همواره در مواقعی که خطر جوامع اسلامی را تهدید می‌کرده، این عالمان دین بوده و هستند که آن را شناسایی و برطرف می‌کنند. به هنگام بروز خطر صهیونیسم و اشغال فلسطین نیز این عالمان دین بودند که امّت اسلامی را متوجه خطر کرده و موج بیداری اسلامی را به راه انداختند. اما نکته‌ای که دراین جریان حائز اهمیت است، پیشگامی و پیشتازی علماء شیعه در ایران و عراق نسبت به این مسأله است. چرا که کشور فلسطین سنی مذهب هستند ولی هیچگاه این اختلاف باعث نشد تا علماء و شیعیان پیرو آنان، نسبت به معضل رژیم صهیونیستی تغییر موضع دهند.
از این رو شرح مبارزات برخی از علماء طراز اولی شیعه که به سرعت متوجه خطر صهیونیسم در منطقه شده و نسبت به آن موضع گرفتند را بیان می‌کنیم.

آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین

سید عبدالحسین شرف الدین جزو نخستین عالمانی است که در جهان عرب، پیش از رسمی شدن اسرائیل در ۱۹۴۸م متوجه خطر یهودیان شده بود. او در زمانی که فلسطین تحت قیمومیت انگلیسی بود، مهاجرت یهودیان جهان به این سرزمین را برای آینده آن خطرناک می‌دانست. اگرچه حوزه فعالیت‌های سید شرف الدین لبنان بود ولی با این حال در طول زندگی خود تلاش کرد تا مانع از تحقق تشکیل رژیم صهیونیستی شود. او از دولت‌های جهان خواست تا با اعتراض و فشار به انگلستان جلوی پیشروی صهیونیست‌ها و مهاجرت یهودیان را بگیرند.۱

علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء

از نظر علامه کاشف الغطاء مسأله رژیم صهیونیستی معضلی است که توسط استعمارگران غربی (انگلیس و آمریکا) ایجاد شده و همه مسلمانان باید در رفع این مشکل تلاش کنند. او شکل گیری صهیونیسم را مشکل جهان اسلام می‌دانست که ناشی از سه پدیده؛ عدم اتحاد میان مسلمین، ضعف دولت‌های مسلمان و از همه مهمتر اختلاف اعراب و مسلمانان بعد از جنگ جهانی دوم بود.

او سفرهای فراوان به کشورهای اسلامی داشت. در تاریخ ۱۳۵۰ ه.ق به قدس سفر کرده و به مسلمانان نسبت به خطر جریان صهیونیسم هشدار می‌دهد. هم چنین بعد از تشکیل رژیم اسرائیل و جنگ شش روزه، سران کشورهای عربی را به جرم کوتاهی در مبارزه و بسیج عمومی محکوم و فتوا به جهاد در مقابل رژیم اسرائیل داد و از همه کشورهای اسلامی خواست در این جهاد شرکت کنند.۲

آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی

آیت‌الله زنجانی نیز برای ایجاد وحدت میان مسلمین به سرزمین های مصر ، لبنان، فلسطین و سوریه سفر و آنان را به مبارزه علیه استعمار ترغیب می‌نمود. او به دعوت «سید محسن حسینی» مفتی کشور فلسطین، جهت زیارت مسجد الاقصی و دیدار با مردم به آنجا سفر می‌کند. آیت‌الله زنجانی مورد استقبال گرم مردم و علماء فلسطین قرار می‌گیرد. او در جمع آنان علیه استعمار و صهیونیسم سخنرانی پر شوری می‌کند که در بین مردم به «خطبه ناریه» معروف می‌شود.

او در ضمن سخنرانی خود خطاب به سران اسرائیل می‌گوید:

«آیا با خدا می‌جنگید؟ در حالی که پیروزی خدا حتمی است. آنان که برای تأسیس دولتی به نام اسرائیل در فلسطین کوشش می‌کنند، می‌خواهند برای یهود سلطنت و عزت کسب نمایند و با عرب و مسلمین برای نیل به این هدف پیکار می‌کنند، باید بدانند با خدایی که برای یهود ذلت و مسکنت مقرر فرموده در پیکارند؛ در آنجایی که حضرت باری تعالی می‌فرماید: «لأغلبین أنا و رُسُلی».۳

آیت الله سید محسن طباطبائی حکیم

آیت‌الله حکیم در کمک به جنبش‌های آزادی بخش اسلامی فعال بود و مسلمانان را به کمک و پشتیبانی از برادران مسلمانان فلسطینی، تشویق می‌نمود. او اعلامیه‌های متعدد و مهمی راجع به فلسطین و وحدت مسلمانان جهان برای نجات بیت‌المقدس صادر می‌نمود. همچنین موضع دولت عراق را در جلوگیری از تظاهرات مردم در محکومیت حمله سه جانبه انگلیس، فرانسه و اسرائیل به مصر در ۱۳۳۵ه.ش و ابراز همدردی با ملت مصر ، به شدت محکوم و از برگزاری نماز جماعت امتناع ورزید تا آنکه رژیم عراق مجبور به عذر خواهی گردید.۴

آیت‌الله سید ابوالقاسم کاشانی

مهمترین موضع‌گیری آیت‌الله کاشانی به سنه ۱۳۳۶ه.ش باز می‌گردد. در این سال با آغاز ایام اربعین حسینی هزاران نفر در محل زندگی او جمع می‌شوند. در یکی از این مراسمات او با ترسیم فضای جامعه آن روز با جامعه زمان امام حسین علیه‌السلام و حرکت ظلم ستیز امام، مردم را دعوت به مبارزه کرده و در ادامه می‌گوید: «برادران مسلمان ما در فلسطین گرفتار حوادث رقت آوری شده‌اند. خانه و لانه آن‌ها در معرض مصادره از طرف یهود واقع شده است. جان و مال و ناموس آن‌ها زیر دست و پای یهود لجوج و پایمال شده و می‌شود. مسلمانان دنیا بایستی با مسلمین فلسطین ابراز همدردی کنند و تا درجه امکان به کمک آن‌ها بشتابند». همچنین در ادامه سخنان خود خطاب به مسلمین می‌گوید:

«آیا رواست ذلیل‌ترین ملل عالم در مقابل مسلمین این فجایع را مرتکب شوند و مسلمین آرام بنشینند».

در ۱۱ دی ماه همان سال آقای کاشانی اعلامیه ای در حمایت مردم فلسطین و خطاب به جامعه جهانی مسلمین صادر می‌کند و تشکیل دولت غاصب اسرائیل را خطر جدی برای آینده مسلمین دانست. آقای کاشانی به این امر اکتفا نکرده و مردم را به تظاهرات علیه رژیم صهیونیستی دعوت می‌کند. در ادامه اعتراضات در ۲۰ دی سال ۱۳۲۶ه.ش آیت‌الله کاشانی به همراه سی هزار نفر از مردم، در مسجد شاه (مسجد امام خمینی فعلی) برای حمایت از مردم فلسطین اجتماع کردند. همین امر باعث شد تا حکومت با نیروی نظامی مانع از سخنرانی آقای کاشانی شود. با ادامه مبارزات آقای کاشانی علیه اسرائیل، حکومت مجبور شد تا او را به لبنان تبعید کند. اما این تبعید بر خلاف انتظار اسرائیل، باعث شعله‌ور شدن مبارزات روحانیون شیعیان در لبنان شد.

در نهایت آقای کاشانی به کشور بازگشته و مبارزات خود علیه رژیم صهیونیستی را از سر می‌گیرد. همزمان با بالا گرفتن نهضت ملی مردم ایران، علماء سایر بلاد اسلامی به آقای کاشانی نامه نوشته و از او در خواست می‌کنند تا به رژیم شاه فشار آورد تا با اسرائیل قطع رابطه کند. در نتیجه در ۱۵ تیر ۱۳۳۰ه.ش با اعتراضات مردم و فشار آقای کاشانی و نمایندگان مجلس، طی اعلامیه‌ای قطع رابطه با رژیم صهیونیستی، اعلام می‌گردد.۵

آیت الله بروجردی

حوزه فعالیت‌های این مرجع بزرگوار تنها محدود به فضای داخلی ایران نبود. به عنوان نمونه به دنبال تشکیل دولت صهیونیسم و جنگ میان دولت‌های عربی و اسرائیل، آقای بروجردی طی اطلاعیه‌ای از  مردم مسلمان می‌خواهد تا با تجمع در خیابان‌ها اعتراض خود را اعلام و از مردم فلسطین حمایت کنند. همچنین در این اطلاعیه ضمن اشاره به رفتار مسالمت آمیز مسلمانان با یهودیان و رفتار پست و غیر انسانی آنان با مردم فلسطین، از مردم خواست جهت دعا برای پیروزی مردم فلسطین و شکست یهودیان اجتماع کنند.۶

آیت‌الله محمود طالقانی

با توجه به سوابق و مجاهدت‌های آیت‌الله طالقانی طبیعی است که حوزه فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی او محدود به ایران نباشد. او از ۱۹۴۸م که برابر با ۱۳۲۷ه.ش است مبارزات خود علیه صهیونیسم را آغاز می‌کند. آقای طالقانی به منظور آگاهی مردم ایران نسبت به خطر صهیونیسم و شناساندن حقوق مردم فلسطین، اقدام به نوشتن، گفتن، اعلامیه دادن، تبلیغ و مسافرت می‌کند.

این مسأله به قدری برای آقای طالقانی مهم بوده که در جلسه‌ای با حضور سفرای کشورهای اسلامی در مرداد ۱۳۵۸ه.ش، درست بیست روز مانده به پایان زندگیش، از مسأله فلسطین به عنوان رأس به درد آمده جسد اسلام سخن می‌گوید و از مسلمانان می‌خواهد که آزادی قدس را سرلوحه برنامه خود قرار دهند.۷

علّامه طباطبایی

آقای سید هادی خسروشاهی در وصف علامه می‌گوید: «ایشان علاوه بر مسائل داخلی، در مسائل مهم دنیای اسلام هم به نحوی اظهار نظر و ادای تکلیف می‌کردند که یکی از آن موارد، موضوع فلسطین بود. معظم‌له به همراه آقای مطهری و سید ابوالفضل زنجانی حساب مشترکی در چند بانک تهران افتتاح می‌کنند تا برای کمک به مردم فلسطین اقدامات لازم را انجام دهند».

همچنین این عمل از طریق اعلامیه‌ای که با حدیث نبوی «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یُجبیه فلیس بمسلم» آغاز می‌شده میان مردم و دانشگاهیان و بازاریان بخش شد که البته با برخورد ساواک این عمل متوقف شد.۸

آیت الله گلپایگانی

آیت‌الله گلپایگانی با آغاز جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل، ضمن صدور اعلامیه‌ای از مردم مسلمان فلسطین حمایت نمود. او همچنین در جریان آتش سوزی مسجد الاقصی اعلامیه شدید لحنی صادر و در اعتراض به این عمل در مسجد اعظم قم سخنرانی می‌کند. اما متاسفانه نیروهای ساواک محل چاپخانه اعلامیه‌ها را پیدا و از انتشار و همگیر شدن این جریان جلوگیری می‌کند.۹

اسرائیل بعد از تشکیل رژیم خود، برای پایان دادن به خط مبارزان فلسطینی با دست آویز بهانه‌ای در ۱۹۶۷م به کشورهای مجاور خود یعنی لبنان، سوریه، مصر و اردن از زمین و هوا حمله می‌کند. به غیر از حضرت امام و پیروان همیشگی او یعنی شهید مطهری، بهشتی، باهنر و فلسفی و که پای ثابت مبارزه با رژیم صهیونیستی بودند، سایر علماء و مراجع تقلید نیز پا به این عرصه نهادند.

علمائی نظیر آیت الله میلانی، مرعشی نجفی، خویی، بهبهانی، سید عبدالله شیرازی که در دفاع از مردم فلسطین و محکوم کردن رفتار ظالمانه و زشت رژیم اشغالگر اسرائیل اعلامیه صادر کردند.

آیت الله مرعشی

جالب آن است که هر یک از آیات عظام با استناد به آیات و روایاتی اعلامیه‌های خود را آغاز یا ختم می‌کردند که پیوستگی جامعه شیعه با فلسطین که مذهبشان سنی بود را نشان می‌داد. به طور مثال آیت الله میلانی در ضرورت مبارزه با اسرائیل و کمک به مردم به فلسطین به حدیث مشهور نبوی «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم» استناد می‌کند.۱۰

آیت الله مرعشی نیز با استناد به آیه کریمه «ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون» مبارزه در راه آزادی فلسطین را برای همه مسلمانان واجب شرعی دانسته و کشته شدن در این راه را شهادت دانست. همچنین آقای مرعشی در اقدامی عملی، یک حساب بانکی در قم برای کمک به مردم فلسطین افتتاح کرد و از مردم خواست تا کمک‌های مالی خود به آوارگان فلسطین را به این حساب واریز کنند.۱۱

امام موسی صدر

او به عنوان رهبر شیعیان لبنان، حل مشکلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مسلمانان را در گرو حل مسأله فلسطین می‌دانست و در مجالس مختلف در این باره سخن می‌گفت. او سعی می کرد این مسأله را تنها از بعد اسلامی آن مطرح نکند. بلکه در محافل غیر اسلامی با برجسته کردن وجوه انسانی این مسأله تلاش می‌کرد تا وجدان غیر مسلمانان را بیدار کند. به طور مثال او در یک از سخنرانی‌های خود می‌گوید:

«تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است. این تلاش است برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می‌سازد».

او در ۱۳۴۸ه.ش حمایت خود از مردم فلسطین را اعلام و سازمان «امل» را در حمایت از مردم فلسطین تاسیس نمود که یکی از وظایف آن دفاع از مقاومت فلسطین بر ضد صهیونیسم بود. او همچنین علاوه بر سفر به کشورهای عربی، برای رساندن صدای مظلومیت فلسطین و جنایات اسرائیل، به آلمان و فرانسه نیز سفر کرد و با شخصیت‌های مذهبی و سیاسی و رسانه‌های گروهی آنجا دیدار کرد.۱۲

 

میلاد پورعسکری

 

 

پی‌نوشت:

۱ – http://wikinoor.ir

۲- http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=5995.

۳- https://zanjan.ichto.ir/database/agentType/View/PropertyID/79.

۴- http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=221.

۵- http://www.irdc.ir/fa/news/1914.

۶- http://www.iichs.ir/News-4470.

۷- http://ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=1121.

http://navideshahed.com/fa/news/390306.

۸- https://www.mashreghnews.ir/news/911271.

۹- http://ir-psri.com/Show.php?page=ViewNews&NewsID=6179&cat=7

۱۰- http://www.rahmag.ir/content.php?id=184.

۱۱- https://hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/3825/23462.

۱۲- http://dowran.ir/show.php?id=48917911.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

سایت تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر، حجت الاسلام و المسلمین آشتیانی عراقی، از اعضای عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نمایندهٔ اسبق حوزهٔ انتخابیهٔ قم در مجلس شورای اسلامی است. وی پیش‌تر در دورهٔ هفتم و دورهٔ هشتم نیز عضو این مجلس بود. گفتگو پیشرو مصاحبه اختصاصی پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر با حجت الاسلام و المسلمین آشتیانی عراقی است:

ابتدا از انتخاب موضوع دشمن‌شناسی برای این مصاحبه تشکر می‌کنم. مسأله دشمن‌شناسی بسیار پیچیده است و با چند دقیقه نمی‌توان عمق آن را روشن کرد؛ منتها می‌شود راهی را نشان داد و تا حدی به عمق دشمنی یهود با اسلام، نبی مکرم اسلام(ص) و مسلمانان در دنیا پی برد.

روایتی منصوب به امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) در صافی نقل شده است که اهمیت مسأله دشمن‌شناسی را به خوبی نشان می‌دهد. امام(ع) می‌فرماید که یک سوم قرآن درباره دشمنان دین، یک سوم درباره محبت نسبت به ائمه و ولایت و یک سوم هم قصص و حکایت‌های آموزنده و راهگشا است. یعنی بیش از دو هزار آیه قرآن درباره دشمن‌شناسی است. بنابراین لازم است در این زمینه وقت گذاشته شود و تعدادی اهل فکر و فن در تفسیر و تاریخ یهود کار کنند تا موضوع دشمنان دین را از قرآن استخراج کنند.

چند سوره قرآن درباره منافقان است و یک سوره هم به این نام آمده است. در سوره نساء، مائده، توبه، اعراف، بقره و در سوره‌های مهم مدنی، آیات متعددی درباره منافقان مطرح شده است. در خود سوره منافقان تعبیراتی با این مضمون آمده است که اگر ما به مدینه برویم «لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»، ذلیل‌ها را از مدینه بیرون می‌کنیم همانطور که این آیات نازل شد. یک بخش این آیه درباره دشمن‌شناسی و بخش دوم درباره یهود است. نصارا هم از منظر تثلیثی بودن آنان، یا باید مشرک و یا کافر بنامیم و آنها هم جزو دشمنان هستند که البته در حد یهود با این عناد و به این گستردگی دشمنی نکرده‌اند. امروز هم کشورهای مسیحی با اسلام، مسلمانان و کشور ما دشمنی می‌کنند.

اگر تنها بخواهیم از دیدگاه قرآن درباره یهود بحث کنیم، آیات باید از روش‌های مختلف استقصا شود به این معنا که بعضی از آیات به صورت کامل اسم اینها را می‌برد و می‌گوید که مسیحی‌ها و یهودی‌ها را به عنوان ولی یا سرپرست در زندگی خود قرار ندهید و با آنان دوستی نکنید. بخشی هم درباره شناخت آنها به عنوان اهل کتاب است، اما در بسیاری از آیات، یهود را نام نمی‌برد و توطئه‌ها و کارهایی که علیه مسلمانان کرده‌اند را بازگو می‌کند. آیه ۲۶ سوره احزاب می‌فرماید «وَأَنْزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا» خداوند متعال یهودیانی که در جنگ احزاب از مشرکان حمایت و به آنها کمک کردند را از آن عزت، برج‌ها و منزل‌های رفیع در اطراف مدینه به پایین آورد و ذلت را بر آنها مستولی کرد.

یهودیان در جنگ احزاب با تمام وجود به مشرکان کمک کردند. با توجه به محاصره یک ماهه شهر مدینه و غالب شدن ترس و وحشت در بین مردم و سختی‌های آن، باطن بسیاری از افراد ضعیف‌الایمان به خوبی روشن شد که دائم از پایان کار مسلمانان سخن می‌گفتند. منافقان با شایعه‌پراکنی مردم را در عقیده خود سست می‌کردند تا به پیامبر کمک نکنند. اگرچه عده‌ای ایستادگی کردند و گفتند که پیامبر خدا(ص) پیش از این درباره دشمنانی به ما خبر داده که مدینه را محاصره می‌کنند و ما پیروز می‌شویم؛ صدق الله و رسول [خدا و رسول راست گفتند]، اما با گذشت یک ماه از محاصره مدینه و با کاهش قدرت و توانایی مسلمانان، می‌گفتند که کار تمام می‌شود، اما با کشته شدن عمربن عبدود به دست امام علی(ع)، خداوند وحشت را در دل دشمنان انداخت. باد شدیدی وزیدن گرفت که ظرف غذای بزرگی را واژگون می‌کرد، سنگ‌ها و شن‌ها را این طرف و آن طرف می‌برد و خیمه‌ها را می‌کند که ابوسفیان گفت برگردیم. جلوتر از آن پیامبر خدا(ص) به نعیم بن مسعود که تازه اسلام آورده بود و دشمنان او را می‌شناختند گفت که در بین آنها برود و یهود را علیه مشرکان و مشرکان را علیه یهود تحریک کند که او نیز چنین کرد و این سبب شد که احزابیان بساط خود را جمع کردند.

پس از جنگ احزاب، پیامبر خدا(ص) مأمور شدند که کار بنی‌نظیر را تمام کنند. بنی‌نظیر یهودیانی بودند که در جنگ احزاب مشرکان را علیه مسلمانان تحریک و به آنان کمک کردند. بنابراین وقتی یهودیان بنی‌نظیر به قلعه‌هایشان باز گشتند، پیامبر با تعدادی از یاران خود، آنان را محاصره کردند. قلعه‌های بنی‌نظیر بیش از بیست روز محاصره بود و یهودیان با تمام توان تلاش کردند و نقشه‌های بسیاری کشیدند که حداقل خود پیامبر را از بین ببرند، اما خداوند مسلمانان را بر آنها مسلط کرد، بسیاری از مردمشان کشته شدند و بقیه هم سرزمین خود را واگذار و از اطراف مدینه خارج شدند. اگر نقشه‌های بنی‌نظیر و جریان معرفی شده در آیه ۲۶ سوره احزاب که علیه پیامبر و مسلمانان در مدینه طراحی کردند به دقت بررسی شود، خواهیم یافت که آنها مشرکان را تحریک و جنگ احزاب را به پا کردند؛ اگرچه با پیامبر پیمان بسته بودند.

یهود خیبر، بنی‌نظیر و بنی‌قریضه توطئه‌های فراوانی علیه پیامبر و مسلمانان داشتند و نقشه‌های بسیاری را طراحی کردند. البته آنان که قلعه‌هایشان فتح شد، بنی‌نظیر نبودند، بلکه بنی‌قریضه بودند.

اگر ما این سه جنگی که پیامبر خدا(ص) درباره فتح قلعه‌های خیبر، بنی‌قریضه و بنی‌نظیر انجام داد را بررسی کنیم، به عداوت آنان به خوبی پی می‌بریم. یهودیان موجودات بسیار خطرناکی هستند که با تحریک‌ مشرکان و اعراب در مکه و جاهای دیگر، توانستند همه احزاب را منسجم و مدینه را محاصره کنند. بنابراین هم این آیه شریفه که می‌فرماید دشمنی یهود شدیدتر از نصارا است و هم این مضمون که تنها یک آیه به این صورت است، اما یهود با این‌که با پیامبر معاهده بسته بودند، معاهده را شکستند و با نقشه و دسیسه مشرکان را به جنگ پیامبر آوردند و جنگ احزاب را سرپا کردند تا فاتحه اسلام را بخوانند. جلوتر جنگ‌هایی برپا شده بود اما به این صورت نبود. در جنگ احزاب همه قبایل را آوردند تا چراغ اسلام را خاموش کنند؛ بنابراین وقتی در جنگ احزاب شکست خوردند، خداوند بلافاصله پیامبر را مأمور کرد تا با بنی‌قریضه بجنگد. با توجه به این‌که کمی مسلمانان ترسیده بودند و امکاناتی هم نبود، اما موقعیت خوبی به دست آمده بود که کار یهودیان بنی قریضه تمام شود. مردم مسلمان مدینه هم فهمیده بودند که چگونه این‌ها از پشت، خنجر می‌زنند.

درباره مطالعه دشمن‌شناسی از دیدگاه قرآن، آنچه به ذهن می‌رسد این است که ابتدا باید تمام آیات مرتبط استخراج شود. در همه آیات هم کلمه یهود نیامده، گاهی اوقات از اهل کتاب نام برده شده است. مانند «اوتی الکتاب» که مراد یهود و نصارا است. زرتشت هم که معمولا نمی‌خواهند او را پیامبر خطاب کنند، اگرچه چند روایت در این زمینه وجود دارد، اما قبول نمی‌کنند که زرتشت پیامبر ایرانیان بوده است. در آیاتی هم که واژه یهودی وجود دارد، یا واژه یهود و نصارا چه در سوره بقره یا سوره‌های دیگر متعدد است. آیاتی هم که رسما دشمنی اینها را اعلام می‌کند، باید جمع‌آوری کرد و ذیل این آیات، به صورت کامل طراحی‌ها و نقشه‌های که کشیده‌اند و پیمان‌هایی که بسته و شکسته‌اند را از آیات در آورد و نشان داد که این جمعیت چه کاره هستند.

قرائن تاریخی پیش از انقلاب نشان می‌دهد که ایران در زمان شاه با اسرائیل نه تنها رابطه داشت، بلکه کمک‌هایی هم به یهود می‌کرد که برای رژیم بسیار عادی بود. آن زمان وقتی به عربستان سعودی می‌رفتیم، ما را مسخره می‌کردند و می‌گفتند که شما با اسرائیل رابطه دارید. اسرائیل از طرف ارباب بر اوضاع ایران مسلط بود و رفت و آمد می‌کردند. باید توجه داشت که رابطه اسرائیل با ایران بسیار قوی بود، حتی وقتی ما جلد اول تفسیر نمونه را می‌نوشتیم و در سال ۱۳۵۱ آن را برای چاپ آماده کرده بودیم، از آنجا که نقشه‌های بنی‌اسرائیل در این تفسیر بیان شده بود، ارشاد آن زمان نگذاشت که چاپ شود تا اینها را حذف کردند. این اندازه در ایران نفوذ داشتند و رابطه برقرار بود که چاپ تفسیر آیات قرآن را هرکجا که ذیل آیه به عنوان بنی‌اسرائیل مطرح بود و برای شناخت اینها توضیحاتی درج شده بود، چاپ نمی‌کردند. مانند سوره بقره که چند جا درباره بنی‌اسرائیل سخن گفته شده بود؛ بنابراین آن زمان اینچنین بود. حالا هم اگر کسی بخواهد دشمنی اینها را ببیند، باید به رابطه شاه و اسرائیل پیش از انقلاب توجه کند و ارتباط‌های اقتصادی، غیراقتصادی و سیاسی آنان را مورد بازبینی قرار دهد، به ویژه درباره جنگ و مبارزه که شاه با این‌ها مبارزه‌ای نداشت.

تسلط انگلستان، اسرائیل یا آمریکا پیش از انقلاب به حدی بود که یکی از آقایان می‌گفت فردی در اصفهان می‌خواست برای نشریه‌ای مجوز بگیرد. پس از یکسال تلاش موفق به کسب مجوز نشد و برای او مجوز صادر نکردند. بعد که علت را پرسید به او گفتند که دست ما نیست؛ باید از اسرائیل یا انگلستان رسما به ما دستور و اجازه دهند. آقای محسنی اراکی که در خبرگان و تقریب مذاهب اسلامی است، چند وقت پیش می‌گفت که وقتی در لندن حضور داشتم به کتابخانه آنجا رفتم که بسیار وسیع است. یک جا درباره رابطه انگلستان و مسائل سیاسی آنها با ایران کتاب‌هایی را دیدم و در بین آنها یک کتابی را پیدا کردم که این جریان آن فردی که می‌خواست برای نشریه‌اش مجوز بگیرد در آنجا آمده بود که بعد انگلستان به استاندار اصفهان برای انتشار یک نشریه اجازه می‌دهد. این اندازه ارتباطات محکم بوده است. اگر بگوییم پیش از انقلاب همان تسلطی که انگلستان و آمریکا در این کشور داشتند که هیچ اختیاری از خود نداشتیم و مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ما دست آمریکا و انگلستان بود، آن زمان که اسرائیل جوجه اینها در منطقه بود نیز همه چیز را زیر نظر داشت. این اتحاد رژیم شاهنشاهی و اسرائیل را می‌شود از لحاظ تاریخی دنبال و بررسی کرد و دید که چه جنایت‌هایی صورت گرفت. امروز که ما چوب را به سر آمریکا یا انگلستان می‌زنیم، توطئه‌های آنان را می‌بینیم.

وقتی روایات ما قرآن را به سه بخش دشمن‌شناسی، اهل بیت، محبت و ولایت و دیگر قصص و مسائل قرآنی تقسیم می‌کند، می‌فهمیم که اهمیت ماجرا چیست. بیش از دو هزار آیه درباره دشمنان است. باید همه آیات درباره بنی‌اسرائیل، یهود و دشمنان استخراج شود و تفاسیر ذیل آیات را با وسعتی که دارد به دست آوریم تا متوجه دشمنی یهود شویم. به ضمیمه آن، تاریخ اسرائیل در رابطه با ایران پیش و پس از انقلاب که همه بوده‌اند و می‌دانند.

 

  • حوزه پیش از انقلاب چه اندازه با جریان یهود آشنا بوده است؟

آشنایی حوزه پیش از انقلاب با تاریخ یهود از طریق تفسیر نمونه یا تفاسیر دیگری بود که می‌دیدیم. وقتی آیات درباره بنی‌اسرائیل یا یهود ملاحظه می‌شد، تفسیر نمونه نکات لازم را ذیل آیات مرتبط با بنی‌اسرائیل که نسبت با یهود داشت، بیان شده بود. البته کتاب‌هایی درباره تاریخچه یهود نیز وجود داشت. آنچه آشنایی ما درباره این انسان‌های عنود بود، از قرآن است.

 

  • اگر از آشنایی حوزه پیش از انقلاب با جریان یهود سؤال پرسیدم، هدفم جریان‌شناسی یهود در همان برهه از تاریخ بود. می‌خواستم بدانم که جریان حوزوی آن زمان چه مقدار با جریان یهود به ویژه اسرائیل آشنایی داشت؛ در حالی که چند سالی از تأسیس این رژیم غاصب نگذشته بود.

شاید دیدگاه تفسیری درباره یهود مانند امروز نبود. آن زمان ظاهر آیات را می‌دیدیم و کاری که امروز انجام شده، نشده بود. اما حوزه درباره عملیاتی که اینها انجام می‌دادند اطلاع داشت و می‌دانست که اسرائیل با ما چه می‌کند و چه نقشه‌هایی در سر دارد. طلاب اگر می‌توانستند با بزرگان و اساتید در این زمینه صحبت می‌کردند و دیدگاه آنان را درباره دشمنی اسرائیل جویا می‌شدند، اما ارتباط این رژیم با شاه به گونه‌ای بود که نمی‌توانستند به صورت علنی در این زمینه صحبت کنند. بنابراین آنچه در آن زمان بوده، عملیات ظاهری بوده و اگر کار قوی هم در این زمینه صورت گرفته، محدود بوده است.

 

  • موضع بزرگان حوزه پیش از انقلاب در ارتباط با یهود‌شناسی یا شناخت صهیونیسم‌ چگونه بوده است؟

من حداقل نوشته‌ای جز از طریق تفسیری که علامه طباطبایی در ذیل آیات به صورت بسیار دقیق و ظریف نوشته و مسائل را مطرح کرده‌اند، ندیده‌ام. در حال حاضر تفسیر آقای جوادی آملی یک نمونه کامل درباره شناخت دشمن است که وقتی به آیات می‌رسیم، مطالب به خوبی و نکات به ظرافت مطرح شده است؛ اما آن زمان تفسیر ابوالفتوح رازی و منهج الصادقین بوده است. آن موقع هم تفسیر المیزان گل کرده بود. تفسیر مجمع البیان هم تفسیر خوبی است.

نخستین تفسیر در بین تفاسیر، تبیان شیخ طوسی است که چندان منظم نیست. تبیان نخستین تفسیر ترتیبی نوشته شده در جهان تشیع است. پس از تبیان، مجمع البیان را مرحوم طبرسی تنظیم می‌کند. تبیان لغت را معنا می‌کند بعد شأن نزول را اما مجمع البیان کاملا اینها را تنظیم می‌کند. لغت، اعراب، شرح نزول، تفسیر و بعد هم مربوط به تفسیر علامه است که در آنجا این مطالب ذیل آیاتی که گفتیم آمده است و اگر بخواهیم کار عمیقی انجام شود راهش این است.

 

  • پس از انقلاب و در دوران رهبری امام خمینی(ره)، جریان شناخت صهیونیسم چگونه بین طلاب شکل گرفت.

حضرت امام بیشتر جنایات شاه و اسرائیل را برای مردم بیان و ذهن مردم را آماده کرد. حتی اگر در زمان آقای بروجردی می‌خواست این شناخت روی دهد، زمینه آن فراهم نبود. اما در زمان حضرت امام چه در اطلاعیه‌ها و یا ۱۵ خرداد ۴۲ و روز عاشورایی که ایشان صحبت شکننده‌ای را علیه شاه بیان کرد، ابتدا بستر را فراهم کرد تا مردم بفهمند که شاه یک نوکر دست بسته برای آمریکا و اسرائیل در کشور است و خود کاره‌ای نیست. وقتی بستر فراهم شد، مردم از امام حمایت کردند. اگرنه چقدر آنها توطئه کردند و جسارت‌هایی مثل سید هندی به امام نسبت دادند تا امام را تضعیف کنند. حضرت امام با آن همه افتخاراتی که داشت به ویژه در ۳۲ خرداد که کتاب اسرار هزار ساله را نوشت، این خانواده را کامل می‌شناخت و تمام جنایت‌های اینها را برملا کرد و توانست مردم را آماده کرده و به میدان بیاورد و با حضور مردم هم کار بزرگی انجام شد.

 

  • وظیفه حوزه علمیه و طلاب به ویژه طلاب جوان درباره شناخت صهیونیسم چیست و چه کارهایی را باید انجام دهند؟

برای طلاب این‌گونه مطرح شده که یکی از کارهای لازم دشمن‌شناسی است؛ چراکه همه ضربه‌هایی که می‌خوریم از این ناحیه است. امام علی(ع) می‌فرمایند «کسی که نسبت به دشمن بی‌توجه بوده و غفلت داشته باشد، وقتی حوادث رخ می‌دهد تازه بیدار می‌شود که دیگر کاری نمی‌شود کرد.» بنابراین حوزه کنونی ما حوزه‌ای است که در آن اکثریت می‌دانند تمام لطمه‌هایی که خوردیم از ناحیه دشمن بوده است و الآن هم اگر یک روزی کوتاه بیاییم و دشمن را نشناسیم و طراحی‌های دشمن را ندانیم، لطمه خواهیم خورد.

مستندی چند روز پیش در تلویزیون پخش شد که در آن از تلاش اینها برای براندازی نظام پرده برداشت. تلاش آنان برای براندازی تا جایی بود که بسیاری از افراد در داخل کشور باورشان شده بود که کار تمام است. مگر نگفته بودند که جشن کریسمس امسال را در تهران برگزار می‌کنیم. نمایش پسر پهلوی در این مستند و رژه‌هایی که می‌رفتند و اسکورتی که قرار بود بیایند سه هزار کشته از مردم بر زمین بگذارند و بعد هم حکومت را در دست بگیرند، نشان از حرکت‌های دشمن دارد. این فضای مجازی را که دشمنان در اختیار دارند ببینید. دی‌ماه سال گذشته یادمان نرفته که دشمن کد می‌داد که معترضان به کجا بیایند و شلوغ کنند. اینها را با گوش خود می‌شنویم.

اگر حوزه حقیقت دشمن را بشناسد و طراحی‌های او را دائما رصد کند و دنبال خنثی کردن آن‌ها باشد، می‌تواند بقاء داشته باشد. بعید است کسی که بی‌رحمی‌های دشمن مانند برجام و بعد هم برجام ۲ و ۳ که قرار بود طراحی شود [آقا جلوی آن را گرفت] را ببیند، به فکر دشمن‌شناسی نباشد. با این چیزهایی که امروز می‌بینیم اگر به فکر دشمن‌شناسی و نقش توطئه‌های دشمن و برنامه‌ریزی برای خنثی کردن این نقشه‌ها نباشیم، معلوم است که از بحث حوزوی بودن دور هستیم. گمان می‌کنم در حوزه افراد بی‌تفاوت کم داشته باشیم به ویژه طلاب جوان که همه در این زمینه پرشور، متین و پیگیر هستند. اگر بحث دشمن‌شناسی در حوزه جا بیفتد و حوزه دائما دشمن را رصد کند و برای برهم زدن نقشه‌های دشمن تلاش کند، هم نظام بقاء پیدا می‌کند و هم دشمن ناچار است که عقب‌نشینی کند.

 

  • برخی جریان‌های حوزوی در برابر مسأله فلسطین جبهه می‌گیرند یا می‌خواهند آن‌گونه که باید و شاید مبارزه با صهیونیسم مطرح نشود؛ وظیفه طلاب انقلابی در برابر این جریان‌ها چیست؟

حضرت امام از همان زمان با معرفی روز قدس، حرکتی را برای دفاع از فلسطین شروع کرد. سالی یک بار کشورهای اسلامی برای دفاع از فلسطین به میدان می‌آیند و سال به سال هم این حرکت پرشورتر می‌شود؛ براساس این درسی که امام داده است، باید فلسطین را تقویت کنیم و نگذاریم دشمن بر آن‌ها مسلط شود. این امر دو فایده دارد: یکی این‌که فلسطین هر سال زنده می‌شود. اگر طرح امام در نامگذاری روز قدس نبود و حرکت این ملتی که ماه رمضان هر سال برای حمایت از فلسطینی‌ها به میدان می‌آیند وجود نداشت، اسرائیلی‌ها آنها را نابود کرده بودند و همان‌گونه که طی دو سه روز مصر را موشک‌باران کردند، اثری از فلسطین برجای نمی‌گذاشتند. بنابراین حوزه اگر تبعیت از امام کند و امام را قبول داشته باشد، می‌داند که ایشان طرح و نقشه را ارائه کرده‌اند. فایده دوم این‌که ماهیت اعراب مرتجع که از فلسطین حمایت نمی‌کنند به زودی روشن می‌شود؛ وگرنه اگر این کار را نکرده بودیم لطمه خودمان هم بیشتر بود.

در حال حاضر افراد مسلح با اعتقاد به امام راحل و رهبر معظم انقلاب در بیرون از ایران مبارزه می‌کنند و حزب‌الله لبنان و سیدحسن نصرالله با قدرت ایستاده‌اند و شناخت دقیقی درباره اسرائیل دارند؛ وگرنه زدن ایران اسلامی مدنظر اسرائیل است. امام خمینی(ره) تکلیف ما را درباره فلسطین و تقویت این کشور مشخص کرده است چراکه در مقابله با دشمن نخستین خاکریز ما فلسطین است و اگر اینها شکست بخورند، دشمنان به سراغ ما می‌آیند. بنابراین ما هرچه فلسطین را تقویت کنیم، خودمان را تقویت کرده‌ایم.

 

  • نظر شما درباره برخی جریان‌ها که موضع مخالف نسبت به تقویت فلسطین دارند، چیست؟ به طور مثال جریان شیرازی‌ها که جمعه آخر ماه مبارک رمضان را یوم السامرا نام نهاده‌اند و هر سال در این روز مردم را جمع می‌کنند و به سامرا می‌برند و آنها هم روضه‌خوانی می‌کنند و پس از افطار برمی‌گردند. مسلم است که در برابر روز قدس امام قرار گرفته‌اند.

این جریان‌ها مشکلی برای نظام هستند. باید با یک طراحی بسیار مناسب و شایسته، اینها را سرجایشان نشاند و جلویشان را گرفت. به طور مثال نگاه کنید از وحدت چه استفاده‌های مناسبی در برابر دشمن می‌شود، اما اینها برعکس آن عمل می‌کنند. طبیعی است که اینها در برابر خط امام و رهبری ایستاده‌اند، اما ما نباید از این جریان‌ها بترسیم. جامعه ما و حوزویان هوشیار هستند و به طور دائم برای برخورد با طرح‌های این جریان‌ها آمادگی دارند. چند وقت پیش هم که پسر ایشان را زندانی و با تعهداتی آزاد کردند در راستای همان دقت‌نظر است. حالا از کجا این پول‌ها می‌آید نمی‌ٔدانم اما به شدت به دنبال آن هستند که مساجد و هیئات قم و نیز در کل کشور و در هر جایی که امکان دارد برنامه‌ریزی ‌کنند که باید در برابر اینها برنامه داشت.

 

  • لطفا درباره جریان نفوذ بیشتر توضیح دهید؟

اینها نفوذ حوزوی است که بسیار خطرناک است اما به صورت عمومی، در ادارت و رده‌های مدیریتی نیز ممکن است نفوذ داشته باشند. این همه کارشکنی در اقتصاد را چه کسی پشتیبانی می‌کند. وقتی می‌گویند فردی هشت تن طلا خریده است یا یک جوان، ۳۸ هزار سکه خریده است! باید دید این پول‌ها از کجا می‌آید و قاعدتا نفوذی است که از خارج پشتیبانی می‌شود.

 

  • متأسفانه نفوذ دشمن دامن‌گیر بزرگان حوزه هم شده است. برخی از اساتید بزرگ حوزه که بعضا هم به بیوت مراجع وابستگی دارند در برابر نهادهای انقلابی از جمله جامعه مدرسین موضع‌گیری می‌کنند. با چنین افرادی چگونه باید برخورد کرد که وجهه انقلابی‌ها خراب نشود؟

اگر بگوییم برخورد شود یا در برابر هم بایستند و بجنگند، برای چهره انقلاب خوب نیست. برخورد با هرکسی باید به فراخور خود او انجام شود. این‌که ما چگونه [نامفهوم است]. در برابر کسانی که حوزه مباین هستند یا مباین نیستند باید فکر و طراحی شود و آنها را باید مدیریت کرد. پیامبر هم که در مدینه با این همه دشمن و قبایل یهود روبه‌رو بوده‌اند، تدبیر می‌کردند و با آن تدبیرها توانستند تا ۱۰ سال کمر دشمن را بشکنند. با این افراد باید با تدبیر برخورد کرد و باید هوشیار بود که نفوذ از چه طریقی و از سوی چه کسی است و روش برخورد با آنها چگونه است؟ قهرا ما نمی‌توانیم بجنگیم بلکه باید با طراحی‌ها و مدیریت‌های صحیح جلوی این نفوذ و نقشه‌های آنها را بگیریم.

 

  • برخی شبهه‌ای را درباره کمک به مردم فلسطین مطرح می‌کنند و می‌گویند که چرا باید پول ملت خرج فلسطینی‌ها شود و چرا باید از آن‌ها حمایت کنیم! ممکن است این مسأله از طریق برخی بزرگان هم شکل ‌گیرد که چرا باید از آنها حمایت ‌کنیم.

مردم را باید روشن کنیم؛ این سخن در منبرها گفته شده است که وقتی داعش را در منطقه آوردند، تا بیست کیلومتری مرز ما آمد و اگر همان‌ موقع جلوی این‌ها گرفته نشده بود، کشور ما مانند عراق و سوریه می‌شود. حلب، دومین شهر بزرگ سوریه را ببینید که امروز به چه وضعی درآمده است. داعشی‌ها اگر به ایران می‌آمدند غیر از این عمل نمی‌کردند. اگر ما هزینه می‌کنیم برای امنیت خودمان است نه این‌که بخواهیم پول خود را به فلسطین، سوریه و عراق بدهیم. ما دشمن را در بیرون مرزها بایکوت می‌کنیم که شهرهای ما را ویران و به عرض ما هتک حرمت نکند. این‌ها باید برای مردم روشن شود.

ساده‌لوحی است که افرادی شبهه بی‌اندازند و مردم هم باور کنند. بله چرا ما باید با این وضعیتی که داریم به عرب‌های عراق و سوریه و فلسطین کمک کنیم؟! اما بحث این است که مگر در زمان جنگ، دشمن به ایران حمله نکرد و ما هشت سال در برابر او ایستادگی نکردیم. برنامه این‌ها ورود به کشور است، منتها با این طراحی که شد در بیرون از مرز جلوی دشمن را گرفتند و نگذاشتند که ما در داخل خسارت ببینیم؛ به طوری که الآن امن‌ترین کشور هستیم. این شیطنت‌ها را باید با گفتمان برملا کرد و مردم را به این موضوع توجه داد.

عده‌ای که مقرض هستند دشمنی دارند اما عده‌ای از روی جهل و نادانی به دام دشمن می‌افتند که با صحبت و گفتمان می‌توان آنها را روشن کرد.

 

  • در مدتی که در مجلس حضور داشتید، خاطره‌ای درباره ارتباط با فلسطینی‌ها یا برخورد با آنان در زمان حج دارید؟

همانطور که می‌دانید از هر کشوری گروهی به عنوان رابط در مجلس شورای اسلامی حضور دارند. آن زمان من لبنان و فلسطین را انتخاب کردم و سرگروه آن افراد بودم. منتها خودم به لبنان نرفتم، اما به کشور ایران که می‌آمدند و جلساتی که برگزار می‌شد را اداره می‌کردم. دیگر کشور فنلاند بود که می‌گفتند رؤسای مجلس آنجا خانم‌ها هستند؛ بنابراین در دوره هفتم که در مجلس بودیم دکتر افرا را فرستادیم. در آن زمان جلساتی برگزار می‌شد و روزهایی که باید در مجلس صحبت می‌کردند، خود ما دخالت داشتیم و پیگیری می‌کردیم.

خاطره‌ای که یادم باشد ندارم اما این‌ها از حمایت مجلس و صحبت‌هایی که در سالگرد فلسطین و مانند آن می‌کردند بسیار خوشحال بودند و می‌گفتند که رفتار مجلس ایران برای روحیه ما بسیار مؤثر است.

 

برخی تاریخ را شرح حال حاکمان می­دانند و تاریخ­نویسان را منشیان دربار حاکمان. بدون اینکه بخواهیم درباره این گزینه قضاوت کنیم، حاکمان در برخی موارد در جهت­دهی به برخی مطالب تاریخ نقش داشته­اند.

توجه به این نکته می­تواند ما را به نکته دیگری رهنمون کند که تاریخ به عنوان یک علم با سایر علوم ارتباط دارد. با بررسی اینکه تاریخ چگونه به یک علم تبدیل می­شود که در یک نظام علمی با سایر علوم تعامل دارد، می­توان از تعامل بین تاریخ و سیاست سخن گفت.

در این مجال می­توان این نکته را مطرح کرد که بسیاری از شرح­حال­نویسی­ها و توصیف­انگاری در مورد شهرها با انگیزه­های سیاسی انجام شده است. در اینجا پای علم حدیث هم به بحث باز می­شود. در کنار هم قرار دادن سه علم تاریخ، علوم سیاسی و حدیث پرده از این واقعیت برمی­دارد که انگیزه سیاسی دلیل جعل روایات مدح و ذم بلاد است. برخی از روایات در مورد بلاد و اقوام با انگیزه­های وطن­دوستی و قوم­گرایی جعل شدند ولی بسیاری از این جعل احادیث با منشأ سیاسی بود.

فهم این نکته با توجه به دو مسئله زیر بهتر انجام می­شود:

  1. مسلمانان و تازه­مسلمانان محبت و ارادت قلبی به رسول الله (ص) داشتند به ویژه کسانی که پیامبر (ص) را درک نکرده بودند ولی وصف ایمان و بزرگواری او را شنیده بودند. آنها علاقه زیادی به شنیدن احادیث پیامبر داشتند. از این جهت حدیث به عنوان یک رسانه قوی مورد استقبال مردم قرار گرفت. طبیعی بود که هر گروهی که بر این رسانه مسلط می­شد، قدرت مدیریت فرهنگی و اجتماعی جامعه را نیز در دست می­گرفت.
  2. پس از پیامبر سپاه قدرتمند اسلام به فتح سرزمین­های زیادی مبادرت کرد. بسیج کردن مردم برای شرکت در جنگ نیاز به تبلیغات و اقدامات رسانه­ای شورانگیز، مهیج و بسیج­کننده داشت. جعل احادیثی در مورد شهرها می­توانست برای آنها فضیلت یا رذیله­ای را ایجاد کند که حاکمان بر اساس آن بتوانند به سوی آن شهرها لشگرکشی کنند و یا اینکه شرکت در سپاه آن شهر را توجیه کنند.

 

بخش زیادی از تحریف­گری احادیث در ذم و مدح بلاد، حاصل فعالیت­های مخرب عالمان یهودی مسلمان­نماست که در راستای تامین اهداف خود تلاش داشتند شام و بنی­امیه را به عنوان وارثان نظام سیاسی رسول الله در بین جامعه اسلامی جا بیندازند و تمرکز توجه مسلمانان از مکه و مدینه و اهل بیت پیامبر علیهم السلام خارج کنند.

اساسا اسلام آوردن علمای یهودی بعد از رحلت پیامبر (ص) با هدف ایجاد رقیب برای اهل بیت علیهم السلام بود تا نظام سیاسی بتواند افزون بر ابعاد سیاسی، ابعاد فرهنگی-اجتماعی و علمی ایشان را نیز تحت تاثیر قرار دهد و مردم را از طرف آنها دور کند. مهم­ترین ابزار آنها در این اقدام، جعل روایات بود. بخشی از این جعل روایات در مورد سرزمین­ها و اقوام بود.

به طور کلی محور این جعل روایات را می­توان بر سه محور ترسیم کرد:

مدح بنی­ امیه به ویژه معاویه

علمای یهودی تازه مسلمان شده که بعد از عثمان به شام رفتند، از موقعیت و اعتباری که در این سال­ها در جوار حکومت و خلافت اسلامی کسب کرده بودند، نهایت استفاده را بردند و احادیثی را در خدمت به بنی­امیه جعل کردند. افرادی همچون ابوهریره که از مقربان معاویه بود و ابن‌عمر و استادشان کعب‌الاحبار که کاهن یهودی نومسلمان بود، به نفع معاویه و حکومت امویان، این روایات را در بین مردم پخش می‌کردند.[۱]

کعب‌الاحبار در زمان خلافت عثمان به شام رفت و مورد توجه معاویه قرار گرفت. معاویه برای تثبیت قدرتش از او بهره‌برداری کرد و به او امر کرد که احادیثی در فضیلت شام جعل کرد. کعب، با این روایات جعلی، مسلمانان را به سکونت در شام تشویق می‌کرد و هدف از این کار، وجود نیروی بیشتر برای سپاه معاویه بود.[۲]

علمای یهودی تازه مسلمان با جعل روایاتی در مورد سرزمین شام و سپاه آن، برای این سرزمین تقدس و فضیلت جعل کردند. این اقدام عملکرد بنی­امیه را در قتل و عام­های بعدی توجیه می­کرد و در کمک به معاویه در جلب همکاری اجتماعی و توجیه اقدامات علیه امام علی و امام حسن علیهما السلام تاثیر زیادی داشت.

دامن زدن به جنگ­ مسلمانان با مسیحیان

برخی از روایاتی که علمای یهودی تازه مسلمان شده جعل کردند در مورد شهرهای مسیحی­نشین بود که مسلمانان را به جنگ با این شهرها و ویرانی آنها سوق می­داد. این روایات جنگ بین مسلمانان و مسیحیان را رقم می­زد و به نوعی به حذف و تضعیف رقبای یهودیان منجر می­شد. چنانکه ابوهریره در مورد شهرهای مهم امپراطوری روم روایتی را از پیامبر(ص) جعل کرد که «… چهار شهر از شهرهای جهنم در دنیاست: قسطنطینیه، طبریه، انطاکیه سوخته و صنعاء…»[۳]

در حدیثی منسوب به ابوهریره، از پیامبر(ص) نقل کرده که پیش از قیامت فردی (مهدی) از اهل بیت پیامبر(ص) به حکومت می‌رسد و او قسطنطینیه و جبل دیلم را فتح می‌کند.[۴] مژدة فتح قسطنطنیه پیش از قیامت در روایتی دیگر به نقل از ابوهریره نیز آمده است.[۵] در روایتی از ابوهریره که ابن‌عساکر سند و متن آن را غریب دانسته، به جهاد در اطراف انطاکیه اشاره شده است.[۶]

فضیلت شام و بیت المقدس

در دوران معاویه احادیث فراوانی در فضایل شام و دمشق جعل شد که حتی شام را بر مکه و مدینه برتری می‌داد.[۷] این احادیث به مقداری بود در اثر مستقلی قرار گرفت[۸]  و کتاب­های مفصلی مانند «فضائل الشام و دمشق» (تألیف ۴۳۵ق در دمشق) اثر ابوالحسن علی بن محمد ربعی مالکی (م ۴۴۴ق) نوشته شد. افزون بر این رساله‌هایی در مدح شام نوشته شد؛ مانند رسالة عبدالکریم بن محمد سمعانی (م ۵۶۲ق) و رسالة عبدالغنى بن امیر شاه (م ۹۹۱ق) [۹]

جلد اول «تاریخ مدینة دمشق»، به فضائل شام و نقاط گوناگون آن مانند دمشق، بیت‌المقدس می­پردازد.[۱۰]  افزون بر این تعداد زیادی از این‌گونه روایات را می‌توان در«کنز العمال» یافت.[۱۱]

در روایات جعلی در مدح شام، علاوه بر بیان فضل دمشق و ذکر آن در کنار مکه و مدینه، بر مقدس بودن نقاط خاصی از شام چون بیت‌المقدس و صخرة آن و کوه طور تأکید شده است چنانکه ابوهریره از پیامبر(ص) نقل کرد که «چهار شهر در دنیا از شهرهای بهشت است: مکه، مدینه، بیت‌المقدس و دمشق … و همانا آب‌های جاری و بادهای زاینده از زیر صخرة بیت‌المقدس خارج می‌شود»[۱۲] یا اینکه «منشأ تمامی رودها و ابرها و دریاها و بادها از زیر صخرة بیت‌المقدس است.[۱۳]»

در مورد فضائل قدس کتاب‌های مستقلی نوشته شده که نشان‌دهندة حجم روایات دراین‌باره است. کتاب­هایی با عنوان «فضائل القدس» از ابوالمواهب حسن بن عدل شافعی دمشقی معروف به ابن‌صصری (۵۳۷-۵۸۶ق) و از ابن‌جوزی (۵۰۸-۵۹۷ق) و از قاسم فرزند ابن‌عساکر صاحب «تاریخ مدینة دمشق» (۵۲۷ – ۹ صفر ۶۰۰ق) نوشته شد. «فضائل بیت‌المقدس» نوشته محمد بن عبدالواحد بن احمد مقدسی (۵۶۹-۶۴۳ق)، «الانس فی فضائل القدس» نوشته قاضی امین‌الدین احمد بن محمد بن حسن شافعی (زنده در سدة هفتم)و  «فضائل القدس والشام» نوشته ابوالمعالی مشرف بن ابراهیم مقدسی (م ۸۳۸ق) نمونه­های دیگر در این مورد هستند.[۱۴]

در دوران خلافت معاویه، کعب‌الاحبار روایات جعلی را در مورد فضیلت قدس رواج می‌داد. [۱۵]

اهمیت و فضیلت قدس در شام تاحدی پیش رفت که در ماجرای قیام ابن‌زبیر بر ضد امویان که وی مکه را در اختیار گرفته بود، عبدالملک بن مروان از رفتن اهالی شام به حج منع کرد و از آنان خواست پیرامون صخرة بیت‌المقدس طواف کنند و حتی بر روی صخره قبه‌ای ساخت. رسم طواف بیت‌المقدس بعد از وی تا سقوط بنی‌امیه برقرار بود.[۱۶]

این اقدامات علمای یهودی مسلمان­نما که با هماهنگی بنی­امیه و در راستای منافع آنها انجام می­شد، با هدف دوری مسلمانان از مدینه که محل استقرار اهل بیت علیهم السلام و پایگاه اسلام بود انجام می­شد، ضمن اینکه مشروعیت­بخش اقدامات معاویه و تقدس­بخش سرزمین­هایی بود که برای یهود مهم بود.

 

دکتر محسن محمدی

 

 

[۱] . دراسات فی الحدیث والمحدثین، هاشم معروف حسنی، ص ۹۵-۹۱، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۸ق؛ یهود بثوب الإسلام، نجاح طائی، ص ۸۹-۹۰، بیروت / لندن: دار الهدى لإحیاء التراث، ۱۴۲۲ق.

[۲] . ر.ک: یهود بثوب الإسلام، نجاح طائی، ص ۸۹-۹۲، بیروت / لندن: دار الهدى لإحیاء التراث، ۱۴۲۲ق.

[۳] . الموضوعات، ابوالفرج عبدالرحمن­بن علی ابن­جوزی قرشی، ج۲، ص۵۱، تحقیق عبد الرحمن محمد عثمان، مدینه: المکتبة السلفیة، چاپ اول، ۱۳۸۶-۱۳۸۸ق.

[۴] . المنار المنیف فی الصحیح والضعیف، شمس­الدین ابی عبدالله محمد بن ابی بکر حنبلی دمشقی ابن­قیم جوزیة، ص ۱۴۷، چاپ عبدالفتاح ابوغدة، حلب، مکتب المطبوعات الاسلامیة، ۱۳۹۰ق.

[۵] . کمال­الدین عمر بن احمد بن ابی­جراده ابن­عدیم، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج‏۱، ص۴۰-۳۹بیروت، دار الفکر، بی­تا.

[۶] . تاریخ مدینة دمشق، ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی ابن­عساکر، ج۱، ص۲۵۷، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.

[۷] . برای نمونه‌هایی از مرویات ابوهریره و کعب الاحبار در فضل شام، ر.ک: اضواء علی السنة المحمدیة، محمود ابوریه، ص ۱۷۱-۱۷۲، [قاهره]: نشر البطحاء، چاپ پنجم، بی­تا؛ کشف الخفاء ومزیل الإلباس عما اشتهر من الأحادیث على ألسنة الناس، اسماعیل عجلونی شافعی، ج۲، ص۲، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم، ۱۴۰۸ق.

[۸] . ر.ک: اضواء علی السنة المحمدیة، محمود ابوریه، ص ۱۲۶-۱۲۷، [قاهره]: نشر البطحاء، چاپ پنجم، بی­تا.

[۹] . ر.ک: کشف الظنون، مصطفى­بن عبدالله کاتب چلبی حاجی خلیفة، ج۲، ص۱۲۷۵، تصحیح وتعلیق محمد شرف الدین یالتقایا و رفعت بیلگه الکلیسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی­تا.

[۱۰] . تاریخ مدینة دمشق، ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی ابن­عساکر، ج۱، ص۳۹۹-۲۰۱، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.

[۱۱] . ر.ک: کنز العمال فی سنن الاقوال والافعال، علاء الدین علی بن حسام الدین متقی هندی، ج۱۲، صص۲۹۲-۲۷۳، تحقیق بکری حیانی و صفوة سقا، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ق.

[۱۲] . الموضوعات، ابوالفرج عبدالرحمن­بن علی ابن­جوزی قرشی، ج۲، ص۵۱، تحقیق عبد الرحمن محمد عثمان، مدینه: المکتبة السلفیة، چاپ اول، ۱۳۸۶-۱۳۸۸ق.

[۱۳] . فضائل بیت المقدس، محمد بن عبدالواحد بن احمد مقدسی، ص ۵۷، تحقیق محمد مطیع حافظ، سوریه، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۰۵ق.

[۱۴] . ر.ک: کشف الظنون، مصطفى­بن عبدالله کاتب چلبی حاجی خلیفة، ج۱، صص۱۷۸، ۳۰۰؛ ج۲، ص۱۲۷۷، تصحیح وتعلیق محمد شرف الدین یالتقایا و رفعت بیلگه الکلیسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی­تا.

[۱۵] . تاریخ مدینة دمشق، ابوالقاسم علی بن حسن بن هبة الله شافعی دمشقی ابن­عساکر، ج۷۰، ص۱۲۰-۱۱۹، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ البدایة والنهایة، ابوالفداء اسماعیل ابن­کثیر دمشقی، ج۲، ص۷۵، به کوشش علی شیری، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق.

[۱۶] . تاریخ الیعقوبی، احمد بن اسحاق یعقوبی، ج۲، صص۲۶۱، ۲۶۹، ۲۸۱، بیروت، دار صادر، چاپ افست قم، بی­تا.

 

پایگاه تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر – دونالد ترامپ رئیس‌جمهور فعلی آمریکا را می‌توان در شمار یهودی‌دوست‌ترین رؤسای جمهور تاریخ ایالات‌متحده قرار داد. تعداد دوستان و مشاوران یهودی ترامپ آنقدر زیاد است که بتوان گفت ترامپ در محاصره یهودیان قرار گرفته و مواضع خود را بر اساس نظر و مشورت این افراد تنظیم و اعلام می‌کند.

ترامپ در محاصره یهودیان

از جمله مهم‌ترین یهودیانی که در اطراف دونالد ترامپ هستند می‌توان به این افراد اشاره کرد:[۱]

  • «ایوانکا ترامپ»: دختر دونالد ترامپ سالهاست که به دین یهودیت ارتدوکس درآمده و به واسطه همسرش «یارد کوشنر» مهم‌ترین لایه از حلقه یهودی اطراف ترامپ را تشیل می‌دهند. کوشنر داماد یهودی ترامپ، مشاور رئیس‌جمهور آمریکا و فرستاده مخصوص ترامپ به منطقه برای پیگری معامله قرن نیز می‌باشد.

  • «جیسون گرینبلت و دیوید فریدمن»: این دو نفر وکلای ترامپ در امور تجاری هستند که البته به ترامپ را در امور مربوط به فلسطین نیز مشاوره می‌دهند.

دیوید فریدمن

  • «استیون مناخین»: مسئول امور داخلی ستاد ترامپ در دوران انتخابات و یکی از بانفوذترین اشخاص یهودی در نیویورک و منهتن.

استیون مناخین

 

  • «بوریس اپشتین»: حقوقدان، مشاور امور اقتصادی و نماینده ترامپ در بیش از ۱۰۰ برنامه‌ تلویزیونی.

بوریس اپشتین

 

  • «استفن میلر»: از جمله فعال‌ترین افراد حاضر در ستاد انتخاباتی ترامپ و تهیه‌کننده پیش‌نویس سخنرانی ترامپ در اجلاسیه «آیپک».

استفن میلر

 

  • «لوئیز آیزنبرگ»: یکی از حامیان مالی گروه‌های طرفدار ترامپ در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا.

لوئیز آیزنبرگ

 

ارتباط بیش از حد ترامپ با یهودیان و اسرائیل زمانی آشکارتر می‌شود که وعده‌های او در دوران انتخابات آمریکا را نیز مرور کنیم. ترامپ در تبلیغات خود و برای به دست آوردن حمایت یهودیان دو وعده بسیار مهم در حمایت از رژیم‌صهیونیستی را مطرح کرد. وعده اول ترامپ، انتقال سفارت ایالات‌متحده از تل‌آویو به قدس‌شریف و وعده دوم نیز، خروج آمریکا از یونسکو به بهانه خصومت‌ورزی یونسکو علیه اسرائیل بود. ترامپ مدتی بعد از حضور در کاخ‌سفید، این وعده‌های خود را عملی کرد تا به پیش‌روی‌های رژیم‌صهیونیستی و همکاری با نتانیاهو چراغ سبز نشان داده باشد.[۲]

طراحی معامله قرن

از حلقه یهودیان اطراف ترامپ و وعده‌های انتخاباتی او می‌توان نتیجه گرفت، رئیس‌جمهور آمریکا این پتانسیل را دارد که با استفاده از ظرفیت‌های آمریکا، خدمات بیشتری را به رژیم‌صهیونیستی ارائه کند. این خدمت بزرگ بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، تحت‌عنوان طرحی به نام «معامله‌ی قرن» مطرح شد.

به هیچ‌وجه نمی‌توان معامله‌ی قرن را به چشم طرحی ساده نگاه کرد. زیرا همه مفاد پیشنهاد مطرح شده از سوی ترامپ و مشاوران یهودی‌اش، یک‌باره مطرح نشد و در اختیار عموم مردم جهان قرار نگرفت. بلکه معامله‌ی قرن در طی دو سال اخیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده و هر از گاهی گوشه‌ای از آن توسط نتانیاهو، ترامپ و یا یارد کوشنر در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گرفت. هم‌اکنون نیز بسیاری از کارشناسان معتقدند معامله قرن قمار انتخاباتی ترامپ است و اگر دونالد ترامپ موفق به تثبیت این طرح نشود در انتخابات آینده آمریکا جایگاهی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:
انتقال سفارت، هدفی استراتژیک یا تصمیمی غیر منتظره
پیش زمینه‌های اجرای معامله قرن

اما آنچه تاکنون درخصوص معامله‌ی قرن مشخص شده این است که طرح مذکور پیش از اجرا مقدماتی داشته که ترامپ  همه آن‌ها را اجراکرده و تنها اجرای فاز نهایی معامله‌ی قرن باقی مانده است. پیش‌زمینه‌های اجرای طرح اختصاصی ترامپ برای مسئله فلسطین عبارتند از:

  1. اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم‌صهیونیستی:

از آنجا که پایتخت هر کشور، میزبان سفارت دیگر کشورهای جهان می‌باشد؛ ترامپ سفارت ایالات‌متحده در اراضی‌اشغالی را به قدس‌شریف منتقل کرد. این یعنی، قدس درحال تبدیل به پایتخت رسمی رژیم‌صهیونیستی است و ترامپ اولین رئیس‌جمهوری است که این اقدام را به رسمیت می‌شناسد. بنابراین مهم‌ترین اقدام عملی ترامپ برای یهودی شدن سرزمین فلسطین رخ‌داد تا راه برای اجرای سایر جزئیات معامله‌ی قرن باز شود.

  1. منتفی شدن بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین‌های اشغالی:

در جریان جنایات هفتاد ساله‌ی رژیم‌صهیونیستی علیه مردم فلسطین، در طی مراحل مختلفی صدها هزار نفر کشته شده و یا از اراضی‌اشغالی اخراج شدند و هم‌اکنون حدود شش میلیون از آورگان فلسطینی در اردوگاه‌های کرانه‌باختری، غزه، لبنان، اردن و سوریه سکونت دارند، و از سوی آژانس «امدادرسانی و کاریابی ویژه آوارگان فلسطینی» موسوم به «آنروا» انواع خدمات لازم برای زندگی را دریافت می‌کنند. آمریکا بزرگترین حامی‌مالی این مرکز است، اما ترامپ چندی پیش اعلام کرد که دیگر هیچ‌گونه هزینه‌ای از سوی ایالات‌متحده به «آنروا» پرداخت نخواهد شد.[۳]

این اقدام ترامپ موجب می‌شود تا آوارگان فلسطینی مجبور شوند برای گذراندن زندگی خود به کشورهای عربی پناهده شده و زندگی خود را در کشوری غیر از فلسطین ادامه دهند. نتانیاهو نیز اخیراً طی مصاحبه‌ای اعلام کرد با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت آوارگان فلسطینی به کشور خود برای همیشه لغو می‌شود و چنین امکانی در طرح پیشنهادی ترامپ وجود ندارد.[۴]

انتشار جزئی و تبلیغات مقطعی معامله قرن

همانطور که گفته شد، هر از گاهی بخشی از جزئیات معامله‌ی قرن منتشر می‌شد. اما طی روزهای اخیر مهم‌ترین بخش از مفاد طرح شیطانی معامله‌ی قرن توسط نتانیاهو و روزنامه الاخبار رسانه‌ای شد. طبق ادعای نتانیاهو، نه تنها رژیم‌صهیونیستی از اراضی‌اشغالی عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه این رژیم تسلط بر کل منطقه غرب اردن را به دست خواهد گرفت. همچنین نتانیاهو در مصاحبه با معاریو مجدداً مدعی شد که به هیچ‌وجه بیت‌المقدس میان یهودیان و فلسطینی‌ها تقسیم نخواهد شد و کنترل آن برعهده رژیم‌صهیونیستی باقی خواهد ماند.[۵]

روزنامه الاخبار نیز پس از مصاحبه نتانیاهو جزئیات تأمل‌برانگیری از معامله‌ی قرن را فاش کرد. بنابر گزارش الاخبار، طرح پیشنهادی کاخ‌سفید بازیگرانی به جز آمریکا و رژیم‌صهیونیستی را نیز دارد. روزنامه مذکور مدعی شد ترامپ از مقامات کشور اردن خواسته تا آوارگان فلسطینی را در اردن پناه دهند و در عوض ۴۵ میلیارد دلار در کشور آن‌ها سرمایه‌گذاری صورت گیرد. همچنین از جزئیات منتشر شده چنین بر می‌آید که اردن  باید بخشی از اراضی خود را به رژیم‌صهیونیستی بدهد و در عوض عربستان نیز موظف است بخش‌هایی از سرزمین خود را به اردن اختصاص دهد. نقش مصر نیز در این بین تسهیل رفت و آمد فلسطینی‌ها به این کشور در ازای کمکِ مالی ۶۵ میلیارد دلاری برای بازسازی شبه‌جزیره سینا می‌باشد.

طبق اعلام روزنامه الاخبار، مطرح کنندگان معامله‌ی قرن قصد دارند با تشکیل اتحادیه‌ای، اداره کرانه‌باختری را به رژیم‌صهیونیستی، حکومت اردن و تشکیلات‌ خودگران فلسطین بسپارند. همچنین روزنامه مذکور تأیید کرد که پشتیبانی‌مالی این طرح توسط برخی از کشورهای عربی صورت خواهد گرفت.[۶]

بازی انتخاباتی نتانیاهو با معامله قرن

با ورود اردن، مصر و عربستان به معامله‌ی قرن، پیچیدگی‌های این طرح بیش از پیش می‌شود. اما با نگاهی تحلیلی می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و ایالات‌متحده از ورودکشورهای نام‌برده به طرح شیطانی معامله‌ی قرن، عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را دنبال می‌کنند. همچنین نباید فراموش کرد که رژیم‌صهیونیستی در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دارد؛ لذا با توجه به رقابت نزدیکی که میان نتانیاهو و حزب آبی و سفیدها وجود دارد،[۷] می‌توان گفت نتانیاهو تلاش می‌کند تا آینده و موجودیت کشور جعلی اسرائیل را به اجرای معامله‌ی قرن و حضور خود او در رأس رژیم‌صهیونیستی گره بزند.

بیشتر بخوانید:
افشای جزئیاتی از طرح ترامپ برای معامله قرن
تیر خلاصی به پیکره قانون معامله قرن
مواضع جهان عرب

عربستان، مصر و اردن کشورهایی هستند که به حضور در معامله‌ی قرن و ایفای نقش چراغ سبز اولیه را نشان داده‌اند.[۸] بنابراین و با اجرای معامله‌ی قرن، اتفاقی عجیب در طی هفت دهه اخیر رخ خواهد داد. کشورهایی عربی که پس از اعلام موجودیت اسرائیل به مبارزه علیه این رژیم برخواسته بودند، امروز آماده هستند تا در ازای وعده‌های آمریکا با بزرگ‌ترین دشمن مسلمانان و بزرگ‌ترین تهدید منطقه همکاری کنند.

همبستگی اردن با رژیم صهیونیستی

وارد کردن اردن به مسئله معامله‌ی قرن مهم‌ترین دستاورد رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بود؛ چراکه بدون حضور اردن که از آن به عنوان وطن جایگزین مردم فلسطین یاد می‌شود، طرح شیطانی معامله‌ی قرن قابلیت اجرایی شدن را ندارد. اردن کشوری کوچک محسوب می‌شود، اما می‌تواند نقش بسیار مهمی را در منطقه و مسئله فلسطین بازی کند. چراکه نفوذ و پیش‌روی جمهوری‌اسلامی، از عراق شروع شده، سپس از طریق سوریه، به لبنان و فلسطین امتداد می‌یابد و اگر اردن از ایران روی برگرداند مانع نفوذ ایران و گروه‌های مقاومت به کرانه‌باختری و غزه می‌شود. بنابراین اردن از دوجهت برای محور آمریکایی-صهیونیستی دارای اهمیت به‌شمار می‌رود و این دو جنایتکار نیاز دارند تا اردن را با خود هم‌سو کنند.

سال گذشته تظاهراتی در اردن و در اعتراض به مسائل و بحران اقتصادی شروع شد و همچنین تغییراتی را در ساختار سیاسی اردن به‌جای گذاشت. در نهایت این ناآرامی‌ها زمانی پایان‌یافت که قانون دریافت مالیات از درآمد شهروندان اردنی لغو شد.[۹] اما آنچه که موجب شد تا آرامش به اردن بازگردد، برگزاری جلسه‌ای با حضور عربستان، اردن، امارات و کویت و با تدبیر پادشاه سعودی بود که در پایان جلسه بنا شد مبلغ دو و نیم میلیارد دلار به اردن کمک مالی شود تا مشکلات مالی اردن پایان یابد.[۱۰] لذا این احتمال وجود دارد که آشوب‌های اردن از سوی رژیم‌صهیونیستی و عربستان و با هدف متقاعدکردن اردن برای حضور در معامله‌ی قرن طراحی شده باشد. پس می‌توان نتیجه گرفت، سردمداران طرح منفور معامله‌ی قرن، اردن را وارد یک بحران کردند و سپس با پشتیبانی‌مالی کشورهای عربی، اردن مجبور شد در اجرای معامله‌ی قرن نقشی را برعهده گیرد.

اهداف عربستان از حضور در معامله قرن

پس از اردن، دومین ضلعی که در پیش‌برد معامله‌ی قرن نقش مهمی را ایفا می‌کند عربستان‌سعودی است. طبق اخبار منتشر شده، عربستان در طرح شیطانی ترامپ وظیفه دارد بخشی از اراضی خود را در اختیار اردن گذاشته و همچنین از اجرای طرح نیز پشتیبانی‌مالی انجام دهد. اما صحبتی از دریافت پول یا هرچیز دیگری توسط عربستان به میان نیامده است. به نظر می‌رسد عربستان از حضور در معامله‌ی قرن دو هدف اصلی را دنبال می‌کند:

  1. معرفی ایران به عنوان ابرتهدید منطقه:

رژیم‌صهیونیستی سالهاست به واسطه زور فلسطین را اشغال کرده و جنایات بسیاری را علیه مردم این سزمین انجام داده است. طبیعتاً رژیم ظالمی که صدهاهزار کودک را سلاخی کرده برای منطقه خطرهای بسیار زیادی دارد؛ اما عربستان‌سعودی تلاش می‌کند تا با حضور در طرح شیطانی معامله‌ی قرن، خطر حیات اسرائیل برای مردم و کشورهای منطقه را تقلیل داده و در عوض جمهوری‌اسلامی را به عنوان تهدید منطقه‌ای معرفی کند.[۱۱] گواه این تحلیل، مواضع ضدایرانی مقامات سعودی و روابط دوستانه‌ی آن‌ها با سران آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است. بنابراین بن‌سلمان ولیعهد عربستان تلاش می‌کند تا کشورهای منطقه را در مقابل ایران قرار دهد و خود در مواجه با جمهوری‌اسلامی تنها نباشد.

  1. دست‌یابی به تأسیاست هسته‌ای:

عربستان‌سعودی بیش از ۴ سال است که تلاش می‌کند به کمک کشورهای آسیایی و غیرآسیایی تأسیسات هسته‌ای را در ریاض بنا کند و به تسلیحات هسته‌ای دست یابد. در سال ۱۳۹۴ اخباری منتشر شدند مبنی بر اینکه عربستان و کره‌جنوبی به تفاهمی دست یافته‌اند که طبق آن قرار است کره‌جنوبی با دریافت مبلغ ۵۲ میلیارد دلار از ریاض، تأسیسات ‌هسته‌ای را در طول بیست سال در عربستان مستقر کند.[۱۲]

اما آتش بن‌سلمان ولیعهد سعودی تندتر از سایر مقامات عربستان است و او تلاش می‌کند تا هرچه زودتر ریاض به تأسیسات هسته‌ای مجهز شود. حال آنکه مطرح شدن معامله‌ی قرن فرصت مناسبی است تا عربستان و آمریکا توافق کنند درصورت حضور پررنگ سعودی در معامله‌‌‌ی قرن، ترامپ اجازه کمک آمریکا به ساخت تأسیسات هسته‌ای در ریاض را صادر کند. البته اخیراً اخباری منتشر شده که نشان می‌دهد یک رآکتور اتمی در نزدیکی شهر ریاض ساخته شده و حداکثر تا یک سال دیگر به بهره‌برداری خواهد رسید.[۱۳]

بنابراین می‌توان گفت عربستان درصورتی حاضر به ایفای نقش در معامله‌ی قرن شده که با استفاده از حضور ترامپ در کاخ‌سفید، تأسیسات هسته‌ای که در دست‌یابی یا آن عاجز بوده است را به دست آورد.

سرنوشت معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟

اما سرنوشت رژیم‌صهیونیستی و مردم فلسطین در معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟ باتوجه به جزئیات منتشر شده از طرح اختصاصی ترامپ برای منطقه، می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و هم‌پیمان غربی‌اش تلاش می‌کنند تا سرزمین فلسطین را به کشوری تماماً یهودی تبدیل کنند؛ به طوری که اثری از مردم فلسطین در اراضی‌اشغالی باقی نماند. گواه این موضوع، سخنان نتانیاهو است که اخیراً مدعی شده بود با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت مردم فلسطین به اراضی‌اشغالی برای همیشه لغو خواهد شد و رژیم‌صهیونیستی تسلط خود برای اراضی تحت اشغال را حفظ خواهد کرد.

لذا تمام تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو به خارج کردن فلسطینی‌ها از کشور خود معطوف می‌شود. درواقع، ترامپ و نتانیاهو تلاش می‌کنند تا آوارگان فلسطینی را در کشورهای عربی پخش کنند تا خطر بازگشت فلسطینی‌ها به سرزمین‌های اشغالی برای همیشه از بین برود و اسرائیل بتواند بدون مزاحم به حیات نحس خود ادامه دهد. همانطور که گفته شد، قطع کمک‌های مالی ترامپ به «آنروا» در راستای تحقق همین هدف صورت گرفته است.

درصورت اجرای طرح منحوس معامله‌ی قرن، مردم فلسطین بیشترین ضرر را متحمل خواهند شد؛ چراکه براساس این طرح آن‌ها حق برگشت به فلسطین‌اشغالی را نداشته و مجبور هستند در اردن و سایر کشورهای منطقه به زندگی خود ادامه دهند. اما درعوض عربستان، اردن، مصر و رژیم‌صهیونیستی به مقاصد خود دست خواهند یافت.

طبل تو خالی معامله قرن از منظر جبهه‌ی مقاومت

همانطور که گفته شد تمام بازیگران طرح منحوس معامله‌ی قرن با اجرای آن موافق هستند؛ اما محور اصلی این توافق یعنی مردم فلسطین و جریان مقاومت به هچ‌وجه با اجرای توافق مذکور موافق نیستند. جنبش حماس که بزرگ‌ترین مدافع حقوق مردم فلسطین به‌ شمار می‌رود، مطلقاً با اجرای معامله‌ی قرن مخالف است. دفتر سیاسی این جنبش، سال گذشته در طی بیانیه‌ای بر محکوم کردن هرگونه عادی‌سازی روابط رژیم‌صهیونیستی با کشورهای عربی تأکید کرد و همچین با تأکید بر ادامه راهپیمایی‌های بازگشت اظهار داشت: «تظاهرات علیه رژیم‌اشغالگر و تحقق اهداف فلسطینی‌ها حق ملت فلسطین است و ما به مبارزه خود برای نابودی کامل رژیم‌صهیونیستی ادامه خواهیم داد.»[۱۴]

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز دیگر مخالف معامله‌ی قرن است. نصرالله طرح شوم ترامپ را تلاشی برای نابودی کامل مسئله فلسطین می‌داند[۱۵] و از نظر او تنها راه جلوگیری از اجرای معامله‌ی قرن، ایستادگی جریان مقاومت از ایران گرفته تا فلسطین در برابر آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است.[۱۶]

معامله قرن از منظر مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب‌اسلامی نیز پروژه جدید صهیونیست‌ها به همراهی ایالات‌متحده را به «خواب آشفته» تعبیر کرده و درخصوص آینده طرح شیطانی معامله‌ی قرن می‌فرمایند:

«البتّه بدانند که این معامله‌ی قرنی که آن‌ها [آمریکا و رژیم‌صهیونیستی] فکر کرده‌اند، به توفیق الهی هرگز تحقّق نخواهد یافت. به کوری چشم دولت‌مردان آمریکا که دارند خودشان را می‌کشند برای اینکه در قضیّه‌ی فلسطین یک کاری انجام بدهند، قضیّه‌ی فلسطین از یادها نخواهد رفت و شهر مقدّس بیت‌المقدّس پایتخت فلسطین باقی خواهد ماند و قبله‌ی اوّل مسلمان‌ها برای مسلمان‌ها باقی خواهد ماند. این خواب آشفته‌ای که این‌ها دیده‌اند که خیال می‌کنند بیت‌المقدّس را بگیرند و می‌گویند هم روی شهر، هم زیر شهر، هم اعماق شهر -شرقش، غربش، همه‌جایش- باید دست یهود باشد، غلط بیخودی می‌کنند؛ این اتّفاق نخواهد افتاد و مسلّماً ملّت فلسطین در مقابل این می‌ایستد و ملّت‌های مسلمان همه پشت سر ملّت فلسطین خواهند ایستاد و به توفیق الهی نمی‌گذارند این اتّفاق بیفتد.»[۱۷]

شکست معامله قرن از نظر تحلیل‌گران آمریکایی

علاوه بر مخالفت محور مقاومت با معامله‌ی قرن و ایستادگی این جریان در برابر رژیم‌صهیونیستی و آمریکا، تحلیلگران دیگری هستند که سرانجام طرح را شکست پیش‌بینی می‌کنند. برای مثال، «دنیس راس» دیپلمات سابق آمریکایی و مسئول ارشد کاخ‌سفید معتقد است درصورتی که فلسطینی‌ها با اجرای معامله‌ی قرن موافق نباشند، این طرح شکست خواهد خورد. او همچنین اعتقاد دارد  اگرچه ترامپ با کشورهای میانه‌روی عربی مذاکره کرده، اما اجرای قطعی طرح به میل و تحقق آرمان‌های مردم و گروه‌های فلسطینی بستگی دارد.[۱۸]

«شلومو شامیر» تحلیلگر روزنامه صهیونیستی اسرائیل‌هایوم نیز اعتقاد دارد موانع بسیاری از اجرای طرح شوم معامله‌ی قرن جلوگیری می‌کنند. همچنین او طرح ترامپ را به جنینی تعبیر می‌کند که پیش از تولد مرده است و کارایی چندانی ندارد.[۱۹]

نتیجه‌گیری

به طور کلی می‌توان گفت طرح پینشهادی ترامپ برای حل منازعات بین رژیم‌صهیونیستی و فلسطین، به هیچ‌وجه توجهی به حقوق مردم فلسطین ندارد. بلکه در صورت اجرای احتمالی این طرح، اراضی‌اشغالی به کشوری تماماً یهودی تبدیل خواهد شد و فلسطینی‌ها نیز به ناچار باید در کشورهای عربی نظیر مصر و اردن به زندگی خود ادامه دهند. درحقیقت این طرح موجب می‌شود تا آرمان فلسطین و بازپس‌گیری اراضی‌اشغالی از بین برود. البته با توجه به سخنان رهبران محور مقاومت و ایستادگی این جریان و مردم فلسطین، صحبت‌های تحلیلگران سیاسی و پیچدگی‌های معامله‌ی قرن، این طرح با شکست روبرو خواهد شد.

طرح مذکور از حیث مبانی استراتژیک و ژئوپلتیک دارای ضعف‌های فراونی می‌باشد و زمینه اجرایی شدن را ندارد؛ در شرایط فعلی بسیاری کشورهای مختلف و مردم جهان به ظلم و جنایات رژیم‌صهیونیستی واقف شده‌اند و یقینا اجرای چنین طرحی را که منجر به ظلم و غصب بیشتر صهیونیسم‌جهانی می‌گردد اجازه نخواهند داد.

«عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب معتقد است تعویق عملیاتی شدن طرح معامله‌ی قرن و توقف این طرح در مرحله تبلیغات نشان از شکست این طرح دارد. وی معتقد است پس از شکست‌های متعدد ترامپ و نتانیاهو در منطقه خاورمیانه و بحران‌های داخلی و خارجی خطرناکی که ترامپ با آن‌ها مواجه شده است طرح «معامله‌ قرن» در اتاق مراقبت‌های ویژه «آی‌سی‌یو» زندگی می‌کند و تمام بازیگران اصلی این طرح منتظر ایجاد زمینه‌های مناسب جهت تحقق آن می‌باشند.

 

مجید رحیمی

 

[۱]. https://www.fardanews.com/fa/news/591828

[۲]. https://www.asriran.com/fa/news/585963

[۳]. http://www.ghatreh.com/news/nn44134827

[۴]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۵]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۶]. https://kheybar.net/?p=20169

[۷]. http://qodsna.com/fa/326824/%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-

[۸]. https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3404896

[۹]. http://fa.alkawthartv.com/news/144287

[۱۰]. http://www.ansardaily.com/view.php?kindex=9135

[۱۱]. https://www.farsnews.com/news/13970410000256

[۱۲]. http://irdiplomacy.ir/fa/news/1945681

[۱۳]. https://www.radiofarda.com/a/First-Images-of-Saudi-Nuclear-Reactor/29860701.html

[۱۴]. https://www.yjc.ir/00RfB5

[۱۵]. https://www.tabnak.ir/fa/news/812377

[۱۶]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/01/06/1976485

[۱۷]. بیانات در دیدار کارگزاران حج؛ ۱۳۹۷/۰۴/۲۵

[۱۸]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/12/12/1960154

[۱۹]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/09/11/1888775

به گزارش تاریخی تطبیقی پایگاه صهیون پژوهی خیبر، در طول چندین سال گذشته درمقابل اشغالگری؛ غصب؛ غارت و کودک‌کشی رژیم‌صهیونیستی جبهه مقاومت از تشکیل شده است. این جبهه در ابتدا به‌صورت محلی بود و جریاناتی همانند «احمد سلامه» و… در آن فعالیت داشتند.

 

نظریّه‌ی مقاومت، یک نظریّه‌ی اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود]. معنای نظری این است که تبیین کنید. شما جوانها خیلی خوب میتوانید این نظریّه‌ی مقاومت را تبیین کنید؛ هم در بین خودتان و هم محیطی که در آنجا قرار دارید و هم حتّی در ارتباط با کشورهای دیگر و جوانهای دیگر. نظریّه‌ی مقاومت را، این را که هدفِ استکبار سیطره است، هدفِ استکبار سلطه است، سلطه‌ی بر ملّتها است، برای همه تبیین کنید، بدانند که هدف استکبار این است.از لحاظ عملی، جریان مقاومت را ما حقّ جوانها میدانیم؛ جوانهای عراق، جوانهای سوریه، جوانهای لبنان، جوانهایی در شمال آفریقا، جوانهایی در مناطق شبه‌قارّه و اطراف آنها، یک مشت جوانهایی هستند که در مقابل آمریکا مقاومت میکنند، ایستاده‌اند؛ حقّ اینها است، ما حقّ اینها میدانیم؛ تقویت این جریانها به‌معنای تقویت نظریّه‌ی مقاومت است.

مقام معظم رهبری

 

بعد از اینکه بحث مهاجرت‌ها به‌پایان رسید و رژیم‌صهیونیستی تشکیل شد، کشورهای عربی برای احقاق حقوق مظلومین، جبهه‌ای علیه رژیم‌صهیونیستی تشکیل دادند. این روند درطی سال‌های ۱۹۴۷م. تا ۱۹۷۳م. وجود داشت؛ اما شکست‌هایی که کشورهای عربی داشتند، باعث شد تا جبهه مقاومت چهره جدیدی به‌خود بگیرد. و این جبهه از کسانی تشکیل شد که هویتی فلسطینی داشتند و البته آزادی‌خواهان جهان نیز وارد این جبهه شدند و گروه‌های مقاومت مثل «صدر» و چندین جنبش آزادی بخش به نام‌های مختلف به‌وجود آمدند. اما این جبهه‌ها نیز محلی بودند و هویت فلسطینی داشتند.

کشورهای عربی که بعد از شکست‌ها کمی سرخورده شده بودند، تاحدی وارد درگیری با جبهه مقاومت شدند. مثلاً مقاومت فلسطینی در سپتامبر سال ۱۹۷۰م. از اردن اخراج شد و بسیاری از افراد این جبهه توسط اردن به شهادت رسیدند. بعد از این حادثه نیز تحولاتی مانند جنگ لبنان اتفاق افتاد. در این برهه بود که جریان مقاومت و کشورها دچار نوعی سرخوردگی شدند.

انقلاب اسلامی روحی تازه در کالبد مقاومت دمید

با وجود این اتفاقات در مسیر مقاومت نقطه‌‌ی عطفی ایجاد شد و آن تشکیل انقلاب‌اسلامی در منطقه بود. بعد از وقوع انقلاب، جمهوری‌اسلامی به مسئله فلسطین ورود پیدا کرد و آن را به عنوان مهم‌ترین مسئله جهان اسلام به جهانیان معرفی کرد؛ با ورود جمهوری اسلامی ایران جبهه مقاومت شکل تازه‌ای به‌خود گرفت. حزب‌الله لبنان نیز تشکیل شد و جریان مقاومت توانست به تدریج پیروزی‌هایی را به‌دست آورد.

 

قصّه‌ی پُرغصّه‌ی فلسطین و اندوه جان‌کاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادی‌خواه و حق‌طلب و عدالت‌جو را می‌‌آزارد و درد و رنجی انبوه بر دل می‌نشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانه‌‌ی آن و آواره کردن میلیون‌ها انسان و مقاومت دلیرانه‌ی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است.

مقام معظم رهبری

 

شکست رژیم صهیونیستی توسط جبهه‌ی مقاومت

این روند مثبت تا سال ۲۰۰۶م. ادامه داشت تا اینکه تلاش‌های جبهه مقاومت به‌ثمر نشست و جنوب لبنان آزاد شد. درحقیقت این اولین‌باری بود که جبهه مقاومت توانست با مقاومت و مبارزه، ارتش رژیم‌صهیونیستی را شکست دهد و حتی ارتش این رژیم را مجبور به عقب‌نشینی کند. بعد از اینکه صحرای سینا آزاد شد، توافق‌نامه‌ای ذلت‌بار به امضا رسید و هنوز هم برخی تعهدات امنیتی آن بر قوت خویش باقی مانده است؛ جنوب لبنان بدون هیچ‌گونه قرارداد و توافقی آزاد شد.

جبهه جدید مقاومت، جبهه‌ای فراتر ازگروه‌های محلی بود و درحقیقت به‌نوعی به یک جنبش در سطح منطقه تبدیل شد. حماس و جنبش جهاد آزادی نیز که از جمله اعضای محور مقاومت بودند، توانستند با مقاومت و مبارزه در سال ۲۰۰۵م. بخش‌هایی از نوار غزه را آزاد کنند. لذا به‌ تدریج محور مقاومت به بزرگ‌ترین تهدید برای رژیم‌صهیونیستی تبدیل شد. رژیم‌صهیونیستی تا قبل از این اتفاقات، تنها نهادهای نظامی-امنیتی را برای خود خطر می‌دانست، اما از تحولات سال ۲۰۰۵م. به بعد این محور مقاومت بود که به عنوان بزرگ‌ترین تهدید برای اسرائیل مطرح شد.

موازنه تهدید در دستورکار رژیم صهیونیستی

هنگامی که بازیگری در عرصه بین‌الملل، احساس می‌کند مسئله‌ای موجودیت آن‌را تهدید می‌کند، موازنه تهدید را در دستورکار خود قرار می‌دهد.

رژیم‌صهیونیستی در سال ۲۰۰۵م. و ۲۰۰۶م. جنگ ۳۳روزه را علیه حزب‌الله صورت داد و این جنگ با شکست صهیونیست‌ها به‌پایان رسید. و بعد از این جنگ نیز هر اقدامی که رژیم‌صهیونیستی برعلیه محور مقاومت انجام داد، با شکست صهیونیست‌ها همراه شد.

بعد از این شکست‌ها، رژیم‌صهیونیستی با همراهی آمریکا و برخی از کشورهای منطقه که در جریانی محافظه‌کار به‌رهبری عربستان‌سعودی حضور داشتند، سیاست اصلی خودرا معرفی جمهوری‌اسلامی به‌عنوان دشمن مشترک کشورهای منطقه قراردادند. همچنین با هماهنگی آمریکا و اقداماتی در پشت‌پرده، پروژه تضعیف مقاومت را نیز آغاز کرده و در راستای این سیاست، سوریه را از لبنان خارج کردند. از نظر زمانی بعد از ترور آقای «حبیبی» شاهد اعمال چنین اقداماتی از سوی رژیم‌صهیونیستی بودیم.

بیداری اسلامی فرزند برومند جبهه‌ی مقاومت

بحث‌هایی که مطرح شد تا سال ۲۰۱۱م. ادامه داشت تا اینکه تحولاتی تحت‌عنوان «بیداری اسلامی» در منطقه به‌ظهور رسید. همین مسئله باعث شد تا رژیم‌صهیونیستی تلاش کند تا به‌نام بیداری‌اسلامی، در سوریه نیز تحولاتی را آغاز کند. در این موقعیت یک محور غربی، عبری و عبری به‌صورت پنهانی شکل گرفته بود که از ناحیه جریان مقاومت احساس تهدید می‌کرد.

درحال حاضر که که سوریه به آزادی کامل رسیده است، جریان مقاومت به یک محور منطقه‌ای تبدیل شده است که این جریان موجب شد تا در یمن نیز تحرکاتی صورت گیرد. درحقیقت محور مقاومت توانست عرصه خود را گسترش دهد.

اگر در گذشته مثلث عبری، عربی و غربی روابط پنهانی بایکدیگر داشتند، امروزه این رابطه به تدریج درحال آشکار شدن است و در بعد امنیتی کسی شک ندارد که نتانیاهو از اعضای این مثلث تمکین می‌کند. این محور در ضلع غربی خود آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، در ضلع عربی برخی کشورهای عربی در منطقه ‌رهبری امارات و عربستان را دربر می‌گیرد، و در نقطه اتصال دو ضلع یاد شده نیز رژیم‌صهیونیستی حضور دارد.

برنامه‌ریزی جنگ‌‌های کثیف علیه جبهه‌ی مقاومت

قدرتی که در برابر محور مقاومت قرار گرفته است، نوعی قدرت هوشمند محسوب می‌شود. بخشی از این قدرت را قدرت امنیتی و نظامی و بخش دیگر را راهبردهایی نظیر ترور و بمب‌گذاری در کشوری مثل ایران و مبارزه‌ی ائتلاف امارات و عربستان با یمن تشکیل می‌دهند. درهمین چهارچوب جنگ‌سخت، جنگ‌های سیاسی و راهبرد جنگ‌کثیف نیز علیه جریان مقاومت درحال انجام است.

مثلث عبری، عربی و غربی در راهبرد نرم نیز سیاست جنگ‌‌روانی را پیگیری می‌کنند. درحالی که مثلث یادشده در راهبرد جنگ‌سخت شدیداً درحال فعالیت است؛ اما به‌عقیده بنده پایه تحرکات و اقدامات این مثلث، انجام جنگ‌‌روانی می‌باشد.

ائتلاف علیه جبهه‌ی مقاومت

از زمانی که «جان بولتون» وارد کاخ‌سفید شد، تلاش کرد تا یک انسجام راهبردی علیه ایران و جبهه مقاومت در منطقه ایجاد کند. این انسجام راهبردی از بخش‌های مختلفی نظیر جنگ‌روانی، جنگ‌اقتصادی، جنگ‌رسانه‌ای، نشست‌هایی نظیر نشست ورشو و پیمانی موسوم به ناتوی‌عربی تشکیل می‌شود. هدف از پیگیری راهبرد یادشده، این است که درکنار اقدامات نظامی، از طریق ابزارهای رسانه‌ای، دیپلماتیک، ائتلاف‌سازی و پیش‌برد روند سازش، جریان مقاومت را تضعیف کنند.

مهم‌ترین رکن ائتلافی با مدیریت استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل که علیه جبهه مقاومت شکل گرفته است، بحث انسجام راهبردی می‌باشد که بیش‌تر از هر رکن دیگر از طریق ابزار سیاسی، اقتصادی؛ رسانه‌ای و تبلیغاتی در حال فعالیت می‌باشد.

شکست صهیونیسم جهانی در اجلاس‌های متعدد

اجلاس ورشو با تمام تلاش‌هایی که برای برگزاری آن صورت گرفت، به اعتراف کارشناسان با شکست مواجه شد. همچنین اولین نشست پیمان استراتژی خاورمیانه در اردن که چندماه پیش در «بحرالمیت» برگزار شد نیز با شکست همراه شد؛ چراکه واکنش خاصی از این اجلاسیه منعکس نشد. باوجود اینکه چنین اتفاقاتی با شکست مواجه شدند، جبهه مقابل مقاومت همچنان درحال پیگیری مباحث استراتژیک مقاومت می‌باشد.

در بعد داخلی نیز می‌توان گفت، رسانه‌ها برعلیه جمهوری‌اسلامی و جریان مقاومت درحال فعالیت هستند. همچنین تحریم‌هایی که روزی فقط برعلیه ایران وضع می‌شدند، امروزه دامنه‌ی آن گسترش پیدا کرده و محور و گروهای مقاومت نیز به لیست تحریم‌های دشمن افزوده شده‌اند.

دکتر حسین آجرلو

استکبار جهانی از ابتدای اشغال فلسطین و به وجود آوردن اسرائیل همواره شگردها و روش‌های مختلفی را برای پیاده‌سازی سیاست‌های خویش در منطقه و مخصوصا فلسطین به کار برده است. از جمله این سیاست‌ها حیله‌گری در بین اعراب، دروغ افکنی در مورد دیگران، ریا کاری، مظلوم نمایی، جنگ روانی، اختلاف افکنی بین مسلمین، فریب اذهان مردم، انحراف افکار عمومی در سطح جهان، ایجاد یاس و … بوده است. رهبر معظم انقلاب در حدود ۳۰ سال زعامت‌شان، همواره بر این شگردها تاکید کرده و آن ها را شرح و بررسی نموده است. از این رو شناخت این شگردها می‌تواند سیاست‌ها و نقشه‌های استکباری را برملا سازد که در سه یادداشت به بررسی آنها پرداخته‌ایم.

حیله‌گری اسرائیل برای به رسمیت شناخته شدن توسط اعراب

اسرائیل برای اینکه جای پای خود را در فلسطین محکم کند، نیاز دارد به اینکه توسط ایران و کشور‌های عربی به رسمیت شناخته شود. قبل از انقلاب اسلامی، این رسمیت توسط محمدرضا شاه پذیرفته شده بود اما پس از انقلاب همواره اسرائیل دشمن درجه یک مسلمین بر طبق قرآن، روایت، سنت و عقل از سوی رهبران انقلاب اسلامی معرفی شده است. بنابراین سران رژیم جعلی اسرائیل از ایران قطع امید کرده و همواره سعی نمودند روابط خود را با کشورهای عربی تقویت کرده و در حقیقت به عادی سازی روابط با کشورهای عربی بپردازند که چندی پیش، این موضوع در یادداشتی تحت عنوان (بررسی عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با رژیم اسرائیل) شرح داده شد. بنابراین یکی از شگردهای رژیم جعلی اسرائیل، تلاش برای به رسمیت شناخته شدن توسط اعراب است.

رهبر معظم انقلاب در مورد این نوع حلیه‌گری توسط اسرائیل می‌فرمایند: «امروز حیله‌گرى آنها، همین ایجاد کنفرانس فلسطین یعنی کنفرانس براى شناسایى اسرائیل است. همین کنفرانس ژنو و دیگر مجامع جهانى، که امریکا کارگردانى مى‌کند، ترفند اینهاست. بمجرد اینکه اعراب، اینها را به رسمیت بشناسند و این مانع که مانع مهمى است، از سر راه صهیونیست‌ها برداشته شود، باز نوبت زور و خشونت و خباثت آنها مى‌شود.»[۱]

ایشان در جای دیگر این حیله را برای پایان دادن به مسئله فلسطین برشمرده است و فرموده‌اند: «امروز يك بار ديگر يكى از آن لحظه‌هاى سرنوشت‌ساز در پيش است، و يكى از آن امتحان‌هاى عمومى آماده. مسأله اين است كه امريكا در بحبوحه‌ آنچه پيروزيهاى پس از پايان «جنگ سرد» ناميده مى‌شود، و به بركت سكوت رعب‌آميزى كه بر برخى از كشورهاى اين منطقه حاكم گشته، و با تكيه بر حضور نظامى غاصبانه در خليج فارس، درصدد است مشكل خود و مشكل صهيونيست‌هاى غاصب را حل كند؛ اسرائيل از سوى اعراب به رسميت شناخته شود و داعيه‌ «فلسطين» براى هميشه پايان يابد.«[۲]

سوء استفاده از غفلت مسلمین

مسلمین همواره نسبت به مسئله فلسطین غفلت می‌ورزند. امام خمینی (ره) می‌فرمودند: «اگر مسلمین مجتمع بودند، هرکدام یک سطل آب به اسرائیل می‏ریختند او را سیل می‏برد.»[۳] و آیت الله طالقانی نیز می‌فرمودند: «هر کدامِ از ما اگر یک ریگ بیندازیم به طرف دولت اسرائیل، مسلّم این شیطان را زیر تلّ ریگ‌ها دفن خواهیم کرد»[۴] اما غفلت مسلمین باعث شده است که هنوز اسرائیل زنده بماند و استکبار جهانی از غفلت مسلمین سوء استفاده کرده و فرزند نامشروع انگلیس و آمریکا یعنی اسرائیل را رشد دهد. از این رو رهبر انقلاب نیز می‌فرمایند همین غفلت باعث سوء‌استفاده دشمن شده است. ایشان می‌فرمایند: «ملت‌ اسلام‌ بايد بيدار باشد و اين‌ وظيفه‌ را فراموش‌ نكند. دشمن‌ خدا، از غفلت‌ مسلمين‌ سوء استفاده‌ كرد; والا چندصدهزار صهيونيست‌ در اول‌ كار، بعد هم‌ تا امروز يكي‌، دو ميليون‌ با همه‌ آن‌ حواشي‌يي‌ كه‌ از اطراف‌ دنيا فراهم‌ كردند، مگر چه‌قدر قدرت‌ دارند؟ اگر سران‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ بهوش‌ بودند، اگر ملت‌هاي‌ اسلامي‌ بيدار بودند، مگر كمك‌هاي‌ امريكا در آن‌ صورت‌ مي‌توانست‌ اسرائيل‌ را نجات‌ بدهد؟ ابدا. مسلمانان‌ غافل‌ مي‌مانند كه‌ دشمن‌ مي‌تواند اظهار وجود بكند. دشمن‌ چندان‌ قوي‌ نيست‌; ما از قوت‌ خودمان‌ غافليم‌.»[۵]

انحراف و انصراف ذهن ها از مسئله فلسطین

یکی دیگر از شگردهای دشمن، انحراف و منصرف کردن ذهن‌ها از مسئله فلسطین است. آنها با مسائل فرعی سعی دارند مسئله فلسطین به فراموشی سپرده شود. امام خامنه‌ای در این مورد می‌فرمایند: «دنیای اسلام – بخصوص دنیای عرب – همین امروز باید متوجّه باشد که شگرد دشمنان این است که آنها را از این قضیه مهم که امروز قضیه اصلی جهان اسلام و بخصوص قضیه اصلی جهان عرب است، منصرف و ذهن‌ها را به جاهای فرعی و به مسائل دروغین منتقل کنند، برای این که بتوانند این کار را انجام دهند. البته آنها نخواهند توانست انجام دهند. اینها هم اگر غفلت کنند، برای خودشان جز زیان، چیزی به‌بار نخواهد آورد؛ یعنی آبروی غفلت کنندگان خواهد رفت، اما قضیه به همان استحکام اصلی باقی خواهد ماند و بلاشک روزی ملت فلسطین، سرزمین فلسطین را در زیر سلطه حقّ خود خواهد گرفت؛ هیچ تردیدی نیست. عدم توجّه به ذخایرِ تاریخ و سرگذشت زندگی – که تاریخ عبارت از مجموعه‌ای از حوادث است – این نتایج را دارد. باید همواره به تاریخ و به حوادث گذشته، بخصوص به حوادث نزدیک به ما توجّه داشت.»[۶]

همچنین طبق گفتاری از مرحوم دکتر غضنفر رکن‌آبادی به‌مناسبت روز قدس، مقابله با سوریه نیز انحراف اذهان از مسئله فلسطین است. ایشان می‌گویند: «بعد از اینکه حرکت بیداری اسلامی از تونس و مصر آغاز شد، رژیم صهیونیستی شدیداً احساس خطر کرد. در واقع قلعه محکم حافظ امنیت رژیم صهیونیستی فروریخت. لذا اسرائیلی‌ها به فکر افتادند این مشکل اساسی را که برای آن‌ها مسئله مرگ و زندگی بود، به نحوی درمان و معالجه کنند. در نتیجه، با تمرکز بر بحث سوریه و هدف قرار دادن جبهه مقاومت به عنوان یکی از ارکان مهم و جدی، تلاش کردند تا با حمایت آمریکایی‌ها و کشورهای غربی، توجه افکار عمومی جهان و جریان هایی که برای آزادی فلسطین از اشغال در تلاش هستند، منحرف کنند تا آن‌ها به هر مسئله‌ای جز مسئله فلسطین فکر کنند. به همین دلیل، نیروهای تروریست مسلحی از خارج وارد سوریه شده‌اند و سلاح‌هایی در اختیار آن‌ها قرار گرفته است که بخش قابل توجهی از آن ها سلاح‌های اسرائیلی و کشورهای غربی‌‌اند. همه این‌ها بیانگر طراحی طرح شومی برای انحراف افکار عمومی جهان از مسئله فلسطین است.»[۷]

ریاکاری و اعلام صلح

از دیگر شگردهای رژیم جعلی صهیونیستی ریاکاری‌هایی است که در قالب صلح مطرح شد. آنها اعلام کردند که حاضرند با فلسطین صلح کنند. در حالی که اصلا جنگی شروع نشده که صلحی در کار باشد؛ بلکه فلسطین توسط این رژیم غصب شده است و باید از کشور فلسطین بیرون برود و سپس در مورد صلح و دیگر مسائل بحث شود. همانطور که امام خمینی (ره) فرمودند رابطه ما با آمریکا رابطه گرگ و بره است، رابطه رژیم اسرائیل با فلسطین نیز رابطه گرگ و بره است. امام فرمودند: «خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی‌دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها می‌خواهند از ما بدوشند، اینها نمی‌خواهند به ما چیزی بدهند.» هم اکنون نیز نباید به ریاکاری های گرگ برای صلح توجه نمود.

امام خامنه‌ای: «بارها ملت ایران در شعار خود گفته است به نداى صلح طلبانه ریاکارانه صهیونیستها اعتماد نکنید. امروز همه دنیاى عرب و دنیاى اسلام صحنه فاجعه بار فلسطین را در مقابل خود مى‌بینند. امروز که سردمداران دولت غاصب صهیونیستى همه قرار و مدارهایى را که با کشورهاى عربى و طرف‌هاى فلسطینى گذاشته بودند، زیر پاى خود لگد کرده‌اند؛ به همه بى اعتنایى کرده‌اند و به هیچکدام از التزامهاى بین المللى هم اعتنایى نمى‌کنند، بقیه ملتها به حرف ملت ایران مى‌رسند.»[۸]

ایشان در جای دیگری در این مورد فرمودند: «امروز ترفند صهيونيست‌ها و پشتيبانان‌شان – كه دولت امريكا مهم‌ترين پشتيبان آنهاست – اين است كه از نام زيباي صلح استفاده مي‌كنند: آقا صلح كنيد؛ اين حرف‌ها چيست!؟ بله؛ صلح چيز خيلي خوبي است؛ اما صلح كجا و با چه كسي!؟ كسي وارد خانه شما شده، به‌زور در را شكسته و شما را كتك زده، به عيال و اولادتان اهانت كرده و از سه اتاقي كه شما داريد، دو تا و نصفش را گرفته نشسته است؛ بعد بگويد شما چرا بيخودي مرتب به اين و آن شكايت مي‌كنيد؛ مرتب دعوا و معارضه مي‌كنيد؛ بياييد با هم صلح كنيم. آيا اين صلح شد!؟ صلح اين است كه شما از خانه بيرون برويد؛ اگر با هم جنگي داشتيم، آن وقت بيايند صلح‌مان بدهند. شما در خانه ما نشسته‌اید؛ شما در اینجا این همه جنایت کرده‌اید؛ شما همین حالا هم اگر دستتان برسد، کوتاهى ندارید. اگر آنها به حقّ خودشان قانع شوند – یعنی خانه را که فلسطین است، به صاحبان خانه واگذار کنند و سراغ کار خودشان بروند؛ یا از دولت فلسطین اجازه بگیرند و بگویند به ما اجازه دهید تعدادی از ما، یا همه ما در این کشور بمانیم – کسی با آنها جنگی نخواهد داشت. جنگ این است که آنها غاصبانه و زورگویانه وارد خانه دیگران شده‌اند؛ آنها را از خانه بیرون کرده‌اند و الان هم به آنها ظلم می‌کنند. الان هم به همه کشورهای منطقه ظلم می‌کنند و تهدیدی برای همه هستند. بنابراین، اینها صلح را هم مقدّمه‌ای برای تجاوز بعدی می‌خواهند! اگر صلحی برقرار شود، مقدّمه‌ای است برای این‌که بعد بتوانند طور دیگری تجاوز و تعدّی کنند.»[۹]

«هر کسی از فلسطینی‌ها که از راه مقاومت پایش را کنار گذاشت، ضرر کرد. اسرائیل در خواست صلح صادق نیست؛ اگرچه اگر صادق هم بود، غلط می‌کرد و او در اینجا حق ندارد؛ اما صادق هم نیست. آن کسانی که در راه مذاکره وارد شدند، مجبور شدند تحمیلات دشمن را قبول کنند. اگر یک لحظه پایشان را از مسیر تحمیلات دشمن دور گذاشتند، یا حذف شدند یا تحقیر شدند.»[۱۰]

تبدیل اتحاد به اختلاف

اختلاف افکنی در بین مسلمین از قدیم الایام یکی از روش‌های استکبار جهانی بوده است. همانطور که در خاطرات مستر همفر، جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی و حکومت عثمانی آمده است، باید بین شیعه و سنی اختلاف ایجاد کند. معاون وزارت مستعمرات انگلیس دو نکته مهم را به همفر گوشزد کرد: «موضوع مهم برای تو در ماموریت آینده دو نکته است، ۱- یافتن نقاط ضعف مسلمانان که ما را در نفوذ به آن‌ها و ایجاد تفرقه و اختلاف بین گروه‌ها موفق کند زیرا عامل پیروزی ما بر دشمن شناخت این مسایل است. ۲ – پس از شناخت نقاط ضعف، اقدام به ایجاد تفرقه و اختلاف ضروری است. هر گاه در این کار مهم توانایی لازم از خود نشان دهی، باید مطمئن باشی که در شمار بهترین جاسوسان انگلیس، و شایسته نشان افتخار خواهی بود.»[۱۱]

بنابراین اختلاف افکنی همواره از شگردهای استکبار در کشورهای اسلامی بوده است. هم اکنون نیز در مورد فلسطین این سیاست را عملی کرده‌اند.

امام خامنه‌ای در مورد این اختلاف افکنی‌ها می‌فرمایند: «امروز يكى از بزرگترين مصائب دنياى اسلام اين است كه دشمنان اسلام كارى كرده‌‏اند كه آنچه بايد وسيله اتّحاد مسلمين شود – يعنى وجود دشمن، وجود صهيونيستهاى غاصب – وسيله اختلاف آنها شده است! كارى كرده‏‌اند كه بعضى از دولت‌هاى مسلمان، اين را وسيله‌‏اى براى قرار گرفتن در مقابل برادران خود بكنند و حقيقتاً اختلاف به وجود آيد؛ در حالى كه بودنِ چنين دشمنى در قلب كشورهاى اسلامى، بايد مسلمانان را به هم نزديك كند؛ جبهه واحد تشكيل دهد و يد واحد به وجود آورد. اين گناه هم به دخالت و دست‌‏اندازي‌هاى استكبار برمى‌گردد.»[۱۲]

سوء استفاده از مسائل جهان

مسائلی که در سطح جهان مطرح است و همچنین حوادثی که اتفاق می‌افتد طبق نظر و رصد رهبر معظم انقلاب، همواره مورد سوء استفاده اسرائیل قرار گرفته است. آنها از این حوادث به نفع خود و برای پیشبرد سیاست‌های خود سوء استفاده کرده و از آن بهره برداری کرده‌اند.

رهبر معظم انقلاب در مورد این سوء استفاده‌ها، می‌فرمایند: «شما [صدام و آمریکا] كه‌ كار خودتان‌ را با يك‌ تجاوز شروع‌ كرديد و منافعتان‌ با منافع‌ امريكا اصطكاك‌ پيدا كرد و دونفري‌ به‌ جان‌ هم‌ افتاديد، نتيجه‌اش‌ اين‌ است‌ كه‌ ملت‌ عراق‌ و مردم‌ منطقه‌، در اين‌ بين‌ متضرر مي‌شوند. از اين‌ اقدام‌، چه‌ كسي‌ استفاده‌ مي‌كند؟ اسرائيل‌ خبيث‌.

جز همين‌ چند فروند موشكي‌ كه‌ به‌ آن‌ سرزمين‌ خورد و آنها قدري‌ طعم‌ موشك‌ را چشيدند و فهميدند كه‌ اين‌ فلسطيني‌هاي‌ مظلوم‌، چگونه‌ زيرفشار قرار دارند، باعث‌ شد كه‌ اسرائيل‌ سوء استفاده‌ كند و اهداف‌ توسعه‌طلبانه‌‌ خودش‌ را بيشتر تعقيب‌ نمايد و در اين‌ گيرودار دعوا و جنگ‌ در خليج‌ فارس‌، سيل‌ مهاجرت‌ را به‌ طرف‌ سرزمين‌هاي‌ اشغالي‌ فلسطين‌ بكشاند. آنچه‌ كه‌ رژيم‌ عراق‌ انجام‌ داده‌، قطعا به‌ سود دشمنان‌ اسلام‌ و به‌ سود اسرائيل‌ و عليه‌ ملت‌ عراق‌ و عليه‌ ملت‌هاي‌ مسلمان‌ منطقه‌ است‌. سر جاه‌طلبي‌، دونفر با هم‌ دعوا مي‌كنند; عده‌يي‌ بي‌گناه‌ پايمال‌ خواهند شد. چه‌طور كسي‌ مي‌تواند بگويد كه‌ من‌ پرچم‌ دفاع‌ از شماها را در دست‌ دارم‌؟ !مگر چنين‌ چيزي‌ مي‌شود؟ اين‌ حرف‌، دروغ‌ است‌.»[۱۳]

ایشان در جای دیگری می‌فرمایند: «شما نگاه کنید، به مجرد این‌که در این منطقه، برای افکار عمومی، یک سرگرمی درست شد – حمله‌ عراق به کویت و لشکرکشی امریکا و دیگران به منطقه‌ خلیج فارس- و در این‌جاها دری به تخته خورد، فوراً آن مار هفت سر و خطرناک و سرطان پلید، پنجه‌های خودش را باز کرده و با مسلمانانی که خانه‌ آنها به وسیله‌ صهیونیستها غصب شده، این‌طور معامله می‌کند. من بعید نمی‌دانم که اگر همین فشار داخلی از طرف جوانان فلسطینی، علیه دولت صهیونیست نبود، این سردمداران خبیث صهیونیست، از این جنجال دنیا در خلیج فارس استفاده می‌کردند و تا حالا نصف لبنان را گرفته بودند. اول هم شروع کردند، منتها فشار داخلی – همین حمله‌ دست خالی و مظلومانه‌ این جوانان مؤمن و شجاع – آنها را سر جایشان نگهداشت. یک روی دیگر قضیه، همین مسأله است؛ یعنی عصبانیت صهیونیستها به خاطر اوج حرکت اسلامی در داخل سرزمین‌های اشغالی.»[۱۴] «در مورد مسأله فلسطین، آنچه که باید دنیای اسلام را بسیار به خود متوجّه کند، این است که بعد از قضایای ۲۰ شهریور و حمله به مراکز امریکایی در نیویورک و واشنگتن و بعد از توجّه مردم به آن قضایا و دنباله‌اش قضایای افغانستان، غفلتی که از مسأله فلسطین شد، باعث گردید رژیم صهیونیستی حدّاکثر سوء استفاده را از این غفلت و بی‌توجّهی بکند. رژیم صهیونیستی بعد از سختگیری‌های شدید و جنایتهای پیدرپىِ چند ماه اخیر، کار را به آن‌جا رسانده است که در شهرهای فلسطینی، با وسایل جنگی و تانک وارد خانه‌های مردم فلسطین می‌شود و بی‌محابا جنایت می‌کند. صهیونیست‌ها حداکثر سوء استفاده را از آن حوادث کردند. باید دنیای اسلام متوجّه شود و احساس مسؤولیت کند.»[۱۵]

«حوادث اخیر خلیج فارس موجب شد که دنیای اسلام اندکی از حوادث فلسطین غفلت کند و این غفلت، صهیونیستها را تشویق کرد که از فرصت استفاده کنند و فشار را بر مردم فلسطین بیشتر نمایند. اولاً باعث شد که سیل مهاجرت غربا و بیگانگان – غریبه‌هایی از فلسطین و از کشورهای مختلف – به سمت سرزمین مقدس و اسلامی فلسطین سرازیر بشود. دولت‌ها و ملت‌های اسلامی غافل شدند؛ اگرچه غافل هم نمی‌شدند، بسیاری از دولت‌ها شاید هیچ احساس وظیفه‌ای نمی‌کردند. بلای بزرگ این است. ثانیاً این مبارزان مخلص و صادق، این مسلمانان مظلوم غریب در خانه‌شان، زیر سخت‌ترین فشارها قرار گرفتند. شب و روزی نیست که از راه فشار بر این مسلمانان مظلوم، ضربتی به پیکر جامعه‌ اسلامی وارد نشود.

البته مبارزه ادامه دارد؛ اما آنچه مهم است، این است که دنیای اسلام باید از مسأله‌ فلسطین غفلت نکند و ملت‌ها مسأله‌ فلسطین را از یاد نبرند و آن را فراموش نکنند. امریکا و استکبار و پشتیبانان همیشگی صهیونیستها خواسته‌اند این فراموشی را بر مسلمین تحمیل کنند؛ شما باید نگذارید، ملت اسلام باید نگذارد، ملت ایران باید نگذارد.»[۱۶]

ادامه دارد …

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

 

سعید ابوالقاضی

[۱] . بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، ۷/۱/۱۳۷۱

[۲] . پيام به ملت‌هاى مسلمان، به منظور مقابله با توطئه‌هاى خباثت‌آميز آمريكا و اسرائيل در كنفرانس مادريد، ۲۵/۷/۱۳۷۰

[۳] . صحیفه امام، ج ۹، ص ۲۷۴

[۴] . به نقل از سخنرانی آیت الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۷/۵/۱۳۵۹

[۵] . ديدار جمعي‌ از خانواده‌هاي‌ معظم‌ شهدا، جانبازان‌، آزادگان‌ و گروهي‌ از مردم غيور كشور، ۲/۸/۱۳۶۹

[۶] . بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، ۲۴/۶/۱۳۷۸

[۷] . http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=33642

[۸] . بیانات در اجتماع بزرگ مردم قزوین، ۲۵/۹/۱۳۸۲

[۹] . بیانات در خطبه‌‌های نمازجمعه، ۱۰/۱۰/۱۳۷۸

[۱۰] . بیانات ۸/۱۲/۱۳۸۸

[۱۱] . http://kayhan.ir/fa/news/44033

[۱۲] . بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى، ۲۱/۴/۱۳۷۷

[۱۳] . سخنرانى در دیدار مجمع نمایندگان طلاب و فضلاى حوزه علمیه قم، ۴/۱۱/۱۳۶۹

[۱۴] . بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا و آزادگان، ۲/۸/۱۳۶۹

[۱۵] . بیانات در خطبه‌های نماز جمعه، ۱۶/۹/۱۳۸۰

[۱۶] . بیانات در خطبه‌های نمازجمعه، ۱۶/۱/۱۳۷۰

فلسطين نامي است كه رومي‌ها[۱] در قرن دوم پس از ميلاد به منطقه‌اي در خاورميانه امروزي نسبت داده، كه در حال حاضر در ساحل شرقي درياي مديترانه، در غرب اردن واقع است. نام اين كشور از واژه ی يوناني پالستينا[۲] يا “سرزمين فيليسطيني‌ها[۳]  مشتق گرديده است. فلسطيني‌ها مردماني دريانورد بودند كه در حوالي قرن دوازدهم پيش از ميلاد, در يك منطقه ساحلي كوچك در شمال شرقي مصر، در نزديكي غزه ی فعلي سكونت داشتند. فلسطين، كه از آن به سرزمين مقدس نيز ياد مي‌شود، كشوري است كه از سوي مسيحيان، يهوديان و مسلمانان تقديس شده و برخي از مهم ترين وقايع ديني مربوط به تمامي اديان دنيا نيز در آن جا، به ويژه در شهر قدس[۴] رخ داده است.

موقعيت و جغرافيا

از آن جا كه فلسطين بارها از سوي امپراتوري‌هاي بزرگ كه در مديترانه و خاورميانه به قدرت رسيده بودند تصرف شده، اين منطقه جغرافيايي در طول قرن‌ها دگرگون شده است. فلسطین اشغالی، كرانه باختري، نوار غزه و قسمت‌هايي از مصر، اردن و سوريه جزئي از فلسطين به شمار مي‌رفتند.

نوار غزه يك باريكه زميني كوچك است كه هجده مايل طول (بيست و نه كيلومتر) و پنج مايل عرض (هشت كيلومتر) داشته و در مجاورت درياي مديترانه بين مصر و اسرائيل واقع شده است. زمين اين منطقه مسطح و شني و اندكي از خاك آن نيز حاصل خيز است. كرانه باختري در حدود نود مايل طول (يكصد و چهل و پنج كيلومتر) و سي مايل عرض (چهل و هشت كيلومتر) دارد كه اطراف آن به طور كامل، به جز از طرف شرق كه در مجاورت ساحل رود اردن و بحرالميت[۵] قرار دارد، توسط اسرائيل احاطه شده است. شمال كرانه باختري حاصل خيز بوده، اما بيشتر مناطق جنوبي آن لم‌يزرع است.

جمعيت

جمعيت غزه در سال ۲۰۰۰ نزديك به ۱,۱۳۲,۰۶۳ نفر برآورد شده كه تقريباً ۹۹٫۵ درصد از آن را اعراب فلسطيني تشكيل مي‌دهند. آمار نفوس در كرانه باختري ۲,۰۲۰,۲۹۸ نفر تخمين زده شده، كه از ميان آن ۸۳ درصد اعراب فلسطيني و ۱۷ درصد نيز يهودي هستند. قريب به نيمي از جمعيت اين كشور در كرانه باختري زير ۱۵ سال سن دارند.

وابستگي های زباني

فلسطيني‌ها هم چون يهوديان از نژاد سامي بوده و زبان هر دو نيز شبيه به هم است. زبان اصلي فلسطيني‌ها عربي و يهوديان عبري است، كه از زبان انجيل مشتق گرديده‌اند. برخي واژگان مورد استفاده در هر دو اين زبان‌ها به يكديگر شباهت داشته و براي كساني كه به اين دو زبان آشنايي ندارند شبيه به هم به نظر مي‌رسند.

نمادها

پرچم فلسطين، شامل سه نوار (از بالا به پائين) سياه، سفيد و سبز و يك كادر قرمز رنگ بر روي ميله آن, متمايل به مركز نوار سفيد بوده كه نماد وحدت اعراب به شمار مي‌رود. يكي ديگر از نمادهاي معروف فلسطين و ديگر كشورهاي جهان عرب را يك عقاب، موسوم به صلاح الدين[۶] تشكيل مي‌دهد. نام اين عقاب برگرفته از نام مبارزي است كه در قرن دوازدهم مي‌زيست و موفق شد تا اعراب را براي دفاع از سرزمين‌هاي اسلامي، عليه شركت كنندگان جنگ هاي صليبي متحد كند. نقش اين عقاب هم چنين بر روي نقشه آزادي مصر در سال ۱۹۵۴ نمايان بود كه نوعي ديگري از پرچم قيام اعراب در سال ۱۹۱۷ به شمار مي‌رود.

[۱] Romans

[۲] Palaestina

[۳] Land of the Philistines

[۴] Jerusalem

[۵] Dead Sea

[۶] Saladin

منبع: دائره المعارف فرهنگ ملل

یکی از موضوعاتی که امروزه استان‌های جنوبی و جنوب غربی کشور ایران را درگیر خود کرده است، مساله ریزگردها است. ریزگردهایی که علاوه بر آثار مخرب زیست محیطی، سلامت مردم را نیز با خطر مواجه می‌کند. عاملی که از سوی متخصصین در مواجه با این مشکل شناسایی شده، خشک شدن تالاب‌ها و هورها در کشورهای ایران وعراق است. به طور مثال خشک شدن هور الهویزه یا هور العظیم که بین کشور ایران و عراق مشترک است و یا هور الحمار و هور المرکزی در عراق از بزرگ‌ترین عوامل ریزگردها شناخته شده .خشک شدن این تالاب‌ها علاوه بر ایجاد ریزگردها با عث شده تا روستاهای اطراف آن نیز مثل حسچه، عمه، کسر، سیّدیّه و …. خالی از سکنه شوند.

اما عامل اصلی این فاجعه زیست محیطی نو پدید بنا به گفته کارشناسان به عملیاتی شدن پروژه (GAP)1 در ترکیه باز می‌گردد. این پروژه اولین بار در سال ۱۹۳۶م مطرح شد و در۱۹۸۰م کاملاً جدی و وارد مرحله اجرایی شد. این پروژه که  «پروژه آناتولی جنوب شرقی» یا گاپ نام دارد، به بهانه‌های مختلفی مثل ایجاد اشتغال، رونق کشاورزی، جلوگیری از سیلاب و … عملیاتی شد. این پروزه در حالی اجرا می‌شود که ترکیه سالانه ۵۲۰ بیلیون متر مکعب از طریق نزولات جوی دریافت می‌کند. همچنین این کشور با داشتن ۳۰۰ دریاچه طبیعی و ۱۳۰ دریاچه مصنوعی به عنوان کشور دریاچه‌ها نام گرفته است. بنابراین این کشور از جهت منابع آبی به هیچ وجه در مذیقه نیست. پس ترکیه باید هدفی بزرگتری برای اجرای چنین طرح بزرگ آبی داشته باشد.

پروژه گاپ بر روی دو رود دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه می‌گیرند اجرا می‌شود. طبق این طرح ۲۲ سد و ۱۹ نیروگاه بر این دو رود احداث خواهد شد. چهارده سد بر روی رود فرات و هشت سد بر روی دجله و مدت زمانه تعیین شده برای اتمام این طرح سی سال و با هزینه ۳۲ میلیارد دلاری بوده است.

ترکیه اگر چه متعهد شده است که حداقل حق‌آبه ممکن برای کشورهای عراق و سوریه را با رها سازی دبی۵۰۰ مترمکعب۲ فراهم کند، اما اجرای چنین طرحی با چنین وسعتی از نظر برخی نظریه پردازان، استفاده کردن از آب به عنوان سلاح برای کشورهای پایین دست خود بوده و یا به طور کلی اگر چه این پروژه از جهت کشاورزی، کنترل سیلاب‌ها، جلوگیری از مهاجرت مردم و… برای ترکیه سود آوری داشته ولی تبعات منفی آن برای مردم عراق، ایران و سوریه بسیار خواهد بود.۳

یکی از نمایندگان عراقی در سال ۲۰۰۹م اعلام کرد: «به دلیل کمبود بارش، این سد سازی میزان آب دریافتی عراق را به ۴۰ میلیون مترمکعب رسانده است. حتی این اقدام ترکیه باعث شده در عراق ۶۷۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی به دلیل نبود آب رها شوند».۴

 

با اتمام این پروژه ۴۵% آب دجله و فرات کنترل می‌شود و بالتبع ۸۰% آب عراق کاهش می‌یابد و این غیر از آلودگی‌های آب‌های زیر زمینی، رسوب نمک در خاک به دلیل آبیاری بی‌رویه در دراز مدت است. از این روی این طرح اگرچه به اتمام نرسیده است ولی تأثیرات زیست محیطی آن آغاز شده است.

سد «آتاتورک» از بزرگ‌ترین سدهای خاورمیانه و نهمین سد بزرگ دنیا است که در ۱۹۹۲م در ضمن این پروژه به بهره برداری رسید. این سد که بر روی آب فرات احداث شده به تنهایی بیش از هشتاد و چهار میلیون متر مکعب آب در پشت خود ذخیره می‌کند.

«ایلیسو» دومین سد بزرگی است که بر دجله احداث و کلید ساخت آن در ۲۰۰۶م زده شد و در ۲۰۱۹م به پایان خواهد رسید. این سد به تنهایی سه برابر کرخه ظرفیت دارد و به همین دلیل از ورود ۵۶% منابع آبی دجله به خاک عراق جلوگیری می‌کند.۵ به گفته کارشناسان، این امر سبب شده تا ۵۰۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزی عراق با چالش مواجه شده و علاوه بر این ۹۰۰ هزار هکتار زمین قابل کشت در کشورهای پایین دست در معرض نابودی قرار خواهند گرفت.

به گفته حجت‌الله میان آبادی۶: «مطالعات نشان می‌دهد میزان ذخیره سازی سدهای ترکیه در حوزه دجله در حال حاضر معادل کل آورد سالیانه رودخانه دجله است و ترکیه اگر اراده کند می‌تواند کل دجله را پشت سدهایش ذخیره کند.»

با همه این تفاسیر، دولت ترکیه نسبت به این جریان مدعی است که مساله آب همچون نفت یک موضوع ملی است و به سایر کشورها مربوط نمی‌شود. اما حقوق بین الملل این موضوع را کاملاً رد کرده است و این اشتباه برخی از متخصصین بوده که آب را به شکل یک کالا می‌بینند. چرا که حقوق کشورهای پایین دست باید طبق کنوانسیون‌های بین المللی رعایت شود. بنابراین کشورهای بالا دست و پایین دست باید آب را به گونه‌ای مصرف کنند که به سایر کشورها آسیبی نرسد.۷

در پایان باید گفت بحران آب در دنیای امروز به یک دقدقه بین المللی تبدیل شده است. به گونه‌ای که طبق برخی از گزارش‌ها تا سال ۲۰۲۵م مناطق اسفناکی از نظر کمبود آب خواهیم داشت که خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز این بحران قرار گرفته‌اند. در این بین منطقه جنوب غرب آسیا یا خاورمیانه با مشکل‌های غیر قابل انکاری مواجه است. مشکلاتی مثل: دارای بالاترین رشد جمعیت در جهان بودن، مصرف زیاد آب، پائین رفتن آب‌های زیر زمینی و بالا رفتن میزان نمک آب‌های موجود و جدای از همه این‌ها، جزو مناطق کم آب دنیا محسوب می‌شود.۸

رژیم اسرائیل نیز بالطبع با این بحران مواجه است. از این رو برای تأمین نیاز خود و حذف دشمنان خود در منطقه در پیشروی این پروژه کمک شایانی کرده‌اند. به طور مثال کشور ترکیه با توجه به هزینه‌های بالای این پروژه که به ۳۲ میلیارد دلار می‌رسد نیاز به کمک مالی بانک جهانی و صندق بین المللی پول داشت که یقیناً جریان صهیونیسم در تسهیل دریافت این پول بی‌تاثیر نبوده‌اند. علاوه بر این در مرحله ساخت سد و نیروگاه‌ها چندین شرکت اسرائیلی و آمریکایی نیز نقش دارند.

همچنین اسرائیل برای تأمین آب مورد نیاز خود از ترکیه آب خریداری می‌کند و بعید نیست ترکیه در آینده همین استراتژی را علیه کشورهای پائیین دست اجرا کند. ولی اسرائیل در این بین، در هر صورت برنده ماجرا خواهد بود.۹

 

میلاد پور عسگری

پی‌نوشت:

  1. Guneydogu Anadolu Projesi
  2. «آبده» یا «دِبی» به فرانسوی: (débit) در منابع آب به حجم آب جابجا شده از یک مقطع مشخص (رودخانه، کانال آب، دریچه سد، لوله یا هر سازه دیگر) در مدت زمان مشخص بـِده یا دِبی گفته می‌شود.
  3. http://ana.ir/fa/news/36/254394.
  4. http://azarbaijan-sharghi.farsnews.com/news/13960507002006.
  5. http://www.tabnak.ir/fa/news/668346.
  6. استاد دانشگاه و دکترای مدیریت منابع آب از هلند.
  7. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/12/22/1352289.

۸ . فصلنامه سخن تاریخ، نقش اسرائیل در بحران آب خاورمیانه، علی معموری، سید آصف کاظمی، بهار۱۳۹۰، شماره ۱۲، ص۱۵۵-۱۲۱٫

  1. https://www.isna.ir/news/ 97032612137.

 

همانطور که پیش از این گفته شد به گروه یا جریانی که تلاش می‌کند بر هیئت حاکمه یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد لابی گفته می‌شود.[۱] لابی صهیونیستی آیپک[۲] یکی از این گروه‌های ذی نفوذ و تاثیرگذار بر قدرت است که بیشتر به منافع اسرائیل می‌پردازد. اگرچه تا سال ۱۹۵۹ نامی از کمیته امور عمومی برده نمی‌شد، ولی این لابی عملاً از سال ۱۹۵۱ تشکیل گردیده بود. هدف اولیه این لابی افزایش کمک اقتصادی آمریکا به اسرائیل بود. کنن در کتابش به نام «خطوط دفاعی اسرائیل، دشمنان و دوستان او در واشنگتن»، در مورد وضع اسرائیل در سال ۱۹۵۱ چنین می‌نویسد: «اسرائیل به کمک اقتصادی آمریکا نیاز داشت تا بتواند انبوه مهاجرین را جذب کند و در ضمن به اقتصاد خود نیز رونقی بخشد.» کنن نام کمیته صهیونیستی آمریکا برای امور عمومی بر آن نهاد. در سال ۱۹۵۹ تحت فشار گروه‌ها و سازمانهای غیر صهیونیستی، این لابی نام خود را به کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل تغییر داد.[۳]

معرفی

American Israel Public Affairs Committee یا کمیته روابط عمومی آمریکا – اسرائیل که به آیپک معروف است یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده آمریکا است.[۴] این گروه لابی با بیش از ۱۰۰ هزار عضو[۵]، هر ساله میلیون‌ها دلار خرج سرمایه‌گذاری در نفوذ بر سیاست‌های دولتی و قانونگذاری آمریکا می‌کند. سایت این گروه ماموریت خود را اینگونه بیان می‌کند: ماموریت AIPAC تقویت، حفاظت و ترویج رابطه ایالات متحده و اسرائیل در راه‌هایی است که امنیت ایالات متحده و اسرائیل را تقویت می‌کند.[۶] AIPAC با دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در کنگره و رهبران شاخه اجرایی برای حفظ و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل فعالیت می‌کند.[۷]

AIPAC فعالان طرفدار اسرائیل در تمام سنین، ادیان، نژادها و احزاب سیاسی را به منظور مشارکت سیاسی و ایجاد روابط با اعضای کنگره از هر دو طرف راهپیمایی برای تقویت روابط ایالات متحده و اسرائیل، تقویت می‌کند. کار حیاتی AIPAC با عضویت ویژه خود در شرکت‌های باشگاه AIPAC امکان پذیر است و مشارکت سیاسی با اعضای کنگره.[۸] AIPAC برای گسترش و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل با ایجاد همکاری استراتژیک در بخش‌های کلیدی از جمله تکنولوژی، انرژی، امنیت سایبری، امنیت مرزی، اشتراک اطلاعات و کشاورزی، کار می‌کند.[۹]

در زمانی که اسرائیل با چالش‌های تاریخی مواجه است، از جمله افزایش تهدیدات و آشفتگی‌های جهانی در خاورمیانه، پیوند منحصر به فرد بین ایالات متحده و اسرائیل از هر زمان دیگری ضروری‌تر است. نزدیکی روابط استراتژیک، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بین ایالات متحده و اسرائیل، منافع ایالات متحده را بیشتر می‌کند، صلح منطقه‌ای را ترویج می‌دهد و امنیت هر دو کشور را تقویت می‌کند. ایالات متحده و اسرائیل ارزش‌های مشابه و تعهد مشترک برای دموکراسی و آزادی دارند. اسراییل دوست قابل اعتماد و تنها متحد دموکراتیک در خاورمیانه، یکی از مناطق ناپایدار و مهم جهان است.[۱۰]

برای حدود ۳۰۰۰ سال است، سرزمین اسرائیل، قلب، روح و پایه و اساس یهودیان بوده است – یعنی سرزمینی که سنت، فرهنگ و ارزش‌های آن به وجود آمده است. از آنجایی که در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک رژیم مدرن به سر می‌برد، اسرائیل به عنوان یکی از مهمترین متحدان استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، سرزمین آزادی و دموکراسی و یک شگفتی تکنولوژیکی است که یکی از رهبران جهان در زمینه علم و نوآوری است.[۱۱]

مقر اصلی آیپک در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی می‌باشد و این موقعیت، امتیاز ویژه‌ای را برای دستیابی و دسترسی سهل‌تر به هرم قدرت به این سازمان داده است. آیپک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می‌کند که همه آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می‌باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان آیپک سخن به میان می‌آید، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم می‌خورد. روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می‌گوید: «ما به آیپک به‌عنوان بزرگ‌ترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم»[۱۲] آیپک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته می‌پردازد که این خط مشی‌ها با جلسات و برنامه‌های آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای ‌آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی‌گری می‌باشد.

 

آیپک چگونه کار می‌کند؟

لابی‌ها یا گروه‌های ذی نفوذ به دنبال قدرت نیستند بلکه به دنبال تاثیرگذاری بر قدرت بوده [۱۳] و آیپک نیز یکی از لابی‌هایی است که در این مورد مستقیما می‌گوید: AIPAC یک کمیته عملی سیاسی نیست (PAC) و ما کاندیداها را برای اداره منتخب یا منصوب نمی‌کنیم. اعضای AIPAC در تمامی ۵۰ ایالت تشویق می‌شوند که از لحاظ سیاسی فعال باشند و روابط خود را با اعضای کنگره ایجاد کنند تا آنها را در مورد اهمیت روابط ایالات متحده و اسرائیل آموزش دهد.

AIPAC علاوه بر حمایت از ساختمان در واشنگتن، از طریق یک شبکه پر جنب و جوش از ۱۰ دفتر منطقه‌ای و هفت دفتر ماهواره‌ای، فعالان طرفدار اسرائیل در سراسر کشور را درگیر می‌کند. فعالان طرفدار اسرائیل از میسولا به میامی با همکاری کارمندان AIPAC برای بهبود آینده و امنیت ایالات متحده و اسرائیل کار می‌کنند. متخصصان AIPAC با طیف گسترده‌ای از جوامع برای پیشبرد فعالیت‌های سیاسی طرفدار اسرائیل در سراسر کشور کار می‌کنند. آيپک همچنين در حال تكميل نسل بعدي رهبران طرفدار اسرائيل از طريق كار كردن در صدها دانشگاه و دبيرستان، توانمندسازي و آموزش فعالان دانشجويي براي پاسخگويي به مخالفان اسرائيلي است و از مشاركت سياسي براي ايجاد حمايت از اسرائيل استفاده مي‌كند.[۱۴]

شاید بتوان گفت سازمان آیپک در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی‌ترین هدف صهیونیسم بین‌الملل که همانا سلطه جهانی است عهده‌دار می‌باشد. تمام راهکارهایی که صهیونیست‌ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش‌های فراوانی انجام نیز داده‌اند، در جهت دستیابی به نقطه‌ای بوده، که از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه‌ای را استحصال نمایند.  این هدف با ایجاد نفوذی که سازمان‌های سیاسی صهیونیستی و در راس آن‌ها آیپک ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می‌نمایند، تا اندازه‌ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه‌جانبه را فراهم نموده است.  هر چند ممکن است این نظر که ایده دهکده جهانی از سوی صهیونیسم بین‌الملل طرح و یا تقویت می‌گردد، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می‌توان گفت که پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان‌های صهیونیستی قرار دارد که مجریان آن لابی‌های صهیونیستی و از جمله آیپک خواهند بود، چرا که با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده ـ به‌‌عنوان قدرتی صهیونیستی که می‌تواند نقش کدخدایی این دهکده را برعهده بگیرد ـ غایی‌ترین هدف صهیونیست‌ها به تحقق نزدیک خواهد گردید. باید گفت بسیاری از فعالیت‌های این لابی صهیونیستی که در پوشش حمایت از اسرائیل صورت می‌پذیرد، اهداف والاتری را دنبال می‌نماید. از موارد این ادعا، مخالفت‌های شدید این لابی با جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای عربی می‌باشد که در ظاهر فقط به‌واسطه مخالفت این کشورها با اسرائیل صورت می‌پذیرد لکن در واقع هدفی دوسویه را دنبال می‌نماید که سوی دیگر آن عبارت است از ایستادگی در برابر اصل جریان صهیونیسم و افشاگری در خصوص آن، ضمن ضدیت با «ولد» و «ابزار» این جریان.[۱۵]

 

بخش‌های مهم این سازمان[۱۶] عبارت‌اند از:

۱ . حوزه قانونگذاری

۲ . سیاست خارجی

۳ . امور سیاسی

۴ . بخش ارتباطات

۵ . بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)

۶ . رهبری سیاسی

 

فعالیت‌های آیپک در حمایت از اسرائیل

اهم فعالیت‌های آیپک در قبال اسرائیل را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه.

حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی.

تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل.

آموزش کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا.

تقویت اسرائیل از طریق کمک‌های نظامی.

تشویق سیاستمداران آمریکا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه.

توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل.

حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل.

تلاش برای پایان دادن به انزوای اسرائیل در سازمان ملل.

حمایت از پروسه صلح خاورمیانه، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین نماید.

لوایحی که تاکنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در کنگره به تصویب رسیده است، به صد مورد بالغ می‌شود که فقط یک مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یک سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح‌های غیرمتعارف می‌باشد.[۱۷]

 

پژوهش دو استاد دانشگاه آمریکایی در مورد آیپک

«جان میرشایمر»[۱۸] استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و «استفان والت»[۱۹] استاد علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد در پژوهش خود که در مجله «لندن بوک ریویو» تحت عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر شد، اعلام کردند که تاثیر لابی اسرائیل در سیاست خارجی واشنگتن موجب شد آمریکا به‌عنوان یک کشور بزرگ و ابرقدرت تمام تلاش خود را صرف تامین منافع تل‌آویو کند. این پژوهش جنجال بزرگی را در محافل سیاسی و دانشگاهی غرب به پا کرد. در پژوهش این دو استاد علوم سیاسی همچنین آمده است که هیچ‌یک از گروه‌های فشار نتوانستند مانند لابی اسرائیل موفق باشند و حتی هیچ گروه فشاری در داخل ایالات متحده موفق نشده که میان سیاست خارجی آمریکا و منافع ملی این کشور فاصله ایجاد کند. قدرت تاثیر لابی اسرائیل در عرصه‌های داخلی ایالات متحده آمریکا و سیاست خارجی آن در قبال تحولات منطقه غرب آسیا به عوامل متعددی باز می‌گردد که ازجمله آن می‌توان به برخورداری یهودیان آمریکایی از توانایی مالی و سازمانی گسترده اشاره کرد. با وجود اینکه یهودیان آمریکا تنها دو درصد جمعیت کل شهروندان آمریکایی را تشکیل می‌دهند، اما در ۱۰ تا ۱۲ درصد فعالیت‌های اقتصادی این کشور سهیم هستند. این بدان معناست که مشارکت آنها در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی چیزی حدود ۶ برابر جمعیت‌شان است. همین قدرت اقتصادی آنها را قادر می‌سازد از طریق ارائه کمک‌های مالی به نامزدهای انتخاباتی، در انتخابات کنگره و ریاست‌جمهوری تاثیرگذار باشند. علاوه‌بر این، یهودیان آمریکا از بیشترین سازماندهی برخوردار بوده و از تاثیرگذارترین گروه‌ها در ایالات متحده هستند.[۲۰]

 

کنگره آمریکا در مشت آیپک

لابی اسرائیل دو استراتژی گسترده را پی می‌گیرد. نخست، نفوذ قابل توجه‌اش را در واشنگتن به کار می‌گیرد و کنگره و قوه مجریه را تحت فشار قرار می‌دهد. عقاید خاص هر قانون‌گذار و یا سیاست‌گذار، هرچه که باشد، این لابی تلاش می‌کند آن را عوض کند و به آنها بقبولاند که حمایت از اسرائیل برای آنها یک انتخاب «هوشمندانه» است. دوم این لابی تلاش می‌کند تا با تکرار افسانه‌های مربوط به چگونگی شکل‌گیری اسرائیل و با ترویج نقطه نظرهای آن در مباحثات مربوط به سیاست‌گذاری، همه را متقاعد سازد که در گفتمان عامه مردم آمریکا، اسرائیل دارای یک جایگاه مثبت است.

رکن کلیدی در اثرگذاری این لابی، نفوذ آن در کنگره است، جایی که اسرائیل در مقابل انتقادات مصونیت دارد. این مورد به علت اینکه کنگره به ندرت وارد موضوعات جنجالی می‌شود‌ اهمیت زیادی دارد. به هر حال، در موضوعاتی که در کنگره مطرح می‌شود و به اسرائیل مربوط است، منتقدان مجبور به سکوت هستند. یک دلیل آن این است که بعضی از اعضای کلیدی کنگره مثل دیک آرمی از جمله صهیونیست‌های مسیحی هستند. آرمی کسی است که در سپتامبر سال ۲۰۰۲ گفت: «اولویت نخست من در سیاست خارجی، حمایت از اسرائیل است.» علاوه بر آن، حضور سناتورهای یهودی در کنگره، این اطمینان را به وجود می‌آورد که سیاست خارجی آمریکا در حمایت از منافع اسرائیل به اجرا در می‌آید.

منبع دیگر قدرت لابی اسرائیل، بهره‌گیری از کارمندان طرفدار اسرائیل در کنگره است، مثل موریس آمیتاری رئیس سابق آیپک، که زمانی اعتراف کرد: «در این جا افراد زیادی وجود دارند که در سطوح عالی- عمارت کنگره- فعالیت می‌کنند و یهودی هستند و مایلند… به موضوعات خاصی که مربوط به خود آنها می‌شود، توجه ویژه کنند… در این جا افرادی هستند که جایگاهشان تصمیم‌گیری در حوزه‌های مربوط به اسرائیل برای سناتورها است… شما می‌توانید تعداد کثیری از آن‌ها را در سطوح کارمندی کنگره بیابید.» در هر صورت، آیپک هسته نفوذ لابی در کنگره را تشکیل می‌دهد. موفقیت آن، به خاطر توانایی‌اش در اعطای پاداش به آن دسته از قانون‌گذاران و کاندیداهای کنگره است که از برنامه‌هایش حمایت نمایند و آنهایی را هم که با این برنامه مخالفت کنند، تنبیه می‌کند.[۲۱]

 

تاثیر آیپک روی دولت

لابی اسرائیل نفوذ وسیعی روی قوه مجریه دارد و این نفوذ ناشی از تاثیر حضور یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری است. یهودیان با وجود تعداد اندک خود نسبت به دیگر شهروندان آمریکایی، اموال زیادی را برای تبلیغات انتخاباتی نامزدهای هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا صرف می‌کنند. همچنین آنان از بالاترین میزان تجمع در مناطقی خاص برخوردار و در ایالت‌های اصلی مانند کالیفورنیا، فلوریدا، ایلینوی و پنسیلوانیا ساکن هستند. به دلیل اهمیت بسیار زیاد این میزان از یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری، نامزدهای انتخاباتی همواره از عداوت و دشمنی با آنان می‌پرهیزند. همچنین سازمان‌های اصلی در لابی اسرائیل با اعمال فشار مستقیم روی دولت، از اقدام آنها در انتصاب منتقدان اسرائیل در پست‌های مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی ممانعت می‌کنند. درنهایت در صورت تصدی پست‌های مهم دولتی توسط حامیان تل‌آویو، منافع لابی اسرائیل تامین می‌شود.[۲۲]

 

آیپک و سیاست آمریکا در قبال ایران و محور مقاومت

فعالیت‌های آیپک در سیاست خارجی آمریکا بر ضد ایران به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است:

الف) تحریم ایران توسط آمریکا: آیپک به عنوان مهم‌ترین لابی یهودیان آمریکا، تعیین کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران داشت.

ب) توافق هسته‌ای ایران؛ تاریخ انقضا و پیامدها: آیپک در قبال برنامه هسته‌ای ایران توصیه‌هایی را به آمریکا داشته است که به شرح زیر است:

– اوراق کردن بندهای مشکل ساز توافق هسته‌ای

– مخالفت با تجاوزات منطقه‌ای ایران و حمایت از تروریسم؛ از جمله حضور دائمی ایران در سوریه

– تشدید تحریم علیه آنهایی که از برنامه موشکی ایران، سپاه پاسداران، حزب الله حمایت می‌کنند.

– اطمینان از آمادگی اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدید رو به رشد ایران

– تقویت آژانس انرژی اتمی و گسترش بازرسی آن از برنامه هسته‌ای ایران

 

ج) توصیه آیپک به نیاز آمریکا به رویکرد جامع در قبال ایران:

– موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه را به خطر بیاندازد.

– ایران به دنبال ایجاد یک کریدور زمینی از تهران به لبنان از طریق سوریه و عراق است که آن را قادر می‌کند اسلحه و مبارزان به مرز اسرائیل انتقال بدهد.

– حمایت مالی ایران از حزب الله لبنان از ۲۰۰ میلیون دلار به بیش از ۸۰۰ میلیون دلار افزایش یافت.

– ایران به شبه نظامیان حوثی در یمن سلاح‌های کشنده که شامل موشک‌های بالستیک و ضد کشتی است، ارسال می‌کند.

– برنامه جامع اقدام مشترک به ایران اجازه داد تا اکثر زیر ساخت‌های هسته‌ای خود را حفظ کند.

 

د) تصویب تحریم‌ها علیه ایران توسط کنگره آمریکا: آیپک تأیید قانون دو حزبی سنای آمریکا و مجلس نمایندگان در مورد تحریم علیه برنامه موشک بالستیک ایران، اقدامات بی ثبات کننده در خاورمیانه، نقض حقوق بشر و تجارت سلاح‌های متعارف غیر قانونی را تحسین کرد. این قانون به طور خاص: ۱) تحریم علیه افرادی که در هر فعالیتی که در برنامه موشک بالستیک مشارکت می‌کند، اعمال می‌شود. ۲) اعمال تحریم‌های مرتبط با تروریسم علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ۳)تحریم‌ها علیه کسانی که تحریم تسلیحاتی ایران را نقض می‌کنند. اکنون که کنگره این قانون دو حزبی را تصویب کرده، آیپک، رئیس جمهور را ترغیب می‌کند تا آن را به عنوان قانون امضاء کند.

 

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای اتخاذ یک استراتژی جامع در قبال برنامه موشکی ایران:

۴-۱- تلاش برای شناسایی نهادهایی که به ایران در برنامه موشکی کمک می‌کنند، از جمله شرکت‌های مالی و حمل و نقل.

۴-۲- بررسی دقیق مشارکت یا عدم مشارکت خطوط حمل و نقل، خطوط کشتیرانی و خطوط هوایی مانند ایران ایر، در انتقال قطعات موشکی غیر قانونی به ایران.

۴-۳- مسئولیت‌پذیری دولت‌های خارجی که در مجازات نهادهای کمک‌کننده به برنامه موشکی ایران موفق نشدند. مانند چین که به نفع قطعنامه ۲۲۳۱ رای داد، اما هیچ اقدامی علیه بسیاری از نهادهای چینی که تأمین‌کنندگان اصلی برنامه موشکی ایران هستند، نکرد.

۴-۴- حمایت آمریکا از کسانی که به طور مستقیم توسط ایران تهدید می‌شوند. از جمله اسرائیل و متحدان سنتی عرب آمریکا.

۴-۵- ادامه فشار علیه ایران، به خاطر حمایت از تروریسم، قاچاق اسلحه، کمک به رژیم اسد در سوریه و نقض حقوق بشر.

 

ر) بیانیه آیپک در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۷: ترامپ در سازمان ملل، ایران را یک تهدید خطرناک دانست و یک استراتژی قوی برای مقابله با تجاوز منطقه‌ای ایران و نقص‌های برنامه جامع اقدام مشترک ارائه داد. در این بین، آیپک دولت و کنگره را ترغیب می‌کند تا به یک استراتژی جامع و دو حزبی برای مقابله با تجاوز ایران و تضمین اینکه ایران هرگز به توانایی سلاح‌های هسته‌ای دست نیابد، ایجاد کند. آیپک یکی از ابزارهای اولیه برای رسیدن به این اهداف را اعلام تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌داند.

 

ز) تاکید آیپک بر اینکه حزب الله پشت سپر انسانی شهروندان لبنانی پنهان شده  است: آیپک معتقد است حزب الله روستاهای جنوب لبنان را برای سایت‌های پرتاب موشک، پست فرماندهی و پناهگاه‌های تونل زیر زمینی اشغال کرده است. در این راستا، آیپک با استناد به کنوانسیون ژنو تلاش اسرائیل برای دفاع از خود در مقابل حملات حزب الله از مناطق غیر نظامی لبنان را به طور کامل تحت قوانین بین‌المللی مجاز دانست.

 

د) نقش آیپک در فشار آمریکا به سازمان ملل برای تمدید حضور نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان: آیپک رهبری نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل و دولت ترامپ برای فشار موفقیت‌آمیز شورای امنیت سازمان ملل را برای تقویت حضور نیروهای سازمان ملل در لبنان(UNIFIL) را تحسین کرد.

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای مقابله با ایران و حزب الله: آمریکا باید به تضمین اینکه اسرائیل منابع مورد نیاز برای پاسخ قاطعانه به تهدیدات از سوی حزب الله تا یک ایران مسلح هسته‌ای بالقوه را دارد ادامه دهد.[۲۳]

در مجموع مواضع آیپک علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار افراطی است و تا حد زیادی بر سیاستهای خارجی آمریکا نسبت به ایران تأثیرگذار بوده است. به گفته استفن والت و جان میرشایمیر، مادامی که چنین لابی‌هایی در آمریکا از قدرت نفوذ برخوردار باشند انتظار نمی‌رود که آمریکا نسبت به ایران سیاست آشتی‌جویانه‌تری را اتخاذ کند، به ویژه اینکه پس از سال ۲۰۰۰ تاکنون اقدامات و مواضع ضدایرانی این کمیته به شدت افزایش یافته است. اگرچه طرح دیدگاههایی مانند نظر والت و میرشایمیر می‌تواند تا حدی اعمال و اقدامات تخریبی صهیونیست‌ها و آیپک را روشن سازد اما تضعیف نفوذ و قدرت این سازمان‌‌ها نیاز به کار گسترده و اعتقاد به تضعیف آنها دارد که می‌تواند هم از داخل آمریکا صورت گیرد و هم از طرف پژوهشگران سایر نقاط دنیا که به همسویی منافع آمریکا و منافع صهیونیست‌ها اعتقادی ندارند و همیشه از این واهمه دارند که صهیونیست‌ها یکبار دیگر آمریکا را وارد جنگ‌هایی مانند افغانستان و عراق کنند.[۲۴]

سعید ابوالقاضی

[۱] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

[۲] . AIPAC

[۳] . http://nedains.com/fa/news/315700

[۴] . http://www.washington-report.org/backissues/0198/9801065.htm

[۵] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۶] . https://www.aipac.org/about/mission

[۷] . https://www.aipac.org/about/what-weve-accomplished

[۸] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۹] . https://www.aipac.org/about/careers-at-aipac

[۱۰] . https://www.aipac.org/learn/us-and-israel

[۱۱] . https://www.aipac.org/learn/about-israel

[۱۲] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/11.htm

[۱۳] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

[۱۴] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۱۵] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/12.htm

[۱۶] . نقش لابی آیپک در دستگاه سیاست گذاری آمریکا، سینا آذرگشسب

[۱۷] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/13.htm

[۱۸] . John Mearsheimer

[۱۹] . Stephen Martin Walt

[۲۰] . http://yon.ir/Rq1dm

[۲۱] . http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=20259

[۲۲] . http://yon.ir/Rq1dm

[۲۳] . کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل «آیپک»، عارف بیژن

[۲۴] . آیپک؛ ابزار صهیونیسم بین‌الملل در آمریکا، ابراهیم رسولی