فرمانده جبهه حق، خداست و فرمانده جبهه باطل، طاغوت است. اصل طاغوت، شیطان است و او تجربه پیشین را به پیروان خویش منتقل کرده و مسیر را به آنان نشان داده است تا با بهره‌گیری از امکاناتی که در اختیار دارند، پیش روند.

به گزارش خبرنگار پایگاه تحلیلی – خبری تاریخ تطبیقی؛ تقابل حق و باطل در اعصار مختلف، موضوعی است که برخی از صاحب‌نظران در تاریخ بر آن اصرار دارند. در نوشته حاضر، عقیده مذکور، با آیات قرآنی به اثبات رسیده است.

رویارویی حق و باطل از آغاز تاریخ تاکنون، یک جریان دنباله‌دار بوده و فرماندهی هنوز در دو طرف باقی است «اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُون‏؛ خدا یاور مؤمنان است؛ ایشان را از تاریکی‌ها به روشنی می‌برد؛ ولی آنان که کافر شده‌اند، طاغوت یاور آن‌هاست که آن‌ها را از روشنی به تاریکی می‌کشد. اینان جهنمی‌انند و همواره در آن خواهند بود.»(۱)

فرمانده جبهه حق، خداست و فرمانده جبهه باطل، طاغوت است. اصل طاغوت، شیطان است و او تجربه پیشین را به پیروان خویش منتقل کرده و مسیر را به آنان نشان داده است تا با بهره‌گیری از امکاناتی که در اختیار دارند، پیش روند.

خداوند متعال نیز چنین کرده است. در این صورت، می‌توان تاریخ را پیش‌بینی کرد؛ همان‌گونه که قرآن آن را برای ما بیان کرده است. «وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ؛ و فرجام نیک از آنِ پرهیزکاران است.»(۲) بنابراین، هر چه از ابتدای تاریخ پیش می‌رویم، اوضاع حق بهتر می‌شود. اگر کلیت تاریخ را نگاه کنید، همیشه حق را در حال پیشرفت می‌بینید.

البته در طول تاریخ، گروهی با آن‌که می‌دانستند آنچه پیامبران آورده‌اند حق است، به مخالفت متعصبانه با آن‌ها برمی‌خاستند «کانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ إِلاَّ الَّذینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیم؛ مردم یک امت بودند. پس خدا پیامبران بشارت‌دهنده و ترساننده را فرستاد و بر آن‌ها کتاب بر حق نازل کرد، تا آن کتاب در آنچه مردم اختلاف دارند، میانشان حکم کند؛ ولی کسانی که کتاب بر آن‌ها نازل شده و حجت‌ها آشکار گشته بود، از حسدی که به هم می‌ورزیدند، در آن اختلاف کردند و خدا مؤمنان را به اراده خود در آن حقیقتی که اختلاف می‌کردند، راه نمود که خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌کند.»

از آیات قرآن چنین برمی‌آید که این اختلاف و جدایی، قانون و قاعده اجتماع است و اگر نباشد، شگفت‌آور است. «وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّهً واحِدَهً وَ لا یَزالُونَ مُخْتَلِفین‏؛ و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را یک امت کرده بود، ولی همواره گونه‌گون خواهند بود.»(۴)

خداوند، وجود دشمنان و مخالفان سرسخت برای هر پیامبر را سنتی طبیعی و تغییرناپذیر می‌داند و می‌فرماید «وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمینَ وَ کَفى‏ بِرَبِّکَ هادِیاً وَ نَصیراً؛ این چنین برای هر پیامبری، دشمنی از مجرمانِ [امتش] پدید آوردیم و پروردگار تو برای راهنمایی و یاری تو کافی است.»(۵)

و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید «وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُون؛ و همچنین برای هر پیامبری، دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم. [آن‌ها] برای فریب یکدیگر، سخنان آراسته القا می‌کنند. اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند. پس  با افترایی که می‌زنند، رهایشان ساز.»(۶)

پی‌نوشت:

۱ – بقره/ ۲۵۷٫

۲ – اعراف/ ۱۲۸٫

۳ – بقره/ ۲۱۳٫

۴ – هود/ ۱۱۸٫

۵ – فرقان/ ۳۱٫

۶- انعام/ ۱۱۲٫