم کردند تا آن پیامبر الهی را به آتش بیندازند: «قَالُوا حَرِّقُوهُ وَانصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَاعِلِينَ» (انبیاء/۶۸). ولی خداوند دستور داد تا آتش، سردی و سلامتی برای ابراهیم(ع) باشد: «قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ» (انبیاء/۶۹). خداوند آتش را برای ابراهیم(ع) سرد گردانید تا برای کسانی که شاهد ماجرا بودند، اتمام حجت کند.

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=1906
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *