رژیم اشغالگر با برنامه ریزی منظم در صدد بهره برداری از صنعت توریسم بر آمد و جهانگردی به عنوان وسیله ای برای تبلیغات در اختیار این  رژیم قرار گرفت. «چرلی ایبر» در این زمینه می گوید: «این مناط معدن طلائی برای جهانگردی است که در آمد سرشاری را عاید خواهد نمود.

به گزارش خبرنگار پایگاه تحلیلی – خبری تاریخ تطبیقی؛ هال لنیدسی در کتاب جنجال برانگیز خود به نام «به سوی آتش افروزی» مخالفین عقیده تدبیری (هزاره) و نازی‌ها را در یک گروه قرار می‌دهد. و معتقد است هردو گروه، اعطاء هویت منفصل و مستقل به یهودیان و سرنوشت قوم یهود در چارچوب اهداف الهی را، انکار می‌‌نمایند.

صهیونیست‌های مسیحی به طور قطع با «نقشه راه برای صلح درخاورمیانه» مخالف می‌باشند و چه بسا آنان با فتنه انگیزی در منطقه، در صدد آتش افروزی در خاورمیانه بوده تا پیشگوئی‌های توراتی را تحقق بخشند.

در این مبحث، شش محور اصلی اقدامات سیاسی صهیونیسم مسیحی که برگرفته از اعتقادات دینی می‌باشد، مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت و رابطه دینی عقاید و برنامه سیاسی آنها تشریح خواهد شد؛

قوم برگزیده خداوند، پشتیبانی از صهیونیسم:

این اعتقاد که یهودیان همچنان قوم برگزیده خداوند می‌باشند، ریشه در اعماق اعتقادات صهیونیسم مسیحی دارد (بدون توجه به سایر مسائل کنیسه) مجله «مسیحیت امروز» در یکی از تحقیقات جدید و مطالعاتی که پیرامون آراء مسیحیان آمریکا در مورد رژیم اشغالگر انجام داده، حاکی از آن است که ۲۴ درصد از افرادی که مورد سوال قرار گرفته‌اند، عقیده دارند که کتاب مقدس، حمایت از صهیونیست‌ها را به مسیحیان تفویض نموده و این پشتیبانی به طرق مختلفی انجام خواهد شد:

الف: مقاومت و ایستادگی در کنار صهیونیسم:

بعد از جنگ شش روزه اعراب و صهیونیست‌ها در سال ۱۹۶۷م، علیرغم حمایت و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا از رژیم اشغالگر، این کشور تاکنون تا حد زیادی در صحنه بین‌المللی در حال انزوا به سر می‌برد، به طوری که هال‌لیندسی با حالت دلسوزی برای آنها چنین می‌گوید:

از زمان پیدایش رژیم صهیونیستی تا کنفرانس مادرید در سال ۱۹۹۱م. چهار بار از اعراب خواسته شده است که دست از مقابله و مخالفت بردارند، یا از ادامه مبارزه خودداری ورزند، و در خلال این مدت ۳۰۵ بار مصوبات شورای امنیت علیه رژیم صهیونیستی صادر گردیده و در مجموع از کلیه مصوبات شورای امنیت از بدو پیدایش این شورا تا جنگ خلیج فارس که بالغ بر ۶۰۵ مصوبه می‌گردد، تعداد ۴۲۹ مصوبه یا معادل ۶۲ در صد از آنها در رابطه با رژیم اشغالگر بوده است.

صهیونیست‌های مسیحی با اقتباس از «اشعیا أصحاح۴۰» معتقدند که نقش آنان تسلی دادن به قوم یهود است. و می‌گویند در کتاب مقدس آمده است «تسلی دهید به ملت من» مثلا در اکتبر سال ۲۰۰۰م چند روز بعد از حضور تحریک آمیز شارون در حرم قدس شریف به منظور تضعیف دولت باراک که سرگرم مذاکره با عرفات بود،انجام پذیرفت، که نهایتاً منجر به شعله ور شدن انتفاضه دوم گردید، روزنامه نیویورک تایمز طی مقاله‌ای تحت عنوان «پیام سرگشاده یهودیان به خاطر عیسی (ع) به مسیحیان انجیلی» خواستار حمایت و همبستگی صهیونیست‌های مسیحی در این شرایط دشوار با رژیم اشغالگر گردیده و می‌نویسد:

«هان! هم اکنون زمان ایستادگی و حمایت از [این حکومت] فرا رسیده است؛ ای خواهران و براداران مسیحی، قلب‌های ما از اینکه شاهد تصاویر خشونت آمیز و خونریزی در خاورمیانه هستیم به درد می‌آید… ای برداران مسیحی، حمایت و بخشش در راه خداوند و دعا و نیایش به درگاه وی پشیمانی ندارد. حمایت و پشتیبانی ما در این برهه حساس برای ادامه حیات [رژیم صهیونیستی] باید استمرار یابد. اکنون زمانی است مناسب تا در کنار [آنها] قرار گرفته و از آن حمایت نمائیم.»

ب: افزایش فشار رژیم صهیونیستی برکاپتال هیل

سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال خاورمیانه تا دهه ۸۰ قرن بیستم میلادی، به علت تهدیدات جهانی و شوروی سابق، در حاشیه قرار داشت و حمایت اروپای غربی نیز از طریق پیمان ناتو اعمال می‌گردید. پس از فروپاشی شوروی، و ایجاد خلاء سیاسی در خاورمیانه، آمریکا این خلاء را پر نمود.

بعد از جنگ خلیج فارس و آزادی کویت، آزاد سازی افغانستان از سلطه طالبان، و عراق از نظام بعث و صدام حسین، تاثیر و نفوذ آمریکا در منطقه خاورمیانه بیش از پیش افزایش یافت.

بسیاری معتقدند سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه به علت فشار فزاینده گروه‌های صهیونیستی به انحراف کشیده شده است. «مایکل لیند» یکی از تحلیگران سیاسی در این زمینه می‌نویسد:

«اشغال ساحل غربی رود اردن وغزه توسط [صهیونیستها] که با حمایت مالی و تسلیحاتی آمریکا تحقق پیدا کرد، منجر به مواضع خصومت آمیز کشورهای عربی و اسلامی علیه آمریکا گردید. همچنانکه گسترش شهرک‌های یهودی نشین در اراضی فلسطینی، مقوله التزام آمریکا به اصول و مبانی تعیین حق سرنوشت مردم در کوزو و..، تیمور شرقی، تبت را به استهزا و تمسخر کشید، و در خارج از منطقه، سیاست و برخورد دوگانه ایالات متحده آمریکا در قبال گسترش سلاح‌های‌هسته‌ای، و محکوم نمودن برنامه هسته‌ای هند و پاکستان در شرایطی که برنامه هسته‌ای [رژیم‌اشغالگر] را نادیده می‌انگاشت، موجب گردید جایگاه سیاسی این کشور بیش از پیش تضعیف گردد.»

راستگرایان مسیحی از طریق انتخاب رونالدریگان در سال ۱۹۸۰م. تا حد زیادی موفق گردیدند تا در تصمیم سازی و سامان دهی سیاست خارجی آمریکا دخالت کنند. و از این دوره به بعد گردهمائی و نشست‌های صهیونیست‌های مسیحی در کاخ سفید، امری عادی تلقی گردید و این فرصت فراهم شد تا رهبران صهیونیست‌های مسیحی همانند: گری فالویل، مایک ایوانس، پت رابرتسون، هال لیندسی… ضمن مشارکت در جلسات تصمیم‌گیری روابط شخصی و تماس‌های نزدیکی را با رهبران ملی و کنگره آمریکا برقرار سازند.

در همان سال، سفارت بین‌المللی مسیحیت در قدس، به منظور هماهنگی انجمن «فعالیت‌های سیاسی مستقیم گروه‌هایی فشار با همکاری دولت [غاصب» را تاسیس نمودند و یک از اهداف اصل این اقدام، بستن دفاتر سازمان آزادیبخش فلسطین درکشورهای عربی و انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس بود.»

«سازمان همبستگی وحدت ملی برای [صهیونیستها]» یکی از بزرگترین شبکه‌های موثر در توسعه افکار صهیونیست‌های مسیحی به شمار می‌رود که توسط «آثر لیونز» در سال ۱۹۹۴ م در کانزاس آمریکا تأسیس گردید و هم اکنون بیش از ۲۰۰ سازمان یهودی و مسیحی مستقل و مختلف را در برگرفته و ۴۰ میلیون عضو دارد.

این سازمان خود را ملزم به فراهم نمودن امنیت برای رژیم اشغالگر می‌داند. استراتژی این سازمان تمرکز بر افزایش فشار بر دستگاه دیپلماسی، سیاسی، وسایل ارتباط جمعی آمریکا قرار دارد تا چنین وانمود نمایند که حق با صهیونیست‌ها است. در این سازمان سه موسسه بزرگ صهیونیسم مسیحی نیز وجود دارد که عبارتند از:

پل‌های صلح

سفارت بین‌المللی مسیحیت

مسیحیان برای رژیم صهیونیستی.

نیروهای طرفدار صهیون در آمریکا، سالانه سه میلیارد دلار حمایت‌های مالی خود را در قالب کمک‌های بلاعوض، قرض و همچنین مساعدت‌های مالی دولت آمریکا به این کشور ارسال می‌نمایند. که این امر به خودی خود میزان قدرت و نفوذ لابی صهیونیست ها را در این کشور نشان می‌دهد. و با توجه به این واقعیت باید گفت: جورج بوش پدر آخرین رئیس جمهوری بود که علناً دولت  صهیونیستی را مورد انتقاد قرار داد. وی با اعمال فشار خلیج فارس و ممانعت این کشور از پاسخگوئی به حملات موشکی عراق، و وعده او به اعراب برای حل و فصل قضیه فلسطین، خشم و غضب طرفداران این رژیم را برانگیخت.

در سپتامبر سال۱۹۹۱ م بوش ضمن اعتراض و شکایت اعلام داشت: «امروز بیش از هزاران تن از گروه‌های مختلف با افزایش فشار برکاپتال هیل، کنگره را در تنگنا قرار داده تا پرداخت قروض [رژیم اشغالگر] را تضمین نمایند. و من تنها فرد کوچکی هستم که از کنگره می‌خواهم تضیمن قروض را برای مدت ۱۲۰ روز به تعویق اندازد».

«مایکل لیند» طرفداران این رژیم را به عنوان مشوق و مسئول: بزرگترین سوء استفاده رئیس جمهور آمریکا در تاریخ این کشور، برای عفو «مارک ریج» معرفی می نماید. کلینتون در آخرین روز ریاست جمهوری خود «مارک ریج» یک میلیارد فراری که نام او در لیست افراد تحت تعقیب دفتر تحقیقات فدرال قرار داشت، عفو نمود. این اقدام با جنجال و سر و صدای زیادی مواجه گردید. متعاقباً کلینتون طی مقاله‌ای که در روزنامه نیویورک تایمز مورخ فوریه ۲۰۰۱ م به چاپ رسید، اعلام نمود که این اقدام را به خاطر صهیونیست‌ها انجام داده است.

همچنین طرفداران رژیم صهیونیستی در آمریکا، متهم به دخالت در انتصاب و اخراج مقامات و کارمندان بلندپایه کاخ سفید گردیده و در سال ۱۹۸۰ م «اندر وکیلکو» سفیر سابق آمریکا در قطر، طی گزارشی تحت عنوان «گزارش واشنگتن پیرامون مسائل و امور خاورمیانه» لابی صهیونیسم را مورد انتقاد قرار داده و می‌نویسد:

« اینکه گروهی افراطی از جمعیت ۵/۲ میلیون یهودی هموطن ما، اختیار و تصمیمات کنگره را در انحصار خود در آورند، خطای محض بوده و… و آمریکا باید ضمن توجیه [رژیم صهیونیستی]، دخالت این کشور در سیاست خارجی آمریکا را به عنوان یک عمل مجرمانه آشکار تلقی نماید.»

با تشکیل سازمان «همبستگی وحدت ملی برای این رژیم» که مشتمل بر۲۰۰ سازمان مسیحی و یهودی مختلف می‌گردد، چنین به نظر می‌رسد که طرفداران اشغالگران در آینده نیز نه تنها ضعیف نخواهند شد، بلکه با تعمیق روابط صهیونیست‌های مسیحی با رژیم اشغالگر، از طریق ایجاد تسهیلات برای سفرهائی که به منظور اعلام همبستگی به اراضی مقدس صورت می‌پذیرد، تاثیر آن‌ها بیش از پیش افزایش خواهد یافت.

ج: پرواز تورهای همبستگی و سفرهای کاروانهای جهانگردی به فلسطین اشغالی

از۱۹۶۷م پس از تصرف و سلطه صهیونیستها بر مناطق مهم و اماکنی که کتاب مقدس به آن اشاره می نماید و به دنبال کاروان های جهانگردی که از طریق سوریه و اردن

رژیم اشغالگر با برنامه ریزی منظم در صدد بهره برداری از صنعت توریسم بر آمد و جهانگردی به عنوان وسیله ای برای تبلیغات در اختیار این  رژیم قرار گرفت. «چرلی ایبر» در این زمینه می گوید: «این مناط معدن طلائی برای جهانگردی است که در آمد سرشاری را عاید خواهد نمود. رهبران صهیونیسم مسیحی نظیر گری فالویل، بات بن… نقش موثری را در تبلیغ و ترویج انجام اینگونه سفرها که از آن به عنوان «پرواز برای اعلام همبستگی» یاد می نمایند، داشته اند. برای نمونه شخص فالویل در تنظیم برنامه اینگونه دیدارها که از آن به عنوان «پرواز دوستی» یاد می کرد، دیدار زائران با مقامات بلندپایه نظامی و دولتی صهیونیسم، بازدید از جبهه های جنگی، تاسیسات دفاعی، مناطق استراتژیک و… مشکلات و درگیری هائی را که رژیم اشغالگر با آن روبه روست برای جهانگردان تشریح می نمود.

علاوه بر مسائل مذکور، صهیونیست های مسیحی صرفاً به حمایت مالی و سیاسی از این رژیم اکتفا ننموده، بلکه تلاش دارند تا یهودیان سایر کشورها را وادار و متقاعد به مهاجرت به سرزمین اشغالی نمایند.

انتهای پیام/

  • منبع خبر : خیبر