همواره در مواقعی که خطر جوامع اسلامی را تهدید می‌کرده، این عالمان دین بوده و هستند که آن را شناسایی و برطرف می‌کنند. به هنگام بروز خطر صهیونیسم و اشغال فلسطین نیز این عالمان دین بودند که امّت اسلامی را متوجه خطر کرده و موج بیداری اسلامی را به راه انداختند. اما نکته‌ای که دراین جریان حائز اهمیت است، پیشگامی و پیشتازی علماء شیعه در ایران و عراق نسبت به این مسأله است. چرا که کشور فلسطین سنی مذهب هستند ولی هیچگاه این اختلاف باعث نشد تا علماء و شیعیان پیرو آنان، نسبت به معضل رژیم صهیونیستی تغییر موضع دهند.
از این رو شرح مبارزات برخی از علماء طراز اولی شیعه که به سرعت متوجه خطر صهیونیسم در منطقه شده و نسبت به آن موضع گرفتند را بیان می‌کنیم.

آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین

سید عبدالحسین شرف الدین جزو نخستین عالمانی است که در جهان عرب، پیش از رسمی شدن اسرائیل در ۱۹۴۸م متوجه خطر یهودیان شده بود. او در زمانی که فلسطین تحت قیمومیت انگلیسی بود، مهاجرت یهودیان جهان به این سرزمین را برای آینده آن خطرناک می‌دانست. اگرچه حوزه فعالیت‌های سید شرف الدین لبنان بود ولی با این حال در طول زندگی خود تلاش کرد تا مانع از تحقق تشکیل رژیم صهیونیستی شود. او از دولت‌های جهان خواست تا با اعتراض و فشار به انگلستان جلوی پیشروی صهیونیست‌ها و مهاجرت یهودیان را بگیرند.۱

علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء

از نظر علامه کاشف الغطاء مسأله رژیم صهیونیستی معضلی است که توسط استعمارگران غربی (انگلیس و آمریکا) ایجاد شده و همه مسلمانان باید در رفع این مشکل تلاش کنند. او شکل گیری صهیونیسم را مشکل جهان اسلام می‌دانست که ناشی از سه پدیده؛ عدم اتحاد میان مسلمین، ضعف دولت‌های مسلمان و از همه مهمتر اختلاف اعراب و مسلمانان بعد از جنگ جهانی دوم بود.

او سفرهای فراوان به کشورهای اسلامی داشت. در تاریخ ۱۳۵۰ ه.ق به قدس سفر کرده و به مسلمانان نسبت به خطر جریان صهیونیسم هشدار می‌دهد. هم چنین بعد از تشکیل رژیم اسرائیل و جنگ شش روزه، سران کشورهای عربی را به جرم کوتاهی در مبارزه و بسیج عمومی محکوم و فتوا به جهاد در مقابل رژیم اسرائیل داد و از همه کشورهای اسلامی خواست در این جهاد شرکت کنند.۲

آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی

آیت‌الله زنجانی نیز برای ایجاد وحدت میان مسلمین به سرزمین های مصر ، لبنان، فلسطین و سوریه سفر و آنان را به مبارزه علیه استعمار ترغیب می‌نمود. او به دعوت «سید محسن حسینی» مفتی کشور فلسطین، جهت زیارت مسجد الاقصی و دیدار با مردم به آنجا سفر می‌کند. آیت‌الله زنجانی مورد استقبال گرم مردم و علماء فلسطین قرار می‌گیرد. او در جمع آنان علیه استعمار و صهیونیسم سخنرانی پر شوری می‌کند که در بین مردم به «خطبه ناریه» معروف می‌شود.

او در ضمن سخنرانی خود خطاب به سران اسرائیل می‌گوید:

«آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل در فلسطین کوشش می‌کنند، می‌خواهند برای یهود سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود ذلت و مسکنت مقرر فرموده در پیکارند؛ در آنجایی که حضرت باری تعالی می‌فرماید: «لأغلبین أنا و رُسُلی».۳

آیت الله سید محسن طباطبائی حکیم

آیت‌الله حکیم در کمک به جنبش‌های آزادی بخش اسلامی فعال بود و مسلمانان را به کمک و پشتیبانی از برادران مسلمانان فلسطینی، تشویق می‌نمود. او اعلامیه‌های متعدد و مهمی راجع به فلسطین و وحدت مسلمانان جهان برای نجات بیت‌المقدس صادر می‌نمود. همچنین موضع دولت عراق را در جلوگیری از تظاهرات مردم در محکومیت حمله سه جانبه انگلیس، فرانسه و اسرائیل به مصر در ۱۳۳۵ه.ش و ابراز همدردی با ملت مصر ، به شدت محکوم و از برگزاری نماز جماعت امتناع ورزید تا آنکه رژیم عراق مجبور به عذر خواهی گردید.۴

آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی

مهمترین موضع‌گیری آیت‌الله کاشانی به سنه ۱۳۳۶ه.ش باز می‌گردد. در این سال با آغاز ایام اربعین حسینی هزاران نفر در محل زندگی او جمع می‌شوند. در یکی از این مراسمات او با ترسیم فضای جامعه آن روز با جامعه زمان امام حسین علیه‌السلام و حرکت ظلم ستیز امام، مردم را دعوت به مبارزه کرده و در ادامه می‌گوید: «برادران مسلمان ما در فلسطین گرفتار حوادث رقت آوری شده‌اند. خانه و لانه آن‌ها در معرض مصادره از طرف یهود واقع شده است. جان و مال و ناموس آن‌ها زیر دست و پای یهود لجوج و پایمال شده و می‌شود. مسلمانان دنیا بایستی با مسلمین فلسطین ابراز همدردی کنند و تا درجه امکان به کمک آن‌ها بشتابند». همچنین در ادامه سخنان خود خطاب به مسلمین می‌گوید:

«آیا رواست ذلیل‌ترین ملل عالم در مقابل مسلمین این فجایع را مرتکب شوند و مسلمین آرام بنشینند».

در ۱۱ دی ماه همان سال آقای کاشانی اعلامیه ای در حمایت مردم فلسطین و خطاب به جامعه جهانی مسلمین صادر می‌کند و تشکیل دولت غاصب اسرائیل را خطر جدی برای آینده مسلمین دانست. آقای کاشانی به این امر اکتفا نکرده و مردم را به تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی دعوت می‌کند. در ادامه اعتراضات در ۲۰ دی سال ۱۳۲۶ه.ش آیت‌الله کاشانی به همراه سی هزار نفر از مردم، در مسجد شاه (مسجد امام خمینی فعلی) برای حمایت از مردم فلسطین اجتماع کردند. همین امر باعث شد تا حکومت با نیروی نظامی مانع از سخنرانی آقای کاشانی شود. با ادامه مبارزات آقای کاشانی علیه اسرائیل، حکومت مجبور شد تا او را به لبنان تبعید کند. اما این تبعید بر خلاف انتظار اسرائیل، باعث شعله‌ور شدن مبارزات روحانیون شیعیان در لبنان شد.

در نهایت آقای کاشانی به کشور بازگشته و مبارزات خود علیه رژیم صهیونیستی را از سر می‌گیرد. همزمان با بالا گرفتن نهضت ملی مردم ایران، علماء سایر بلاد اسلامی به آقای کاشانی نامه نوشته و از او در خواست می‌کنند تا به رژیم شاه فشار آورد تا با اسرائیل قطع رابطه کند. در نتیجه در ۱۵ تیر ۱۳۳۰ه.ش با اعتراضات مردم و فشار آقای کاشانی و نمایندگان مجلس، طی اعلامیه‌ای قطع رابطه با رژیم صهیونیستی، اعلام می‌گردد.۵

آیت الله بروجردی

حوزه فعالیت‌های این مرجع بزرگوار تنها محدود به فضای داخلی ایران نبود. به عنوان نمونه به دنبال تشکیل دولت صهیونیسم و جنگ میان دولت‌های عربی و اسرائیل، آقای بروجردی طی اطلاعیه‌ای از  مردم مسلمان می‌خواهد تا با تجمع در خیابان‌ها اعتراض خود را اعلام و از مردم فلسطین حمایت کنند. همچنین در این اطلاعیه ضمن اشاره به رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با یهودیان و رفتار پست و غیر انسانی آنان با مردم فلسطین، از مردم خواست جهت دعا برای پیروزی مردم فلسطین و شکست یهودیان اجتماع کنند.۶

آیت‌الله محمود طالقانی

با توجه به سوابق و مجاهدت‌های آیت‌الله طالقانی طبیعی است که حوزه فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی او محدود به ایران نباشد. او از ۱۹۴۸م که برابر با ۱۳۲۷ه.ش است مبارزات خود علیه صهیونیسم را آغاز می‌کند. آقای طالقانی به منظور آگاهی مردم ایران نسبت به خطر صهیونیسم و شناساندن حقوق مردم فلسطین، اقدام به نوشتن، گفتن، اعلامیه دادن، تبلیغ و مسافرت می‌کند.

این مسأله به قدری برای آقای طالقانی مهم بوده که در جلسه‌ای با حضور سفرای کشورهای اسلامی در مرداد ۱۳۵۸ه.ش، درست بیست روز مانده به پایان زندگیش، از مسأله فلسطین به عنوان رأس به درد آمده جسد اسلام سخن می‌گوید و از مسلمانان می‌خواهد که آزادی قدس را سرلوحه برنامه خود قرار دهند.۷

علّامه طباطبایی

آقای سید هادی خسروشاهی در وصف علامه می‌گوید: «ایشان علاوه بر مسائل داخلی، در مسائل مهم دنیای اسلام هم به نحوی اظهار نظر و ادای تکلیف می‌کردند که یکی از آن موارد، موضوع فلسطین بود. معظم‌له به همراه آقای مطهری و سید ابوالفضل زنجانی حساب مشترکی در چند بانک تهران افتتاح می‌کنند تا برای کمک به مردم فلسطین اقدامات لازم را انجام دهند».

همچنین این عمل از طریق اعلامیه‌ای که با حدیث نبوی «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یُجبیه فلیس بمسلم» آغاز می‌شده میان مردم و دانشگاهیان و بازاریان بخش شد که البته با برخورد ساواک این عمل متوقف شد.۸

آیت الله گلپایگانی

آیت‌الله گلپایگانی با آغاز جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، ضمن صدور اعلامیه‌ای از مردم مسلمان فلسطین حمایت نمود. او همچنین در جریان آتش سوزی مسجد الاقصی اعلامیه شدید لحنی صادر و در اعتراض به این عمل در مسجد اعظم قم سخنرانی می‌کند. اما متاسفانه نیروهای ساواک محل چاپخانه اعلامیه‌ها را پیدا و از انتشار و همگیر شدن این جریان جلوگیری می‌کند.۹

اسرائیل بعد از تشکیل رژیم خود، برای پایان دادن به خط مبارزان فلسطینی با دست آویز بهانه‌ای در ۱۹۶۷م به کشورهای مجاور خود یعنی لبنان، سوریه، مصر و اردن از زمین و هوا حمله می‌کند. به غیر از حضرت امام و پیروان همیشگی او یعنی شهید مطهری، بهشتی، باهنر و فلسفی و که پای ثابت مبارزه با رژیم صهیونیستی بودند، سایر علماء و مراجع تقلید نیز پا به این عرصه نهادند.

علمائی نظیر آیت الله میلانی، مرعشی نجفی، خویی، بهبهانی، سید عبدالله شیرازی که در دفاع از مردم فلسطین و محکوم کردن رفتار ظالمانه و زشت رژیم اشغالگر اسرائیل اعلامیه صادر کردند.

آیت الله مرعشی

جالب آن است که هر یک از آیات عظام با استناد به آیات و روایاتی اعلامیه‌های خود را آغاز یا ختم می‌کردند که پیوستگی جامعه شیعه با فلسطین که مذهبشان سنی بود را نشان می‌داد. به طور مثال آیت الله میلانی در ضرورت مبارزه با اسرائیل و کمک به مردم به فلسطین به حدیث مشهور نبوی «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» استناد می‌کند.۱۰

آیت الله مرعشی نیز با استناد به آیه کریمه «ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون» مبارزه در راه آزادی فلسطین را برای همه مسلمانان واجب شرعی دانسته و کشته شدن در این راه را شهادت دانست. همچنین آقای مرعشی در اقدامی عملی، یک حساب بانکی در قم برای کمک به مردم فلسطین افتتاح کرد و از مردم خواست تا کمک‌های مالی خود به آوارگان فلسطین را به این حساب واریز کنند.۱۱

امام موسی صدر

او به عنوان رهبر شیعیان لبنان، حل مشکلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان را در گرو حل مسأله فلسطین می‌دانست و در مجالس مختلف در این باره سخن می‌گفت. او سعی می کرد این مسأله را تنها از بعد اسلامی آن مطرح نکند. بلکه در محافل غیر اسلامی با برجسته کردن وجوه انسانی این مسأله تلاش می‌کرد تا وجدان غیر مسلمانان را بیدار کند. به طور مثال او در یک از سخنرانی‌های خود می‌گوید:

«تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. این تلاش است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می‌سازد».

او در ۱۳۴۸ه.ش حمایت خود از مردم فلسطین را اعلام و سازمان «امل» را در حمایت از مردم فلسطین تاسیس نمود که یکی از وظایف آن دفاع از مقاومت فلسطین بر ضد صهیونیسم بود. او همچنین علاوه بر سفر به کشورهای عربی، برای رساندن صدای مظلومیت فلسطین و جنایات اسرائیل، به آلمان و فرانسه نیز سفر کرد و با شخصیت‌های مذهبی و سیاسی و رسانه‌های گروهی آنجا دیدار کرد.۱۲

 

میلاد پورعسکری

 

 

پی‌نوشت:

۱ – http://wikinoor.ir

۲- http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=5995.

۳- https://zanjan.ichto.ir/database/agentType/View/PropertyID/79.

۴- http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=221.

۵- http://www.irdc.ir/fa/news/1914.

۶- http://www.iichs.ir/News-4470.

۷- http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=1121.

http://navideshahed.com/fa/news/390306.

۸- https://www.mashreghnews.ir/news/911271.

۹- http://ir-psri.com/Show.php?page=ViewNews&NewsID=6179&cat=7

۱۰- http://www.rahmag.ir/content.php?id=184.

۱۱- https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/3825/23462.

۱۲- http://dowran.ir/show.php?id=48917911.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

سایت تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین آشتیانی عراقی، از اعضای عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نمایندهٔ اسبق حوزهٔ انتخابیهٔ قم در مجلس شورای اسلامی است. وی پیش‌تر در دورهٔ هفتم و دورهٔ هشتم نیز عضو این مجلس بود. گفتگو پیشرو مصاحبه اختصاصی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر با حجت الاسلام و المسلمین آشتیانی عراقی است:

ابتدا از انتخاب موضوع دشمن‌شناسی برای این مصاحبه تشکر می‌کنم. مسأله دشمن‌شناسی بسیار پیچیده است و با چند دقیقه نمی‌توان عمق آن را روشن کرد؛ منتها می‌شود راهی را نشان داد و تا حدی به عمق دشمنی یهود با اسلام، نبی مکرم اسلام(ص) و مسلمانان در دنیا پی برد.

روایتی منصوب به امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) در صافی نقل شده است که اهمیت مسأله دشمن‌شناسی را به خوبی نشان می‌دهد. امام(ع) می‌فرماید که یک سوم قرآن درباره دشمنان دین، یک سوم درباره محبت نسبت به ائمه و ولایت و یک سوم هم قصص و حکایت‌های آموزنده و راهگشا است. یعنی بیش از دو هزار آیه قرآن درباره دشمن‌شناسی است. بنابراین لازم است در این زمینه وقت گذاشته شود و تعدادی اهل فکر و فن در تفسیر و تاریخ یهود کار کنند تا موضوع دشمنان دین را از قرآن استخراج کنند.

چند سوره قرآن درباره منافقان است و یک سوره هم به این نام آمده است. در سوره نساء، مائده، توبه، اعراف، بقره و در سوره‌های مهم مدنی، آیات متعددی درباره منافقان مطرح شده است. در خود سوره منافقان تعبیراتی با این مضمون آمده است که اگر ما به مدینه برویم «لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»، ذلیل‌ها را از مدینه بیرون می‌کنیم همانطور که این آیات نازل شد. یک بخش این آیه درباره دشمن‌شناسی و بخش دوم درباره یهود است. نصارا هم از منظر تثلیثی بودن آنان، یا باید مشرک و یا کافر بنامیم و آنها هم جزو دشمنان هستند که البته در حد یهود با این عناد و به این گستردگی دشمنی نکرده‌اند. امروز هم کشورهای مسیحی با اسلام، مسلمانان و کشور ما دشمنی می‌کنند.

اگر تنها بخواهیم از دیدگاه قرآن درباره یهود بحث کنیم، آیات باید از روش‌های مختلف استقصا شود به این معنا که بعضی از آیات به صورت کامل اسم اینها را می‌برد و می‌گوید که مسیحی‌ها و یهودی‌ها را به عنوان ولی یا سرپرست در زندگی خود قرار ندهید و با آنان دوستی نکنید. بخشی هم درباره شناخت آنها به عنوان اهل کتاب است، اما در بسیاری از آیات، یهود را نام نمی‌برد و توطئه‌ها و کارهایی که علیه مسلمانان کرده‌اند را بازگو می‌کند. آیه ۲۶ سوره احزاب می‌فرماید «وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا» خداوند متعال یهودیانی که در جنگ احزاب از مشرکان حمایت و به آنها کمک کردند را از آن عزت، برج‌ها و منزل‌های رفیع در اطراف مدینه به پایین آورد و ذلت را بر آنها مستولی کرد.

یهودیان در جنگ احزاب با تمام وجود به مشرکان کمک کردند. با توجه به محاصره یک ماهه شهر مدینه و غالب شدن ترس و وحشت در بین مردم و سختی‌های آن، باطن بسیاری از افراد ضعیف‌الایمان به خوبی روشن شد که دائم از پایان کار مسلمانان سخن می‌گفتند. منافقان با شایعه‌پراکنی مردم را در عقیده خود سست می‌کردند تا به پیامبر کمک نکنند. اگرچه عده‌ای ایستادگی کردند و گفتند که پیامبر خدا(ص) پیش از این درباره دشمنانی به ما خبر داده که مدینه را محاصره می‌کنند و ما پیروز می‌شویم؛ صدق الله و رسول [خدا و رسول راست گفتند]، اما با گذشت یک ماه از محاصره مدینه و با کاهش قدرت و توانایی مسلمانان، می‌گفتند که کار تمام می‌شود، اما با کشته شدن عمربن عبدود به دست امام علی(ع)، خداوند وحشت را در دل دشمنان انداخت. باد شدیدی وزیدن گرفت که ظرف غذای بزرگی را واژگون می‌کرد، سنگ‌ها و شن‌ها را این طرف و آن طرف می‌برد و خیمه‌ها را می‌کند که ابوسفیان گفت برگردیم. جلوتر از آن پیامبر خدا(ص) به نعیم بن مسعود که تازه اسلام آورده بود و دشمنان او را می‌شناختند گفت که در بین آنها برود و یهود را علیه مشرکان و مشرکان را علیه یهود تحریک کند که او نیز چنین کرد و این سبب شد که احزابیان بساط خود را جمع کردند.

پس از جنگ احزاب، پیامبر خدا(ص) مأمور شدند که کار بنی‌نظیر را تمام کنند. بنی‌نظیر یهودیانی بودند که در جنگ احزاب مشرکان را علیه مسلمانان تحریک و به آنان کمک کردند. بنابراین وقتی یهودیان بنی‌نظیر به قلعه‌هایشان باز گشتند، پیامبر با تعدادی از یاران خود، آنان را محاصره کردند. قلعه‌های بنی‌نظیر بیش از بیست روز محاصره بود و یهودیان با تمام توان تلاش کردند و نقشه‌های بسیاری کشیدند که حداقل خود پیامبر را از بین ببرند، اما خداوند مسلمانان را بر آنها مسلط کرد، بسیاری از مردمشان کشته شدند و بقیه هم سرزمین خود را واگذار و از اطراف مدینه خارج شدند. اگر نقشه‌های بنی‌نظیر و جریان معرفی شده در آیه ۲۶ سوره احزاب که علیه پیامبر و مسلمانان در مدینه طراحی کردند به دقت بررسی شود، خواهیم یافت که آنها مشرکان را تحریک و جنگ احزاب را به پا کردند؛ اگرچه با پیامبر پیمان بسته بودند.

یهود خیبر، بنی‌نظیر و بنی‌قریضه توطئه‌های فراوانی علیه پیامبر و مسلمانان داشتند و نقشه‌های بسیاری را طراحی کردند. البته آنان که قلعه‌هایشان فتح شد، بنی‌نظیر نبودند، بلکه بنی‌قریضه بودند.

اگر ما این سه جنگی که پیامبر خدا(ص) درباره فتح قلعه‌های خیبر، بنی‌قریضه و بنی‌نظیر انجام داد را بررسی کنیم، به عداوت آنان به خوبی پی می‌بریم. یهودیان موجودات بسیار خطرناکی هستند که با تحریک‌ مشرکان و اعراب در مکه و جاهای دیگر، توانستند همه احزاب را منسجم و مدینه را محاصره کنند. بنابراین هم این آیه شریفه که می‌فرماید دشمنی یهود شدیدتر از نصارا است و هم این مضمون که تنها یک آیه به این صورت است، اما یهود با این‌که با پیامبر معاهده بسته بودند، معاهده را شکستند و با نقشه و دسیسه مشرکان را به جنگ پیامبر آوردند و جنگ احزاب را سرپا کردند تا فاتحه اسلام را بخوانند. جلوتر جنگ‌هایی برپا شده بود اما به این صورت نبود. در جنگ احزاب همه قبایل را آوردند تا چراغ اسلام را خاموش کنند؛ بنابراین وقتی در جنگ احزاب شکست خوردند، خداوند بلافاصله پیامبر را مأمور کرد تا با بنی‌قریضه بجنگد. با توجه به این‌که کمی مسلمانان ترسیده بودند و امکاناتی هم نبود، اما موقعیت خوبی به دست آمده بود که کار یهودیان بنی قریضه تمام شود. مردم مسلمان مدینه هم فهمیده بودند که چگونه این‌ها از پشت، خنجر می‌زنند.

درباره مطالعه دشمن‌شناسی از دیدگاه قرآن، آنچه به ذهن می‌رسد این است که ابتدا باید تمام آیات مرتبط استخراج شود. در همه آیات هم کلمه یهود نیامده، گاهی اوقات از اهل کتاب نام برده شده است. مانند «اوتی الکتاب» که مراد یهود و نصارا است. زرتشت هم که معمولا نمی‌خواهند او را پیامبر خطاب کنند، اگرچه چند روایت در این زمینه وجود دارد، اما قبول نمی‌کنند که زرتشت پیامبر ایرانیان بوده است. در آیاتی هم که واژه یهودی وجود دارد، یا واژه یهود و نصارا چه در سوره بقره یا سوره‌های دیگر متعدد است. آیاتی هم که رسما دشمنی اینها را اعلام می‌کند، باید جمع‌آوری کرد و ذیل این آیات، به صورت کامل طراحی‌ها و نقشه‌های که کشیده‌اند و پیمان‌هایی که بسته و شکسته‌اند را از آیات در آورد و نشان داد که این جمعیت چه کاره هستند.

قرائن تاریخی پیش از انقلاب نشان می‌دهد که ایران در زمان شاه با اسرائیل نه تنها رابطه داشت، بلکه کمک‌هایی هم به یهود می‌کرد که برای رژیم بسیار عادی بود. آن زمان وقتی به عربستان سعودی می‌رفتیم، ما را مسخره می‌کردند و می‌گفتند که شما با اسرائیل رابطه دارید. اسرائیل از طرف ارباب بر اوضاع ایران مسلط بود و رفت و آمد می‌کردند. باید توجه داشت که رابطه اسرائیل با ایران بسیار قوی بود، حتی وقتی ما جلد اول تفسیر نمونه را می‌نوشتیم و در سال ۱۳۵۱ آن را برای چاپ آماده کرده بودیم، از آنجا که نقشه‌های بنی‌اسرائیل در این تفسیر بیان شده بود، ارشاد آن زمان نگذاشت که چاپ شود تا اینها را حذف کردند. این اندازه در ایران نفوذ داشتند و رابطه برقرار بود که چاپ تفسیر آیات قرآن را هرکجا که ذیل آیه به عنوان بنی‌اسرائیل مطرح بود و برای شناخت اینها توضیحاتی درج شده بود، چاپ نمی‌کردند. مانند سوره بقره که چند جا درباره بنی‌اسرائیل سخن گفته شده بود؛ بنابراین آن زمان اینچنین بود. حالا هم اگر کسی بخواهد دشمنی اینها را ببیند، باید به رابطه شاه و اسرائیل پیش از انقلاب توجه کند و ارتباط‌های اقتصادی، غیراقتصادی و سیاسی آنان را مورد بازبینی قرار دهد، به ویژه درباره جنگ و مبارزه که شاه با این‌ها مبارزه‌ای نداشت.

تسلط انگلستان، اسرائیل یا آمریکا پیش از انقلاب به حدی بود که یکی از آقایان می‌گفت فردی در اصفهان می‌خواست برای نشریه‌ای مجوز بگیرد. پس از یکسال تلاش موفق به کسب مجوز نشد و برای او مجوز صادر نکردند. بعد که علت را پرسید به او گفتند که دست ما نیست؛ باید از اسرائیل یا انگلستان رسما به ما دستور و اجازه دهند. آقای محسنی اراکی که در خبرگان و تقریب مذاهب اسلامی است، چند وقت پیش می‌گفت که وقتی در لندن حضور داشتم به کتابخانه آنجا رفتم که بسیار وسیع است. یک جا درباره رابطه انگلستان و مسائل سیاسی آنها با ایران کتاب‌هایی را دیدم و در بین آنها یک کتابی را پیدا کردم که این جریان آن فردی که می‌خواست برای نشریه‌اش مجوز بگیرد در آنجا آمده بود که بعد انگلستان به استاندار اصفهان برای انتشار یک نشریه اجازه می‌دهد. این اندازه ارتباطات محکم بوده است. اگر بگوییم پیش از انقلاب همان تسلطی که انگلستان و آمریکا در این کشور داشتند که هیچ اختیاری از خود نداشتیم و مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما دست آمریکا و انگلستان بود، آن زمان که اسرائیل جوجه اینها در منطقه بود نیز همه چیز را زیر نظر داشت. این اتحاد رژیم شاهنشاهی و اسرائیل را می‌شود از لحاظ تاریخی دنبال و بررسی کرد و دید که چه جنایت‌هایی صورت گرفت. امروز که ما چوب را به سر آمریکا یا انگلستان می‌زنیم، توطئه‌های آنان را می‌بینیم.

وقتی روایات ما قرآن را به سه بخش دشمن‌شناسی، اهل بیت، محبت و ولایت و دیگر قصص و مسائل قرآنی تقسیم می‌کند، می‌فهمیم که اهمیت ماجرا چیست. بیش از دو هزار آیه درباره دشمنان است. باید همه آیات درباره بنی‌اسرائیل، یهود و دشمنان استخراج شود و تفاسیر ذیل آیات را با وسعتی که دارد به دست آوریم تا متوجه دشمنی یهود شویم. به ضمیمه آن، تاریخ اسرائیل در رابطه با ایران پیش و پس از انقلاب که همه بوده‌اند و می‌دانند.

 

  • حوزه پیش از انقلاب چه اندازه با جریان یهود آشنا بوده است؟

آشنایی حوزه پیش از انقلاب با تاریخ یهود از طریق تفسیر نمونه یا تفاسیر دیگری بود که می‌دیدیم. وقتی آیات درباره بنی‌اسرائیل یا یهود ملاحظه می‌شد، تفسیر نمونه نکات لازم را ذیل آیات مرتبط با بنی‌اسرائیل که نسبت با یهود داشت، بیان شده بود. البته کتاب‌هایی درباره تاریخچه یهود نیز وجود داشت. آنچه آشنایی ما درباره این انسان‌های عنود بود، از قرآن است.

 

  • اگر از آشنایی حوزه پیش از انقلاب با جریان یهود سؤال پرسیدم، هدفم جریان‌شناسی یهود در همان برهه از تاریخ بود. می‌خواستم بدانم که جریان حوزوی آن زمان چه مقدار با جریان یهود به ویژه اسرائیل آشنایی داشت؛ در حالی که چند سالی از تأسیس این رژیم غاصب نگذشته بود.

شاید دیدگاه تفسیری درباره یهود مانند امروز نبود. آن زمان ظاهر آیات را می‌دیدیم و کاری که امروز انجام شده، نشده بود. اما حوزه درباره عملیاتی که اینها انجام می‌دادند اطلاع داشت و می‌دانست که اسرائیل با ما چه می‌کند و چه نقشه‌هایی در سر دارد. طلاب اگر می‌توانستند با بزرگان و اساتید در این زمینه صحبت می‌کردند و دیدگاه آنان را درباره دشمنی اسرائیل جویا می‌شدند، اما ارتباط این رژیم با شاه به گونه‌ای بود که نمی‌توانستند به صورت علنی در این زمینه صحبت کنند. بنابراین آنچه در آن زمان بوده، عملیات ظاهری بوده و اگر کار قوی هم در این زمینه صورت گرفته، محدود بوده است.

 

  • موضع بزرگان حوزه پیش از انقلاب در ارتباط با یهود‌شناسی یا شناخت صهیونیسم‌ چگونه بوده است؟

من حداقل نوشته‌ای جز از طریق تفسیری که علامه طباطبایی در ذیل آیات به صورت بسیار دقیق و ظریف نوشته و مسائل را مطرح کرده‌اند، ندیده‌ام. در حال حاضر تفسیر آقای جوادی آملی یک نمونه کامل درباره شناخت دشمن است که وقتی به آیات می‌رسیم، مطالب به خوبی و نکات به ظرافت مطرح شده است؛ اما آن زمان تفسیر ابوالفتوح رازی و منهج الصادقین بوده است. آن موقع هم تفسیر المیزان گل کرده بود. تفسیر مجمع البیان هم تفسیر خوبی است.

نخستین تفسیر در بین تفاسیر، تبیان شیخ طوسی است که چندان منظم نیست. تبیان نخستین تفسیر ترتیبی نوشته شده در جهان تشیع است. پس از تبیان، مجمع البیان را مرحوم طبرسی تنظیم می‌کند. تبیان لغت را معنا می‌کند بعد شأن نزول را اما مجمع البیان کاملا اینها را تنظیم می‌کند. لغت، اعراب، شرح نزول، تفسیر و بعد هم مربوط به تفسیر علامه است که در آنجا این مطالب ذیل آیاتی که گفتیم آمده است و اگر بخواهیم کار عمیقی انجام شود راهش این است.

 

  • پس از انقلاب و در دوران رهبری امام خمینی(ره)، جریان شناخت صهیونیسم چگونه بین طلاب شکل گرفت.

حضرت امام بیشتر جنایات شاه و اسرائیل را برای مردم بیان و ذهن مردم را آماده کرد. حتی اگر در زمان آقای بروجردی می‌خواست این شناخت روی دهد، زمینه آن فراهم نبود. اما در زمان حضرت امام چه در اطلاعیه‌ها و یا ۱۵ خرداد ۴۲ و روز عاشورایی که ایشان صحبت شکننده‌ای را علیه شاه بیان کرد، ابتدا بستر را فراهم کرد تا مردم بفهمند که شاه یک نوکر دست بسته برای آمریکا و اسرائیل در کشور است و خود کاره‌ای نیست. وقتی بستر فراهم شد، مردم از امام حمایت کردند. اگرنه چقدر آنها توطئه کردند و جسارت‌هایی مثل سید هندی به امام نسبت دادند تا امام را تضعیف کنند. حضرت امام با آن همه افتخاراتی که داشت به ویژه در ۳۲ خرداد که کتاب اسرار هزار ساله را نوشت، این خانواده را کامل می‌شناخت و تمام جنایت‌های اینها را برملا کرد و توانست مردم را آماده کرده و به میدان بیاورد و با حضور مردم هم کار بزرگی انجام شد.

 

  • وظیفه حوزه علمیه و طلاب به ویژه طلاب جوان درباره شناخت صهیونیسم چیست و چه کارهایی را باید انجام دهند؟

برای طلاب این‌گونه مطرح شده که یکی از کارهای لازم دشمن‌شناسی است؛ چراکه همه ضربه‌هایی که می‌خوریم از این ناحیه است. امام علی(ع) می‌فرمایند «کسی که نسبت به دشمن بی‌توجه بوده و غفلت داشته باشد، وقتی حوادث رخ می‌دهد تازه بیدار می‌شود که دیگر کاری نمی‌شود کرد.» بنابراین حوزه کنونی ما حوزه‌ای است که در آن اکثریت می‌دانند تمام لطمه‌هایی که خوردیم از ناحیه دشمن بوده است و الآن هم اگر یک روزی کوتاه بیاییم و دشمن را نشناسیم و طراحی‌های دشمن را ندانیم، لطمه خواهیم خورد.

مستندی چند روز پیش در تلویزیون پخش شد که در آن از تلاش اینها برای براندازی نظام پرده برداشت. تلاش آنان برای براندازی تا جایی بود که بسیاری از افراد در داخل کشور باورشان شده بود که کار تمام است. مگر نگفته بودند که جشن کریسمس امسال را در تهران برگزار می‌کنیم. نمایش پسر پهلوی در این مستند و رژه‌هایی که می‌رفتند و اسکورتی که قرار بود بیایند سه هزار کشته از مردم بر زمین بگذارند و بعد هم حکومت را در دست بگیرند، نشان از حرکت‌های دشمن دارد. این فضای مجازی را که دشمنان در اختیار دارند ببینید. دی‌ماه سال گذشته یادمان نرفته که دشمن کد می‌داد که معترضان به کجا بیایند و شلوغ کنند. اینها را با گوش خود می‌شنویم.

اگر حوزه حقیقت دشمن را بشناسد و طراحی‌های او را دائما رصد کند و دنبال خنثی کردن آن‌ها باشد، می‌تواند بقاء داشته باشد. بعید است کسی که بی‌رحمی‌های دشمن مانند برجام و بعد هم برجام ۲ و ۳ که قرار بود طراحی شود [آقا جلوی آن را گرفت] را ببیند، به فکر دشمن‌شناسی نباشد. با این چیزهایی که امروز می‌بینیم اگر به فکر دشمن‌شناسی و نقش توطئه‌های دشمن و برنامه‌ریزی برای خنثی کردن این نقشه‌ها نباشیم، معلوم است که از بحث حوزوی بودن دور هستیم. گمان می‌کنم در حوزه افراد بی‌تفاوت کم داشته باشیم به ویژه طلاب جوان که همه در این زمینه پرشور، متین و پیگیر هستند. اگر بحث دشمن‌شناسی در حوزه جا بیفتد و حوزه دائما دشمن را رصد کند و برای برهم زدن نقشه‌های دشمن تلاش کند، هم نظام بقاء پیدا می‌کند و هم دشمن ناچار است که عقب‌نشینی کند.

 

  • برخی جریان‌های حوزوی در برابر مسأله فلسطین جبهه می‌گیرند یا می‌خواهند آن‌گونه که باید و شاید مبارزه با صهیونیسم مطرح نشود؛ وظیفه طلاب انقلابی در برابر این جریان‌ها چیست؟

حضرت امام از همان زمان با معرفی روز قدس، حرکتی را برای دفاع از فلسطین شروع کرد. سالی یک بار کشورهای اسلامی برای دفاع از فلسطین به میدان می‌آیند و سال به سال هم این حرکت پرشورتر می‌شود؛ براساس این درسی که امام داده است، باید فلسطین را تقویت کنیم و نگذاریم دشمن بر آن‌ها مسلط شود. این امر دو فایده دارد: یکی این‌که فلسطین هر سال زنده می‌شود. اگر طرح امام در نامگذاری روز قدس نبود و حرکت این ملتی که ماه رمضان هر سال برای حمایت از فلسطینی‌ها به میدان می‌آیند وجود نداشت، اسرائیلی‌ها آنها را نابود کرده بودند و همان‌گونه که طی دو سه روز مصر را موشک‌باران کردند، اثری از فلسطین برجای نمی‌گذاشتند. بنابراین حوزه اگر تبعیت از امام کند و امام را قبول داشته باشد، می‌داند که ایشان طرح و نقشه را ارائه کرده‌اند. فایده دوم این‌که ماهیت اعراب مرتجع که از فلسطین حمایت نمی‌کنند به زودی روشن می‌شود؛ وگرنه اگر این کار را نکرده بودیم لطمه خودمان هم بیشتر بود.

در حال حاضر افراد مسلح با اعتقاد به امام راحل و رهبر معظم انقلاب در بیرون از ایران مبارزه می‌کنند و حزب‌الله لبنان و سیدحسن نصرالله با قدرت ایستاده‌اند و شناخت دقیقی درباره اسرائیل دارند؛ وگرنه زدن ایران اسلامی مدنظر اسرائیل است. امام خمینی(ره) تکلیف ما را درباره فلسطین و تقویت این کشور مشخص کرده است چراکه در مقابله با دشمن نخستین خاکریز ما فلسطین است و اگر اینها شکست بخورند، دشمنان به سراغ ما می‌آیند. بنابراین ما هرچه فلسطین را تقویت کنیم، خودمان را تقویت کرده‌ایم.

 

  • نظر شما درباره برخی جریان‌ها که موضع مخالف نسبت به تقویت فلسطین دارند، چیست؟ به طور مثال جریان شیرازی‌ها که جمعه آخر ماه مبارک رمضان را یوم السامرا نام نهاده‌اند و هر سال در این روز مردم را جمع می‌کنند و به سامرا می‌برند و آنها هم روضه‌خوانی می‌کنند و پس از افطار برمی‌گردند. مسلم است که در برابر روز قدس امام قرار گرفته‌اند.

این جریان‌ها مشکلی برای نظام هستند. باید با یک طراحی بسیار مناسب و شایسته، اینها را سرجایشان نشاند و جلویشان را گرفت. به طور مثال نگاه کنید از وحدت چه استفاده‌های مناسبی در برابر دشمن می‌شود، اما اینها برعکس آن عمل می‌کنند. طبیعی است که اینها در برابر خط امام و رهبری ایستاده‌اند، اما ما نباید از این جریان‌ها بترسیم. جامعه ما و حوزویان هوشیار هستند و به طور دائم برای برخورد با طرح‌های این جریان‌ها آمادگی دارند. چند وقت پیش هم که پسر ایشان را زندانی و با تعهداتی آزاد کردند در راستای همان دقت‌نظر است. حالا از کجا این پول‌ها می‌آید نمی‌ٔدانم اما به شدت به دنبال آن هستند که مساجد و هیئات قم و نیز در کل کشور و در هر جایی که امکان دارد برنامه‌ریزی ‌کنند که باید در برابر اینها برنامه داشت.

 

  • لطفا درباره جریان نفوذ بیشتر توضیح دهید؟

اینها نفوذ حوزوی است که بسیار خطرناک است اما به صورت عمومی، در ادارت و رده‌های مدیریتی نیز ممکن است نفوذ داشته باشند. این همه کارشکنی در اقتصاد را چه کسی پشتیبانی می‌کند. وقتی می‌گویند فردی هشت تن طلا خریده است یا یک جوان، ۳۸ هزار سکه خریده است! باید دید این پول‌ها از کجا می‌آید و قاعدتا نفوذی است که از خارج پشتیبانی می‌شود.

 

  • متأسفانه نفوذ دشمن دامن‌گیر بزرگان حوزه هم شده است. برخی از اساتید بزرگ حوزه که بعضا هم به بیوت مراجع وابستگی دارند در برابر نهادهای انقلابی از جمله جامعه مدرسین موضع‌گیری می‌کنند. با چنین افرادی چگونه باید برخورد کرد که وجهه انقلابی‌ها خراب نشود؟

اگر بگوییم برخورد شود یا در برابر هم بایستند و بجنگند، برای چهره انقلاب خوب نیست. برخورد با هرکسی باید به فراخور خود او انجام شود. این‌که ما چگونه [نامفهوم است]. در برابر کسانی که حوزه مباین هستند یا مباین نیستند باید فکر و طراحی شود و آنها را باید مدیریت کرد. پیامبر هم که در مدینه با این همه دشمن و قبایل یهود روبه‌رو بوده‌اند، تدبیر می‌کردند و با آن تدبیرها توانستند تا ۱۰ سال کمر دشمن را بشکنند. با این افراد باید با تدبیر برخورد کرد و باید هوشیار بود که نفوذ از چه طریقی و از سوی چه کسی است و روش برخورد با آنها چگونه است؟ قهرا ما نمی‌توانیم بجنگیم بلکه باید با طراحی‌ها و مدیریت‌های صحیح جلوی این نفوذ و نقشه‌های آنها را بگیریم.

 

  • برخی شبهه‌ای را درباره کمک به مردم فلسطین مطرح می‌کنند و می‌گویند که چرا باید پول ملت خرج فلسطینی‌ها شود و چرا باید از آن‌ها حمایت کنیم! ممکن است این مسأله از طریق برخی بزرگان هم شکل ‌گیرد که چرا باید از آنها حمایت ‌کنیم.

مردم را باید روشن کنیم؛ این سخن در منبرها گفته شده است که وقتی داعش را در منطقه آوردند، تا بیست کیلومتری مرز ما آمد و اگر همان‌ موقع جلوی این‌ها گرفته نشده بود، کشور ما مانند عراق و سوریه می‌شود. حلب، دومین شهر بزرگ سوریه را ببینید که امروز به چه وضعی درآمده است. داعشی‌ها اگر به ایران می‌آمدند غیر از این عمل نمی‌کردند. اگر ما هزینه می‌کنیم برای امنیت خودمان است نه این‌که بخواهیم پول خود را به فلسطین، سوریه و عراق بدهیم. ما دشمن را در بیرون مرزها بایکوت می‌کنیم که شهرهای ما را ویران و به عرض ما هتک حرمت نکند. این‌ها باید برای مردم روشن شود.

ساده‌لوحی است که افرادی شبهه بی‌اندازند و مردم هم باور کنند. بله چرا ما باید با این وضعیتی که داریم به عرب‌های عراق و سوریه و فلسطین کمک کنیم؟! اما بحث این است که مگر در زمان جنگ، دشمن به ایران حمله نکرد و ما هشت سال در برابر او ایستادگی نکردیم. برنامه این‌ها ورود به کشور است، منتها با این طراحی که شد در بیرون از مرز جلوی دشمن را گرفتند و نگذاشتند که ما در داخل خسارت ببینیم؛ به طوری که الآن امن‌ترین کشور هستیم. این شیطنت‌ها را باید با گفتمان برملا کرد و مردم را به این موضوع توجه داد.

عده‌ای که مقرض هستند دشمنی دارند اما عده‌ای از روی جهل و نادانی به دام دشمن می‌افتند که با صحبت و گفتمان می‌توان آنها را روشن کرد.

 

  • در مدتی که در مجلس حضور داشتید، خاطره‌ای درباره ارتباط با فلسطینی‌ها یا برخورد با آنان در زمان حج دارید؟

همانطور که می‌دانید از هر کشوری گروهی به عنوان رابط در مجلس شورای اسلامی حضور دارند. آن زمان من لبنان و فلسطین را انتخاب کردم و سرگروه آن افراد بودم. منتها خودم به لبنان نرفتم، اما به کشور ایران که می‌آمدند و جلساتی که برگزار می‌شد را اداره می‌کردم. دیگر کشور فنلاند بود که می‌گفتند رؤسای مجلس آنجا خانم‌ها هستند؛ بنابراین در دوره هفتم که در مجلس بودیم دکتر افرا را فرستادیم. در آن زمان جلساتی برگزار می‌شد و روزهایی که باید در مجلس صحبت می‌کردند، خود ما دخالت داشتیم و پیگیری می‌کردیم.

خاطره‌ای که یادم باشد ندارم اما این‌ها از حمایت مجلس و صحبت‌هایی که در سالگرد فلسطین و مانند آن می‌کردند بسیار خوشحال بودند و می‌گفتند که رفتار مجلس ایران برای روحیه ما بسیار مؤثر است.

 

دشمنی استکبار و اسرائیل علیه فلسطین و کشورهای تحت ستم، تمامی ندارد و استکبار هر چه در توان دارد برای مقابله با کشورهای قیام کننده علیه استعمار به کار می‌گیرد و علی الخصوص فلسطین که سال‌هاست درگیر مبارزه و بیرون راندن رژیم اشغالگر صهیونیستی است. اما با این حال، خود فلسطینی‌ها و همچنین کشورهای اسلامی، گاهی در مقابله با اسرائیل دچار آسیب‌هایی هستند و این آسیب‌ها باعث شده است که نتوانند آچنان که باید و شاید، در مقابل رژیم اشغالگر قدس بایستند.

دولت‌های اسلامی، مردم فلسطین، دولتمردان فلسطینی و همه کسانی که در مقابل اسرائیل کوتاه آمده و یا سکوت کرده‌اند، خودشان خودآگاه و ناخودآگاه بخشی از مسئله حل نشده فلسطین و عدم بیرون رانده شدن اسرائیل بوده‌اند. از این‌رو، با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، به آسیب شناسی کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل پرداخته‌ایم.

عدم تکیه بر هویت اسلامی و خیانت سران فلسطینی

یکی از آسیب‌های دول اسلامی در مقابله با اسرائیل، عدم تکیه بر هویت اسلامی است. هویت مفهومی است که در جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و روان‌شناسی تعاریف مختلف اما تقریبا مشابهی داشته و مورد تجزیه و تحلیل متفکرین نیز قرار گرفته است. اما به طور کلی می‌توان هویت را کیستی تعریف کرد.

موسی نجفی در کتاب هویت‌شناسی هویت را اینگونه تعریف می‌کند: «هویّت یا کیستی به مجموعه نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیات فرد و آنچه وی را از دیگران متمایز می‌کند، گفته می‌شود.»

هویت انواعی دارد که عبارت است از:

۱. هویت فردی (شخصی)

۲. هویت خانوادگی

۳. هویت ملی

۴. هویت دینی

۵. هویت اجتماعی

۶. هویت فرهنگی

۷. هویت تمدنی
منظور ما در اینجا از هویت اسلامی، که فلسطینی‌ها نیز از آن غفلت کرده‌اند، مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات و اصول اسلامی است که یک مسلمان باید داشته باشد. رهبر معظم انقلاب، عدم تکیه بر هویت اسلامی و همچنین خیانت برخی سران اعراب و فلسطینی را یکی از آسیب‌های مقابله با رژیم صهیونیستی می‌دانند. ایشان می‌فرمایند:


«کسان و گروه‌های زیادی در این مدت به مبارزه برای نجات این ملت دست زده، یا ادعای آن را کرده‌اند؛ اما هرگز گرهی باز نشده، بلکه گره‌ها کورتر هم شده است. علت اصلی این بوده که ملت فلسطین نمی‌توانسته از خود دفاع کند، یا جهان اسلام از خنثی کردن توطئه‌ امریکا و غرب در دفاع از دولت غاصب ناتوان بوده است. علت اصلی ناکامی‌ها، اولاً از یاد بردن هویت اسلامی ملت فلسطین و عدم تکیه بر اسلام و جهاد اسلامی در طول ده‌ها سال گذشته، و ثانیاً خیانت سران کشورهایی از اعراب و حتّی خیانت سران و چهره‌هایی از فلسطینیان بوده است.»

افرادی مانند یاسر عرفات، سادات معدوم، خالد مشعل، حسنی مبارک، محمود عباس، محمد دحلان و برخی دیگر از سران اعراب از افراد خائنی هستند که به گفته رهبر معظم انقلاب باعث ناکامی های فلسطین در مقابل رژیم صهیونیستی شده است.

گم کردن خط توحید در بین مسلمین

در بین اصول اعتقادی اسلام، بنیادی‌ترین و اصلی‌ترین اصل اعتقادی، توحید است. توحید به معنای یکتا و بی‌مانند دانستن خداوند و همه چیز را از آن او دانستن و فقط او را اطاعت کردن و همچنین بی‌شریک بودن او در خلق جهان است. سید قطب در تعریف توحید می‌گوید: «پايه اساسي اعتقاد كه فرائض بدان برمي‌گردد و حقوق و واجبات از آن سرچشمه مي‌گيرد و پايه اساسي كه بايد قبل از هر چيز ديگري ساخته و پرداخته شود، اين است و واجب است مردم به الوهيّت در همه امور زندگي‌شان به الوهیّت خدای یگانه اعتراف کنند و بايد در قلب و جان خود به ربوبيّت او اعتراف كنند و كسي را شريك او نگردانند و اين امر محقق نمی‌شود، مگر با زدودن دل از هر گونه شركي، و پاكيزه داشتن عقل و خرد از هر خرافاتي، و تميز كردن جامعه از هر رسم و آداب جاهلي، و پاك داشتن زندگي از پرستش بندگان براي بندگان»

معنای اجتماعی توحید

اگر از دسته‌بندی‌ها مختلف توحید و انواع آن که شامل توحید در صفات و افعال و ذات و … عبور کنیم و به معنای اجتماعی توحید که در اینجا کاربرد دارد توجه کنیم، می‌توان توحید را اینگونه تعریف کرد که خدایِ همه انسان‌ها یکی است، این خدا انسان‌ها را برابر آفریده و هیچ کس را بر دیگری برتری نداده است و نژاد و رنگ پوست و قومیت و دیگر موارد ملاک برتری بین انسان نیست، بلکه تقوا ملاک برتری معرفی شده است. بنابراین انسان در یک جامعه توحیدی دیگران را برتر ندانسته و کبر و بزرگی را مخصوص خداوند می‌داند و چنانچه کسی غیر از خداوند، کبر بورزد، با او به مقابله بر خواهد خواست.
رهبر انقلاب یکی دیگر از آسیب‌های جامعه مسلمین را گم کردن خط توحید می‌داند. ایشان می‌فرمایند:


«هر چه امروز از سختی‌ها و بلاها بر سر مسلمانان و ملت‌های مسلمان می‌آید بر اثر گم‌کردن سررشته زندگی در زیر سایه توحید است. توحید که فقط یک امر ذهنی نیست؛ توحید یک امر واقعی و یک نظام و یک دستورالعمل زندگی است. توحید به ما می‌گوید که با دوستان‌مان چگونه باشیم، با دشمنان‌مان چگونه باشیم، در نظام اجتماعی چگونه باشیم و چگونه زندگی کنیم. امروز ما به این احتیاج داریم؛ ملتهای اسلامی به این احتیاج دارند. هر چه ما به سمت توحید و عبودیت اللَّه پیش برویم، شرِّ طواغیت و انداداللَّه از سر ما بیشتر کم خواهد شد. ملت مسلمان ایران به همان اندازه‌ای که در خطّ توحید پیش رفته است، امروز از زبان‌درازی و دست‌درازىِ امریکا و غیرامریکا از مستکبران عالم، راحت است؛ از بکن‌نکنِ آنها آزاد است. این، خاصیت توحید و خاصیت عبودیت للَّه است. بنده خدا که شُدید، بندگی خدا با بندگی دیگران و نوکری دیگران نمی‌سازد. این، آن رکن اول است.»

تفرقه در دنیای اسلام

سومین آسیب جوامع اسلامی در مقابل دشمنان به طور عام و در مقابل آمریکا و اسرائیل به طور خاص تفرقه بین مسلمین است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَ نًا وَکُنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَـتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)

«و همگی به ریسمان خدا [یعنی: قرآن، اسلام و هرگونه وسیله وحدت] چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید، خداوند متعال شما را از آن نجات داد. این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می سازد تا شاید پذیرای هدایت شوید»

همچنین پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله همواره، امت اسلامی را به یکدلی و همگرایی دعوت می‌نمود و امتش را از واگرایی نهی می‌فرمود. در همین راستا فرموده است: «ای مردم! به جماعت و یکپارچگی روی آرید و از پراکندگی بپرهیزید» بنابراین تفرقه در بین مسلمین در قرآن و روایات نهی شده است. رهبر معظم انقلاب نیز در مورد این گزاره می‌فرمایند:


«اگر امت اسلامی از نفت خود، از نیروی انسانی خود، از بازارهای خود، از علم خود، از ذخایر گوناگون مادی و معنوی خود خوب استفاده کند، قدرتمندان عالم و سلطه‌گران نمی‌توانند این جور به او زور بگویند. شما ببینید در مورد ملت فلسطین، زورگویی دنیای استکبار چقدر مفتضح و واضح است. دنیای اسلام هم شده تماشاچی؛ تماشاچىِ گویا بی طرف! این مصیبت بزرگی برای دنیای اسلام است. علت، همین ضعف دنیای اسلام و این تفرقه دنیای اسلام است. ما را به جان هم می‌اندازند، با عناوین مختلف ما را سرگرم می‌کنند، ما را به هم بدبین می‌کنند، دعوای مذهبی راه می‌اندازند، دعوای قومی راه می‌اندازند، دعوای ارضی راه می‌اندازند؛ ما را به هم مشغول می‌کنند، از تفرق ما سوءاستفاده می‌کنند؛ این بزرگترین مصیبت ماست امروز؛ بزرگترین بلای ماست.» «ملتهای مسلمان باید با هم متّحد شوند. امروز یکی از بزرگترین مصائب دنیای اسلام این است که دشمنان اسلام کاری کرده‌اند که آنچه باید وسیله اتّحاد مسلمین شود – یعنی وجود دشمن، وجود صهیونیستهای غاصب – وسیله اختلاف آنها شده است!»

کوتاه آمدن باعث بیشتر شدن خشونت اسرائیل

هیلاری کلینتون در بخش‌های مختلف از کتاب گزینه‌های دشوار، بارها اقرار می‌کند که در کشورهای خاورمیانه، هرگاه طرف مقابل، به صورتی استوار روبروی آمریکا ایستاد، آمریکا از موضع خود عقب نشینی کرد و هرگاه آنها کوتاه آمدند آمریکا پیشروی کرد. بنابراین یکی دیگر از آسیب‌های دول اسلامی و همچنین فلسطینی‌ها، کوتاه آمدن آنها در مقابل زیاده خواهی و دشمنی‌های اسرائیل بوده است. به طوری که هرگاه کوتاه آمدند، اسرائیل بیشتر به اهداف خود نزدیک‌تر شد و همه سرزمین‌های فلسطین را تصرف کرد و بخش کوچکی از آن را برای اعراب باقی گذاشت.

رهبر انقلاب در این مورد می‌فرمایند:


«آنچه ما می‌خواهیم نتیجه بگیریم، این است که هر چه دولت‌های عربی و سازمانهای فلسطینی کوتاه آمدند، دشمن پرروتر و خشونت از طرف او بیشتر شد. نتیجه این است که ملت فلسطین برای نجات خود، یک راه بیشتر ندارد و آن، مبارزه خشن فداکارانه‌ای است که باید در داخل و خارج سر زمین‌های اشغالی انجام گیرد. وظیفه همه مسلمانان هم این است که به این مبارزه اسلامی کمک کنند. سکوت دولت‌های اسلامی و عقب‌نشینی آنها در عرصه‌ سیاسی و در عرصه‌ بین‌المللی، دشمن را روزبه‌روز گستاخ‌تر می‌کند … جَریتر می‌کند؛ اما ایستادگی، به ناکامی آنها می‌انجامد.»

عدم آزادی بیان در کشورهای اسلامی نسبت به اسرائیل

آزادی بیان در مورد اسرائیل و به خصوص هولوکاست در کشورهای غربی وجود ندارد و گزارش‌های فراوانی وجود دارد که افراد مختلفی به علت اظهار نظر در مورد اسرائیل و هولوکاست، زندانی و شکنجه شده‌اند. نمونه آنها، روژه گارودی، دیوید اروینگ، یورگن گراف و … است.

طبق گفته بی‌بی‌سی، «انکار هولوکاست به‌طور صریح یا ضمنی، در ۱۷ کشور غیرقانونی است: اتریش، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، مجارستان، [رژیم جعلی] اسرائیل، لیختن اشتاین، لیتوانی، لوکزامبورگ، هلند، لهستان، پرتغال، رومانی، روسیه، اسلواکی و سوئیس.»

قبل از انقلاب اسلامی نیز اظهار نظر در مورد اسرائیل زندانی شدن را به همراه داشت و حکومت پهلوی به مقابله با افرادی که در مورد اسرائیل اظهار نظر می‌کردند، می‌پرداخت. امروز نیز، یکی دیگر از آسیب‌های کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل، عدم آزادی بیان در این کشورهاست. رهبر معظم انقلاب در این مورد می‌فرمایند:


«امروز در دنیای اسلام، مسائل مهمی در جریان است که دل انبوه مسلمانان را در کشورهای مختلف، غرق غصّه کرده است. آنها غم می‌خورند، خون دل می‌خورند، ولی نمی‌توانند چیزی بگویند. چرا؟ چون متأسّفانه بسیاری از سران کشورهایشان در این خونِ دل دادن به امّت اسلامی و نابود کردن امیدهای طبقات جوان در کشورهای اسلامی، سهیم هستند. یک مورد، قضایای مربوط به مسلمانان مظلوم فلسطین است. اینها همه درد است. به کشور خودمان نگاه نکنید که این دردها را همه – از عالیترین مسؤولین کشور تا آحاد مردم – آزادانه بر زبان می‌آورند؛ حرف می‌زنند؛ ابراز وجود می‌کنند و حرف دلشان را می‌زنند. متأسّفانه در کشورهای دیگر این فرصت را نمی‌دهند که مردم اقلاًّ غصّه‌های خودشان را نسبت به این قضایای عظیم امّت اسلام بر زبان جاری کنند. شما ببینید در کشورهای عربی، چه تعداد انسانهایی هستند که دلشان از قضایای مربوط به سازش با دشمن صهیونیستی خون است ولی نمی‌توانند چیزی بگویند.»

نا امیدی

قرآن کریم، از زبان حضرت یعقوب فرموده است: «وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛» (و از رحمت ‏خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏ خدا نومید نمی‌‏شود). در آیات بسیاری از قران کریم، ناامیدی و یاس نکوهش شده و در مقابل توکل و امیدواری سفارش شده است. همچنین در روایات، ناامیدی از خداوند نیز گناه بزرگی شمرده شده است. در مقابله با دشمن نیز، یاس و ناامیدی و عدم اعتماد به سنت‌های الهی که پیروزی را برای اهل حق وعده داده است، بسیار ناگوار خواهد بود. رهبر انقلاب یاس در مقابل دشمن را یکی دیگر از آسیب‌های جوامع اسلامی می‌داند و می‌فرمایند:


«چرا بعضی مأیوسند از این‌که بشود برقدرتهای استکباری جهان فائق آمد؟ چرا بعضی مأیوسند از این‌که اسرائیل را بشود از این منطقه ریشه کن کرد؟ چرا بعضی مأیوسند که بشود مسلمانان را در سرتاسر دنیا، از این وضع و مظلومیتی که امروز دارند، نجات داد؟ این، یک درس است. یأس موجب می‌شد که بعضی وارد میدان نشوند. یأس را باید از خود دور کرد.»

دوگانگی دولت‌های اسلامی با ملت هایشان

عدم هماهنگی و اتحاد بین دولت‌های اسلامی با ملت‌ها، از دیگر آسیب‌های کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل است. اگر هماهنگی بین این دو گروه در جوامع اسلامی رخ می‌داد، امروز رژیم صهیونیستی، نمی‌توانست به دول اسلامی زور بگوید. رهبر انقلاب در تشریح این مورد می‌فرمایند:


«چرا امروز رژیم غاصب صهیونیستی، به پشتیبانی امریکا و پول صهیونیست‌های عالم، می‌تواند به ملتهای عربی این‌طور واضح زور بگوید؟ چرا بعد از گذشت دهها سال که مسلمانان و توده‌های عرب، مذاکره‌ با اسرائیل را – که یک رژیم جعلی و بی‌ریشه‌ و تحمیلی و غاصب در منطقه است – تحریم می‌کردند و آن را زشت می‌شمردند، امروز متأسفانه فکر مذاکره در میان عناصر سیاسی و بسیاری از دولت‌های عرب، تلقی به قبول می‌شود؟ چون مردم حضور ندارند، چون دست مردم با دست‌های فعال آن کشورها همراه نیست، چون رژیم‌ها به راهی می‌روند و ملت‌ها به راهی دیگر؛ نتیجه ضعف است.»

 

سعید ابوالقاضی

 

 

منابع:

  1. موسی نجفی. هویت‌شناسی. چاپ اول. آرما، ۱۳۹۲. ص ۲۶
  2. پیام به کنگره عظیم حج، ۱۴/۴/۱۳۶۸
  3. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۸۲۷٫
  4. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۱/۴/۱۳۷۷
  5. آل عمران / ۱۰۳
  6.  میزان الحکمه : ج۲- ص۲۳۶- ح۲۵۸۹
  7. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۴/۸/۱۳۸۳
  8.  بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۱/۴/۱۳۷۷
  9.  خطبه های نماز جمعه، ۷/۱/۱۳۷۱
  10.  بیانات در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید فطر، ۱۳/۸/۱۳۸۴
  11.  http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2006/02/060221_sm-irving.shtml
  12.  بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۲۳/۹/۱۳۷۳
  13.  یوسف / ۸۷
  14. بیانات در دیدار جمعی از آزادگان‌، ۲۶/۵/۱۳۷۱
  15.  بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان ارتش، ۹/۵/۱۳۷۰

پایگاه تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر – دونالد ترامپ رئیس‌جمهور فعلی آمریکا را می‌توان در شمار یهودی‌دوست‌ترین رؤسای جمهور تاریخ ایالات‌متحده قرار داد. تعداد دوستان و مشاوران یهودی ترامپ آنقدر زیاد است که بتوان گفت ترامپ در محاصره یهودیان قرار گرفته و مواضع خود را بر اساس نظر و مشورت این افراد تنظیم و اعلام می‌کند.

ترامپ در محاصره یهودیان

از جمله مهم‌ترین یهودیانی که در اطراف دونالد ترامپ هستند می‌توان به این افراد اشاره کرد:[۱]

  • «ایوانکا ترامپ»: دختر دونالد ترامپ سالهاست که به دین یهودیت ارتدوکس درآمده و به واسطه همسرش «یارد کوشنر» مهم‌ترین لایه از حلقه یهودی اطراف ترامپ را تشیل می‌دهند. کوشنر داماد یهودی ترامپ، مشاور رئیس‌جمهور آمریکا و فرستاده مخصوص ترامپ به منطقه برای پیگری معامله قرن نیز می‌باشد.

  • «جیسون گرینبلت و دیوید فریدمن»: این دو نفر وکلای ترامپ در امور تجاری هستند که البته به ترامپ را در امور مربوط به فلسطین نیز مشاوره می‌دهند.

دیوید فریدمن

  • «استیون مناخین»: مسئول امور داخلی ستاد ترامپ در دوران انتخابات و یکی از بانفوذترین اشخاص یهودی در نیویورک و منهتن.

استیون مناخین

 

  • «بوریس اپشتین»: حقوقدان، مشاور امور اقتصادی و نماینده ترامپ در بیش از ۱۰۰ برنامه‌ تلویزیونی.

بوریس اپشتین

 

  • «استفن میلر»: از جمله فعال‌ترین افراد حاضر در ستاد انتخاباتی ترامپ و تهیه‌کننده پیش‌نویس سخنرانی ترامپ در اجلاسیه «آیپک».

استفن میلر

 

  • «لوئیز آیزنبرگ»: یکی از حامیان مالی گروه‌های طرفدار ترامپ در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا.

لوئیز آیزنبرگ

 

ارتباط بیش از حد ترامپ با یهودیان و اسرائیل زمانی آشکارتر می‌شود که وعده‌های او در دوران انتخابات آمریکا را نیز مرور کنیم. ترامپ در تبلیغات خود و برای به دست آوردن حمایت یهودیان دو وعده بسیار مهم در حمایت از رژیم‌صهیونیستی را مطرح کرد. وعده اول ترامپ، انتقال سفارت ایالات‌متحده از تل‌آویو به قدس‌شریف و وعده دوم نیز، خروج آمریکا از یونسکو به بهانه خصومت‌ورزی یونسکو علیه اسرائیل بود. ترامپ مدتی بعد از حضور در کاخ‌سفید، این وعده‌های خود را عملی کرد تا به پیش‌روی‌های رژیم‌صهیونیستی و همکاری با نتانیاهو چراغ سبز نشان داده باشد.[۲]

طراحی معامله قرن

از حلقه یهودیان اطراف ترامپ و وعده‌های انتخاباتی او می‌توان نتیجه گرفت، رئیس‌جمهور آمریکا این پتانسیل را دارد که با استفاده از ظرفیت‌های آمریکا، خدمات بیشتری را به رژیم‌صهیونیستی ارائه کند. این خدمت بزرگ بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، تحت‌عنوان طرحی به نام «معامله‌ی قرن» مطرح شد.

به هیچ‌وجه نمی‌توان معامله‌ی قرن را به چشم طرحی ساده نگاه کرد. زیرا همه مفاد پیشنهاد مطرح شده از سوی ترامپ و مشاوران یهودی‌اش، یک‌باره مطرح نشد و در اختیار عموم مردم جهان قرار نگرفت. بلکه معامله‌ی قرن در طی دو سال اخیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده و هر از گاهی گوشه‌ای از آن توسط نتانیاهو، ترامپ و یا یارد کوشنر در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گرفت. هم‌اکنون نیز بسیاری از کارشناسان معتقدند معامله قرن قمار انتخاباتی ترامپ است و اگر دونالد ترامپ موفق به تثبیت این طرح نشود در انتخابات آینده آمریکا جایگاهی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:
انتقال سفارت، هدفی استراتژیک یا تصمیمی غیر منتظره
پیش زمینه‌های اجرای معامله قرن

اما آنچه تاکنون درخصوص معامله‌ی قرن مشخص شده این است که طرح مذکور پیش از اجرا مقدماتی داشته که ترامپ  همه آن‌ها را اجراکرده و تنها اجرای فاز نهایی معامله‌ی قرن باقی مانده است. پیش‌زمینه‌های اجرای طرح اختصاصی ترامپ برای مسئله فلسطین عبارتند از:

  1. اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم‌صهیونیستی:

از آنجا که پایتخت هر کشور، میزبان سفارت دیگر کشورهای جهان می‌باشد؛ ترامپ سفارت ایالات‌متحده در اراضی‌اشغالی را به قدس‌شریف منتقل کرد. این یعنی، قدس درحال تبدیل به پایتخت رسمی رژیم‌صهیونیستی است و ترامپ اولین رئیس‌جمهوری است که این اقدام را به رسمیت می‌شناسد. بنابراین مهم‌ترین اقدام عملی ترامپ برای یهودی شدن سرزمین فلسطین رخ‌داد تا راه برای اجرای سایر جزئیات معامله‌ی قرن باز شود.

  1. منتفی شدن بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین‌های اشغالی:

در جریان جنایات هفتاد ساله‌ی رژیم‌صهیونیستی علیه مردم فلسطین، در طی مراحل مختلفی صدها هزار نفر کشته شده و یا از اراضی‌اشغالی اخراج شدند و هم‌اکنون حدود شش میلیون از آورگان فلسطینی در اردوگاه‌های کرانه‌باختری، غزه، لبنان، اردن و سوریه سکونت دارند، و از سوی آژانس «امدادرسانی و کاریابی ویژه آوارگان فلسطینی» موسوم به «آنروا» انواع خدمات لازم برای زندگی را دریافت می‌کنند. آمریکا بزرگترین حامی‌مالی این مرکز است، اما ترامپ چندی پیش اعلام کرد که دیگر هیچ‌گونه هزینه‌ای از سوی ایالات‌متحده به «آنروا» پرداخت نخواهد شد.[۳]

این اقدام ترامپ موجب می‌شود تا آوارگان فلسطینی مجبور شوند برای گذراندن زندگی خود به کشورهای عربی پناهده شده و زندگی خود را در کشوری غیر از فلسطین ادامه دهند. نتانیاهو نیز اخیراً طی مصاحبه‌ای اعلام کرد با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت آوارگان فلسطینی به کشور خود برای همیشه لغو می‌شود و چنین امکانی در طرح پیشنهادی ترامپ وجود ندارد.[۴]

انتشار جزئی و تبلیغات مقطعی معامله قرن

همانطور که گفته شد، هر از گاهی بخشی از جزئیات معامله‌ی قرن منتشر می‌شد. اما طی روزهای اخیر مهم‌ترین بخش از مفاد طرح شیطانی معامله‌ی قرن توسط نتانیاهو و روزنامه الاخبار رسانه‌ای شد. طبق ادعای نتانیاهو، نه تنها رژیم‌صهیونیستی از اراضی‌اشغالی عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه این رژیم تسلط بر کل منطقه غرب اردن را به دست خواهد گرفت. همچنین نتانیاهو در مصاحبه با معاریو مجدداً مدعی شد که به هیچ‌وجه بیت‌المقدس میان یهودیان و فلسطینی‌ها تقسیم نخواهد شد و کنترل آن برعهده رژیم‌صهیونیستی باقی خواهد ماند.[۵]

روزنامه الاخبار نیز پس از مصاحبه نتانیاهو جزئیات تأمل‌برانگیری از معامله‌ی قرن را فاش کرد. بنابر گزارش الاخبار، طرح پیشنهادی کاخ‌سفید بازیگرانی به جز آمریکا و رژیم‌صهیونیستی را نیز دارد. روزنامه مذکور مدعی شد ترامپ از مقامات کشور اردن خواسته تا آوارگان فلسطینی را در اردن پناه دهند و در عوض ۴۵ میلیارد دلار در کشور آن‌ها سرمایه‌گذاری صورت گیرد. همچنین از جزئیات منتشر شده چنین بر می‌آید که اردن  باید بخشی از اراضی خود را به رژیم‌صهیونیستی بدهد و در عوض عربستان نیز موظف است بخش‌هایی از سرزمین خود را به اردن اختصاص دهد. نقش مصر نیز در این بین تسهیل رفت و آمد فلسطینی‌ها به این کشور در ازای کمکِ مالی ۶۵ میلیارد دلاری برای بازسازی شبه‌جزیره سینا می‌باشد.

طبق اعلام روزنامه الاخبار، مطرح کنندگان معامله‌ی قرن قصد دارند با تشکیل اتحادیه‌ای، اداره کرانه‌باختری را به رژیم‌صهیونیستی، حکومت اردن و تشکیلات‌ خودگران فلسطین بسپارند. همچنین روزنامه مذکور تأیید کرد که پشتیبانی‌مالی این طرح توسط برخی از کشورهای عربی صورت خواهد گرفت.[۶]

بازی انتخاباتی نتانیاهو با معامله قرن

با ورود اردن، مصر و عربستان به معامله‌ی قرن، پیچیدگی‌های این طرح بیش از پیش می‌شود. اما با نگاهی تحلیلی می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و ایالات‌متحده از ورودکشورهای نام‌برده به طرح شیطانی معامله‌ی قرن، عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را دنبال می‌کنند. همچنین نباید فراموش کرد که رژیم‌صهیونیستی در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دارد؛ لذا با توجه به رقابت نزدیکی که میان نتانیاهو و حزب آبی و سفیدها وجود دارد،[۷] می‌توان گفت نتانیاهو تلاش می‌کند تا آینده و موجودیت کشور جعلی اسرائیل را به اجرای معامله‌ی قرن و حضور خود او در رأس رژیم‌صهیونیستی گره بزند.

بیشتر بخوانید:
افشای جزئیاتی از طرح ترامپ برای معامله قرن
تیر خلاصی به پیکره قانون معامله قرن
مواضع جهان عرب

عربستان، مصر و اردن کشورهایی هستند که به حضور در معامله‌ی قرن و ایفای نقش چراغ سبز اولیه را نشان داده‌اند.[۸] بنابراین و با اجرای معامله‌ی قرن، اتفاقی عجیب در طی هفت دهه اخیر رخ خواهد داد. کشورهایی عربی که پس از اعلام موجودیت اسرائیل به مبارزه علیه این رژیم برخواسته بودند، امروز آماده هستند تا در ازای وعده‌های آمریکا با بزرگ‌ترین دشمن مسلمانان و بزرگ‌ترین تهدید منطقه همکاری کنند.

همبستگی اردن با رژیم صهیونیستی

وارد کردن اردن به مسئله معامله‌ی قرن مهم‌ترین دستاورد رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بود؛ چراکه بدون حضور اردن که از آن به عنوان وطن جایگزین مردم فلسطین یاد می‌شود، طرح شیطانی معامله‌ی قرن قابلیت اجرایی شدن را ندارد. اردن کشوری کوچک محسوب می‌شود، اما می‌تواند نقش بسیار مهمی را در منطقه و مسئله فلسطین بازی کند. چراکه نفوذ و پیش‌روی جمهوری‌اسلامی، از عراق شروع شده، سپس از طریق سوریه، به لبنان و فلسطین امتداد می‌یابد و اگر اردن از ایران روی برگرداند مانع نفوذ ایران و گروه‌های مقاومت به کرانه‌باختری و غزه می‌شود. بنابراین اردن از دوجهت برای محور آمریکایی-صهیونیستی دارای اهمیت به‌شمار می‌رود و این دو جنایتکار نیاز دارند تا اردن را با خود هم‌سو کنند.

سال گذشته تظاهراتی در اردن و در اعتراض به مسائل و بحران اقتصادی شروع شد و همچنین تغییراتی را در ساختار سیاسی اردن به‌جای گذاشت. در نهایت این ناآرامی‌ها زمانی پایان‌یافت که قانون دریافت مالیات از درآمد شهروندان اردنی لغو شد.[۹] اما آنچه که موجب شد تا آرامش به اردن بازگردد، برگزاری جلسه‌ای با حضور عربستان، اردن، امارات و کویت و با تدبیر پادشاه سعودی بود که در پایان جلسه بنا شد مبلغ دو و نیم میلیارد دلار به اردن کمک مالی شود تا مشکلات مالی اردن پایان یابد.[۱۰] لذا این احتمال وجود دارد که آشوب‌های اردن از سوی رژیم‌صهیونیستی و عربستان و با هدف متقاعدکردن اردن برای حضور در معامله‌ی قرن طراحی شده باشد. پس می‌توان نتیجه گرفت، سردمداران طرح منفور معامله‌ی قرن، اردن را وارد یک بحران کردند و سپس با پشتیبانی‌مالی کشورهای عربی، اردن مجبور شد در اجرای معامله‌ی قرن نقشی را برعهده گیرد.

اهداف عربستان از حضور در معامله قرن

پس از اردن، دومین ضلعی که در پیش‌برد معامله‌ی قرن نقش مهمی را ایفا می‌کند عربستان‌سعودی است. طبق اخبار منتشر شده، عربستان در طرح شیطانی ترامپ وظیفه دارد بخشی از اراضی خود را در اختیار اردن گذاشته و همچنین از اجرای طرح نیز پشتیبانی‌مالی انجام دهد. اما صحبتی از دریافت پول یا هرچیز دیگری توسط عربستان به میان نیامده است. به نظر می‌رسد عربستان از حضور در معامله‌ی قرن دو هدف اصلی را دنبال می‌کند:

  1. معرفی ایران به عنوان ابرتهدید منطقه:

رژیم‌صهیونیستی سالهاست به واسطه زور فلسطین را اشغال کرده و جنایات بسیاری را علیه مردم این سزمین انجام داده است. طبیعتاً رژیم ظالمی که صدهاهزار کودک را سلاخی کرده برای منطقه خطرهای بسیار زیادی دارد؛ اما عربستان‌سعودی تلاش می‌کند تا با حضور در طرح شیطانی معامله‌ی قرن، خطر حیات اسرائیل برای مردم و کشورهای منطقه را تقلیل داده و در عوض جمهوری‌اسلامی را به عنوان تهدید منطقه‌ای معرفی کند.[۱۱] گواه این تحلیل، مواضع ضدایرانی مقامات سعودی و روابط دوستانه‌ی آن‌ها با سران آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است. بنابراین بن‌سلمان ولیعهد عربستان تلاش می‌کند تا کشورهای منطقه را در مقابل ایران قرار دهد و خود در مواجه با جمهوری‌اسلامی تنها نباشد.

  1. دست‌یابی به تأسیاست هسته‌ای:

عربستان‌سعودی بیش از ۴ سال است که تلاش می‌کند به کمک کشورهای آسیایی و غیرآسیایی تأسیسات هسته‌ای را در ریاض بنا کند و به تسلیحات هسته‌ای دست یابد. در سال ۱۳۹۴ اخباری منتشر شدند مبنی بر اینکه عربستان و کره‌جنوبی به تفاهمی دست یافته‌اند که طبق آن قرار است کره‌جنوبی با دریافت مبلغ ۵۲ میلیارد دلار از ریاض، تأسیسات ‌هسته‌ای را در طول بیست سال در عربستان مستقر کند.[۱۲]

اما آتش بن‌سلمان ولیعهد سعودی تندتر از سایر مقامات عربستان است و او تلاش می‌کند تا هرچه زودتر ریاض به تأسیسات هسته‌ای مجهز شود. حال آنکه مطرح شدن معامله‌ی قرن فرصت مناسبی است تا عربستان و آمریکا توافق کنند درصورت حضور پررنگ سعودی در معامله‌‌‌ی قرن، ترامپ اجازه کمک آمریکا به ساخت تأسیسات هسته‌ای در ریاض را صادر کند. البته اخیراً اخباری منتشر شده که نشان می‌دهد یک رآکتور اتمی در نزدیکی شهر ریاض ساخته شده و حداکثر تا یک سال دیگر به بهره‌برداری خواهد رسید.[۱۳]

بنابراین می‌توان گفت عربستان درصورتی حاضر به ایفای نقش در معامله‌ی قرن شده که با استفاده از حضور ترامپ در کاخ‌سفید، تأسیسات هسته‌ای که در دست‌یابی یا آن عاجز بوده است را به دست آورد.

سرنوشت معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟

اما سرنوشت رژیم‌صهیونیستی و مردم فلسطین در معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟ باتوجه به جزئیات منتشر شده از طرح اختصاصی ترامپ برای منطقه، می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و هم‌پیمان غربی‌اش تلاش می‌کنند تا سرزمین فلسطین را به کشوری تماماً یهودی تبدیل کنند؛ به طوری که اثری از مردم فلسطین در اراضی‌اشغالی باقی نماند. گواه این موضوع، سخنان نتانیاهو است که اخیراً مدعی شده بود با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت مردم فلسطین به اراضی‌اشغالی برای همیشه لغو خواهد شد و رژیم‌صهیونیستی تسلط خود برای اراضی تحت اشغال را حفظ خواهد کرد.

لذا تمام تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو به خارج کردن فلسطینی‌ها از کشور خود معطوف می‌شود. درواقع، ترامپ و نتانیاهو تلاش می‌کنند تا آوارگان فلسطینی را در کشورهای عربی پخش کنند تا خطر بازگشت فلسطینی‌ها به سرزمین‌های اشغالی برای همیشه از بین برود و اسرائیل بتواند بدون مزاحم به حیات نحس خود ادامه دهد. همانطور که گفته شد، قطع کمک‌های مالی ترامپ به «آنروا» در راستای تحقق همین هدف صورت گرفته است.

درصورت اجرای طرح منحوس معامله‌ی قرن، مردم فلسطین بیشترین ضرر را متحمل خواهند شد؛ چراکه براساس این طرح آن‌ها حق برگشت به فلسطین‌اشغالی را نداشته و مجبور هستند در اردن و سایر کشورهای منطقه به زندگی خود ادامه دهند. اما درعوض عربستان، اردن، مصر و رژیم‌صهیونیستی به مقاصد خود دست خواهند یافت.

طبل تو خالی معامله قرن از منظر جبهه‌ی مقاومت

همانطور که گفته شد تمام بازیگران طرح منحوس معامله‌ی قرن با اجرای آن موافق هستند؛ اما محور اصلی این توافق یعنی مردم فلسطین و جریان مقاومت به هچ‌وجه با اجرای توافق مذکور موافق نیستند. جنبش حماس که بزرگ‌ترین مدافع حقوق مردم فلسطین به‌ شمار می‌رود، مطلقاً با اجرای معامله‌ی قرن مخالف است. دفتر سیاسی این جنبش، سال گذشته در طی بیانیه‌ای بر محکوم کردن هرگونه عادی‌سازی روابط رژیم‌صهیونیستی با کشورهای عربی تأکید کرد و همچین با تأکید بر ادامه راهپیمایی‌های بازگشت اظهار داشت: «تظاهرات علیه رژیم‌اشغالگر و تحقق اهداف فلسطینی‌ها حق ملت فلسطین است و ما به مبارزه خود برای نابودی کامل رژیم‌صهیونیستی ادامه خواهیم داد.»[۱۴]

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز دیگر مخالف معامله‌ی قرن است. نصرالله طرح شوم ترامپ را تلاشی برای نابودی کامل مسئله فلسطین می‌داند[۱۵] و از نظر او تنها راه جلوگیری از اجرای معامله‌ی قرن، ایستادگی جریان مقاومت از ایران گرفته تا فلسطین در برابر آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است.[۱۶]

معامله قرن از منظر مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب‌اسلامی نیز پروژه جدید صهیونیست‌ها به همراهی ایالات‌متحده را به «خواب آشفته» تعبیر کرده و درخصوص آینده طرح شیطانی معامله‌ی قرن می‌فرمایند:

«البتّه بدانند که این معامله‌ی قرنی که آن‌ها [آمریکا و رژیم‌صهیونیستی] فکر کرده‌اند، به توفیق الهی هرگز تحقّق نخواهد یافت. به کوری چشم دولت‌مردان آمریکا که دارند خودشان را می‌کشند برای اینکه در قضیّه‌ی فلسطین یک کاری انجام بدهند، قضیّه‌ی فلسطین از یادها نخواهد رفت و شهر مقدّس بیت‌المقدّس پایتخت فلسطین باقی خواهد ماند و قبله‌ی اوّل مسلمان‌ها برای مسلمان‌ها باقی خواهد ماند. این خواب آشفته‌ای که این‌ها دیده‌اند که خیال می‌کنند بیت‌المقدّس را بگیرند و می‌گویند هم روی شهر، هم زیر شهر، هم اعماق شهر -شرقش، غربش، همه‌جایش- باید دست یهود باشد، غلط بیخودی می‌کنند؛ این اتّفاق نخواهد افتاد و مسلّماً ملّت فلسطین در مقابل این می‌ایستد و ملّت‌های مسلمان همه پشت سر ملّت فلسطین خواهند ایستاد و به توفیق الهی نمی‌گذارند این اتّفاق بیفتد.»[۱۷]

شکست معامله قرن از نظر تحلیل‌گران آمریکایی

علاوه بر مخالفت محور مقاومت با معامله‌ی قرن و ایستادگی این جریان در برابر رژیم‌صهیونیستی و آمریکا، تحلیلگران دیگری هستند که سرانجام طرح را شکست پیش‌بینی می‌کنند. برای مثال، «دنیس راس» دیپلمات سابق آمریکایی و مسئول ارشد کاخ‌سفید معتقد است درصورتی که فلسطینی‌ها با اجرای معامله‌ی قرن موافق نباشند، این طرح شکست خواهد خورد. او همچنین اعتقاد دارد  اگرچه ترامپ با کشورهای میانه‌روی عربی مذاکره کرده، اما اجرای قطعی طرح به میل و تحقق آرمان‌های مردم و گروه‌های فلسطینی بستگی دارد.[۱۸]

«شلومو شامیر» تحلیلگر روزنامه صهیونیستی اسرائیل‌هایوم نیز اعتقاد دارد موانع بسیاری از اجرای طرح شوم معامله‌ی قرن جلوگیری می‌کنند. همچنین او طرح ترامپ را به جنینی تعبیر می‌کند که پیش از تولد مرده است و کارایی چندانی ندارد.[۱۹]

نتیجه‌گیری

به طور کلی می‌توان گفت طرح پینشهادی ترامپ برای حل منازعات بین رژیم‌صهیونیستی و فلسطین، به هیچ‌وجه توجهی به حقوق مردم فلسطین ندارد. بلکه در صورت اجرای احتمالی این طرح، اراضی‌اشغالی به کشوری تماماً یهودی تبدیل خواهد شد و فلسطینی‌ها نیز به ناچار باید در کشورهای عربی نظیر مصر و اردن به زندگی خود ادامه دهند. درحقیقت این طرح موجب می‌شود تا آرمان فلسطین و بازپس‌گیری اراضی‌اشغالی از بین برود. البته با توجه به سخنان رهبران محور مقاومت و ایستادگی این جریان و مردم فلسطین، صحبت‌های تحلیلگران سیاسی و پیچدگی‌های معامله‌ی قرن، این طرح با شکست روبرو خواهد شد.

طرح مذکور از حیث مبانی استراتژیک و ژئوپلتیک دارای ضعف‌های فراونی می‌باشد و زمینه اجرایی شدن را ندارد؛ در شرایط فعلی بسیاری کشورهای مختلف و مردم جهان به ظلم و جنایات رژیم‌صهیونیستی واقف شده‌اند و یقینا اجرای چنین طرحی را که منجر به ظلم و غصب بیشتر صهیونیسم‌جهانی می‌گردد اجازه نخواهند داد.

«عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب معتقد است تعویق عملیاتی شدن طرح معامله‌ی قرن و توقف این طرح در مرحله تبلیغات نشان از شکست این طرح دارد. وی معتقد است پس از شکست‌های متعدد ترامپ و نتانیاهو در منطقه خاورمیانه و بحران‌های داخلی و خارجی خطرناکی که ترامپ با آن‌ها مواجه شده است طرح «معامله‌ قرن» در اتاق مراقبت‌های ویژه «آی‌سی‌یو» زندگی می‌کند و تمام بازیگران اصلی این طرح منتظر ایجاد زمینه‌های مناسب جهت تحقق آن می‌باشند.

 

مجید رحیمی

 

[۱]. https://www.fardanews.com/fa/news/591828

[۲]. https://www.asriran.com/fa/news/585963

[۳]. http://www.ghatreh.com/news/nn44134827

[۴]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۵]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۶]. https://kheybar.net/?p=20169

[۷]. http://qodsna.com/fa/326824/%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-

[۸]. https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3404896

[۹]. http://fa.alkawthartv.com/news/144287

[۱۰]. http://www.ansardaily.com/view.php?kindex=9135

[۱۱]. https://www.farsnews.com/news/13970410000256

[۱۲]. http://irdiplomacy.ir/fa/news/1945681

[۱۳]. https://www.radiofarda.com/a/First-Images-of-Saudi-Nuclear-Reactor/29860701.html

[۱۴]. https://www.yjc.ir/00RfB5

[۱۵]. https://www.tabnak.ir/fa/news/812377

[۱۶]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/01/06/1976485

[۱۷]. بیانات در دیدار کارگزاران حج؛ ۱۳۹۷/۰۴/۲۵

[۱۸]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/12/12/1960154

[۱۹]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/09/11/1888775

پایگاه تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیو‌پژوهی خیبر، ولایت در امتداد تاریخی و معرفتی نبوت در بستر اعتقادات شیعه است؛ یعنی امام جانشین رسول الله  (ص) در همه ابعاد به جز نزول وحی است. البته امام واسطه فیض و تنها مرجع تام تفسیر کلام خداست. از این جهت ارتباط انسان با آسمان هیچ گاه قطع نمی­شود و به این معنا امامت امتداد جریان وحی هم هست.

دشمنان اسلام بعد از رسول الله (ص) هیچ گاه نتوانستند مرجعیت دینی اهل بیت علیهم السلام را نادیده بگیرند؛ زیرا برای پاسخ به سوالات و شبهات کسانی که بعد از پیامبر (ص) مسلمان شده بودند به شدت به معارفی که نزد جانشین به حق پیامبر (ص) بود نیاز داشتند. تداوم این شرایط، جایگاه نظام خلافت را در مقابل نظام امامت به خطر می­اندخت.

با توجه به جایگاه رفیع اجتماعی، علمی و معنوی امام علی علیه السلام که حتی مورد توجه خلفا نیز بود،‌ نظام سیاسی حاکم از جهت نخ­نما شدن بحران مشروعیت خود به شدت احساس خطر کرد. یکی از سیاست­های طبقه حاکم برای انحراف افکار عمومی، بدیل­سازی بود؛‌ باید توجه مردم را به گروه جدیدی به عنوان مرجع علمی و اجتماعی جلب می­شد تا جایگاه امام علی علیه السلام به عنوان اصلی­ترین گزینه رهبری سیاسی، دینی و علمی جامعه کم­فروغ شود. در این شرایط بهترین تدبیر این بود که رقبای علمی در مقابل اهل بیت عَلَم شود. شرایط فرهنگی و اجتماعی مدینه، علمای یهودی را به عنوان بهترین گزینه مطرح می­کرد.

به این ترتیب جهان اسلام با بازیگران فرهنگی-اجتماعی و علمی جدیدی مواجه شد که از حمایت و مدیریت نظام سیاسی حاکم بهره­مند بودند. بعد از رحلت رسول الله (ص) برخی از علمای یهودی مانند کعب الاحبار، ابوهریره و عبدالله بن سلّام مسلمان شدند. آنها از طرفی از حمایت نظام سیاسی برخوردار بودند و از طرف دیگر شرایط و فضای اجتماعی زمینه پذیرش آنها را داشت.

علمای یهودی تازه­مسلمان شده چند کارکرد اصلی داشتند: ۱٫ جعل روایاتی که برای اهل بیت علیهم السلام بیان شده بود برای دیگران به ویژه بنی امیه و خلفا؛ ۲٫ جعل روایاتی در تقابل با عقاید اسلامی. این روایات به اسرائیلیات موسوم شدند. هدف کلان آنها ایجاد میراث دینی­ای بود که تقابل با یهود در آن مشهود نباشد. نباید فراموش کنیم که رسول الله (ص) شدیدترین برخوردها را با یهودیان داشت و قرآن، دشمنی یهود را شدیدترین دشمنی نسبت به اهل ایمان معرفی می­کند. (لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ …[۱])

این راهبرد از چند جهت مهم و قابل توجه است:

  1. با توجه به فضای عمومی اجتماعی در صدر اسلام که یهود را به دلیل بهره­مندی از کتاب آسمانی صاحب علم و فرهنگ می­دانست، گرایش مردم به سوی این افراد می­توانست توجه­ها را از اهل بیت علیهم السلام کم کند. قبل از دوران بعثت، یهودیان با ایجاد مدارس و مراکز آموزشی در مدینه، علاوه بر اینکه قطب اقتصادی مدینه را در اختیار داشتند، مرجع علمی و فرهنگی نیز بودند به طوری که درس خواندن در این مدارس و فارغ­التحصیلان این مدارس از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار بودند. این مسئله در شرایطی که آمار کسانی که در شبه جزیره قدرت خواندن و نوشتن داشتند بسیار کم بود، اهمیت دوچندان می­یافت تا جایی که برخی از فارغ التحصیلان این مدارس که بعدا مسلمان شدند، خود را در جایگاه نظام دیپلماسی پیامبر (ص) تعریف می­کردند.

اینجاست که مخالفت پیامبر (ص) با مراجعه مسلمانان به اهل کتاب به ویژه یهود را بهتر درک می­کنیم. پیامبر (ص) بسیار تلاش کرد با ارائه معارف اصیل دینی اعراب را از خودباختگی علمی و فرهنگی در مقابل یهودیان خارج کند و آنها را از گزاره­های انحرافی دین یهود دور کند. این سیره عملی رسول الله (ص) با رویه کلی مواجهه قرآن با یهود کاملا همخوانی دارد چراکه قرآن همواره از بنی­اسرائیل به بدی یاد می­کند. تصویر کلی یهود در قرآن، قومی عهدشکن، تحریف­گر، بهانه­گیر، ناسپاس و سست­عنصر است.

  1. علمای یهود برای پیشبرد اهدافشان در مورد اسلام از یک تجربه تاریخی در تعامل تحریف­گرایانه با مسیحیت نیز برخوردار بودند. خداوند در مقابل جریان پیامبرکش یهودیان دنیازده مادی­گرا ، انبیایی را برای هدایت بنی­اسرائیل فرستاد تا جایی که حضرت عیسی علیه السلام برای مقابله با علمای منحرفی که در دین الهی فساد ایجاد کرده بودند مبعوث شد و توسط همین گروه تعقیب و به جوخه اعدام سپرده شد. یهودیان به مقابله با مسیحیان پرداختند و وقتی خود را از مبارزه با آن عاجز دیدند، نفوذ تحریف­گرایانه در مسیحیت را در پیش گرفتند. انحراف در مسیحیت (صهیونیسم مسیحی، مسیحیت پولسی) توسط علمای یهودی تازه­مسیحی شده ایجاد شد. یکی از مهم­ترین اهداف آنها از این کار ایجاد قرائتی از مسیحیت بود که مخالف و مقابل یهود نباشد.
  2. مسلمانان و تازه­مسلمانان محبت و ارادت قلبی به رسول الله (ص) داشتند به ویژه کسانی که پیامبر (ص) را درک نکرده بودند ولی وصف ایمان و بزرگواری او را شنیده بودند. آنها علاقه زیادی به شنیدن احادیث پیامبر داشتند. از این جهت حدیث به عنوان یک رسانه قوی مورد استقبال مردم قرار گرفت. طبیعی بود که هر گروهی که بر این رسانه مسلط می­شد، قدرت مدیریت فرهنگی و اجتماعی جامعه را نیز در دست می­گرفت.

حضور علمای یهود در بین مسلمانان در قالب نوکیشان مسلمان بعد از دوران رحلت پیامبر (ص)، چند سوال به ذهن خطور می­کند:

  1. این افراد که از علما و دانایان قوم یهود بودند، چرا در دوران حیات رسول الله (ص) ایمان نیاوردند. قاعدتا دانش و اطلاعات آنها از پیامبر خاتم (ص) می­بایست قبل از این سبب می­شد خدمت رسول الله (ص) می­آمدند و اسلام می­آوردند. از این جهت می­توان گفت:
  • اسلام آوردن آنها امری دینی نبوده بلکه امری سیاسی بوده است؛ یعنی نفوذ سیاسی-فرهنگی جهت ایجاد تحریف در میراث دینی اسلام
  • جریانی از درون جهان اسلام از آنها خواسته است که به ظاهر اسلام بیاوردند و در اختیار اهداف نظام حاکم باشند.
  1. چرا در دوران منع کتابت حدیث نبوی که ایده­ای کاملا یهودی بود، علمای تازه­مسلمان شده یهود از آزادی کامل در نقل مطالب برخوردار بودند تا جایی که منصبی به عنوان قصیصین ایجاد شد که در مسجد قصه می­گفتند. طبیعی است در جایی که روایت نبوی محدود می­شود، چیز دیگری جایگزین آن می­شود. در این جایگزینی باید شرایط اجتماعی و فرهنگی مخاطب را نیز در نظر گرفت تا میزان پذیرش افزایش یابد. در سرزمین شعر و ادبیات، داستان و قصه مشتری زیادی دارد. فراموش نمی­کنیم که معجزه الهی پیامبر خاتم (ص) برای این مردم نیز به این نکته توجه داشت؛ معجزه آنها متنی فصیح و بلیغ بود که همه شعرا ادیبان را تحدی طلبید. (البته اعجاز قرآن فقط ابعاد لفظی آن نیست و قرآن هیچ گاه به یک متن ادبی تقلیل نمی­یابد)
  2. چرا در دوران خلافت امام علی علیه السلام، هیچ یک از این افراد در مدینه باقی نماندند و همگی به شام نزد معاویه رفتند.

البته این تاثیرگذاری محدود به دوران این علمای یهودی مسلمان­نما نشد و این جریان از دو جهت ادامه یافت:

  1. آنها شاگردانی را تربیت کردند که همین خط فکری را ادامه می­دادند؛ مثلا وَهْب بن مُنَبِّهشاگرد ابوهریره بود که طبری در موارد بسیاری به ویژه در مورد ادیان و مذاهب از او مطالبی را نقل کرده است.
  2. بعد از دوران بنی امیه، بنی عباس روی کار آمدند. آنها نیز مانند اسلاف خویش به بحران مشروعیت مواجه بودند؛ چراکه آنها قدرت رقابت با اهل بیت علیهم السلام را نداشتند.

اقدامات بنی عباس در راه­اندازی نهضت ترجمه آثار یونایی و رومی (غربی) و هندی (شرقی)، رسمیت­بخشی به گروه­های فقهی اهل سنت در مقابل فقه جعفری و برگزاری مناظره­های علمی امام رضا و امام جواد علیهما السلام با علمای یهود و مسیحیت را می­توان در این راستا تحلیل کرد. البته نتیجه کار هم مشخص بود: نمایان شدن سرچشمه­های علم و حکمت الهی اهل بیت علیهم السلام.

در این شرایط بود که امام صادق علیه السلام، تبیین و توسعه بنیان نظری و معرفتی نظام شیعه را به کمال رساند تا جایی که مکتب شیعه به مکتب جعفری لقب گرفت.

تاثیر میراث روایی یهودیزه شده (اسرائیلیات) وقتی تشدید شد که نظام کلامی اهل سنت از معتزله (عقل­گرایی) به اشاعره (نقل­گرایی) غلبه یافت. در این شرایط مبانی استنباط احکام دینی در نقل (حدیث و قرآن) منحصر شد که حاصل آن نوعی ظاهرگرایی در فهم دین بود. انحصار در حدیث، نفی عقل و اجتهاد از مهم­ترین ویژگی­های اشاعره است به این ترتیب آنها روشی متفاوت در فهم شریعت در پیش گرفتند که فقط مراجعه به ظاهر اخبار را مبنای کار خود قرار داده بود و برای فهم عقلی جایگاهی قائل نشده بود. به این ترتیب نقل­گرایی و مبنای آن در فهم دین صرفا در عرصه دانشی و فقهی باقی نمی­ماند و آثار آن در عرصه سیاست و اجتماع نیز بروز پیدا می­کند.

حاصل این شرایط در نظام دینداری اهل سنت، انحصار در تمسک به روایات بود؛ روایاتی که از مبنای یهودیزه شده عبور کرده بودند. طبیعی است خروجی این نظام دینی، ضدیت با یهود نخواهد شد. بنابراین نباید از گروه­های جهادی اهل سنت مبارزه با اسرائیل را انتظار داشت. از این جهت اهل سنت با میراث دینی خود نمی­تواند در مقابل اسرائیل بایستند مگر اینکه بر مبانی ملی­گرایی (اعراب و اسرائیل) تاکید کند یا متاثر از مبانی سیاسی شیعه باشد. (هر چند در مبانی فقهی از اهل سنت تبعیت کند) اما در مقابل، نظام معرفتی شیعه بر اساس نظام ولایت، در تقابل با دشمنانی (یهودیانی) شکل گرفت که قرآن دشمنی آنها را شدیدترین توصیف می­کند.

به عبارت دیگر دستاورد عالمان یهودی مسلمان­نما در جعل حدیث و وارد کردن معارف انحرافی یهود به اسلام (اسرائیلیات)، ایجاد میراث حدیثی­ای بود که سبب می­شد هیچ­گاه اهل سنت در تقابل با یهود قرار نگیرد چنانکه در طول تاریخ هیچ اهل سنتی بر اساس میراث تاریخی خود در مقابل یهود قرار نگرفته است مگر اینکه در عین بهره­مندی از مرجعیت فقه اهل سنت، از پایگاه سیاسی شیعی برخوردار شده باشد؛ مانند حماس. نه تنها از طرف هیچ یک از گروه­های جهادی اهل سنت مانند القاعده و داعش حتی یک تیر هم به سوی رژیم اشغالگر قدس پرتاب نشده است بلکه شاهد حمایت­های مستقیم و غیرمستقیم رژیم اشغالگر قدس از این گروه­ها بوده­ایم. ارائه تجهیزات جنگی، مساعدت­های امنیتی و اطلاعاتی و مداوای زخمیان جنگی برخی از این نمونه­ها است.

 

[۱] – مائده، آیه ۸۲٫

 

محسن محمدی

تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر، دشمن شناسی یکی از ابعاد مهم مُلک و مملکت در هر عصر و زمانی است. چه بسیار حکومت‌هایی بوده‌اند که به علت نبود بصیرت سیاسی کافی در دشمن شناسی به فروپاشی رسیده و حکومت را واگذار کرده‌اند. از این رو دشمن شناسی اهمیت بسیاری علی‌الخصوص برای کشورهای اسلامی که همواره مورد حمله و هجمه دشمن قرار گرفته‌اند، دارد. در این راستا، رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند: «هم دشمن را باید شناخت، هم شیوه‌های دشمنی را. راه‌‌‌ورسم‌ها و سمت‌وسوهایی را که اینها برای دشمنی در نظر گرفته‌اند، [همه] باید بدانند؛ مسئولین باید بدانند، مردم هم باید بدانند.»[۱]اکنون که ۴۰ سال از انقلاب می‌گذرد می‌بایست نگاهی به گذشته نمود و برنامه آینده را پی‌ریزی کرد. در چهار بخش نظام‌سازی، یعنی اجتماع، اقتصاد، سیاست و فرهنگ می‌بایست کنکاش کرده و آسیب‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها را بررسی نمود و در مسیر انقلاب به سمت آرمان‌ها و اهداف آن پیش رفت. در این بین به تعبیر رهبر انقلاب نباید از گرگ‌های به کمین نشسته غفلت نمود. از این‌رو در بیانیه گام دوم انقلاب که به مناسبت ورود به ۴۰ سالگی دوم انقلاب توسط امام خامنه‌ای به صورتی حکیمانه نگاشته شد، اهمیت دشمن شناسی و راه مقابله با آن نیز مشخص است که در این یادداشت به این موضوع می‌پردازیم.

عدم کوتاهی از اصول در مقابل دشمن

انقلاب اسلامی از ابتدا دارای شعارهای متعالی بود. جهان بینی توحیدی، پیوند دین و دنیا، استکبار ستیزی، عدالت، آزادی، استقلال، معنویت، دفاع از مظلوم، انسان سازی و … از شعارهای اصلی انقلاب بود. قبل از انقلاب اسلامی زنده ماندن مهم بود اما چرا زنده ماندن و چگونه زنده ماندن خیلی اهمیت نداشت. این انقلاب اسلامی بود که با طرح جهان بینی توحیدی، چگونه ماندن و چرا ماندن را آموخت. بنابراین اصول انقلاب اسلامی در ۴۰ سال دوم نباید از بین رفته و حتی نسبت به آن کوتاهی کرد. بنابراین اولین مرحله دشمن شناسی و مقابله با آن در گام دوم انقلاب از منظر رهبری، پایبند بودن به اصول انقلاب و عدم کوتاهی از آن در مقابل دشمنان است. این چنین است که ایشان می فرمایند:


«جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیده‌ها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندی‌های خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی‌مبالاتی نمی‌کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.»[۲]


صراحت و شجاعت در برابر دشمنان

انقلاب اسلامی ایران، به حکم امام خمینی (ره) از ابتدا تاکنون زورگو و قلدر نبود. حتی در دوران مبارزه نیز امام (ره) قائل به مبارزه مسلحانه و ترور نبود و بارها گفته بود با ترور مخالف است. ایشان مبارزه فرهنگی و سیاسی را توصیه کرده و بعد از انقلاب اسلامی نیز وقتی قدرت را به دست گرفت نه در برابر دشمن داخلی و نه در برابر دشمن خارجی ابتدا دست به حمله نزد، بلکه سعی نمود با رهنمود و توصیه مسائل را حل کند اما دشمن داخلی و خارجی وقتی دست به اسلحه برد، امام (ره) نیز به مقابله و دفاع محکم و مقتدرانه پرداخت. منش و روش امام (ره) و اطرافیان نزدیک وی همیشه همین بوده است. رهبر معظم انقلاب نیز در دوران زعامت‌شان همواره سعی نمودند حکیمانه و به صورت توصیه و رهنمود به مقابله با دشمن داخلی و خارجی بپردازد اما زمانی که دشمن محکم و قلدرمابانه ایستاد، رهبر انقلاب نیز محکم و با صلابت به مقابله با آنها پرداخت که این نگاه به دشمن را رهبران انقلاب اسلامی از مولای متقیان به ارث برده بودند. امیر المومنین (ع) در قضیه حکمیت و خوارج، ابتدا به سخنرانی و نصیحت و خیر اندیشی روی آورد و آنها را به تقوای الهی و اخلاق توصیه نمود. اما زمانی که خوارج دست به شمشیر برده و زن حامله‌ای را در نخلستان‌ها به قتل رساندند، امیرالمومنین (ع) نیز زره جنگی به تن نمود و با خطبه آخر، که هر کس این رویه را می‌خواهد ادامه دهد، می‌بایست به مبارزه بیاید. در ۴۰ سال انقلاب اسلامی همواره راه و روش امامین انقلاب نیز همین بوده است. بنابراین دومین مرحله ضربت متقابل و شجاعت در برابر دشمن است. امام خامنه‌ای در بیانیه گام دوم در این مورد می‌فرمایند: «انقلاب اسلامی ملّت ایران، قدرتمند امّا مهربان و باگذشت و حتّی مظلوم بوده است. در هیچ معرکه‌ای حتّی با آمریکا و صدّام، گلوله‌ اوّل را شلّیک نکرده و در همه‌ موارد، پس ‌از حمله‌ دشمن از خود دفاع کرده و البتّه ضربت متقابل را محکم فرود آورده است. این انقلاب از آغاز تا امروز نه بی‌رحم و خون‌ریز بوده و نه منفعل و مردّد. با صراحت و شجاعت در برابر زورگویان و گردنکشان ایستاده و از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است.»[۳]

دفاع از مظلوم

یکی دیگر از اصول انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی تاکنون دفاع از مظلوم در برابر ظالم بوده است و هیچ فرقی نیز بین مسلمان و غیر مسلمان، از این جهت که فقط باید به مسلمانان مظلوم کمک کند، قائل نبوده است، هر چند اولویت کمک و دفاع از مظلوم برای انقلاب اسلامی با برادران مسلمان بوده است. امام خمینی (ره) در پیام قطعنامه ۵۹۸ می‌فرماید: «اذناب امریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله‌ای نیست که بشود با پیروزی یا شکست در صحنه‌های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها خیالات باطل ملی گراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملی گراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.»[۴]

در بیانیه گام دوم انقلاب نیز، امام خامنه ای به این مورد تکیه کرده و میفرمایند: «انقلاب اسلامی با شجاعت از مظلومان و مستضعفان دفاع کرده است. این جوانمردی و مروّت انقلابی، این صداقت و صراحت و اقتدار، این دامنه‌ عمل جهانی و منطقه‌ای در کنار مظلومان جهان، مایه‌ سربلندی ایران و ایرانی است، و همواره چنین باد.» [۵]

ضرورت شناخت گذشته

همواره تاریخ و نگاه به گذشته برای پیمودن مسیر آینده مورد توجه قرآن، ائمه و رهبران انقلاب بوده است. زیرا جهانی که در آن زندگی می‌کنیم حاصل گذشته است. اگر می‌خواهیم زمان اکنون و آینده را خوب بشناسیم می‌بایست به گذشته توجه بسیار کرد.


امام علی (ع) در مورد اهمیت نگاه تاریخی به فرزندشان می‌فرمایند: «پسرم! اگر چه من به اندازه همه کسانى که پیش از من بوده‏‌اند نزیسته‌‌ام اما در کردار آنان بدقت نگریستم و در اخبارشان تفکّر نمودم و در آثار آنها به سیر و سیاحت پرداختم تا همچون یکى از آنان شدم؛ بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنها به من رسیده با همه آنان از اول تا آخر بوده‏‌ام من قسمت زلال زندگى آنان را از قسمت تاریک و آلوده باز شناختم و سود و زیانش را دانستم»[۶]


ایشان در جای دیگری می‌فرمایند: «هرکس از وقایع گذشتگان عبرت بگیرد، بینا می‌شود، کسی که بصیرت و بینایی پیدا کرد می‌فهمد و آن کس که فهمید، عالم می‌شود»[۷]

بنابراین می‌بینیم که نگاه به تاریخ گذشته، چراغ راه آینده است و تکلیف انسان را برای ادامه راه مشخص می‌کند. امام خامنه‌ای به خاطر تکلیف شناسی، در این مورد می‌فرمایند: «ما در دنیای اسلام مکلفیم که همین هوشیاری، توجه، دشمن شناسی و تکلیف شناسی را به اعلا درجه ممکن برای امت اسلام، جهان اسلام و ملت خودمان تدارک ببینیم.» بنابراین یکی از راه های دشمن شناسی و راه مقابله با آن شناخت گذشته است که در بیانیه گام دوم انقلاب نیز به آن اشاره شده است. امام خامنه‌ای در این مورد می‌فرمایند: «برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت و از تجربه‌ها درس گرفت؛ اگر از این راهبرد غفلت شود، دروغها به جای حقیقت خواهند نشست و آینده مورد تهدیدهای ناشناخته قرار خواهد گرفت. دشمنان انقلاب با انگیزه‌ای قوی، تحریف و دروغ‌پردازی درباره‌ گذشته و حتّی زمان حال را دنبال می‌کنند و از پول و همه‌ ابزارها برای آن بهره می‌گیرند. رهزنان فکر و عقیده و آگاهی بسیارند؛ حقیقت را از دشمن و پیاده‌نظامش نمی‌توان شنید.»[۸]

ایمان رمز مقابله با دشمن

همواره سنت‌های الهی و باور به آنها از ابتدای انقلاب، یاور مومنین بوده است. اگر باور به پیروزی، باور به سنت‌های الهی، باور به وعده خداوند نبود، انقلاب اسلامی در روزهای اول، سرنوشت انقلاب شکست خورده مصر را پیدا می‌کرد. رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات خود در دیدار  با مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس بین‌المللی وحدت با تشریح آیات ۶، ۲۲ و ۲۳ سوره فتح، که درباره باور به سنت‌های الهی است، فرمودند: «این سنت الهی است؛ اگر مسلمان‌ها بایستند، بر همه‌ سازوبرگ قدرت‌های طاغوتی و مستکبر پیروز خواهند شد. تنها راه، مقاومت است و آن چیزی که امروز آمریکا را و متحدانش را دستپاچه کرده که به حرف‌های یاوه متوسل می‌شوند، به کارهای غلط متوسل می‌شوند، ایستادگی ملت‌های مسلمان است و این ایستادگی نتیجه خواهد داد»[۹]

ایشان با استناد به این آیات، پیروزی را نتیجه بخش اعلام کردند. قرآن کریم می‌فرماید: «وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»[۱۰] (و نيز مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد مي‏‌برند مجازات كند، حوادث سوئی (كه براي مؤمنان انتظار مي‏‌كشند) تنها بر خودشان نازل مي‏‌شود، خداوند آن‌ها را غضب كرده، و آن‌ها را از رحمت خود دور ساخته، و جهنم را براي آن‌ها آماده كرده، و چه بد سرانجامي است.)

بنابراین رمز پیروزی در مقابل دشمن، ایمان به خدا و باور به تحقق وعده خداوند است که امام خامنه ای در بیانیه گام دوم انقلاب به این مورد اشاره کرده اند. ایشان میفرمایند: «انقلاب ملّت ایران، جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه‌قطبی تبدیل کرد. و زلزله‌ی انقلاب، فرعون‌های در بسترِ راحت آرمیده را بیدار کرد؛ دشمنی‌ها با همه‌ شدّت آغاز شد و اگر نبود قدرت عظیم ایمان و انگیزه‌ این ملّت و رهبری آسمانی و تأییدشده‌ امام عظیم‌الشّأن ما، تاب آوردن در برابر آن‌همه خصومت و شقاوت و توطئه و خباثت، امکان‌پذیر نمی‌شد.»[۱۱]

اعتقاد به «ما می‌توانیم» به جای «حقارتِ وابستگی»

رژیم‌های گذشته قبل از انقلاب اسلامی، همواره مورد حقارت دشمنان خارجی قرار گرفتند. قاجاریه به شدت حقیر بود و طی جنگ‌هایی که با دشمنان خارجی داشت، کشور تجزیه شد و به کشورهای جدید تبدیل و روسیه و انگلیس به غارت آن پرداختند. دوران پهلوی نیز استان بحرین جدا شد و به یک کشور تبدیل گشت. وابستگی بیش از حد پهلوی به غرب و با آوردن رضاخان و محمدرضا توسط انگلیس و آمریکا که دست نشانده آنها باشند، حقارت بیشتری بر این ممکلت سربار شد.

هیچ ابزار و وسیله و محصولی صد درصد در داخل کشور قبل از انقلاب تولید نشد و عموما محصولات وارداتی یا وابسته به غرب و مونتاژ شده بودند. اما پس از انقلاب اسلامی، جنگی ۸ ساله که یکی از بزرگترین و طولانی‌ترین جنگ‌های تاریخ است، بر انقلابی که تازه متولد شده بود، تحمیل شد و نیمی از دنیا سعی کردند این نوزاد تازه متولد شده را از بین ببرند اما اعتقاد به اصل «ما می‌توانیم» و به برکت تقویت روحیه ایمان به خدا، دشمن نتوانست حتی یک وجب از خاک این ملت را تصاحب کرده و پس از جنگ نیز با اعتقاد به همین اصل پیشرفت‌های انقلاب اسلامی در ابعاد گسترده شروع گردید. بنابراین یکی دیگر از اصول دشمن‌شناسی، اعتقاد به خویش و ایمان خویش برای مقابله با دشمن است.

امام خامنه‌ای در بیانیه گام دوم انقلاب نیز به این اصل اشاره کرده و می‌فرمایند: «مدیریّت‌های جهادی الهام‌گرفته از ایمان اسلامی و اعتقاد به اصل «ما می‌توانیم» که امام بزرگوار به همه‌ ما آموخت، ایران را به عزّت و پیشرفت در همه‌ عرصه‌ها رسانید…. آنگاه جوانان را میدان‌دار اصلی حوادث و وارد عرصه‌ مدیریّت کرد؛ روحیه‌ و باور «ما می‌توانیم» را به همگان منتقل کرد؛ به برکت تحریم دشمنان،‌ اتّکاء به توانایی داخلی را به همه آموخت و این منشأ برکات بزرگ شد.»

 

ادامه دارد ….

 

سعید ابوالقاضی

[۱] . بیانات ۱۳۹۵/۱۰/۱۹

[۲] . بیانیه گام دوم انقلاب، بخش جمهوری اسلامی و فاصله‌ی میان بایدها و واقعیتها

[۳] . بیانیه گام دوم انقلاب، بخش انقلاب اسلامی؛ مایه‌ سربلندی ایران و ایرانی

[۴] . صحیفه امام خمینی، جلد ۲۱، صفحات ۸۸

[۵] . بیانیه گام دوم انقلاب، بخش انقلاب اسلامی؛ مایه‌ سربلندی ایران و ایرانی

[۶] . نهج‌البلاغه، نامه ۳۱٫

[۷] . نهج‌البلاغه، نامه ۲۰۸.

[۸] . بیانیه گام دوم انقلاب، بخش برای برداشتن گامهای استوار در آینده، باید گذشته را درست شناخت

[۹] . بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامی، ۱۳۹۷/۰۹/۰۴

[۱۰] . سوره فتح، آیه ۶

[۱۱] . بیانیه گام دوم انقلاب، بخش تقابل دوگانه‌ی جدید «اسلام و استکبار»

یکی از موضوعاتی که امروزه استان‌های جنوبی و جنوب غربی کشور ایران را درگیر خود کرده است، مساله ریزگردها است. ریزگردهایی که علاوه بر آثار مخرب زیست محیطی، سلامت مردم را نیز با خطر مواجه می‌کند. عاملی که از سوی متخصصین در مواجه با این مشکل شناسایی شده، خشک شدن تالاب‌ها و هورها در کشورهای ایران وعراق است. به طور مثال خشک شدن هور الهویزه یا هور العظیم که بین کشور ایران و عراق مشترک است و یا هور الحمار و هور المرکزی در عراق از بزرگ‌ترین عوامل ریزگردها شناخته شده .خشک شدن این تالاب‌ها علاوه بر ایجاد ریزگردها با عث شده تا روستاهای اطراف آن نیز مثل حسچه، عمه، کسر، سیّدیّه و …. خالی از سکنه شوند.

اما عامل اصلی این فاجعه زیست محیطی نو پدید بنا به گفته کارشناسان به عملیاتی شدن پروژه (GAP)1 در ترکیه باز می‌گردد. این پروژه اولین بار در سال ۱۹۳۶م مطرح شد و در۱۹۸۰م کاملاً جدی و وارد مرحله اجرایی شد. این پروژه که  «پروژه آناتولی جنوب شرقی» یا گاپ نام دارد، به بهانه‌های مختلفی مثل ایجاد اشتغال، رونق کشاورزی، جلوگیری از سیلاب و … عملیاتی شد. این پروزه در حالی اجرا می‌شود که ترکیه سالانه ۵۲۰ بیلیون متر مکعب از طریق نزولات جوی دریافت می‌کند. همچنین این کشور با داشتن ۳۰۰ دریاچه طبیعی و ۱۳۰ دریاچه مصنوعی به عنوان کشور دریاچه‌ها نام گرفته است. بنابراین این کشور از جهت منابع آبی به هیچ وجه در مذیقه نیست. پس ترکیه باید هدفی بزرگتری برای اجرای چنین طرح بزرگ آبی داشته باشد.

پروژه گاپ بر روی دو رود دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند اجرا می‌شود. طبق این طرح ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه بر این دو رود احداث خواهد شد. چهارده سد بر روی رود فرات و هشت سد بر روی دجله و مدت زمانه تعیین شده برای اتمام این طرح سی سال و با هزینه ۳۲ میلیارد دلاری بوده است.

ترکیه اگر چه متعهد شده است که حداقل حق‌آبه ممکن برای کشورهای عراق و سوریه را با رها سازی دبی۵۰۰ مترمکعب۲ فراهم کند، اما اجرای چنین طرحی با چنین وسعتی از نظر برخی نظریه پردازان، استفاده کردن از آب به عنوان سلاح برای کشورهای پایین دست خود بوده و یا به طور کلی اگر چه این پروژه از جهت کشاورزی، کنترل سیلاب‌ها، جلوگیری از مهاجرت مردم و… برای ترکیه سود آوری داشته ولی تبعات منفی آن برای مردم عراق، ایران و سوریه بسیار خواهد بود.۳

یکی از نمایندگان عراقی در سال ۲۰۰۹م اعلام کرد: «به دلیل کمبود بارش، این سد سازی میزان آب دریافتی عراق را به ۴۰ میلیون مترمکعب رسانده است. حتی این اقدام ترکیه باعث شده در عراق ۶۷۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی به دلیل نبود آب رها شوند».۴

 

با اتمام این پروژه ۴۵% آب دجله و فرات کنترل می‌شود و بالتبع ۸۰% آب عراق کاهش می‌یابد و این غیر از آلودگی‌های آب‌های زیر زمینی، رسوب نمک در خاک به دلیل آبیاری بی‌رویه در دراز مدت است. از این روی این طرح اگرچه به اتمام نرسیده است ولی تأثیرات زیست محیطی آن آغاز شده است.

سد «آتاتورک» از بزرگ‌ترین سدهای خاورمیانه و نهمین سد بزرگ دنیا است که در ۱۹۹۲م در ضمن این پروژه به بهره برداری رسید. این سد که بر روی آب فرات احداث شده به تنهایی بیش از هشتاد و چهار میلیون متر مکعب آب در پشت خود ذخیره می‌کند.

«ایلیسو» دومین سد بزرگی است که بر دجله احداث و کلید ساخت آن در ۲۰۰۶م زده شد و در ۲۰۱۹م به پایان خواهد رسید. این سد به تنهایی سه برابر کرخه ظرفیت دارد و به همین دلیل از ورود ۵۶% منابع آبی دجله به خاک عراق جلوگیری می‌کند.۵ به گفته کارشناسان، این امر سبب شده تا ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی عراق با چالش مواجه شده و علاوه بر این ۹۰۰ هزار هکتار زمین قابل کشت در کشورهای پایین دست در معرض نابودی قرار خواهند گرفت.

به گفته حجت‌الله میان آبادی۶: «مطالعات نشان می‌دهد میزان ذخیره سازی سدهای ترکیه در حوزه دجله در حال حاضر معادل کل آورد سالیانه رودخانه دجله است و ترکیه اگر اراده کند می‌تواند کل دجله را پشت سدهایش ذخیره کند.»

با همه این تفاسیر، دولت ترکیه نسبت به این جریان مدعی است که مساله آب همچون نفت یک موضوع ملی است و به سایر کشورها مربوط نمی‌شود. اما حقوق بین الملل این موضوع را کاملاً رد کرده است و این اشتباه برخی از متخصصین بوده که آب را به شکل یک کالا می‌بینند. چرا که حقوق کشورهای پایین دست باید طبق کنوانسیون‌های بین المللی رعایت شود. بنابراین کشورهای بالا دست و پایین دست باید آب را به گونه‌ای مصرف کنند که به سایر کشورها آسیبی نرسد.۷

در پایان باید گفت بحران آب در دنیای امروز به یک دقدقه بین المللی تبدیل شده است. به گونه‌ای که طبق برخی از گزارش‌ها تا سال ۲۰۲۵م مناطق اسفناکی از نظر کمبود آب خواهیم داشت که خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز این بحران قرار گرفته‌اند. در این بین منطقه جنوب غرب آسیا یا خاورمیانه با مشکل‌های غیر قابل انکاری مواجه است. مشکلاتی مثل: دارای بالاترین رشد جمعیت در جهان بودن، مصرف زیاد آب، پائین رفتن آب‌های زیر زمینی و بالا رفتن میزان نمک آب‌های موجود و جدای از همه این‌ها، جزو مناطق کم آب دنیا محسوب می‌شود.۸

رژیم اسرائیل نیز بالطبع با این بحران مواجه است. از این رو برای تأمین نیاز خود و حذف دشمنان خود در منطقه در پیشروی این پروژه کمک شایانی کرده‌اند. به طور مثال کشور ترکیه با توجه به هزینه‌های بالای این پروژه که به ۳۲ میلیارد دلار می‌رسد نیاز به کمک مالی بانک جهانی و صندق بین المللی پول داشت که یقیناً جریان صهیونیسم در تسهیل دریافت این پول بی‌تاثیر نبوده‌اند. علاوه بر این در مرحله ساخت سد و نیروگاه‌ها چندین شرکت اسرائیلی و آمریکایی نیز نقش دارند.

همچنین اسرائیل برای تأمین آب مورد نیاز خود از ترکیه آب خریداری می‌کند و بعید نیست ترکیه در آینده همین استراتژی را علیه کشورهای پائیین دست اجرا کند. ولی اسرائیل در این بین، در هر صورت برنده ماجرا خواهد بود.۹

 

میلاد پور عسگری

پی‌نوشت:

  1. Guneydogu Anadolu Projesi
  2. «آبده» یا «دِبی» به فرانسوی: (débit) در منابع آب به حجم آب جابجا شده از یک مقطع مشخص (رودخانه، کانال آب، دریچه سد، لوله یا هر سازه دیگر) در مدت زمان مشخص بـِده یا دِبی گفته می‌شود.
  3. http://ana.ir/fa/news/36/254394.
  4. http://azarbaijan-sharghi.farsnews.com/news/13960507002006.
  5. http://www.tabnak.ir/fa/news/668346.
  6. استاد دانشگاه و دکترای مدیریت منابع آب از هلند.
  7. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/12/22/1352289.

۸ . فصلنامه سخن تاریخ، نقش اسرائیل در بحران آب خاورمیانه، علی معموری، سید آصف کاظمی، بهار۱۳۹۰، شماره ۱۲، ص۱۵۵-۱۲۱٫

  1. https://www.isna.ir/news/ 97032612137.