یهودیان آمده بودند تا پیامبر را متوقف کنند و اقدامات آن‌ها در عمل نیز پیامبر را متوقف می‌کرد. در حقیقت حضرت تا سال پنچم درون مدینه درگیر بودند. تاریخ، تحریک مشرکین علیه پیامبر و مدینه توسط یهود را ثبت کرده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه تحلیلی – خبری تاریخ تطبیقی؛ حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی طائب» در گفت‎وگویی به دلایل حضور یهودیان در مدینه و مخالفت آنان با پیامبر اسلام پاسخ داده که در ادامه متن آن را ملاحظه می‌کنید؛

استاد به عنوان اولین سؤال درخصوص تاریخچه و دلایل حضور یهودیان در مدینه توضیحاتی ارائه بفرمایید.

طبق فرموده‌ی قرآن کریم، یهودیان پیامبر را مانند فرزندشان می‌شناختند. لذا یهودیان از پیامبر اکرم اطلاعات کامل داشتند. مسئله دوم این است که قرآن کریم می‌فرماید شدیدترین دشمنی علیه مؤمنین از ناحیه یهود است. قرآن نمی‌فرماید «یهودِ بعد از بعثت»؛ چراکه این آیه اطلاق دارد، در حقیقت وجدان ما بعد از پیامبر است، نه دشمنی: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا.»

دعوای مشرکین با مؤمنین به بعد از پیامبر اختصاص ندارد؛ مطالعه تاریخ نشان می‌دهد بت‌پرست‌ها همیشه با خداپرستان در نبرد بوده‌اند و این نبردها خونین بوده است. پس اگر مقابله‌ی بت‌پرست‌ها با مؤمنین، وجدان ما بعد از رسول‌الله (ص) باشد نه اصل قضیه، پس شدیدترین دشمنی از ناحیه یهود با مؤمنین نیز وجدان ما بعد از پیغمبر اکرم است. اما مؤمنین قبل از پیامبر نیز با این دشمنی درگیر بوده‌اند.

بنابراین جمع بین اطلاعات یهودیان از پیامبر و بین شدت دشمنی یهود با مؤمنین، مسئله‌ای را ایجاد می‌کند و آن هم این است که یهودیان قبل از ظهور پیامبر با مؤمنین شدیدترین دشمنی را داشتند. یهودیان اطلاع داشتند که پیامبر اکرم، پیامبر و رئیس مؤمنین است، پس شدیدترین دشمنی با پیامبری که قرار بوده ظهور کند از قبل وجود داشته است.

باتوجه به اطلاعات کامل یهودیان از پیامبر و شدیدترین دشمنی یهود با حضرت، اقتضای عقلی این مسئله این است که یهودیان از قبل نسبت به تهدید – که همان مؤمنین باشد –برنامه داشتند. اما چه برنامه‌ای؟ یهودیان اطلاعات کاملی از پدر، پدربزرگ، جد، نقطه میلاد و ظهور حکومتی حضرت را در دست داشتند؛ شخص پیامبر را مانند فرزندانشان می‌شناختند، چراکه مشخصات حضرت را از حضرت موسی (ع) گرفته بودند. یهودیانی که مشخصات حضرت رسول را داشتند و می‌دانستند که ایشان پیامبری است که دنیا را متحول می‌کند، حتماً اطلاعات اِقدامی را هم داشته‌اند.

از آنجا که یهودیان مختصات مربوط به پیامبر و اقدامات ایشان را داشتند، برنامه‌ریزی‌های مربوط به دشمنی‌شان علیه حضرت را بر همین اساس انجام داده بودند. به همین جهت، یهودیان در مکه حضور پیدا کردند تا از میلاد پیامبر اسلام جلوگیری کنند. وقتی در در این مرحله موفق نمی‌شوند، به تحرکات مشرکین مکه برای نابودی حضرت دل می‌بندند.

با فرض اینکه پیامبر از اقدامات یهودیان و مشرکین نجات پیدا کند، مرحله دوم فعالیت یهودیان جلوگیری از حاکمیت و پیشرفت پیامبر اختصاص پیدا می‌کند. وقتی یهودیان اطلاع دارند که پیامبر اسلام در چه نقطه‌ای حکومت تشکیل می‌دهند، طبیعتاً اگر برنامه ترور که طرح‌ریزی کرده بودند ناموفق باشد، در نقطه تشکیل حکومت وارد عمل می‌شوند. به همین دلیل یهودیان در نقطه‌ای که می دانستند که حضرت به آنجا هجرت می‌کنند، رفتند و سه قبلیه یهودی را متمرکز کردند. یهودیان به همه مردم می‌گفتند وارد مدینه شدند تا به پیامبر اسلام ایمان بیاورند.

اما چرا چنین حرفی را می‌گفتند؟ برای اینکه آن افرادی که در مسیحیان یا سایر ادیان از ظهور پیامبر آخرالزمان در خوشحالی بودند، یهودیان را با خود همراه ببینند. یهودیان وارد مدینه شدند و طبق آیه قرآن کریم «شدیدترین دشمن نسبت به مؤمنین» هستند؛ پیامبر اکرم هم رئیس مؤمنین است و یهودیان با دشمنی وارد مدینه شدند و به دروغ می‌گفتند که می‌خواهند ایمان بیاورند.

دلیل این مطلب آیه‌ای است که اشاره می‌کند پیش از این در مقابله‌ها می‌گفتند: «یَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کَفَرُوا»، اما در نهایت کفر ورزیدند و مخالفت کردند. برخی می‌‎گویند آن‌ها به قدرتشان لطمه می‌خورد و به همین جهت مخالفت کردند، در حالی که این حرف صحیح نیست، اگر یهودیان ایمان می‌آوردند بهترین ابزار برای پیشرفت اسلامِ پیامبر قرار می‌گرفتند، چراکه آن‌ها آگاه و بلد بودند.

اگر فرضاً گروهی سازمان‌یافته و سامان‌یافته به پیامبر می‌گفتند در خدمت ایشان هستند، قطعاً حضرت از این گروه استفاده می‌کرد. اما بالاترین گرفتاری و مشکل پیامبر این بود که یهودیان که بسیار مطلع بودند، با حضرت اعلام جنگ کردند و حضرت مجبور شدند با جماعتی که آگاه و نابلد بودند در برابر جمعیتی سازمان‌یافته و مطلع قرار گیرند.

یهودیان آمده بودند تا پیامبر را متوقف کنند و اقدامات آن‌ها در عمل نیز پیامبر را متوقف می‌کرد. در حقیقت حضرت تا سال پنچم درون مدینه درگیر بودند. تاریخ، تحریک مشرکین علیه پیامبر و مدینه توسط یهود را ثبت کرده است. لذا یهودیان اساساً به مدینه رفتند تا مرکزیتی که قرار بود توسط حضرت رسول شکل بگیرد را نابود کنند و یا اگر هم این مرکز شکل گرفت، آن‌را محدود و کنترل کنند، و در زمینه کنترل کردن این جریان تاحدودی موفق بودند.

چه عواملی باعث شد یهودیان دشمنی‌های بسیاری با حضرت داشته باشند؟

ذات یهود همین است. وقتی قرآن می‌فرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَهً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا» یعنی ذات این یهود با تعلیماتی که دیده، دشمنی با حق ایجاد می‌کند. این که یهودیان در دشمنی با پیامبر دنبال چه هدفی هستند به این بحث برمی‌گردد که آن‌ها دنیا را برای خودشان می‌دانند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاهٍ»[۳]، این‌ها شدیدترین حب را به دنیا دارند و در حقیقت حریص به دنیا هستند.

با این تفاسیر یهودیان اطاعت از پیامبر اکرم را به نوعی کسر شأن می‌دانستند؟

پیامبر حاکمیت را به یهودیان نمی‌داد و یهودیان هم حاکمیت روی زمین را فقط برای نژاد خود می‌خواهند. این‌ها وقتی وارد دایره ایمان شوند، بایستی ابتدا حب به دنیا را کنار بگذارند، اما به تعبیر آیه قرآن حب دنیا تمام وجود یهودیان را پر کرده است: «لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَیَاهٍ.» به همین جهت است که حضرت رسول ظهور کرد تا دنیا را برای مؤمنین آباد کند، اما یهودیان همه دنیا را برای خودشان می‌خواهند و این یک تعارض صد درصدی است.

در حقیقت جنگ دنیاخواهانِ برایِ خویش و جنگ دنیاخواهانِ برای دیگران است. پیامبر اکرم هم دنیا را می‌خواستند، اما برای هدایت مردم. اما یهودیان همه دنیا را فقط برای خود می‌خواهند. بنابراین نبرد بر سر دنیاست، اما یک دنیا برای خدا و یک دنیا برای خود. جریان حق می‌خواهد دنیایِ برای خود را از یهود بگیرد و یهود نیز تلاش می‌کند تا جریان حق موفق نشود دنیا را به هدایت مردم اختصاص دهد.

باتوجه به اینکه در ایام ولادت پیامبر اکرم (ص) هستیم، لطفاً در مورد اشارات عهدین به حضرت نیز توضیحاتی ارائه بفرمایید.

عهدین موجود به زبان عبری است و ما مسلط به این زبان نیستیم. عهدین به زبان‌های دیگر نیز تحریف شده است. اما به زبان عبری اصیل مطالب مهمی در خصوص پیامبر وجود دارد. نکته مهم این است که مطالب مهم و حائز اهمیت در عهد عتیق که اسفار اربعه حضرت موسی باشد، وجود ندارد؛ بلکه این اسناد و اطلاعات در تورات شفاهی وجود دارد. «إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ و َالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ»[۴]: بینات بر آن‌ها نازل شده اما کتمان می‌کنند و سخنی نمی‌گویند.

در آیات تورات موجود مطالب و اطلاعاتی وجود دارد اما به سایر زبان‌ها ترجمه نمی‌شود تا در دسترس عموم قرار گیرد. یکی از آقایانی که ظاهراً در عصر ناصرالدین‌شاه قاجار بوده، آیاتی از تورات موجود را در «اقامه الشهود فی رد الیهود» آورده که این آیات در مورد پیامبر اسلام است اما یهودیان، تورات را به نحوه دیگری ترجمه می‌کنند.

تشکر استاد، ممنون از توضیحاتی که ارائه فرمودید.

ادامه دارد… .

  • منبع خبر : خیبر