LOADING

Type to search

« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصاري‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَکْبِرُونَ» (مائده 82)          «أيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأحَدِهِمْ بَلْ كَأنِّي بِمَا انْتَهَى إِلَيَّ مِنْ أُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ أوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِم؛ پسرم! اگرچه من به‌اندازه مردمی که پیش از من بوده‌اند عمر نکرده‌ام، ولی در کردارشان دقت و در اخبارشان فکر نموده و در آثارشان سیاحت کرده‌ام، تا جایی که همانند یکی از آنان شده‌ام. بلکه گویی از پی آنچه که از وضع آنان به من رسیده، عمرم را با اولین و آخرین‌شان گذرانیده‌ام». (نهج‌البلاغه، نامه 31)

مسيحيت پولَسی؛ عمليات يهود براي تخريب دين مسيح

برگزیده دشمن شناسی در تاریخ دوره انبیاء علیهم السلام

مسيحيت پولَسی؛ عمليات يهود براي تخريب دين مسيح

rahbari بهمن ۲۳, ۱۳۹۷

به گزارش تاریخ تطبیقی، اصطلاح نفوذ هرچند که در دوران اخیر کاربرد بیشتری پیدا کرده است، ولی این‌گونه اقدام از دیرباز خصوصا در میان مخالفان و دشمنان ادیان ابراهیمی رایج بوده است که از آن‌جمله می‌توان به نفوذ پولَس یهودی در آیین مسیحیت با هدف تخریب این دین آسمانی اشاره کرد. بخشی از کتاب «دشمن شدید» که برگرفته از دروس تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب است، به این امر پرداخته است:

پس از عيسي† سازمان يهود نفس راحتي کشيد، اما مبارزه با دين مسيح همچنان ادامه يافت. به گفته اناجيل، حضرت عيسي† پترس[۱] را به جانشيني خود برگزيده و امتش را به پيروي از او فراخوانده بود.[۲] از عبارات انجيل چنين بر‌‌مي‌آيد که مأموريت پترس، عام بوده و شامل غيريهوديان نيز مي‌شده است.[۳] پترس پس از صعود عيسي† به آسمان، در ميان پيروان او نقش محوري داشت. اين امر به خوبي از عبارت باب اول کتاب «اعمال رسولان» بر‌‌مي‌آيد. پترس در مواردي حتي به سراغ غيريهوديان نيز رفته و بين آنها فعاليت کرده است.[۴]

تا حدود سال ۴۰ ميلادي، يعني حدود ده سال پس از حيات زميني عيسي†، اوضاع به همين منوال بود. در اين زمان، شخصي به نام شائول، به مسيحيت گرويد و به پولس تغيير نام داد.[۵] پولس، از فريسيان و علماي بزرگ يهود و دشمن سرسخت مسيح بود. او به شدت دستگيري و قتل عيسي† را دنبال مي‌کرد و بر مسيحيان سخت مي‌گرفت و آنان را شکنجه و آزار مي‌داد.[۶] وي براي دستگيري نوايمانان مسيحي که گريخته بودند، از رئيس کاهنان نامه گرفته بود و به‌سوي دمشق مي‌رفت که در نزديکي دمشق، نوري در اطرافش درخشيد و صدايي شنيد که به او گفت: شائول، شائول، چرا بر من جفا مي‌کني؟ او پرسيد: تو کيستي؟ و پاسخ شنيد: من آن عيسي هستم که تو بر او جفا مي‌کني. سپس حضرت به وي دستور داد به شهر برود تا دستور بعدي به او برسد.

هنگامي که پولس وارد دمشق شد، مؤمنان مسيحي به وحشت افتادند و معابد مسيحي هشدار دادند که شائولِ يهودي آمده و آتشي به راه خواهد انداخت. وي وارد معبدي شد و گفت: نترسيد، من با شما هم‌فکر هستم؛ تاکنون خطا مي‌کردم و اکنون دريافته‌ام که حق با شماست و عيسي† مرا به پيروي از مسير حق فراخوانده است.[۷]

اين ماجرا را لوقا، که بعداً توسط پولس (يا سولس) ايمان آورده و شاگرد خصوصي او بود، در کتاب «اعمال رسولان» نقل کرده است. هشت باب نخستين اين کتاب، درباره پترس (جانشين راستين عيسي†) و تلاش‌هاي اوست، اما از باب نهم به بعد، بيشتر به مسافرت‌هاي تبليغي پولس بين مردم مي‌پردازد که باعث شد عده‌ فراواني در شهرهاي مختلف به مسيحيت بگروند. حتي برنابا که از حواريون خوب عيسي† بود، نخست جذب عقايد دروغين پولس شد؛ چراکه پولس تمام تفسير تورات را مي‌دانست و آن را حفظ بود. به تدريج برنابا دريافت که آموزه‌‌هاي پولس داراي انحرافاتي است. پس به او اعتراض کرد، اما پولس پاسخ داد: «تفسير من و تو از انجيل متفاوت است.»[۸]

به تدريج بين پولس و ديگر حواريون، از جمله پترس، اختلافاتي در زمينه‌هاي عقيدتي، عملي و رهبري جامعه مسيحيت روي داد. پولس برگزيدگي پترس از سوي عيسي† را پذيرفته بود، اما مدعي بود مأموريت پترس تنها در ميان يهوديان بوده و بعداً حضرت عيسي†، همان مأموريت را در امت‌ها به او سپرده است.[۹]

مسئله به اينجا ختم نشد؛ بلکه پولس رو در روي پترس ايستاد و با او مخالفت کرد، حتي او را به نفاق متهم ساخت: «و ساير يهوديان هم با وي نفاق کردند، به حدي که برنابا نيز در نفاق ايشان گرفتار شد.»[۱۰]

از آن پس، دو پرچم در جامعه مسيحي آن زمان برافراشته شد و مردم نيز به دو گروه تقسيم شدند: دسته‌اي بنا به سفارش مسيح† از پترس و حواريون پيروي کردند و دسته ديگر، که بيشتر غيريهوديان بودند، پولس را به رهبري برگزيدند.

پولس، الهياتي جديد پديد آورد که هرگز با سخنان عيسي† انطباق نداشت.[۱۱] به اعتقاد او، عيسي† مقام الوهي و فوق بشري داشت. او خدا بود که جسم گرفت[۱۲] تا به صليب رود و قرباني گناه انسان شود.[۱۳] به تدريج علماي بزرگ آن زمان که به مسيح اعتقاد داشتند، حقيقت را دريافتند، ولي ديگر دير شده بود. پولس تمام انجيل‌ها را باطل اعلام کرد و تنها سخن خويش را حجت دانست.[۱۴]

شاکله دين عيسي†، فريسي‌ستيزي بود و آشکارا به آن حمله کرده بود،[۱۵] اما پولس با نامه‌ها و کتاب‌هاي خويش، لبه تيز فريسي‌ستيزي عيسي† را کند کرد و مسيحيت را دين آشتي با يهود ساخت. اين مطلب را مي‌توان از مجموع نامه‌هاي پولس دريافت.[۱۶] بدين ترتيب، يهود با نفوذ دادن پولس در مسيحيت، آن را از درون تهي ساخت؛ به‌گونه‌اي‌که تاکنون تمام جهان مسيحيت در خدمت يهود به کار گرفته شده است. يهود با نفوذ دادن پولس در جهان مسيحيت،‌ آن را با کمال زيرکي در اختيار خود گرفت. پولس با ظرافت تمام، محتواي انجيل را تغيير داد؛ تا جايي که حتي نام قدس در منابع مسيحي(عهد جديد)، گاه يهوديه ذکر شده است! [۱۷]

البته حواريوني مانند برنابا و پترس به همراه برخي علما و بزرگان مسيحيت، در مقابل تحريف‌گري‌هاي پولس ايستادند، ولي از طرفي پولس از عالمان بزرگ يهود بود که تسلط زيادي بر مباحث کتاب مقدس داشت و از طرف ديگر حکومت روم[۱۸] نيز طرف‌دار يهود بود.

در روايات اسلامي چندين بار نام پولس آمده و او عامل کليدي انحراف و گمراهي در ميان مسيحيان معرفي شده است. امام موسي‌بن‌جعفر† در روايتي طولاني، سرزميني را در جهنم معرفي مي‌کند که ويژه بدعت‌گذاران و گمراهان بزرگ است. در اين سرزمين، پنج تن از امت‌هاي پيشين، از جمله پولس قرار دارند.[۱۹]

همچنين در حديثي ديگر فرموده‌اند: «رسولان خداوند در عصر خويش و پس از خود، به شيطان‌هايي مبتلا بودند که آنان را مي‌آزردند و مردم را پس از آنان گمراه مي‌کردند.[۲۰] پولس و نسطور در امت عيسي† اين چنين هستند.»[۲۱] بعدها مرسيون، انديشه‌هاي پولس را ادامه داد.[۲۲]

یهود با نفوذ دادن پولس در جهان مسیحیت، آن را با کمال زیرکی در اختیار خود گرفت. پولس با ظرافت تمام، محتوای انجیل را تغییر داد؛ تا جایی که حتی نام قدس در منابع مسیحی (عهد جدید)، گاه یهودیّه ذکر شده است.

در قرن شانزده میلادی، مارتین لوتر، کار پولس را تکمیل کرد و مسیحیّت کاملاً در اختیار یهود قرار گرفت. یهودیان چنان با ظرافت، افکار و عقاید مسیحیان را تغییر دادند که امروزه براثر ترویج آنها، گروهی از مسیحیان معتقدند برای ظهور عیسی(ع) باید قدس تحت حاکمیّت یهود قرار گیرد. این یک تناقض آشکار است که قدس باید در اختیار دشمنان عیسی(ع) بیفتد تا آن حضرت در آن‌جا ظهور کند. متأسّفانه امروزه در همه‌جا حاکمیّت، به‌ظاهر در اختیار مسیحیان، ولی در باطن در دست یهودیان است. کاندیداهای ریاست جمهوری در بسیاری از کشورهای غربی باید در حمایت از یهودیان سخن گویند تا رأی بیاورند. تفکّر یهودی چنان بر افکار جهان مسیحیّت حاکم است که اگر کاندیدای آنان از یهودیان تعریف و تمجید کند، مسیحیان به او رأی می‌دهند. در زمان روم باستان نیز وضعیّت چنین بود؛ ولی در آن‌ زمان، تدبیر یهودیان، بر حرکت مخفیانه بود.

 

[۱]. نام اصلي پترس، شمعون است. او اين لقب را از مسيح† هديه گرفت. در منابع اسلامي نيز نام وصي عيسي†، شمعون آمده است. (ر.ک: من لايحضره الفقيه، ج۴، ص۱۷۶؛ الاحتجاج، ج۱، ص۳۹۱؛ تفسير القمي، ج۱، ص۱۰۳)

[۲]. ر.ک: عهد جديد، انجيل يوحنا، باب ۲۱، شماره‌هاي ۱۵-۱۸٫

[۳]. عهد جديد، انجيل متي، باب۲۸، شماره‌هاي ۱۹ و ۲۰٫

[۴]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب۱۰٫

[۵]. ر.ک: همان، باب۹، شماره ۱ـ۳۱٫

[۶]. همان، باب‌هاي ۶-۸٫ شکنجه و شهادت استيفان، نخست شهيد مسيحيت نيز از جنايات پولس است.

[۷]. عهد جديد، اعمال رسولان، باب۹٫

[۸]. همان، باب۱۵، شماره‌هاي ۳۶ـ۴۰؛ رساله پولس به غلاطيان، باب۲، شماره۱۳٫

[۹]. عهد جديد، رساله پولس به غلاطيان، باب۲، شماره‌هاي ۷ـ۱۳٫

[۱۰]. همان، شماره‌هاي ۱۱ـ۱۳٫

[۱۱]. الميزان، ج۳، ص۳۱۲٫

[۱۲]. خداوند در قرآن اين انحرافات غلوگرايانه و شرک‌آلود در مسيحيت را بيان کرده است. (نساء، آيه ۱۷۱-۱۷۲؛ مائده، آيه ۱۱۶-۱۱۸)

[۱۳]. رساله پولس به غلاطيان، باب۳، آيه ۱۳٫ (ر.ک: مسحيت و بدعت‌ها، اُ. گردي جُوآن، ترجمه عبدالرحيم سليماني اردستاني)

[۱۴]. قرآن به تعابير مختلف تحريف در انجيل را بيان کرده است. (حديد، آيه ۲۷؛ مائده، آيه ۴۷ و ۱۴) البته با وجود تحريف در مسيحيت، خداوند در قرآن يهود را دشمن‌ترين افراد نسبت به اسلام مي‌داند و در مقابل مسيحيت را نزديک‌تر به مسير هدايت معرفي مي‌کند. (مائده، آيه ۸۲-۸۵)

[۱۵]. براي نمونه، ر.ک: عهد جديد، انجيل متي، باب۲۳؛ انجيل لوقا، باب۱۱٫

[۱۶]. براي نمونه، ر.ک: عهد جديد، رساله پولس به روميان. با نگاهي به اين رساله، به آساني مي‌توان دريافت که ادبيات عيسي† در گفت‌وگو با يهوديان و فريسيان، با ادبيات پولس بسيار متفاوت است.

[۱۷]. براي نمونه، ر.ک: عهد جديد، انجيل متي، باب۲، شماره۲۲؛ همان، امجيل لوقا، باب۲۳، شماره۵؛ اعمال رسولان، باب۱۵، شماره۱ و باب۲۱، شماره ۱۰؛ رساله پولس به روميان، باب ۱۵، شماره ۳۱؛ رساله دوم پولس به قرنتيان، باب ۱، شماره ۱۶؛ رساله پولس به غلاطيان، باب۱، شماره۲۲؛ رساله اول پولس به تسالونيکيان، باب۲، شماره۱۴٫

[۱۸]. حکومت روم پس از اينکه شائول به مسيحيت گراييد و به پولس تغيير نام داد، مسيحيت را پذيرفت.

[۱۹]. ر.ک: ثواب الأعمال، ص۲۱۶؛ جامع‌الأخبار، ص۱۴۴؛ بحارالانوار، ج۸، ص۳۱۱؛ ج۱۲، ص۳۷ـ۳۸٫

[۲۰]. ر.ک: الخصال، ص۳۹۹؛ تأويل الآيات، ص۸۴۱؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۴۰۹٫

[۲۱]. ر.ک: بحارالانوار، ج۲۵، ص۳۷۳؛ ج۳۱، ص۶۲۹٫

[۲۲]. مرسيون يا همان مارسيون (۱۶۰م) کسي است که مسيحيان، او را نخستين بدعت‌گذار مسيحي مي‌دانند. مي‌توان او را احياگر انديشه‌هاي پولس در قرن دوم و عامل اصلي شکل‌گيري مسيحيت فعلي دانست. (ر.ک: تحقيقي در دين مسيح، جلال‌الدين آشتياني، ص۴۵۵)

 

منبع: دشمن شدید، دفتر اول، صص۲۰۰-۲۰۴

 

 

 

لینک مطلب :
http://www.tarikh.org/?p=2459
Tags:

Leave a Comment

Your email address will not be published. Required fields are marked *