نفوذ صهیونیسم جهانی همانند زنبور انگلی در کشورها و مناطق مختلف از صدر تاریخ تا کنون جزء مباحث مهم تاریخی بوده است. در برهه‌های مختلف تاریخی غفلت از نگاه تبارشناسانه به نفوذ یهودیان در دربارهای مختلف منجر به شکست‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شده است.یکی از مناطق بسیار مهم و استراتژیک برای یهودیان منطقه وسیعی است که شامل مرکز آمریکای جنوبی و اقیانوس اطلس می‌شود. برزیل به عنوان بزرگ‌ترین و پرجمعیّت‌ترین کشور آمریکای جنوبی همواره تحت نظر و نفوذ صهیونیسم جهانی بوده است، به جهت بررسی تاریخچه نفوذ صهیونیست‌ها در این منطقه و شرایط فعلی فعالیت‌های مافیای صهیونیستی در برزیل پایگاه صهیون پژوهی خیبر مصاحبه‌ای را با حجت‌الاسلام و المسلمین ناصر حسنی از مبلغان مناطق یاد شده انجام داده است. متن این مصاحبه در ادامه تقدیم می‌گردد.

خیبر؛ استاد به عنوان اولین سؤال مختصری از تاریخچه برزیل و نفوذ یهودیان به این مناطق را بیان کنید؛

استاد حسنی: موج اول مهاجرت یهودیان به برزیل به زمان جنگ پرتغالی‌ها و هلندی‌ها باز می‌گردد. در این جنگ، پرتغالی‌ها کاتولیک و هلندی‌ها پروتستان بودند. یهودی‌ها به سبب مصلحت‌اندیشی که داشتند از پرتغالی‌ها طرفداری و حمایت مالی کرده و موفق شدند هلندی‌ها را از برزیل اخراج کنند.

بنابراین یهودیان به همراه مهاجرین پرتغالی از سال ۱۵۰۰م به بعد وارد برزیل شدند. اغلب این یهودیان از نژاد یهودیان سفاردی بودند و اکثریت آنان در شهرهای «ریودوژانیرو» و «سائوپائولو» ساکن شده و ساخت کنیسه را آغاز کردند.

اولین کنیسه‌ یهودیان در سال ۱۶۳۶م و در شمال شرق برزیل ساخته شد. آمارها نشان می‌دهد تعداد کنیسه‌های یهودیان در برزیل به ۴۰ عدد می‌رسد. علاوه بر کنیسه‌ها و مکان‌های مذهبی، رستوران‌هایی مخصوص یهودیان در برزیل وجود دارد.

کنیسه یهودیان در شهر سائوپائولو/پایگاه صهیون پژوهی خیبر

کنیسه یهودیان در شهر سائوپائولو

 

بیمارستان‌های بسیار مجهزی نیز در برزیل وجود دارند که متعلق به یهودیان هستند. یکی از این بیمارستان‌ها «اینشتین» نام دارد که واقع در شهر سائوپائولو می‌باشد. مجهز بودن این بیمارستان به قدری است که «ژائیر بولسونارو»[۱] رئیس‌جمهور فعلی برزیل پس از زخمی شدن در جریان انتخابات در این بیمارستان مورد مداوا قرار گرفت.

بیمارستان‌ «انیشتن» واقع در شهر سائوپائولو/پایگاه صهیون پژوهی خیبر

بیمارستان‌ «اینشتین» واقع در شهر سائوپائولو

 

موج دوم مهاجرت یهودیان به برزیل

موج دوم مهاجرت یهودیان به برزیل پس از جنگ جهانی دوم آغاز  شد. اغلب یهودیان مهاجر در این موج اهل روسیه و لهستان بودند. آخرین آمارهای جهانی جمعیت برزیل را ۲۰۹ میلیون نفر اعلام می‌کنند که از این جمعیت ۴۰۰هزار نفر یهودی هستند.

خیبر، در شرایط فعلی نفوذ یهودیان به برزیل تا چه حدی می‌باشد؟ آیا می‌توان از برزیل به عنوان حیات خلوت یهودیان یاد کرد؟

استاد حسنی: «بولسونارو» رئیس‌جمهور فعلی برزیل یک میسحی بنیادگرا است و شدیداٌ نسبت به صهیونیست‌ها ارادت دارد. ژائیر بولسونارو پس از ماجرای انتقال سفارت آمریکا به قدس شریف قصد داشت سفارت برزیل در اراضی اشغالی را به بیت‌المقدس منتقل کند. اما تهدیدات کشورهای اسلامی مبنی بر عدم خرید گوشت از برزیل باعث شد تا بولسونارو از تصمیم خود عقب‌نشینی کند. به طور کلی باید گفت دولت و رئیس‌جمهور برزیل شدیداً طرفدار صهیونیست‌ها و اسرائیل هستند.

  • نفوذ آشکار یهودیان در برزیل
در برزیل با رفتارهای یهودستیزانه شدیداً برخورد می‌شود؛ طبق قانون رسمی این کشور، چنانچه فردی فعالیت یا سخنرانی بر ضدیهودیت و ضدصهیونیسم داشته باشد به ۵ سال زندان محکوم خواهد شد.

یهودیان مستقر در برزیل در همه‌ی عرصه‌ها صاحب نفوذ هستند و هیچگونه محدودیتی نسبت به آن‌ها اعمال نمی‌شود. در بعد سیاسی رئیس‌جمهور این کشور شدیداً نیست به یهودیان اراتمند است. عرصه‌ی اقتصادی برزیل هم تحت نفوذ بسیاری از یهودیان است.

برزیل همچنین در عرصه نظامی رابطه بسیار زیادی با صهیونیست‌ها دارد و این کشور پنجمین خریدار تسلیحات از رژیم صهیونیستی است.

ورزش فوتبال در کشور برزیل طرفداران بسیاری دارد و تقریباٌ همه مردم این کشور نسبت به آن احساس و نگاه مثبتی دارند. یهودیان در این عرصه نیز نفوذ کرده‌اند و با تیم‌ها و با بدنه‌ی فوتبال برزیل در ارتباط هستند.

خیبر؛ با توجه به این موضوع که در شرایط فعلی جهان رسانه یکی از ابزارهای مهم برای نفوذ صهیونیسم جهانی در مجامع مختلف است، صهیونیست‌ها در برزیل تا چه حدی به وسیله این ابزار نفوذ داشته‌اند؟

عرصه‌ی رسانه‌ای برزیل نیز به طور کامل تحت انحصار چند خانواده یهودی است. شبکه‌ی «گلوبو»[۲] از جمله‌ی این شبکه‌ها است که توسط «مارینو روبرتو»[۳]، روزنامه‌نگار یهودی به وجود آمد. این شبکه هم‌اکنون ۳۸% از بازار رسانه‌ای برزیل را به خود اختصاص داده است.

شبکه‌ی  «رِدِ رکورد»[۴] به همراه شریک رسانه‌ای خود ۱۶% از بازار رسانه‌ای برزیل را مشترکاً در اختیار دارند و تحت مدیریت یهودیان هستند. سومین شبکه قدرتمند برزیل «SBT»[۵] نام دارد که توسط یک یهودی معروف به نام «سیویلیو سانتوس»[۶] هدایت می‌شود و ۱۳% از بازار رسانه‌ای برزیل را در اختیار دارد.

شبکه‌ی «RBS» واقع در ایالت «ریو گرانده جنوبی»[۷] دیگر رسانه‌ی صهیونیستی است که توسط خانواده «سیروتسکی»[۸] اداره می‌شود.

بنابراین بیش از ۷۰% از رسانه‌های برزیل را دو یهودی و یک کشیش مسیحی «اوانجلیست» که شدید ضد اسلام و طرفدار یهودیت است اداره می‌کنند.

یهودیان مستقر در برزیل علاوه بر فضای رسانه‌ای این کشور، بر فضای مطبوعات نیز تسلط ویژه‌ای دارند. روزنامه «فولیا د سائوپائولو»[۹] روزنامه‌ای بسیار مشهور است که توسط یهودیان اداره می‌شود.

  • روش نفوذ یهودیان در رسانه‌های برزیل

نفوذ یهودیان در فضای رسانه، مطبوعات مکتوب و تلویزیون برزیل بسیار آزادانه انجام گرفته است. برزیل کشوری است که یهودیان در آن کاملاً احساس آزادی می‌کنند و با محدودیتی مواجه نیستند.

مدتی پیش یک دانش‌آموز برزیلی هم‌کلاسی‌های خود را در مدرسه به رگبار گلوله بست و تعدادی را به قتل رساند. رسانه‌های صوتی و تصویری وابسته به یهودیان و صهیونیست‌ها سریعاً انگشت اتهام را به سوی مسلمانان نشانه رفتند و تفکر اسلامی را پشت‌پرده‌ی این حرکت معرفی کردند. اما مدتی بعد پلیس برزیل تحقیقات خود را به سرانجام رساند و اعلام کرد این دانش‌آموز هیچگونه ارتباطی با مسلمانان نداشته است.

بنابراین رسانه‌های یهودی برزیل هرگونه اتفاقی که منجر به قتل یا حادثه خشنی شود را به مسلمانان نسبت می‌دهند و بابت انتشار اینگونه اخبار کذب مورد بازخواست قرار نمی‌گیرند.

  • استفاده مردم برزیل از شبکه‌های اجتماعی صهیونیستی

شبکه‌های مجازی «واتس‌اَپ» و «فیسبوک» در برزیل طرفدار و فعالیت بسیار زیادی دارند. سرعت اینترنت در این کشور بسیار بالا است و تقریباً همه مردم برزیل امور خود را از طرق این شبکه‌ها پیگیری می‌کنند. از بین این دو شبکه نیز واتس‌اَپ کاربران بیشتری را به خود اختصاص داده است.

خیبر، در رابطه با نفوذ یهودیان در عرصه‌های مختلف دیگر توضیح دهید،

استاد حسنی: عرصه بانک و اقتصاد هم از جمله عرصه‌هایی است که یهودیان مستقر در برزیل شدیداً در آن فعال هستند. برای مثال شرکت خدمات مالی و بانکی «صفرا»[۱۰] از نظر منابع مالی یکی از مهم‌ترین و سرمایه‌دارترین شرکت‌های خدمات مالی برزیل و جهان به شمار می‌رود. این شرکت در سال ۱۹۵۵م توسط «یوسف صفرا»[۱۱] و «ادموند یعقوب صفرا»[۱۲] که از یهودیان خاورمیانه بودند تأسیس شد.

دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق ایران در طول مدتی که در این سمت حضور داشتند به برزیل سفر کردند. اما قبل از حضور ایشان در برزیل، «شیمون پرز» به آرژانتین و سپس برزیل سفر کرد و ضمن تحت‌الشعاع قراردادن سفر رئیس‌جمهور ایران، سخنرانی‌های تندی برعلیه جمهوری اسلامی انجام داد.

خیبر، به نظر جنابعالی چه راهکارهایی را می‌توان برای مقابله با نفوذ صهیونیست‌ها در برزیل ارائه داد؟
برای خنثی کردن نفوذ جریان‌های صهیونیستی در برزیل می‌توان از این ۴ راهکار استفاده کرد:
  1. شبکه «هیسپان تی‌وی»[۱۳] رسانه‌ای ایرانی و اسپانیایی‌زبان است که در کشورهایی که به این زبان صحبت می‌کنند فعالیت است. اما برای تأثیرگذاری در برزیل نیازمند یک رسانه‌ی پرتغالی‌زبان هستیم که به واسطه آن فعالیت و عملکرد رسانه‌های صهیونیستی را خنثی کنیم.
  2. به واسطه نفوذ مبلغین اسلامی که با فضای برزیل و زبان پرتغالی آشنا باشند می‌توان مباحث اسلامی را در برزیل مطرح و با جریان نفوذ صهیونیست‌ها در این کشور مقابله کرد. بسیاری از دانشجویان برزیلی آمادگی آشنایی با معارف حقیقی اسلام را دارند و از این امر استقبال می‌کنند؛ متأسفانه خراب‌کاری رسانه‌های صهیونیستی و معرفی داعش و تکفیری‌ها به عنوان مسلمانان اصیل باعث شده تا کار تبلیغ در برزیل کمی سخت شود. با این حال اما مبلغین با پاکسازی ذهنی مردم برزیل از تحریفات اسلام می‌توانند برزیلی‌های بسیاری را به اسلام جذب کنند و حتی زمینه‌ساز شیعه شدن آنان شوند.
  3. دولت‌مردان جمهوری اسلامی نیز می‌توانند در مقابله با جریان نفوذ صهیونیست‌ها در برزیل مؤثر ظاهر شوند. برای مثال برگزاری نمایشگاه به مناسبت‌های مختلف از جمله ماه رمضان و با موضوعاتی نظیر صنایع‌دستی ایران و… فعالیتی مفید است که می‌تواند از سوی سفارت ایران در برزیل پیگیری شود. این امر موجب می‌شود ایران‌هرسی و اسلام‌هراسی حاکم بر برزیل که ساخته‌ی جریان‌های یهودی در این کشور است از بین برود.
  4. دعوت از روشنفکران و نخبگان برزیلی برای حضور و سخنرانی در همایش‌ها و سمینارهایی که در ایران برگزار می‌شوند راهکار دیگری است که موجب آشنایی جامعه برزیل با اسلام و ایران می‌شود.
  • نتیجه گیری

برزیل را می‌توان حیات خلوت صهیونیست‌ها در جهان نامید؛ فاصله زیاد برزیل با کشورهای اسلامی موجب شده تا معارف کمتری به جامعه و مردم این کشور تزریق شود و صهیونیست‌ها با استفاده از این فرصت برزیل را تحت نفوذ و سلطه همه‌جانبه‌ی خود قرار داده‌اند.

فضای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و مجازی برزیل تا حد زیادی تحت سلطه یهودیان هستند و همین مسئله موجب شده تا فضای این کشور رنگ و بویی ضداسلامی به خود بگیرد.

به طور کلی فضای برزیل تحت کنترل صهیونیست‌ها است و این افراد در حال پیش‌بردن اهداف و برنامه‌های خود هستند. چنانچه جمهوری اسلامی بخواهد با نفوذ این جریان قدرتمند باید از طریق تعامل با مردم برزیل وارد عمل شود.

تعامل با مردم این کشور نیز از طریق تأسیس یک رسانه و شبکه پرتغالی‌زبان و اعزام مبلغین اسلامی به برزیل قابل انجام است.

 

خیبر، تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید مطالب بسیار جامع و کامل بود.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

 

[۱]. Jair Bolsonaro

[۲].Rede Globo

[۳].Roberto Marino

[۴]. Rede Record

[۵].Sistema Brasileiro de Televisão

[۶].Silvio Santos

[۷]. Rio Grande do Sul

[۸]. Sirotsky

[۹]. Folha de S.Paulo

[۱۰].Banco Safra

[۱۱].Joseph Safra

[۱۲].Edmond J. Safra

[۱۳]. HispanTV

به گزارش تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر؛ هولوکاست، اتفاقی است که طی آن ادعا می‌شود ۶ میلیون یهودی در جریان جنگ جهانی دوم توسط حزب نازی و هیتلر سوزانده شده است.

از این پدیده یهودیان جهت مظلوم نمایی در جریان جنگ جهانی دوم استفاده کردند. گروهی با تحقیق و پژوهش بدین نتیجه رسیده‌اند که هولوکاست از اساس دروغ بوده و کوره‌های گاز جهت آدم سوزی وجود نداشته است و گروهی نیز معتقدند هولوکاست اتفاق افتاده است اما تعداد ۶ میلیون نفر نبوده است زیرا نه امکان این امر وجود دارد و نه اینکه در آن زمان ۶ میلیون یهودی در آن مناطق وجود داشته است.

گروه سوم نیز معتقدند هولوکاست در جریان جنگ جهانی دوم با تعداد ۶ میلیون نفر اتفاق افتاده است که اغلب صهیونیست‌های افراطی هستند.

در این یادداشت تلاش شده است که به بررسی ریشه‌های هولوکاست بپردازیم که آیا هولوکاست افسانه است یا واقعیت؟

یهودی ستیزی

طبق بررسی‌ها، یهود در ۱۰۰۰ ساله اخیر در اروپا مورد نفرت بوده است. مردم کشورهای مختلف از یهود بیزار بودند. یهودیان در دوران زیست خود در اروپا، به حرص و طمع و مال اندوزی معروف بودند. از همین رو، قومی بودند که هیچ کشوری روی خوش به آنان نشان نداد و به یهودی ستیزی پرداختند. بررسی‌ها[۱] نشان می‌دهد که:

  • سال ۱۲۹۰ مردم انگلیس از یهودیان متنفر بوده و آنها را بیرون کردند و حق بازگشت را تا ۴۰۰ سال به آنها ندادند.
  • سال ۱۳۴۱ مردم فرانسه نیز از یهودیان بیزاری جسته و هزاران نفر از آنها را سر بریدند. به طوری که در سال ۱۳۹۴ حتی یک یهودی در فرانسه نماند و ۱۰۰ سال بعد به آنها اجازه ورود داده شد.
  • در سال ۱۴۹۲ پادشاه اسپانیا به یهودیان گفت که باید این کشور را ترک کنند.
  • عصر رنسانس[۲] یا دوره نوزایی بستر تحولی در ادبیات و فلسفه و دین و هنر و سیاست بود. در این دوره دین را مقابل عقل گذاشتند و یهودیت و مسیحیت بیشتر از قبل دچار اصلاح دینی شد. در اینجا مسئله هویت قومی یهود پر رنگ و روحانیت آن کم رنگ شد.[۳]
  • در قرن ۱۵ یهودیانی که در اسپانیا بودند اخراج شدند. تعداد آنها ۱۵۰۰۰ نفر بود.[۴]
  • در قرون ۱۶ و ۱۷ یهودیان بدترین وضعیت را داشتند و هیچ کس از آنها استقبال نمی‌کرد و حتی واژه یهودی دشنام محسوب می‌شد.
  • در انقلاب فرانسه (۱۷۹۹-۱۷۸۹) وقتی یهودیان دیدند احتمال اینکه انقلابیون پیروز شوند بیشتر است به آنها کمک کردند تا پیروز شوند. آنها در میانه انقلاب حقوقشان را مطالبه کردند. اصل تساهل دینی نسبت به یهودیان در سال ۱۷۹۱ توسط مجلس ملی فرانسه تصویب گردید. وضع اجتماعی آنها بهبود یافت و از حقوق مدنی برخوردار شدند و شروع به کار اقتصادی کردند. همچنین مراکز فحشا، فساد، قمار خانه و شراب سازی و خودفروشی را راه انداختند و در کمتر از ۵۰ سال فرانسه به مرکز فحشا و قمارخانه تبدیل شد.
قدرت یهودیان در فرانسه و آمریکا

هر چند یهودیان در فرانسه و آمریکا قدرت فراوانی داشتند اما به علت پراکندگی در کشورهای مختلف و اینکه در قرون گذشته مورد نفرت مردم اروپا قرار گرفته بودند آسوده خاطر نبودند و اروپاییان هنوز هم آنها را به چشم غریبه‌ها و مهاجر[۵]  نگاه می‌کردند.

از این رو به فکر سرزمینی افتادند که همه در آنجا جمع شوند و یک حکومت جهانی یهودی تشکیل دهند. آنها فلسطین را طبق روش هزاران ساله شان انتخاب کردند. دکترهرتزل [۶] اولین بار فکر ایجاد یک دولت یهودی افتاد. وی در سال ۱۸۹۶ کتاب دولت یهود[۷] را نوشت که محتوای آن نامه به خاندان روچیلد[۸] بود.

روچیلد از ثروتمندان بسیار بزرگ یهودی غرب محسوب می‌شد. آن زمان از این کتاب استقبال زیادی صورت گرفت و گروه‌های مختلفی با آن موافقت کردند و سروصدای فراوانی ایجاد نمود. دکتر هرتزل در سال ۱۸۹۷ در سوئیس ۲۵۰ نفر از یهودیان بزرگ دنیا را جمع کرد و کنگره صهیونیسم را تشکیل داد.[۹] وی در کنگره برنامه‌ای را تحت عنوان بال ارائه داد و قرار شد همه یهودیان در فلسطین جمع گردند و شهرک‌سازی کنند و کشاورزی، صنعت و … را رواج داده و یهودیت را گسترش دهند.

حمایت آمریکا و انگلیس از دکتر هرتزل

دکتر هرتزل بعد از حمایت آمریکا و انگلیس صهیونیسم را تشکیل داد و صندوق‌های مختلف مالی را برای اهداف خود پدید آوردند. این نهضت ادامه پیدا کرد تا دنیا به جنگ جهانی اول(۱۹۱۴-۱۹۱۹)رسید.

یهودیان پس از جنگ جهانی اول، توسط انگلیس دولت اسرائیل را در منطقه فلسطین تاسیس کردند. بعد از جنگ جهانی دوم یعنی ۱۹۴۵ اسرائیل توسط آمریکا تثبیت شد. وزیر خارجه انگلیس آرتور جیمز بالفور[۱۰] و حائیم وایزمن[۱۱] رئیس سازمان جهانی صهیونیسم و ویلسون[۱۲] رئیس جمهور آمریکا بیانیه‌ای به نام بیانیه بالفور[۱۳] نوشتند که دولت اسرائیل در فلسطین تشکیل شود و سرمایه‌گذار آن روچیلد باشد. روچیلد نیز همکاری کرد و بعد از آن گروه گروه از یهودیان به فلسطین مهاجرت کردند و فلسطین اشغال شد.

بعد از جنگ جهانی دوم صهیونیسم تبلیغات فراوانی کرد و گفت که مظلوم واقع شده است و تبلیغ کرد که آواره، بی پناه و بی وطن است.

یهودیان با مظلوم نمایی در دنیا و تبلیغات فراوان در مورد هولوکاست[۱۴] نظر و حمایت مجامع بین المللی را جلب کردند و دولت اسرائیل را تشکیل داده و به آن مشروعیت بخشیدند. آنها گفتند که هیتلر، ۶ میلیون یهودی را سوزانده است.

برخی اعداد ۸ میلیون، ۹ میلیون و ۴ میلیون نفر را نیز اعلام کرده اند.[۱۵] همه این نقشه‌ها را به دروغ برای مظلوم نمایی رواج دادند.

هولوکاست و تبلیغ دروغ

هولوکاست و تبلیغ دروغ علیه نازی‌ها و همچنین مظلوم‌نمایی یهودی‌ها جهت تثبیت حکومت اسرائیل در فلسطین بود.[۱۶] افراد بسیاری در دنیا منکر هولوکاست هستند و می‌گویند اساسا این اتفاق یا نیفتاده است یا در آن اغراق شده است که عبارت اند از:

  • روژه گارودی[۱۷] کمونیست فرانسوی، فردی است که در آن زمان در مورد هولوکاست پژوهش می‌کند و به خاطر این پژوهش محاکمه می‌شود.[۱۸] وی در سال ۱۹۸۲ به دین اسلام گروید بعد از محاکمه وی آیت الله خامنه‌ای در این مورد فرمود: اگر یک نفر پیدا شد و علیه صهیونیسم حرف زد، مثل آن آقای فرانسوی که چند جلد کتاب علیه صهیونیست‌ها نوشت و گفت این که می‌گویند یهودیان را در کوره‌های آدم‌سوزی سوزاندند، واقعیت ندارد طور دیگری با او رفتار می‌کنند.[۱۹]
  • دیوید دیوک[۲۰] که از نمایندگان کنگره آمریکا بوده است در فصل اول یکی از کتاب‌های خود، با صدها سند و استدلال هولوکاست را مردود اعلام می‌کند و آن را مظلوم نمایی یهودیان می‌داند.[۲۱]
  • گروه‌های یهودی‌ مانند جورف جی برگ، نورمن فینکلشتاین، روژه دای دامرگو، دیوید کول و استفن هیوارد و برخی مسیحی مانند روبر فوریسون، گرمار رودلف، میکائیل ای هافمن و رابرت کانتس و برخی بی خدایند مانند بردلی اسمیت که هولوکاست را مردود اعلام کرده‌اند.[۲۲]
  • هم اکنون در بسیاری از کشورهای اروپایی انکار و یا اغراق‌شده خواندن هولوکاست جرم تلقی می‌شود. کشورهای اتریش، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، اسرائیل، لیتوانی، لهستان، رومانی، اسلواکی و سوئیس وکانادا لیختن اشتاین و مجارستان و پرتغال و هلند و لوکزامبورگ دارای قوانینی علیه انکارکنندگان هولوکاست هستند.[۲۳]
  • یکی از افرادی که در سال ۲۰۰۶ به جرم انکار هولوکاست به ۳ سال زندان محکوم شد، دیوید اروینگ، مورخ بریتانیایی بود.[۲۴]
  • یورگن گراف، مورخ و پژوهشگر سوئیسی نیز به خاطر سخنانش در انکار هولوکاست به زندان محکوم شد و برای فرار از زندان از سوئیس خارج شد.[۲۵]
  • روبر فوریسون، در سال ۲۰۰۶ به دلیل مصاحبه‌ای که در سال ۲۰۰۵ با شبکه سحر ۱ انجام داد، به جرم انکار هولوکاست، به سه ماه زندان و پرداخت ۷۵۰۰ یورو محکوم شد.[۲۶] وی به خاطر بیان عقیده‌اش، بارها از سوی گروه‌های تندروی یهودی مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفته‌است.[۲۷]

  • امام خامنه‌ای نیز در تایید موارد فوق هولوکاست را افسانه می‌داند: «در یک کشوری کسی به افسانه هولوکاست اعتراض می‌کند، می‌گوید من قبول ندارم؛ او را زندان می‌اندازند، محکومش می‌کنند که چرا یک حادثه پنداری تاریخی را انکار می‌کنی! حالا گیرم پنداری هم نباشد، واقعی باشد، خیلی خوب، انکار یک حادثه واقعی تاریخی مگر جرم است؟ اگر برای کسی روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یا حتّی در آن تردید کرد، او را بیندازند زندان! الان در کشورهای مدعی تمدن در اروپا قضیه این است؛ اگر کسی اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه ها محکومش می‌کنند»[۲۸]

اغلب افرادی که در این متن از آنها نام برده شد، از منکران هولوکاست بوده و با حداقل معتقدند در جریان هولوکاست اغراق شده است و از طرفی معتقدند افسانه سازی در مورد هولوکاست یک هدف مهم داشته است و آن مظلوم نمایی قوم یهود برای برپایی دولت یهود در سرزمین فلسطین بوده است.

بنابراین ریشه شناسی هولوکاست، که در مقدمه یادداشت به آن اشاره نمودیم، مطلوم نمایی قوم یهود و گرفتن خسارات فراوان از آلمان برای تاسیس دولت اسرائیل بوده است.

 

 

 

سعید ابوالقاضی

 

 

 

[۱] . مسعود صلواتی زاده، ستاره تاریک، تلخیص صص ۲۲۲-۲۲۵

[۲] . دوران گذر از قرون وسطی در اروپا را رنسانس می‌گویند که آغازگر دورانی از انقلاب علمی و اصلاحات مذهبی و پیشرفت هنری در اروپا شد.

[۳] . ر.ک: سرگذشت قرن بیستم، روژه گارودی، ص ۱۷۳

[۴] . ر.ک: حمید اسلامی زاد، اسپانیا، ص ۲۰، ۱۳۷۵

[۵] . مسعود صلواتی زاده، ستاره تاریک، ص ۲۳۳

[۶] . בנימין זאב הרצל

[۷] . http://fna.ir/a2r7jl

[۸] . Rothschild

[۹] . http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=5537

[۱۰] . Arthur James Balfour

[۱۱] . رئیس سازمان جهانی صهیونیسم، کاشف اَسِتون، استاد دانشگاه و اولین رئیس‌جمهور اسرائیل بود.

[۱۲] . Woodrow Wilson

[۱۳] . Balfour Declaration

[۱۴] . واقعه ای که گفته می شود طی آن هیتلر شش میلیون نفر یهودی را در کوره های گاز سوزانده است .

[۱۵] . ر. ک: پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی، روژه گارودی، ترجمه نسرین حکمی، ۱۳۶۹

[۱۶] . ر. ک: هولوکاست و نفوذ یهودیان در آمریکا، دیوید دیوک، نشر قدر ولایت

[۱۷] . Roger Garaudy

[۱۸] . https://tn.ai/223146

[۱۹] . بیانات در خطبه‌های نمازجمعه تهران‌ ، ۲۳/۰۲/۱۳۷۹

[۲۰] . David Ernest Duke

[۲۱] . هولوکاست و نفوذ یهودیان در آمریکا، دیوید دیوک، مترجم محمدرضا میرزاجان، نشر قدر ولایت

[۲۲] . http://vho.org/Intro/GB/index.html#10

[۲۳] . http://www.bbc.com/persian/news/story/2006/02/060221_sm-irving.shtml

[۲۴] . http://www.bbc.com/persian/news/story/2006/02/060221_nh-jewish-muslim.shtml

[۲۵] . http://www.bbc.com/persian/worldnews/story/2006/04/060415_jb_mz_holocaust.shtml

[۲۶] . http://www.zundelsite.org/archive/index.html

[۲۷] . http://www.ihr.org/books/ztn.html#39321

[۲۸] . بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری – ۱۸/۱۲/۹۰

دشمنی استکبار و اسرائیل علیه فلسطین و کشورهای تحت ستم، تمامی ندارد و استکبار هر چه در توان دارد برای مقابله با کشورهای قیام کننده علیه استعمار به کار می‌گیرد و علی الخصوص فلسطین که سال‌هاست درگیر مبارزه و بیرون راندن رژیم اشغالگر صهیونیستی است. اما با این حال، خود فلسطینی‌ها و همچنین کشورهای اسلامی، گاهی در مقابله با اسرائیل دچار آسیب‌هایی هستند و این آسیب‌ها باعث شده است که نتوانند آچنان که باید و شاید، در مقابل رژیم اشغالگر قدس بایستند.

دولت‌های اسلامی، مردم فلسطین، دولتمردان فلسطینی و همه کسانی که در مقابل اسرائیل کوتاه آمده و یا سکوت کرده‌اند، خودشان خودآگاه و ناخودآگاه بخشی از مسئله حل نشده فلسطین و عدم بیرون رانده شدن اسرائیل بوده‌اند. از این‌رو، با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، به آسیب شناسی کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل پرداخته‌ایم.

عدم تکیه بر هویت اسلامی و خیانت سران فلسطینی

یکی از آسیب‌های دول اسلامی در مقابله با اسرائیل، عدم تکیه بر هویت اسلامی است. هویت مفهومی است که در جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و روان‌شناسی تعاریف مختلف اما تقریبا مشابهی داشته و مورد تجزیه و تحلیل متفکرین نیز قرار گرفته است. اما به طور کلی می‌توان هویت را کیستی تعریف کرد.

موسی نجفی در کتاب هویت‌شناسی هویت را اینگونه تعریف می‌کند: «هویّت یا کیستی به مجموعه نگرش‌ها، ویژگی‌ها و روحیات فرد و آنچه وی را از دیگران متمایز می‌کند، گفته می‌شود.»

هویت انواعی دارد که عبارت است از:

۱. هویت فردی (شخصی)

۲. هویت خانوادگی

۳. هویت ملی

۴. هویت دینی

۵. هویت اجتماعی

۶. هویت فرهنگی

۷. هویت تمدنی
منظور ما در اینجا از هویت اسلامی، که فلسطینی‌ها نیز از آن غفلت کرده‌اند، مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات و اصول اسلامی است که یک مسلمان باید داشته باشد. رهبر معظم انقلاب، عدم تکیه بر هویت اسلامی و همچنین خیانت برخی سران اعراب و فلسطینی را یکی از آسیب‌های مقابله با رژیم صهیونیستی می‌دانند. ایشان می‌فرمایند:


«کسان و گروه‌های زیادی در این مدت به مبارزه برای نجات این ملت دست زده، یا ادعای آن را کرده‌اند؛ اما هرگز گرهی باز نشده، بلکه گره‌ها کورتر هم شده است. علت اصلی این بوده که ملت فلسطین نمی‌توانسته از خود دفاع کند، یا جهان اسلام از خنثی کردن توطئه‌ امریکا و غرب در دفاع از دولت غاصب ناتوان بوده است. علت اصلی ناکامی‌ها، اولاً از یاد بردن هویت اسلامی ملت فلسطین و عدم تکیه بر اسلام و جهاد اسلامی در طول ده‌ها سال گذشته، و ثانیاً خیانت سران کشورهایی از اعراب و حتّی خیانت سران و چهره‌هایی از فلسطینیان بوده است.»

افرادی مانند یاسر عرفات، سادات معدوم، خالد مشعل، حسنی مبارک، محمود عباس، محمد دحلان و برخی دیگر از سران اعراب از افراد خائنی هستند که به گفته رهبر معظم انقلاب باعث ناکامی های فلسطین در مقابل رژیم صهیونیستی شده است.

گم کردن خط توحید در بین مسلمین

در بین اصول اعتقادی اسلام، بنیادی‌ترین و اصلی‌ترین اصل اعتقادی، توحید است. توحید به معنای یکتا و بی‌مانند دانستن خداوند و همه چیز را از آن او دانستن و فقط او را اطاعت کردن و همچنین بی‌شریک بودن او در خلق جهان است. سید قطب در تعریف توحید می‌گوید: «پايه اساسي اعتقاد كه فرائض بدان برمي‌گردد و حقوق و واجبات از آن سرچشمه مي‌گيرد و پايه اساسي كه بايد قبل از هر چيز ديگري ساخته و پرداخته شود، اين است و واجب است مردم به الوهيّت در همه امور زندگي‌شان به الوهیّت خدای یگانه اعتراف کنند و بايد در قلب و جان خود به ربوبيّت او اعتراف كنند و كسي را شريك او نگردانند و اين امر محقق نمی‌شود، مگر با زدودن دل از هر گونه شركي، و پاكيزه داشتن عقل و خرد از هر خرافاتي، و تميز كردن جامعه از هر رسم و آداب جاهلي، و پاك داشتن زندگي از پرستش بندگان براي بندگان»

معنای اجتماعی توحید

اگر از دسته‌بندی‌ها مختلف توحید و انواع آن که شامل توحید در صفات و افعال و ذات و … عبور کنیم و به معنای اجتماعی توحید که در اینجا کاربرد دارد توجه کنیم، می‌توان توحید را اینگونه تعریف کرد که خدایِ همه انسان‌ها یکی است، این خدا انسان‌ها را برابر آفریده و هیچ کس را بر دیگری برتری نداده است و نژاد و رنگ پوست و قومیت و دیگر موارد ملاک برتری بین انسان نیست، بلکه تقوا ملاک برتری معرفی شده است. بنابراین انسان در یک جامعه توحیدی دیگران را برتر ندانسته و کبر و بزرگی را مخصوص خداوند می‌داند و چنانچه کسی غیر از خداوند، کبر بورزد، با او به مقابله بر خواهد خواست.
رهبر انقلاب یکی دیگر از آسیب‌های جامعه مسلمین را گم کردن خط توحید می‌داند. ایشان می‌فرمایند:


«هر چه امروز از سختی‌ها و بلاها بر سر مسلمانان و ملت‌های مسلمان می‌آید بر اثر گم‌کردن سررشته زندگی در زیر سایه توحید است. توحید که فقط یک امر ذهنی نیست؛ توحید یک امر واقعی و یک نظام و یک دستورالعمل زندگی است. توحید به ما می‌گوید که با دوستان‌مان چگونه باشیم، با دشمنان‌مان چگونه باشیم، در نظام اجتماعی چگونه باشیم و چگونه زندگی کنیم. امروز ما به این احتیاج داریم؛ ملتهای اسلامی به این احتیاج دارند. هر چه ما به سمت توحید و عبودیت اللَّه پیش برویم، شرِّ طواغیت و انداداللَّه از سر ما بیشتر کم خواهد شد. ملت مسلمان ایران به همان اندازه‌ای که در خطّ توحید پیش رفته است، امروز از زبان‌درازی و دست‌درازىِ امریکا و غیرامریکا از مستکبران عالم، راحت است؛ از بکن‌نکنِ آنها آزاد است. این، خاصیت توحید و خاصیت عبودیت للَّه است. بنده خدا که شُدید، بندگی خدا با بندگی دیگران و نوکری دیگران نمی‌سازد. این، آن رکن اول است.»

تفرقه در دنیای اسلام

سومین آسیب جوامع اسلامی در مقابل دشمنان به طور عام و در مقابل آمریکا و اسرائیل به طور خاص تفرقه بین مسلمین است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَ نًا وَکُنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنْهَا کَذَ لِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَـتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ)

«و همگی به ریسمان خدا [یعنی: قرآن، اسلام و هرگونه وسیله وحدت] چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او، برادر شدید و شما بر لب حفره ای از آتش بودید، خداوند متعال شما را از آن نجات داد. این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می سازد تا شاید پذیرای هدایت شوید»

همچنین پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله همواره، امت اسلامی را به یکدلی و همگرایی دعوت می‌نمود و امتش را از واگرایی نهی می‌فرمود. در همین راستا فرموده است: «ای مردم! به جماعت و یکپارچگی روی آرید و از پراکندگی بپرهیزید» بنابراین تفرقه در بین مسلمین در قرآن و روایات نهی شده است. رهبر معظم انقلاب نیز در مورد این گزاره می‌فرمایند:


«اگر امت اسلامی از نفت خود، از نیروی انسانی خود، از بازارهای خود، از علم خود، از ذخایر گوناگون مادی و معنوی خود خوب استفاده کند، قدرتمندان عالم و سلطه‌گران نمی‌توانند این جور به او زور بگویند. شما ببینید در مورد ملت فلسطین، زورگویی دنیای استکبار چقدر مفتضح و واضح است. دنیای اسلام هم شده تماشاچی؛ تماشاچىِ گویا بی طرف! این مصیبت بزرگی برای دنیای اسلام است. علت، همین ضعف دنیای اسلام و این تفرقه دنیای اسلام است. ما را به جان هم می‌اندازند، با عناوین مختلف ما را سرگرم می‌کنند، ما را به هم بدبین می‌کنند، دعوای مذهبی راه می‌اندازند، دعوای قومی راه می‌اندازند، دعوای ارضی راه می‌اندازند؛ ما را به هم مشغول می‌کنند، از تفرق ما سوءاستفاده می‌کنند؛ این بزرگترین مصیبت ماست امروز؛ بزرگترین بلای ماست.» «ملتهای مسلمان باید با هم متّحد شوند. امروز یکی از بزرگترین مصائب دنیای اسلام این است که دشمنان اسلام کاری کرده‌اند که آنچه باید وسیله اتّحاد مسلمین شود – یعنی وجود دشمن، وجود صهیونیستهای غاصب – وسیله اختلاف آنها شده است!»

کوتاه آمدن باعث بیشتر شدن خشونت اسرائیل

هیلاری کلینتون در بخش‌های مختلف از کتاب گزینه‌های دشوار، بارها اقرار می‌کند که در کشورهای خاورمیانه، هرگاه طرف مقابل، به صورتی استوار روبروی آمریکا ایستاد، آمریکا از موضع خود عقب نشینی کرد و هرگاه آنها کوتاه آمدند آمریکا پیشروی کرد. بنابراین یکی دیگر از آسیب‌های دول اسلامی و همچنین فلسطینی‌ها، کوتاه آمدن آنها در مقابل زیاده خواهی و دشمنی‌های اسرائیل بوده است. به طوری که هرگاه کوتاه آمدند، اسرائیل بیشتر به اهداف خود نزدیک‌تر شد و همه سرزمین‌های فلسطین را تصرف کرد و بخش کوچکی از آن را برای اعراب باقی گذاشت.

رهبر انقلاب در این مورد می‌فرمایند:


«آنچه ما می‌خواهیم نتیجه بگیریم، این است که هر چه دولت‌های عربی و سازمانهای فلسطینی کوتاه آمدند، دشمن پرروتر و خشونت از طرف او بیشتر شد. نتیجه این است که ملت فلسطین برای نجات خود، یک راه بیشتر ندارد و آن، مبارزه خشن فداکارانه‌ای است که باید در داخل و خارج سر زمین‌های اشغالی انجام گیرد. وظیفه همه مسلمانان هم این است که به این مبارزه اسلامی کمک کنند. سکوت دولت‌های اسلامی و عقب‌نشینی آنها در عرصه‌ سیاسی و در عرصه‌ بین‌المللی، دشمن را روزبه‌روز گستاخ‌تر می‌کند … جَریتر می‌کند؛ اما ایستادگی، به ناکامی آنها می‌انجامد.»

عدم آزادی بیان در کشورهای اسلامی نسبت به اسرائیل

آزادی بیان در مورد اسرائیل و به خصوص هولوکاست در کشورهای غربی وجود ندارد و گزارش‌های فراوانی وجود دارد که افراد مختلفی به علت اظهار نظر در مورد اسرائیل و هولوکاست، زندانی و شکنجه شده‌اند. نمونه آنها، روژه گارودی، دیوید اروینگ، یورگن گراف و … است.

طبق گفته بی‌بی‌سی، «انکار هولوکاست به‌طور صریح یا ضمنی، در ۱۷ کشور غیرقانونی است: اتریش، بلژیک، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، مجارستان، [رژیم جعلی] اسرائیل، لیختن اشتاین، لیتوانی، لوکزامبورگ، هلند، لهستان، پرتغال، رومانی، روسیه، اسلواکی و سوئیس.»

قبل از انقلاب اسلامی نیز اظهار نظر در مورد اسرائیل زندانی شدن را به همراه داشت و حکومت پهلوی به مقابله با افرادی که در مورد اسرائیل اظهار نظر می‌کردند، می‌پرداخت. امروز نیز، یکی دیگر از آسیب‌های کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل، عدم آزادی بیان در این کشورهاست. رهبر معظم انقلاب در این مورد می‌فرمایند:


«امروز در دنیای اسلام، مسائل مهمی در جریان است که دل انبوه مسلمانان را در کشورهای مختلف، غرق غصّه کرده است. آنها غم می‌خورند، خون دل می‌خورند، ولی نمی‌توانند چیزی بگویند. چرا؟ چون متأسّفانه بسیاری از سران کشورهایشان در این خونِ دل دادن به امّت اسلامی و نابود کردن امیدهای طبقات جوان در کشورهای اسلامی، سهیم هستند. یک مورد، قضایای مربوط به مسلمانان مظلوم فلسطین است. اینها همه درد است. به کشور خودمان نگاه نکنید که این دردها را همه – از عالیترین مسؤولین کشور تا آحاد مردم – آزادانه بر زبان می‌آورند؛ حرف می‌زنند؛ ابراز وجود می‌کنند و حرف دلشان را می‌زنند. متأسّفانه در کشورهای دیگر این فرصت را نمی‌دهند که مردم اقلاًّ غصّه‌های خودشان را نسبت به این قضایای عظیم امّت اسلام بر زبان جاری کنند. شما ببینید در کشورهای عربی، چه تعداد انسانهایی هستند که دلشان از قضایای مربوط به سازش با دشمن صهیونیستی خون است ولی نمی‌توانند چیزی بگویند.»

نا امیدی

قرآن کریم، از زبان حضرت یعقوب فرموده است: «وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ؛» (و از رحمت ‏خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت‏ خدا نومید نمی‌‏شود). در آیات بسیاری از قران کریم، ناامیدی و یاس نکوهش شده و در مقابل توکل و امیدواری سفارش شده است. همچنین در روایات، ناامیدی از خداوند نیز گناه بزرگی شمرده شده است. در مقابله با دشمن نیز، یاس و ناامیدی و عدم اعتماد به سنت‌های الهی که پیروزی را برای اهل حق وعده داده است، بسیار ناگوار خواهد بود. رهبر انقلاب یاس در مقابل دشمن را یکی دیگر از آسیب‌های جوامع اسلامی می‌داند و می‌فرمایند:


«چرا بعضی مأیوسند از این‌که بشود برقدرتهای استکباری جهان فائق آمد؟ چرا بعضی مأیوسند از این‌که اسرائیل را بشود از این منطقه ریشه کن کرد؟ چرا بعضی مأیوسند که بشود مسلمانان را در سرتاسر دنیا، از این وضع و مظلومیتی که امروز دارند، نجات داد؟ این، یک درس است. یأس موجب می‌شد که بعضی وارد میدان نشوند. یأس را باید از خود دور کرد.»

دوگانگی دولت‌های اسلامی با ملت هایشان

عدم هماهنگی و اتحاد بین دولت‌های اسلامی با ملت‌ها، از دیگر آسیب‌های کشورهای اسلامی در مقابله با اسرائیل است. اگر هماهنگی بین این دو گروه در جوامع اسلامی رخ می‌داد، امروز رژیم صهیونیستی، نمی‌توانست به دول اسلامی زور بگوید. رهبر انقلاب در تشریح این مورد می‌فرمایند:


«چرا امروز رژیم غاصب صهیونیستی، به پشتیبانی امریکا و پول صهیونیست‌های عالم، می‌تواند به ملتهای عربی این‌طور واضح زور بگوید؟ چرا بعد از گذشت دهها سال که مسلمانان و توده‌های عرب، مذاکره‌ با اسرائیل را – که یک رژیم جعلی و بی‌ریشه‌ و تحمیلی و غاصب در منطقه است – تحریم می‌کردند و آن را زشت می‌شمردند، امروز متأسفانه فکر مذاکره در میان عناصر سیاسی و بسیاری از دولت‌های عرب، تلقی به قبول می‌شود؟ چون مردم حضور ندارند، چون دست مردم با دست‌های فعال آن کشورها همراه نیست، چون رژیم‌ها به راهی می‌روند و ملت‌ها به راهی دیگر؛ نتیجه ضعف است.»

 

سعید ابوالقاضی

 

 

منابع:

  1. موسی نجفی. هویت‌شناسی. چاپ اول. آرما، ۱۳۹۲. ص ۲۶
  2. پیام به کنگره عظیم حج، ۱۴/۴/۱۳۶۸
  3. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج۴، ص۸۲۷٫
  4. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۱/۴/۱۳۷۷
  5. آل عمران / ۱۰۳
  6.  میزان الحکمه : ج۲- ص۲۳۶- ح۲۵۸۹
  7. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۴/۸/۱۳۸۳
  8.  بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۱/۴/۱۳۷۷
  9.  خطبه های نماز جمعه، ۷/۱/۱۳۷۱
  10.  بیانات در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید فطر، ۱۳/۸/۱۳۸۴
  11.  http://www.bbc.co.uk/persian/news/story/2006/02/060221_sm-irving.shtml
  12.  بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۲۳/۹/۱۳۷۳
  13.  یوسف / ۸۷
  14. بیانات در دیدار جمعی از آزادگان‌، ۲۶/۵/۱۳۷۱
  15.  بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان ارتش، ۹/۵/۱۳۷۰

پایگاه تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر – دونالد ترامپ رئیس‌جمهور فعلی آمریکا را می‌توان در شمار یهودی‌دوست‌ترین رؤسای جمهور تاریخ ایالات‌متحده قرار داد. تعداد دوستان و مشاوران یهودی ترامپ آنقدر زیاد است که بتوان گفت ترامپ در محاصره یهودیان قرار گرفته و مواضع خود را بر اساس نظر و مشورت این افراد تنظیم و اعلام می‌کند.

ترامپ در محاصره یهودیان

از جمله مهم‌ترین یهودیانی که در اطراف دونالد ترامپ هستند می‌توان به این افراد اشاره کرد:[۱]

  • «ایوانکا ترامپ»: دختر دونالد ترامپ سالهاست که به دین یهودیت ارتدوکس درآمده و به واسطه همسرش «یارد کوشنر» مهم‌ترین لایه از حلقه یهودی اطراف ترامپ را تشیل می‌دهند. کوشنر داماد یهودی ترامپ، مشاور رئیس‌جمهور آمریکا و فرستاده مخصوص ترامپ به منطقه برای پیگری معامله قرن نیز می‌باشد.

  • «جیسون گرینبلت و دیوید فریدمن»: این دو نفر وکلای ترامپ در امور تجاری هستند که البته به ترامپ را در امور مربوط به فلسطین نیز مشاوره می‌دهند.

دیوید فریدمن

  • «استیون مناخین»: مسئول امور داخلی ستاد ترامپ در دوران انتخابات و یکی از بانفوذترین اشخاص یهودی در نیویورک و منهتن.

استیون مناخین

 

  • «بوریس اپشتین»: حقوقدان، مشاور امور اقتصادی و نماینده ترامپ در بیش از ۱۰۰ برنامه‌ تلویزیونی.

بوریس اپشتین

 

  • «استفن میلر»: از جمله فعال‌ترین افراد حاضر در ستاد انتخاباتی ترامپ و تهیه‌کننده پیش‌نویس سخنرانی ترامپ در اجلاسیه «آیپک».

استفن میلر

 

  • «لوئیز آیزنبرگ»: یکی از حامیان مالی گروه‌های طرفدار ترامپ در آخرین انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا.

لوئیز آیزنبرگ

 

ارتباط بیش از حد ترامپ با یهودیان و اسرائیل زمانی آشکارتر می‌شود که وعده‌های او در دوران انتخابات آمریکا را نیز مرور کنیم. ترامپ در تبلیغات خود و برای به دست آوردن حمایت یهودیان دو وعده بسیار مهم در حمایت از رژیم‌صهیونیستی را مطرح کرد. وعده اول ترامپ، انتقال سفارت ایالات‌متحده از تل‌آویو به قدس‌شریف و وعده دوم نیز، خروج آمریکا از یونسکو به بهانه خصومت‌ورزی یونسکو علیه اسرائیل بود. ترامپ مدتی بعد از حضور در کاخ‌سفید، این وعده‌های خود را عملی کرد تا به پیش‌روی‌های رژیم‌صهیونیستی و همکاری با نتانیاهو چراغ سبز نشان داده باشد.[۲]

طراحی معامله قرن

از حلقه یهودیان اطراف ترامپ و وعده‌های انتخاباتی او می‌توان نتیجه گرفت، رئیس‌جمهور آمریکا این پتانسیل را دارد که با استفاده از ظرفیت‌های آمریکا، خدمات بیشتری را به رژیم‌صهیونیستی ارائه کند. این خدمت بزرگ بعد از به قدرت رسیدن ترامپ، تحت‌عنوان طرحی به نام «معامله‌ی قرن» مطرح شد.

به هیچ‌وجه نمی‌توان معامله‌ی قرن را به چشم طرحی ساده نگاه کرد. زیرا همه مفاد پیشنهاد مطرح شده از سوی ترامپ و مشاوران یهودی‌اش، یک‌باره مطرح نشد و در اختیار عموم مردم جهان قرار نگرفت. بلکه معامله‌ی قرن در طی دو سال اخیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده و هر از گاهی گوشه‌ای از آن توسط نتانیاهو، ترامپ و یا یارد کوشنر در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گرفت. هم‌اکنون نیز بسیاری از کارشناسان معتقدند معامله قرن قمار انتخاباتی ترامپ است و اگر دونالد ترامپ موفق به تثبیت این طرح نشود در انتخابات آینده آمریکا جایگاهی نخواهد داشت.

بیشتر بخوانید:
انتقال سفارت، هدفی استراتژیک یا تصمیمی غیر منتظره
پیش زمینه‌های اجرای معامله قرن

اما آنچه تاکنون درخصوص معامله‌ی قرن مشخص شده این است که طرح مذکور پیش از اجرا مقدماتی داشته که ترامپ  همه آن‌ها را اجراکرده و تنها اجرای فاز نهایی معامله‌ی قرن باقی مانده است. پیش‌زمینه‌های اجرای طرح اختصاصی ترامپ برای مسئله فلسطین عبارتند از:

  1. اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم‌صهیونیستی:

از آنجا که پایتخت هر کشور، میزبان سفارت دیگر کشورهای جهان می‌باشد؛ ترامپ سفارت ایالات‌متحده در اراضی‌اشغالی را به قدس‌شریف منتقل کرد. این یعنی، قدس درحال تبدیل به پایتخت رسمی رژیم‌صهیونیستی است و ترامپ اولین رئیس‌جمهوری است که این اقدام را به رسمیت می‌شناسد. بنابراین مهم‌ترین اقدام عملی ترامپ برای یهودی شدن سرزمین فلسطین رخ‌داد تا راه برای اجرای سایر جزئیات معامله‌ی قرن باز شود.

  1. منتفی شدن بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین‌های اشغالی:

در جریان جنایات هفتاد ساله‌ی رژیم‌صهیونیستی علیه مردم فلسطین، در طی مراحل مختلفی صدها هزار نفر کشته شده و یا از اراضی‌اشغالی اخراج شدند و هم‌اکنون حدود شش میلیون از آورگان فلسطینی در اردوگاه‌های کرانه‌باختری، غزه، لبنان، اردن و سوریه سکونت دارند، و از سوی آژانس «امدادرسانی و کاریابی ویژه آوارگان فلسطینی» موسوم به «آنروا» انواع خدمات لازم برای زندگی را دریافت می‌کنند. آمریکا بزرگترین حامی‌مالی این مرکز است، اما ترامپ چندی پیش اعلام کرد که دیگر هیچ‌گونه هزینه‌ای از سوی ایالات‌متحده به «آنروا» پرداخت نخواهد شد.[۳]

این اقدام ترامپ موجب می‌شود تا آوارگان فلسطینی مجبور شوند برای گذراندن زندگی خود به کشورهای عربی پناهده شده و زندگی خود را در کشوری غیر از فلسطین ادامه دهند. نتانیاهو نیز اخیراً طی مصاحبه‌ای اعلام کرد با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت آوارگان فلسطینی به کشور خود برای همیشه لغو می‌شود و چنین امکانی در طرح پیشنهادی ترامپ وجود ندارد.[۴]

انتشار جزئی و تبلیغات مقطعی معامله قرن

همانطور که گفته شد، هر از گاهی بخشی از جزئیات معامله‌ی قرن منتشر می‌شد. اما طی روزهای اخیر مهم‌ترین بخش از مفاد طرح شیطانی معامله‌ی قرن توسط نتانیاهو و روزنامه الاخبار رسانه‌ای شد. طبق ادعای نتانیاهو، نه تنها رژیم‌صهیونیستی از اراضی‌اشغالی عقب‌نشینی نخواهد کرد، بلکه این رژیم تسلط بر کل منطقه غرب اردن را به دست خواهد گرفت. همچنین نتانیاهو در مصاحبه با معاریو مجدداً مدعی شد که به هیچ‌وجه بیت‌المقدس میان یهودیان و فلسطینی‌ها تقسیم نخواهد شد و کنترل آن برعهده رژیم‌صهیونیستی باقی خواهد ماند.[۵]

روزنامه الاخبار نیز پس از مصاحبه نتانیاهو جزئیات تأمل‌برانگیری از معامله‌ی قرن را فاش کرد. بنابر گزارش الاخبار، طرح پیشنهادی کاخ‌سفید بازیگرانی به جز آمریکا و رژیم‌صهیونیستی را نیز دارد. روزنامه مذکور مدعی شد ترامپ از مقامات کشور اردن خواسته تا آوارگان فلسطینی را در اردن پناه دهند و در عوض ۴۵ میلیارد دلار در کشور آن‌ها سرمایه‌گذاری صورت گیرد. همچنین از جزئیات منتشر شده چنین بر می‌آید که اردن  باید بخشی از اراضی خود را به رژیم‌صهیونیستی بدهد و در عوض عربستان نیز موظف است بخش‌هایی از سرزمین خود را به اردن اختصاص دهد. نقش مصر نیز در این بین تسهیل رفت و آمد فلسطینی‌ها به این کشور در ازای کمکِ مالی ۶۵ میلیارد دلاری برای بازسازی شبه‌جزیره سینا می‌باشد.

طبق اعلام روزنامه الاخبار، مطرح کنندگان معامله‌ی قرن قصد دارند با تشکیل اتحادیه‌ای، اداره کرانه‌باختری را به رژیم‌صهیونیستی، حکومت اردن و تشکیلات‌ خودگران فلسطین بسپارند. همچنین روزنامه مذکور تأیید کرد که پشتیبانی‌مالی این طرح توسط برخی از کشورهای عربی صورت خواهد گرفت.[۶]

بازی انتخاباتی نتانیاهو با معامله قرن

با ورود اردن، مصر و عربستان به معامله‌ی قرن، پیچیدگی‌های این طرح بیش از پیش می‌شود. اما با نگاهی تحلیلی می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و ایالات‌متحده از ورودکشورهای نام‌برده به طرح شیطانی معامله‌ی قرن، عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی را دنبال می‌کنند. همچنین نباید فراموش کرد که رژیم‌صهیونیستی در آستانه انتخابات پارلمانی قرار دارد؛ لذا با توجه به رقابت نزدیکی که میان نتانیاهو و حزب آبی و سفیدها وجود دارد،[۷] می‌توان گفت نتانیاهو تلاش می‌کند تا آینده و موجودیت کشور جعلی اسرائیل را به اجرای معامله‌ی قرن و حضور خود او در رأس رژیم‌صهیونیستی گره بزند.

بیشتر بخوانید:
افشای جزئیاتی از طرح ترامپ برای معامله قرن
تیر خلاصی به پیکره قانون معامله قرن
مواضع جهان عرب

عربستان، مصر و اردن کشورهایی هستند که به حضور در معامله‌ی قرن و ایفای نقش چراغ سبز اولیه را نشان داده‌اند.[۸] بنابراین و با اجرای معامله‌ی قرن، اتفاقی عجیب در طی هفت دهه اخیر رخ خواهد داد. کشورهایی عربی که پس از اعلام موجودیت اسرائیل به مبارزه علیه این رژیم برخواسته بودند، امروز آماده هستند تا در ازای وعده‌های آمریکا با بزرگ‌ترین دشمن مسلمانان و بزرگ‌ترین تهدید منطقه همکاری کنند.

همبستگی اردن با رژیم صهیونیستی

وارد کردن اردن به مسئله معامله‌ی قرن مهم‌ترین دستاورد رژیم‌صهیونیستی و آمریکا بود؛ چراکه بدون حضور اردن که از آن به عنوان وطن جایگزین مردم فلسطین یاد می‌شود، طرح شیطانی معامله‌ی قرن قابلیت اجرایی شدن را ندارد. اردن کشوری کوچک محسوب می‌شود، اما می‌تواند نقش بسیار مهمی را در منطقه و مسئله فلسطین بازی کند. چراکه نفوذ و پیش‌روی جمهوری‌اسلامی، از عراق شروع شده، سپس از طریق سوریه، به لبنان و فلسطین امتداد می‌یابد و اگر اردن از ایران روی برگرداند مانع نفوذ ایران و گروه‌های مقاومت به کرانه‌باختری و غزه می‌شود. بنابراین اردن از دوجهت برای محور آمریکایی-صهیونیستی دارای اهمیت به‌شمار می‌رود و این دو جنایتکار نیاز دارند تا اردن را با خود هم‌سو کنند.

سال گذشته تظاهراتی در اردن و در اعتراض به مسائل و بحران اقتصادی شروع شد و همچنین تغییراتی را در ساختار سیاسی اردن به‌جای گذاشت. در نهایت این ناآرامی‌ها زمانی پایان‌یافت که قانون دریافت مالیات از درآمد شهروندان اردنی لغو شد.[۹] اما آنچه که موجب شد تا آرامش به اردن بازگردد، برگزاری جلسه‌ای با حضور عربستان، اردن، امارات و کویت و با تدبیر پادشاه سعودی بود که در پایان جلسه بنا شد مبلغ دو و نیم میلیارد دلار به اردن کمک مالی شود تا مشکلات مالی اردن پایان یابد.[۱۰] لذا این احتمال وجود دارد که آشوب‌های اردن از سوی رژیم‌صهیونیستی و عربستان و با هدف متقاعدکردن اردن برای حضور در معامله‌ی قرن طراحی شده باشد. پس می‌توان نتیجه گرفت، سردمداران طرح منفور معامله‌ی قرن، اردن را وارد یک بحران کردند و سپس با پشتیبانی‌مالی کشورهای عربی، اردن مجبور شد در اجرای معامله‌ی قرن نقشی را برعهده گیرد.

اهداف عربستان از حضور در معامله قرن

پس از اردن، دومین ضلعی که در پیش‌برد معامله‌ی قرن نقش مهمی را ایفا می‌کند عربستان‌سعودی است. طبق اخبار منتشر شده، عربستان در طرح شیطانی ترامپ وظیفه دارد بخشی از اراضی خود را در اختیار اردن گذاشته و همچنین از اجرای طرح نیز پشتیبانی‌مالی انجام دهد. اما صحبتی از دریافت پول یا هرچیز دیگری توسط عربستان به میان نیامده است. به نظر می‌رسد عربستان از حضور در معامله‌ی قرن دو هدف اصلی را دنبال می‌کند:

  1. معرفی ایران به عنوان ابرتهدید منطقه:

رژیم‌صهیونیستی سالهاست به واسطه زور فلسطین را اشغال کرده و جنایات بسیاری را علیه مردم این سزمین انجام داده است. طبیعتاً رژیم ظالمی که صدهاهزار کودک را سلاخی کرده برای منطقه خطرهای بسیار زیادی دارد؛ اما عربستان‌سعودی تلاش می‌کند تا با حضور در طرح شیطانی معامله‌ی قرن، خطر حیات اسرائیل برای مردم و کشورهای منطقه را تقلیل داده و در عوض جمهوری‌اسلامی را به عنوان تهدید منطقه‌ای معرفی کند.[۱۱] گواه این تحلیل، مواضع ضدایرانی مقامات سعودی و روابط دوستانه‌ی آن‌ها با سران آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است. بنابراین بن‌سلمان ولیعهد عربستان تلاش می‌کند تا کشورهای منطقه را در مقابل ایران قرار دهد و خود در مواجه با جمهوری‌اسلامی تنها نباشد.

  1. دست‌یابی به تأسیاست هسته‌ای:

عربستان‌سعودی بیش از ۴ سال است که تلاش می‌کند به کمک کشورهای آسیایی و غیرآسیایی تأسیسات هسته‌ای را در ریاض بنا کند و به تسلیحات هسته‌ای دست یابد. در سال ۱۳۹۴ اخباری منتشر شدند مبنی بر اینکه عربستان و کره‌جنوبی به تفاهمی دست یافته‌اند که طبق آن قرار است کره‌جنوبی با دریافت مبلغ ۵۲ میلیارد دلار از ریاض، تأسیسات ‌هسته‌ای را در طول بیست سال در عربستان مستقر کند.[۱۲]

اما آتش بن‌سلمان ولیعهد سعودی تندتر از سایر مقامات عربستان است و او تلاش می‌کند تا هرچه زودتر ریاض به تأسیسات هسته‌ای مجهز شود. حال آنکه مطرح شدن معامله‌ی قرن فرصت مناسبی است تا عربستان و آمریکا توافق کنند درصورت حضور پررنگ سعودی در معامله‌‌‌ی قرن، ترامپ اجازه کمک آمریکا به ساخت تأسیسات هسته‌ای در ریاض را صادر کند. البته اخیراً اخباری منتشر شده که نشان می‌دهد یک رآکتور اتمی در نزدیکی شهر ریاض ساخته شده و حداکثر تا یک سال دیگر به بهره‌برداری خواهد رسید.[۱۳]

بنابراین می‌توان گفت عربستان درصورتی حاضر به ایفای نقش در معامله‌ی قرن شده که با استفاده از حضور ترامپ در کاخ‌سفید، تأسیسات هسته‌ای که در دست‌یابی یا آن عاجز بوده است را به دست آورد.

سرنوشت معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟

اما سرنوشت رژیم‌صهیونیستی و مردم فلسطین در معامله‌ی قرن چگونه رقم خواهد خورد؟ باتوجه به جزئیات منتشر شده از طرح اختصاصی ترامپ برای منطقه، می‌توان گفت رژیم‌صهیونیستی و هم‌پیمان غربی‌اش تلاش می‌کنند تا سرزمین فلسطین را به کشوری تماماً یهودی تبدیل کنند؛ به طوری که اثری از مردم فلسطین در اراضی‌اشغالی باقی نماند. گواه این موضوع، سخنان نتانیاهو است که اخیراً مدعی شده بود با اجرای معامله‌ی قرن، حق بازگشت مردم فلسطین به اراضی‌اشغالی برای همیشه لغو خواهد شد و رژیم‌صهیونیستی تسلط خود برای اراضی تحت اشغال را حفظ خواهد کرد.

لذا تمام تلاش‌های واشنگتن و تل‌آویو به خارج کردن فلسطینی‌ها از کشور خود معطوف می‌شود. درواقع، ترامپ و نتانیاهو تلاش می‌کنند تا آوارگان فلسطینی را در کشورهای عربی پخش کنند تا خطر بازگشت فلسطینی‌ها به سرزمین‌های اشغالی برای همیشه از بین برود و اسرائیل بتواند بدون مزاحم به حیات نحس خود ادامه دهد. همانطور که گفته شد، قطع کمک‌های مالی ترامپ به «آنروا» در راستای تحقق همین هدف صورت گرفته است.

درصورت اجرای طرح منحوس معامله‌ی قرن، مردم فلسطین بیشترین ضرر را متحمل خواهند شد؛ چراکه براساس این طرح آن‌ها حق برگشت به فلسطین‌اشغالی را نداشته و مجبور هستند در اردن و سایر کشورهای منطقه به زندگی خود ادامه دهند. اما درعوض عربستان، اردن، مصر و رژیم‌صهیونیستی به مقاصد خود دست خواهند یافت.

طبل تو خالی معامله قرن از منظر جبهه‌ی مقاومت

همانطور که گفته شد تمام بازیگران طرح منحوس معامله‌ی قرن با اجرای آن موافق هستند؛ اما محور اصلی این توافق یعنی مردم فلسطین و جریان مقاومت به هچ‌وجه با اجرای توافق مذکور موافق نیستند. جنبش حماس که بزرگ‌ترین مدافع حقوق مردم فلسطین به‌ شمار می‌رود، مطلقاً با اجرای معامله‌ی قرن مخالف است. دفتر سیاسی این جنبش، سال گذشته در طی بیانیه‌ای بر محکوم کردن هرگونه عادی‌سازی روابط رژیم‌صهیونیستی با کشورهای عربی تأکید کرد و همچین با تأکید بر ادامه راهپیمایی‌های بازگشت اظهار داشت: «تظاهرات علیه رژیم‌اشغالگر و تحقق اهداف فلسطینی‌ها حق ملت فلسطین است و ما به مبارزه خود برای نابودی کامل رژیم‌صهیونیستی ادامه خواهیم داد.»[۱۴]

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نیز دیگر مخالف معامله‌ی قرن است. نصرالله طرح شوم ترامپ را تلاشی برای نابودی کامل مسئله فلسطین می‌داند[۱۵] و از نظر او تنها راه جلوگیری از اجرای معامله‌ی قرن، ایستادگی جریان مقاومت از ایران گرفته تا فلسطین در برابر آمریکا و رژیم‌صهیونیستی است.[۱۶]

معامله قرن از منظر مقام معظم رهبری

رهبر معظم انقلاب‌اسلامی نیز پروژه جدید صهیونیست‌ها به همراهی ایالات‌متحده را به «خواب آشفته» تعبیر کرده و درخصوص آینده طرح شیطانی معامله‌ی قرن می‌فرمایند:

«البتّه بدانند که این معامله‌ی قرنی که آن‌ها [آمریکا و رژیم‌صهیونیستی] فکر کرده‌اند، به توفیق الهی هرگز تحقّق نخواهد یافت. به کوری چشم دولت‌مردان آمریکا که دارند خودشان را می‌کشند برای اینکه در قضیّه‌ی فلسطین یک کاری انجام بدهند، قضیّه‌ی فلسطین از یادها نخواهد رفت و شهر مقدّس بیت‌المقدّس پایتخت فلسطین باقی خواهد ماند و قبله‌ی اوّل مسلمان‌ها برای مسلمان‌ها باقی خواهد ماند. این خواب آشفته‌ای که این‌ها دیده‌اند که خیال می‌کنند بیت‌المقدّس را بگیرند و می‌گویند هم روی شهر، هم زیر شهر، هم اعماق شهر -شرقش، غربش، همه‌جایش- باید دست یهود باشد، غلط بیخودی می‌کنند؛ این اتّفاق نخواهد افتاد و مسلّماً ملّت فلسطین در مقابل این می‌ایستد و ملّت‌های مسلمان همه پشت سر ملّت فلسطین خواهند ایستاد و به توفیق الهی نمی‌گذارند این اتّفاق بیفتد.»[۱۷]

شکست معامله قرن از نظر تحلیل‌گران آمریکایی

علاوه بر مخالفت محور مقاومت با معامله‌ی قرن و ایستادگی این جریان در برابر رژیم‌صهیونیستی و آمریکا، تحلیلگران دیگری هستند که سرانجام طرح را شکست پیش‌بینی می‌کنند. برای مثال، «دنیس راس» دیپلمات سابق آمریکایی و مسئول ارشد کاخ‌سفید معتقد است درصورتی که فلسطینی‌ها با اجرای معامله‌ی قرن موافق نباشند، این طرح شکست خواهد خورد. او همچنین اعتقاد دارد  اگرچه ترامپ با کشورهای میانه‌روی عربی مذاکره کرده، اما اجرای قطعی طرح به میل و تحقق آرمان‌های مردم و گروه‌های فلسطینی بستگی دارد.[۱۸]

«شلومو شامیر» تحلیلگر روزنامه صهیونیستی اسرائیل‌هایوم نیز اعتقاد دارد موانع بسیاری از اجرای طرح شوم معامله‌ی قرن جلوگیری می‌کنند. همچنین او طرح ترامپ را به جنینی تعبیر می‌کند که پیش از تولد مرده است و کارایی چندانی ندارد.[۱۹]

نتیجه‌گیری

به طور کلی می‌توان گفت طرح پینشهادی ترامپ برای حل منازعات بین رژیم‌صهیونیستی و فلسطین، به هیچ‌وجه توجهی به حقوق مردم فلسطین ندارد. بلکه در صورت اجرای احتمالی این طرح، اراضی‌اشغالی به کشوری تماماً یهودی تبدیل خواهد شد و فلسطینی‌ها نیز به ناچار باید در کشورهای عربی نظیر مصر و اردن به زندگی خود ادامه دهند. درحقیقت این طرح موجب می‌شود تا آرمان فلسطین و بازپس‌گیری اراضی‌اشغالی از بین برود. البته با توجه به سخنان رهبران محور مقاومت و ایستادگی این جریان و مردم فلسطین، صحبت‌های تحلیلگران سیاسی و پیچدگی‌های معامله‌ی قرن، این طرح با شکست روبرو خواهد شد.

طرح مذکور از حیث مبانی استراتژیک و ژئوپلتیک دارای ضعف‌های فراونی می‌باشد و زمینه اجرایی شدن را ندارد؛ در شرایط فعلی بسیاری کشورهای مختلف و مردم جهان به ظلم و جنایات رژیم‌صهیونیستی واقف شده‌اند و یقینا اجرای چنین طرحی را که منجر به ظلم و غصب بیشتر صهیونیسم‌جهانی می‌گردد اجازه نخواهند داد.

«عبدالباری عطوان» تحلیلگر مطرح جهان عرب معتقد است تعویق عملیاتی شدن طرح معامله‌ی قرن و توقف این طرح در مرحله تبلیغات نشان از شکست این طرح دارد. وی معتقد است پس از شکست‌های متعدد ترامپ و نتانیاهو در منطقه خاورمیانه و بحران‌های داخلی و خارجی خطرناکی که ترامپ با آن‌ها مواجه شده است طرح «معامله‌ قرن» در اتاق مراقبت‌های ویژه «آی‌سی‌یو» زندگی می‌کند و تمام بازیگران اصلی این طرح منتظر ایجاد زمینه‌های مناسب جهت تحقق آن می‌باشند.

 

مجید رحیمی

 

[۱]. https://www.fardanews.com/fa/news/591828

[۲]. https://www.asriran.com/fa/news/585963

[۳]. http://www.ghatreh.com/news/nn44134827

[۴]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۵]. https://www.mashreghnews.ir/news/948227

[۶]. https://kheybar.net/?p=20169

[۷]. http://qodsna.com/fa/326824/%D8%A7%D8%A6%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-

[۸]. https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3404896

[۹]. http://fa.alkawthartv.com/news/144287

[۱۰]. http://www.ansardaily.com/view.php?kindex=9135

[۱۱]. https://www.farsnews.com/news/13970410000256

[۱۲]. http://irdiplomacy.ir/fa/news/1945681

[۱۳]. https://www.radiofarda.com/a/First-Images-of-Saudi-Nuclear-Reactor/29860701.html

[۱۴]. https://www.yjc.ir/00RfB5

[۱۵]. https://www.tabnak.ir/fa/news/812377

[۱۶]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/01/06/1976485

[۱۷]. بیانات در دیدار کارگزاران حج؛ ۱۳۹۷/۰۴/۲۵

[۱۸]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/12/12/1960154

[۱۹]. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1397/09/11/1888775

پایگاه تاریخ تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر، چندی پیش رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در لیست تروریست‌ها قرارداد؛ اقدام خصمانه و غیرمعقول ترامپ موجب شد تعداد زیادی از تحلیلگران سیاسی، به تحلیل چرایی حرکت رئیس‌جمهور ایالات‌متحده بپردازند.

پایگاه صهیون‌پژوهی خیبر نیز به جهت بررسی دلایل و نتایج اقدام اخیر ترامپ، گفتگویی را با استاد حسین شیخ‌الاسلام مدیرکل سابق امور بین‌الملل مجلس شورای اسلامی و مشاور فعلی وزیر امورخارجه کشورمان انجام داده است. در ادامه متن این مصاحبه تقدیم می‌گردد.

خیبر: استاد شیخ‌الاسلام، درخصوص سیاست‌های مدنظر ترامپ که موجب شد سپاه پاسداران را در شمار گروه‌های تروریستی قرار دهد، توضیحاتی ارائه بفرمایید.

استاد شیخ‌الاسلام: این اقدام ترامپ نشان از عجز آمریکا دارد، زیرا اگر اقدامات قبلی آمریکایی‌ها با موفقیت همراه می‌شد اکنون نیاز نبود تا آن‌ها به چنین فعل پرخطری دست بزنند؛ البته تصمیمات وی موفقیتی را دربر نخواهد داشت و سرانجام شکست خواهد خورد. زیرا این اقدام آمریکا حرکتی خلاف عرف سیاسی و غیردیپلماتیک بود که این کشور را متحمل هزینه خواهد کرد.

نکته دیگر این است که آمریکا متوسل به حرکتی شده که از نتیجه آن اطلاعی ندارد. انجام دهنده‌ی این اقدام نامتعارف نیز ترامپ بود که به کار خویش چندان مسلط نیست و لغزش‌های دیگری را نیز در کارنامه دارد. برای مثال، در جریان درگیری که میان عربستان و قطر پیش‌آمد، ترامپ با سعودی‌ها هم‌سو شد؛ اما مدتی بعد از اینکه مطلع شد آمریکا ده هزار نیرو و تعدادی پایگاه نظامی در قطر دارد، موضع خود را تغییر داد.

اکنون چنین فردی که دارای تسلط بر مواضع سیاسی خویش نیست، سپاه را در لیست تروریست‌ها قرار داده است. اما ترامپ سیاستمداری است که به عواقب مواضع خود نمی‌اندیشد و با نتایج اقدامات خود یقیناً روبرو خواهد شد. اکنون ترامپ، سپاه پاسداران را گروهی تروریستی می‌داند و از نظر آمریکایی‌ها نیز مذاکره با تروریست امکان ندارد. اما بالاخره گذر کشتی‌های آمریکا به خلیج‌فارس خواهد افتاد و نیروهای آمریکایی نیاز دارند تا با نیروهای سپاه پاسداران مذاکره کرده و برای تردد در آب‌های ایران از آنان اجازه کسب کنند.

ترامپ منافع‌ملی آمریکا را فدای سیاست‌ها  شخصی خود کرده است

همچنین می‌توان گفت ترامپ امنیت و منافع‌ملی آمریکا را فدای سیاست‌ها و منافع شخصی خود کرده است. زیرا ترامپ نیز مانند همه رئیس‌جمهورها تلاش می‌کند تا در  دور دوم انتخابات نیز برگزیده شود و مجدداً قدرت را در دست گیرد. لذا تروریست خواندن سپاه پاسداران را در راستای حمایت از نتانیاهو انجام داد تا نتانیاهو و صهیونیست‌ها نیز در انتخابات بعدی آمریکا از ترامپ حمایت کنند.

نتانیاهو در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی رژیم‌صهیونیستی در صفحه عبری توئیتری خود از ترامپ بابت پذیرش پیشنهاد نتانیاهو تشکر کرد. در واقع نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات به تندروی نیاز دارد و این تندروی‌ها را آمریکا و ترامپ برای نتانیاهو انجام می‌دهند. اما نتانیاهو در صفحه انگلیسی توئیتر خود از لفظ دشمن مشترک استفاده کرد و نوشت: «ممنون که دشمن دو کشور اسرائیل و آمریکا را در لیست تروریست‌ها قرار دادی». در حقیقت، نتانیاهو در صفحه عبری زبان خویش، اقدام ترامپ را نتیجه درخواست او معرفی کرد تا شانس پیروزی خود در انتخابات را افزایش دهد.

خیبر: به نظر شما بعد از این اقدام، چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟

استاد شیخ‌الاسلام: این اقدام آمریکا، حرکتی روانی و سیاسی است و از نظر من تهدید عملی محسوب نمی‌شود؛ زیرا ترامپ از توان نظامی جمهوری‌اسلامی و قدرت پاسخگویی ایران و سپاه مطلع است. از آنجایی که ترامپ تلاش می‌کند تا در انتخابات آتی آمریکا پیروز شود، این تشنج در داخل آمریکا به ضرر ترامپ خواهد بود و در منطقه خلیج فارس نیز باعث بالارفتن قیمت نفت می‌شود. بنابراین ترامپ در انتخابات متضرر خواهد شد.

از سوی دیگر ترامپ مدتی پیش مدعی شد می‌خواهد نیروهای نظامی آمریکا را از منطقه خارج کند. همچنین او هم‌اکنون مشغول مذاکره با گروهک طالبان در کشور افغانستان می‌باشد تا نیروهایش را خارج کند؛ اما ایجاد چنین تشنجی با اقدام اخیر ترامپ منافات دارد.

به طور کلی من تحلیل چندان جدی را برای اقدام اخیر ترامپ لازم نمی‌بینم؛ زیرا ما در بعد نظامی دارای قدرت بسیار زیادی هستم و اینکه حرکت ترامپ موجب بالارفتن قیمت نفت خواهد شد و قول رئیس‌جمهور ایالات‌متحده مبنی بر خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه نیز با اقدام اخیر او در تعارض است.

خیبر: عملیات‌روانی اخیر ترامپ چقدر در پیروزی نتانیاهو در انتخابات مؤثر است؟

استاد شیخ‌الاسلام: پاسخ این سوال بعد از اعلام نتایج انتخابات اسرائیل مشخص خواهد شد. اما عملیات‌روانی دشمن در بحث ارز و نوسانات آن تاثیر خواهد داشت؛ زیرا در کشورما دلال‌های ارز منتظر به دست آمدن فرصت برای سوء استفاده هستند.

خیبر: با توجه به برگزاری انتخابات اسرائیل، توسعه پروژه شهرک‌سازی توسط نتانیاهو و عملیات‌روانی اخیر ترامپ و نتانیاهو، شرایط فعلی رژیم‌صهیونیستی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

استاد شیخ‌الاسلام: نقطه‌ ضعف رژیم‌صهیونیستی مسئله امنیت آن‌ها می‌باشد و چنین اقدامی موجب به خطر افتادن و تضعیف امنیت اسرائیل خواهد شد. همانطور که معرفی قدس به عنوان پایتخت کشور جعلی اسرائیل موجب می‌شود تا مردم کشورهای عربی بیشتر از قبل با رژیم‌صهیونیستی زاویه پیدا کنند؛ زیرا اعراب منطقه، قدس‌شریف را پایتخت فلسطین و قبله اولین مسلمین می‌دانند و در نتیجه خصومت آنان نسبت به اسرائیل افزایش می‌یابد.

همکاری دولت‌های ذلیل عربی نظیر عربستان با رژیم‌صهیونیستی نیز باعث می‌شود تا فاصله میان مردم و حاکمیت در این کشورها زیاد شده و با ضعیف‌تر شدن محور عبری، عربی و آمریکایی، قدرت جریان مقاومت بیشتر شود.

به گزارش تاریخی تطبیقی به نقل از پایگاه صهیون پژوهی خیبر؛ تجارت مشرق زمین در قرن شانزدهم به طور عمده در دست بازرگانان مسلمان بود. به شکلی که حتی بازارهای اروپایی تحت تأثیر این تجارت رقم می‌خورد. در این بین تجّار ونیزی، جنوایی و یهودیان ایتالیایی بیشتر نقش دلال را ایفا کرده و واسطه انتقال کالاهای تجاری مسلمانان به بازارهای اروپا بودند.

در تجارت شرق و اروپا تنها سه راه اصلی وجود داشت که هر سه آنان به ایتالیا ختم می‌شد. همین امر سبب شد این کشور، به قلمرو فرهنگ و سیاست اروپای عصر خود تبدیل شود. به نوشته محقق آلمانی، خانم «زیگرید هونکه»: «ونیز اگر با مسلمانان تجارت نمی‌داشت، نمی‌توانست آن چیزی بشود که شد».

در این مسیر تجاری، ایران یا به عبارتی بنادر هرمز و کیش، نقش رابط را ایفا می‌کردند و به تعبیری برخی در قلب این شبکه تجاری قرار داشتند. همین امر سبب شد تا بعدها پرتغالی‌ها و هلندی‌ها به این مناطق دست درازی کنند. به عبارتی این قرن اوج تکاپوی تجاری اروپا به خصوص یهودیان در این بنادر است.

دوران الیزابت اول (۱۶۰۳-۱۵۵۸م) سرآغاز امپراطوری مستعمراتی انگلیس است. از این زمان خاندان سلطنتی اقدام به مشارکت جدی در «تجارت برده» و تاسیس پلانت‌ها در قاره آمریکا می‌کند و همین طور زمانی است که نفوذ یهودیان به دربار انگلیس رشدی مضاعف می‌یابد.  علت آن نیز معاشرت بیش از حد ملکه با یهودیان و علاقه ویژه او به مطالعات عبری بود.

زمان به حاکمیت رسیدن الیزابت، جامعه انگلیس شرایط اقتصادی خوبی نداشت بدین جهت برای تامین مخارج زیاد دربار، دست به مشارکت با دزدان دریایی و سرمایه گذاری در تجارت برده زد. در این بین «سر جان هاوکینز» و «سر فرانسیس دریک» دو فرد نزدیک به ملکه محسوب می‌شدند. هاوکینز بنیانگذار تجارت انگلیس و آمریکای جنوبی بوده و سرپرستی تجارت برده الیزابت را بر عهده داشت. «دریک» نیز در این سال‌ها سگ درنده ملکه بود که به دستور او به کاروان‌های تجاری حمله می‌کرد.

جستجوی دریایی انگلستان نیز از سال ۱۵۷۶م شروع شد که بسیاری از آن‎‌ها به قاره آمریکا ختم می‌شد. همه این امور باعث شد سرمایه‌های فراوانی به این کشور و دربار ملکه سرازیر شود. این غارتگری و کشورگشایی انگلیس، فلیپ دوم پادشاه اسپانیا را بر آن داشت تا از انحصار تجارت مشرق و آمریکایی خود دفاع و آن را حفظ کند. به همین دلیل تبدیل به دشمنی سرسخت برای الیزابت شد.

اما فتنه انگیزیی‌های ملکه الیزابت در مستعمرات اروپایی اسپانیا سبب شد در ۱۵۸۵م جنگی بیست ساله بین دو کشور در بگیرد. دو سال بعد نیروی دریایی انگلیس در کمال ناباوری ناوگان قدرتمند دریایی اسپانیا  یعنی «آرمادا»۲ را شکست داد. این سرآغاز حکومت یک صد ساله انگلیس بر تجارت شرق و استعمار نیمی از کشورهای جهان بود. ۱

پی‌نوشت:

۱ – زرسالاران یهودی و پارسی، شهبازی، عبدالله، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تهران، چاپ اول: ۱۳۷۷، ص۷۰-۴۱٫

۲- Armada

پیوند یهودیان و حکمرانان اروپایی به سده نهم میلادی باز می‌گردد. همچنین اهمیت آنان به عنوان تجار بین الملل در قرن‌های ده و یازده بیشتر شده به شکلی که در ۱۰۸۴م اسقف شهر اسپیر (غرب آلمان) طی فرمانی اجازه اقامت و مهاجرت یهودیان را صادر می‌کند. در این دوره به یهودیان آزادی مطلق و باورنکردنی در روابط اقتصادی و اجتماعی داده شد تا جایی که با آنان بر طبق قوانین یهود قضاوت می‌شد. همچنین این یهودیان از طریق برقراری ارتباط با یهودیان بغداد و اندلس، توانستند یک شبکه جهانی تجاری و مالی، بر اساس ربا را بنا کنند.

رونق رباخواری یهودیان

شروع جنگ‌های صلیبی در نیمه دوم سده یازدهم میلادی، با رونق رباخواری یهودیان و افزایش قدرت آنان در اروپا مرکزی همراه بود. شهسواران مسیح برای تامین مخارج جنگ و تجهیز سربازان خود به نقدینگی محتاج بودند. در مساله حمله به اندلس و تهاجم اسپانیا و پرتغال به موراء بحار، سرمایه گزاری الیگارشی یهود نقش تعیین کننده‌ای داشت.

در واقع یهودیان به دلیل ارتباط قوی و گسترده با یهودیان شرق، نقدینگی و کمک‌های مالی مورد نیاز را در اختیار شوالیه‌ها قرار می‌دادند. در مقابل، یهودیان یا از غنائم سهم می‌بردند و یا پس از جنگ پول اولیه خود را با بهره کلان دریافت می‌کردند. البته پرداخت سود بالا برای شوالیه‌ها هیچگاه سخت و مشکل ساز نبود. چرا که ثروت حاصل از تاراج چنان عظیم بود که هم اصل سرمایه گذاری و سود یهودیان پرداخت می‌شد و هم خزانه‌ای سرشار برای شهسواران مسیح یا حکومت فراهم می‌ساخت.

جالب است که این کمک مالی به مسیحیان تحت عنوان مسأله ربا به غیر یهودیان حتی در فقه یهود نیز نمود پیدا کرده و در بین حاخام‌هایی مثل «یعقوب بن مه یر» و «داوود کمهی نور بونی» به بحث روز بدل شود.

رباخواری در مسیحیت همچون اسلام حرام و ممنوع بود. به همین جهت گسترش رباخواری در اروپای مسیحی در سده‌های یازده و دوازده، سرآغاز فرایند سکولاریزه شدن اروپا و جدایی حکومت از احکام شرعی بود. اگر چه این امر بسیار دیرتر یعنی در سده شانزدهم تحقق یافت.

منبع: زرسالاران یهودی و پارسی، شهبازی، عبدالله، ج۲، ص۱۰۹-۱۰۶

 

 

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

 

یهودیان زمانی تصمیم بر تشکیل ملت واحد یهود در فلسطین را گرفتند که ۹۵% مردم این سرزمین را مسلمانان و مسیحیان تشکیل می‌دادند. آن‌ها برای تشکیل کشور نیازمند زمین و مردم بودند، بنابراین فعالیت‌های خود را به دو بخش درون مرزی و برون مرزی تقسیم کردند.

در اولین اقدام شروع به خرید زمین فلسطینی‌ها کردند که با هشیاری مسلمانان نتوانستند توفیق چندانی بدست آورند. در مرحله بعدی سیل مهاجرت یهودیان صهیونیسم به این سرزمین آغاز شد که با کمک انگلستان و اهدای زمین از جانب او، جمعیت آنان به ۳۰% رسید.

آن‌ها به منظور تسریع این جریان، گروهک‌های تروریستی و جنایتکار مختلفی مثل آرگون را راه اندازی کرده و این گروهک‌ها از طریق ترور و قتل عام، مسلمانان را مجبور به ترک از سرزمین آبا و اجدادی خود می‌کردند. البته دولت انگلستان نیز از این حملات بی نصیب نمی‌ماند. این امور سبب شد انگلستان به اجبار در ۱۹۴۷م به قیمومیت خود در این کشور پایان داده و تعیین سرنوشت این ملت را به سازمان ملل متحد محوّل کند.

با این که یکی از مبانی و اصول اساسی این سازمان دمکراسی و تعیین سرنوشت مردم توسط خود آن‌هاست، انتظار می‌رفت در این مورد انتخاباتی عادلانه برگزار شود تا ساکنان آن بتوانند کشوری مستقل را تشکیل دهند. اما صهیونیست‌ها با اعمال فشار بر کشورها‌ی مختلف و لابی گری کاری کردند که سازمان ملل قطعنامه سهم نامتعارف ۵۵% خاک فلسطین برای یهودیان را صادر کند. در این بین حمایت آمریکا از این حکم در حالی بود که به عقیده بسیاری از مقام‌های آمریکایی، وقوع این امر بر خلاف منافع ملی ایالات متحده در منطقه خواهد بود. پس چرا آمریکا از این طرح حمایت همه جانبه می‌کرد؟

وزارت خارجه آمریکا به شدت مخالف طرح تقسیم بود. به طور مثال «مدیر اداره خاور نزدیک و امور آفریقایی وزارات خارجه آمریکا» به طور مرتب مخالفت و اعتراض خود نسبت به این طرح را ابراز می‌داشت. «لوی هندرسون»۱ به عنوان مدیر این بخش بارها هشدار داد بود که این طرح جدای از به خطر انداختن منافع آمریکا، با خواست مردم فلسطین نیز در تضاد است. او تاکید می‌کرد که در صورت حمایت آمریکا از این طرح، جایگاه اخلاقی و موقعیت سیاسی خود در منطقه را از دست خواهد داد.

هندرسون صراحتاً می‌گفت: «ما اعتبار خود را از دست خواهیم داد و برای سال‌های مدید از ما به عنوان خائن به اصول دمکراتیک یاد خواهد شد؛ اصولی که خود ما در دوره جنگ جهانی دوم بارها آن را به زبان آورده‌ایم». به عقیده او «چنین طرحی، اصلی همچون حق تعیین سرنوشت و قاعده اکثریت را نقض می‌کند. این پیشنهاد در واقع به معنای پذیرش اصول یک دولت دینی- نژادی است که می‌تواند موجب ایجاد تبعیض مذهبی و نژادی شود.»

در مقابل صهیونیست‌ها، خانواده او را تهدید کردند و او را یهود ستیز نامیدند. آنان به وزارت خارجه فشار آوردند تا هندرسون را به جای دیگری منتقل کنند. به همین دلیل هری ترومن (رئیس جمهور وقت) تحت فشار یهودیان صهیونیسم، هندرسون را به عنوان سفیر به نپال منتقل کرد.

بعد از این مدیر برنامه ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا در ۱۹ ژانویه ۱۹۴۷م سند محرمانه‌ای را منتشر کرد که در آن توضیح داده شده بود با حمایت آمریکا از این طرح، بهره برداری نفتی و ایجاد پایگاه هوایی برای آمریکا در منطقه با خطر مواجه خواهد شد.

«گوردون پی مریام»۲ هم به عنوان رئیس بخش خاور نزدیک وزارت خارجه‌ی آمریکا با استناد به دلایل اخلاقی معتقد بود «طرح تقسیم فلسطین» به عنوان راه حل، بدون توجه به رضایت اعراب و یهودیان، باعث می‌شود تا مبانی و اصول حق تعیین سرنوشت خود را نقض کنیم. اصولی که «منشور آتلانتیک»۳، بیانیه سازمان ملل متحد و منشور سازمان ملل بر مبنای آن بنا شده است.

سازمان سیا در ۱۹۴۷م طی گزارشی اعلام می‌کند اهداف صهیونیسم باعث می‌شود یهودیان و منافع راهبردی قدرت‌های خاورمیانه و نزدیک به خطر افتد.

«هنری اف گرادی»۴ یک از دیپلماتیک‌های آمریکایی بود که ریاست کمسیون حل معضل فلسطین را بر عهده داشت. او در این باره می‌گوید: «من ریاست کمسیون‌های مختلف دولتی را بر عهده داشته‌ام، اما در هیچ جای دیگر با این میزان خیانت و عهد شکنی مواجه نشده بودم». گرادی در پایان سخنان خود چنین نتیجه می‌گیرد که «بدون فشار صهیونیسم، ایالت متحده هیچ نوع دشمنی با دولت‌های عرب نداشت.»

در مقابل «هری ترومن» همه این تحلیل‌ها و مخالفت‌ها را نادیده گرفته و به گفته مشاوره خود «کلیفورد» عمل می‌کند. یعنی برای پیروزی در انتخابات بعدی، از طرح تقسیم حمایت کرد. همین امر سبب شد تا وزیر خارجه و دفاع او از این که می‌دیدند ملاحظات انتخاباتی، بر منافع ملی ارجحیت دارد به شدت ناراحت و خشمگین شوند.

ترومن بعدها در یادداشت‌های خود می‌نویسد: «فکر نمی‌کنم که من تا کنون در کاخ سفید به اندازه این موضوع تحت فشار قرار گرفته باشم». البته او در کنار این فشارهای سیاسی و اجتماعی از کمک‌های مالی یهودیان صهیونیسم بهره‌مند می‌شد. به طور مثال او در سفرهای خود به بخش‌های مختلف آمریکا همواره چمدانی پر از پول دریافت می‌کرد.

افراد تاثیر گزار بر ترومن در این جریان مختلف بودند. یکی از این افراد «آبراهام فین برگ»۵ بود که به عنوان تاجری ثروتمند، واسطه جریان صهیونیسم با ترومن بود. در واقع این فین برگ بود که هزینه‌های سفر تبلیغاتی ترومن را تأمین می‌کرده تا آنجا که ترومن، پیروزی خود در انتخابات را به فین برگ نسبت می‌دهد.

دومین فرد، شخصی به نام «دیوید کی نایلز» بود. او در جایگاه مشاوری مورد اعتماد، اطلاعات محرمانه کشور آمریکا را به اسرائیل منتقل می‌کرد که بعد از بر ملا شدن ماجرا مجبور به استعفا شد. به همین ترتیب «ادی جاکوبسن» و «سم روزنمن» هر یک به نحوی خط ارتباطی رئیس جمهور با صهیونیست‌ها بودند و به دلیل نزدیکی با او، مانع از رسیدن سایر اخبار به او می‌شدند. این امر بیانگر نفوذ قدرتمند صهیونیست‌ها در ارکان‌های مهم تصمیم گیری ایالات متحده آمریکا است. در حقیقت صهیونیست‌ها از آمریکا به عنوان سپر نیابتی برای تشکیل کشور خود استفاده کردند و در این میان، این مردم آمریکا بودند که تاوان چنین تصمیم نابه‌جایی را دادند.

 

پی‌نوشت:

۱ – loy henderson

۲- Gordon P.merriam

۳- Atlontic charter

۴- Henry F grady

۵- Abraham feinberg

منبع: انجم سری پروشیم، ویر، آلیسون، ترجمه: علیرضا ثمودی پیله رود، چاپ اول: ۱۳۹۴، تهران، خبرگزاری فارس، ص۷۵-۶۵٫

کتاب: Against our better judgment: the hidden history of how the u.s was used to create Israel,2014. نویسنده: Alison weir

 

میلاد پور عسکری

عده‌ای سؤال می‌کنند چطور ممکن است کشوری جعلی به‌نام اسرائیل که با کمک‌های آمریکا، انگلیس و فرانسه به‌وجود آمده، اکنون بر این کشورها تسلط داشته باشد. با توجه به این پرسش نگاهی داریم بر نمونه‌هایی از نفوذ یهودیان صهیونیست در آمریکا و سازمان‌های بین‌الملل نظیر سازمان­‌ملل، سازمان انرژی اتمی و سازمان‌های حقوق­‌بشر.

مطالب این گزارش برگرفته از سخنرانی استاد رحیم­‌پور ازغدی در روز قدس سال ۱۳۹۶ه.ش می‌باشد. به‌گفته استاد، منابع مطالب پیش‌رو، کتاب‌های دایره المعارف یهود و کتاب دایره المعارف صهیونیسم و برخی منابع معتبر دیگر هستند.

یهود در آمریکا به لحاظ جمعیت یکی از کوچکترین جمعیت‌ها محسوب می‌شود. حدود ۵ میلیون یهودی بر ۸۰ تا ۹۰% از نهادهای قدرت، ثروت و رسانه مسلط هستند. اکنون بعد از فلسطین اشغالی بزرگترین جمعیت یهودیان جهان در آمریکا ساکن است. مجمع یهودیان جهان، تعداد یهودیان را ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر اعلام می‌کند. اغلب یهودیان فعلی، مذهبی و اهل عبادات نیستند و سبک‌­زندگی سکولار را برگزیده­‌اند. اما اقلیت بسیار کوچکی که بنیادگرایان یهودی نامیده می‌­شوند متدین و پای­بند به دین خود هستند. عده‌­ای از این یهودیان با رژیم‌­صهیونیستی موافق و عده­‌ای دیگر نیز به‌­شدت با این رژیم و تشکیل آن مخالفت می‌­کنند.

یهودیان صهیونیست و سرمایه­‌دار تقریبا مراکز اصلی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی آمریکا را در اختیار دارند. از ابتدایی که وارد آمریکا شدند، شبکه‌­هایی را ایجاد کردند تا حضور یهودیان صهیونیسم در آمریکا و در اروپا را استحکام ببخشند.

قبل از تأسیس رژیم‌­صهیونیستی بیشترین دشمنان یهود اروپایی‌­ها بودند، لذا یکی از دلایل ایجاد اسرائیل این بود که یهودیان را از اروپا بیرون کنند. در ابتدای بحث انتقال یهودیان، نام کشورهایی در آمریکای­‌لاتین و در جهان‌­اسلام مطرح می­شد. اما با توجه به زمینه تاریخی بنی‌­اسرائیل، نهایتاً فلسطین برای ایجاد یک کشور یهودی انتخاب شد.

نگاه اول یهودیان برای نفوذ به آمریکا بود. چراکه در اروپا تحت فشار بودند، آمریکا نیز کشوری تاز‌‌ه ­تأسیس و تقریبا ابرقدرت به ­شمار می­رفت. همچنین آمریکا بعد از جنگ­جهانی دوم نفوذ بسیار زیادی در سازمان­های بین‌­المللی، سیاست­‌های جهان و نهادهای بین‌­المللی پیدا کرده بود.


امروز یهودیان صهیونیست و وابستگان صهیونیست در پشت‌­پرده شخصیت­های تعیین‌­کننده در پنتاگون، وزارت­ جنگ آمریکا، هالیوود، رسانه، کمپانی­های اقتصادی و سرمایه­داری، بانک­های بزرگ آمریکا، دانشگاه­های مطرح و مشهور آمریکا و کارخانه­‌های اسلحه­‌سازی حضور دارند. اغلب سرمایه‌­گذاران تبلیغات ریاست‌­جمهوری در حزب­های جمهوری­خواه و دموکرات در ایالات ­متحده صهیونیست­ها هستند. بین ۶۰ تا ۷۵% هزینه ­های تبلیغات هر دو حزب توسط صهیونیست­ها تأمین می­شود. خط قرمز کاندیداهای جمهوری‌­خواه و دموکرات، رضایت یهودیان آمریکا است و هر دو در تلاش هستند تا در بیعت با این رژیم از دیگری سبقت بگیرند.


نفوذ صهیونیسم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

از رئیس‌­­جمهور فعلی آمریکا گرفته تا «ویلسون»[۱] و «اوباما»[۲]، همگی اعلام می­کنند که وام­دار صهیونیست­ها و سرمایه ­داران یهودیِ آمریکا هستند. همة رئیس­جمهورهای ۴۰ سال اخیر ایالات‌متحده به‌­محض رسیدن به قدرت طی سفری به اسرائیل با صهیونیست­ها بیعت کرده و از تهدید این رژیم به‌­منزله تهدید خود یاد می­کنند.

ورود آمریکا به جنگ­ جهانی اول توسط سرمایه­ داران یهودی و صهیونیستی صورت ­گرفت و بدینوسیله نتیجه جنگ تغییر کرد. در ازای این اتفاق، توافق­نامه «سایکس­پیکو» امضا شد و طی آن جهان­ عرب و جهان ­اسلام بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد. تقسیم­بندی ­های غرب ­آسیا و شکل ­گیری رژی م­صهیونیستی نیز به این دوران باز می‌گردد. عامل رخ­دادن همة این اتفاقات صهیونیست­ها و نفوذ زیاد آن­ها می­باشد.

یهودیان آلمان به رهبری «وایزمن»[۳] در میانة جنگ­‌جهانی اول از انگلیسی­ها خواستند تسلیم آلمان­ها نشوند و بناشد با خارج­‌کردن آمریکا از حالت بی­طرف و با متحدکردن ایالات­ متحده با انگلیس، پیروزی در جنگ نصیب انگلیسی­‌ها شود. همچنین قرار شد در عوض این لطف از سوی یهودیان آلمان، آمریکایی‌­ها و انگلیسی­‌ها فلسطین را برای تسخیر و اشغال یهودیان مهیا کنند.

«وایزمن» از طریق توافق با «والتر روچیلد»[۴] سرمایه­‌دار بزرگ یهودی انگلیسی، «جیمز بالفور»[۵] رئیس نیروی­‌دریایی انگلیس و وزیر تسلیحات بریتانیا سبب شد تا آمریکا وارد جنگ شده و با تغییر نتیجه جنگ، کشوری جعلی برای یهودیان تأسیس شود.

شعار «ویلسون» در دور دوم انتخابات ریاست­ جمهوری ایالات‌متحده، بیرون نگه­داشتن آمریکا از جنگ بود. اما در همین دوران عملاً وارد جنگ شد. خاخام «استفان وایز»[۶] پیشنهاد ورود ایالات‌متحده به جنگ را ارائه کرد. رئیس دادگاه عالی آمریکا در آن دوران شخصی یهودی بود «ویلسون» را متقاعد کرد تا آمریکا وارد جنگ شود. نهایتاً درگیری بین کشتی حامل آمریکایی ­ها با یک ناو جنگی آلمان زمینه ­ساز ورود آمریکا به جنگ ­جهانی اول شد. سپس همین فردی که با شعار صلح برای ۴سال دوم به ­عنوان رئیس‌­جمهور ایالات‌متحده انتخاب شده بود، نقش مهمی را در صدور اعلامیه بالفور ایفا کرد و همراه با انگلیسی­ها اشغال فلسطین را به­‌رسمت شناخت.

نفوذ و تاثیرگذاری اقلیت صهیونیست در آمریکا بسیار زیاد است. آن­ها متخصص سازمان­دهی کردن و فعالیت­های متمرکز هستند و از ثروت و رسانه نیز به­‌خوبی استفاده می‌­کنند. با این­که تعداد اعراب و مسلمانان بومی و مهاجر آمریکا بیشتر از یهودیان است، اما همیشه صهیونیست­ها بر نهادهای اصلی قدرت، ثروت و نظامی­گری در آمریکا مسلط بوده‌­اند.

تاثیر یهودیان در ایالات‌­متحده در دوران همه رئیس‌­جمهور­ها برقرار بوده است. برای مثال در دوره «ترومن»[۷] که جنگ بین‌­الملل دوم رخ­داد و ژاپن مورد حمله اتمی قرار گرفت، صهیونیست­ها به­‌شکلی علنی در حاکمیت آمریکا نفوذ داشتند.

کمک­های «ترومن» و مذاکره او با رئیس رژیم­‌صهیونیستی یعنی «وایزمن»، باعث شد تا صحرای نقب به‌­طور رسمی به رژیم­‌صهیونیستی واگذار و ۶۵% فلسطین اشغال شود. در سال ۱۹۴۸م. که اسرائیل با کمک­های ویژه آمریکا، انگلیس و سازمان­‌ملل تشکیل و به­‌رسمیت شناخته شد، رئیس­‌جمهور آمریکا رسماً اعلام کرد هرگونه در خواست مبنی ­بر به‌­رسمیت شناختن اسرائیل را سریعاً مورد تایید خود قرار می­‌دهد. لذا ۱۱ دقیقه بعد از این­که رژیم‌­صهیونیستی اعلام موجودیت کرد، «ترومن» این رژیم جعلی را به‌­رسمیت شناخت.

در دوران رئیس­‌جمهورهای دیگر آمریکا نیز شرایط به همین منوال بود. در زمان «ویلسون» و «جرالد فورد»[۸]، سیاست­­‌خارجی ایالات‌متحده علناً صهیونیستی شد و ایدئولوگ سیاست­های آمریکا افرادی مانند «هنری کیسینجر»[۹] یهودی‌­مسلک بودند. با استراتژی­‌های «کیسینجر»، تقویت رژیم‌­صهیونیستی و تضعیف جهان­‌اسلام و عرب پیگیری و سلاح­های پیشرفته‌­ای به اسرائیل ارسال می­شد.

در دوران «بوش پدر»[۱۰]، برای کارمندان دولت در رده­ه‌ای بالا فیلتر اعمال شده ­بود و تنها افرادی حق حضور در مناسب برتر دولتی را داشتند که یهودی یا دسته­‌کم طرفدار اسرائیل ­بودند. «دیک چنی»[۱۱] وزیر جنگ «بوش پدر» صهیونیسم بود و در دوره ریاست­ جمهوری «بوش پسر»[۱۲] نیز به ­عنوان معاون فعالیت می­کرد.

در زمان «کلینتون»[۱۳] نیز تحکّم صهیونیست­ها بر حکومت آمریکا بسیار علنی و گسترده شد. مسئولیت­هایی نظیر مسئول برنامه ­ریزی روزانه «کلینتون»، مشاور قانونی و مشاور اقتصادی رئیس ­جمهور، رئیس­ کل شورای امنیت آمریکا، وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا همگی یهودی بودند. همچنین از ۱۱ عضو شورای امنیت ­ملی آمریکا، ۷ نفر صهیونیستی بودند و تصمیم­‌های اساسی امنیتی درون آمریکا، وزارت­ جنگ و وزارت خارجه با تصمیم­‌های این افراد اتخاذ می ­شد.

برخی از یهودیان صهیونیست که در دوره ریاست­ جمهور­های مختلف ایالات‌متحده، بر آمریکا سلطه و نفوذ داشتند به­ همراه برخی فعالیت­ها و سوابق آنان عبارت است از:

  1. «مادلین آلبرایت»[۱۴]:
    • وزیر خارجه دولت «کلینتون»
    • تلاش برای تطهیر رژیم­ صهیونیستی و دریافت حقوق در ازای این کار
    • خانم «آلبرایت» ابتدا یهودی بودن خود را پنهان می­کرد، اما مدتی بعد از فعالیت­های سیاسی، هویت یهودی او توسط یک روزنامه­ نگار فاش شد
  2. «پاول ولفویتز»[۱۵]:
    • معاون وزیر جنگ در دوره «بوش»
    • یکی از طراحان اصلی حمله به عراق
  3. «ریچارد پرل»[۱۶]:
    • مشاور «بوش» در سیاست ­خارجی
    • سرپرست شورای سیاست­ جنگی پنتاگون
  4. «داگلاس فیث»:[۱۷]
    • صهیونیستی افراطی، طرفدار اسرائیل و شدیداً اسلام ­ستیز
    • معاون وزیر جنگ و مشاور سیاسی پنتاگون در زمان «بوش»
    • رئیس مرکز استراتژی­های آمریکا در دوره «بوش پسر»
    • همکاری با گروه­های صهیونیستی تندرو
    • نماینده دستگاه ­نظامی اسرائیل در آمریکا
  5. «اليوت آبرامز»[۱۸]:
    • جنگ ­طلب و طرفدار افراطی صهیونیست
    • دستیار وزیر خارجه در دوره «ریگان»[۱۹]
    • مشاور شورای امنیت­ ملی در آمریکا
    • طراح و گرداننده چندین اتاق ­فکر در حوزه سیاست­های واشنگتن
    • مسئول آمریکای­ لاتین در وزارت خارجه آمریکا
    • یکی از شخصیت­های برجسته و صاحب ­نفوذ در آمریکا
  6. «هنری کیسینجر»:
    • سیاست­مدار یهودی و آلمانی­ تبار
    • وزیر خارجه در دوره «نیکسون»[۲۰] و «فورد»
    • یکی از مشوقان حمله به عراق
    • از جمله مشاوران و نظریه ­پردازان همیشگی وزارت جنگ، وزارت خارجه، پنتاگون، شورای سیاست­دفاعی و مشاور برجسته امنیت­ ملی آمریکا
    • مدیر و رئیس سیاست­ خارجی ایالات­ متحده در جنگ سرد آمریکا و شوروی به­ مدت ۸ سال
    • عضو دائم گروه «بیلدر برگ»[۲۱]
    • یکی از طراحان جنایات آمریکا در ویتنام
    • نظریات وی همچنان مورد توجه جمهوری­خواه و دموکرات قرار دارد
  7. «ریچارد هاس»[۲۲]:
    • جنگ­ طلب و یهودی صهیونیست
    • مدیر برنامه ­ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا
    • مدیر طرح­های امنیت ­ملی آمریکا
    • مدیر عالی شورای روابط­ خارجی آمریکا
    • عضو شورای امنیت­ ملی آمریکا
    • عضو گروه تحقیقات امنیت­ ملی وزارت جنگ آمریکا
    • مسئول هماهنگ­ کننده پروژه آینده افغانستان
  8. «جیمز شلزینگر»:
    • وزیر جنگ در دوره «نیکسون»
    • وزیر انرژی در دوره «کارتر»[۲۳]
    • یکی از مشاورین مهم کنگره
    • عضو شورای سیاست­دفاعی پنتاگون
    • مأمور در گروه تحقیقات امنیت­ ملی وزارت دفاع آمریکا
  9. آری فلیشر»[۲۴]:
    • سخنگوی کاخ­ سفید در دوره «بوش پسر»
    • رئیس محفل یهودیان در کنگره
  10. «مل سمبلر»[۲۵]:
    • سفیر آمریکا در چندین کشور
    • رئیس مالی کمیسیون جمهوری ملی آمریکا
  11. «مایکل چرتوف»[۲۶]:
    • فرزند خاخام یهودی و صهیونیست
    • وزیر امور داخلی آمریکا در دوره «بوش»
    • معاون وزارت دادگستری آمریکا
  12. «برنارد لویس»[۲۷]:
    • اسلام­ شناس، مورخ، شرق­­ شناس و خاورشناس برجسته
    • مشاور رئیس ­جمهور در امور خاورمیانه
    • کارشناس مسائل سیاسی آمریکا و انگلیس
    • معتقد به مبارزه با اسلام و اسلام­گرایی
    • مهم­ترین متفکر و نظریه­ پرداز در جریان حمله آمریکا به عراق
    • تصمیم ­ساز آمریکا در منطقه
  13. «ساموئل بودمن»[۲۸]:
    • معاون وزیر بازرگانی آمریکا
    • وزیر انرژی آمریکا

به ­طور کلی می­توان گفت صهیونیست­ها رسماً در بالاترین حلقه ­های حاکمیت ایالات ­متحده نظیر اقتصاد، رسانه، هالیوود، وزارت جنگ، استراتژی‌نویسی در سیاست‌خارجی، انتخاب رئیس ­جمهورها و دانشگاه­ها نفوذ کرده‌­اند.


[۱]. Woodrow Wilson

[۲]. Barack Obama

[۳]. Chaim Weizmann

[۴]. Walter Rothschild

[۵]. James Balfour

[۶].­ Stephen Samuel Wise

[۷]. Harry S. Truman

[۸]. Gerald Ford

[۹]. Henry Kissinger

[۱۰]. George H. W. Bush

[۱۱]. Dick Cheney

[۱۲]. George W. Bush

[۱۳]. Bill Clinton

[۱۴]. Madeleine Albright

[۱۵]. Paul Wolfowitz

[۱۶]. Richard Perle

[۱۷]. Douglas J. Feith

[۱۸] . Elliott Abrams

[۱۹]. Ronald Reagan

[۲۰]. Richard Nixon

[۲۱]. گروه «بیلدر برگ» به انگلیسی «Bilderberg» نام گروهی متشکل از یهودیان صاحب­ نفوذ و سرمایه ­دار است که با دعوت­نامه خاص در جلسات شرکت می­کنند.

[۲۲]. Richard N. Haass

[۲۳]. Jimmy Carter

[۲۴]. Ari Fleischer

[۲۵]. Mel Sembler

[۲۶]. Michael Chertoff

[۲۷]. Bernard Lewis

[۲۸]. Samuel Bodman

همانطور که پیش از این گفته شد به گروه یا جریانی که تلاش می‌کند بر هیئت حاکمه یا بر کسانی در جهت منافع یا آرمان خود اثر بگذارد لابی گفته می‌شود.[۱] لابی صهیونیستی آیپک[۲] یکی از این گروه‌های ذی نفوذ و تاثیرگذار بر قدرت است که بیشتر به منافع اسرائیل می‌پردازد. اگرچه تا سال ۱۹۵۹ نامی از کمیته امور عمومی برده نمی‌شد، ولی این لابی عملاً از سال ۱۹۵۱ تشکیل گردیده بود. هدف اولیه این لابی افزایش کمک اقتصادی آمریکا به اسرائیل بود. کنن در کتابش به نام «خطوط دفاعی اسرائیل، دشمنان و دوستان او در واشنگتن»، در مورد وضع اسرائیل در سال ۱۹۵۱ چنین می‌نویسد: «اسرائیل به کمک اقتصادی آمریکا نیاز داشت تا بتواند انبوه مهاجرین را جذب کند و در ضمن به اقتصاد خود نیز رونقی بخشد.» کنن نام کمیته صهیونیستی آمریکا برای امور عمومی بر آن نهاد. در سال ۱۹۵۹ تحت فشار گروه‌ها و سازمانهای غیر صهیونیستی، این لابی نام خود را به کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل تغییر داد.[۳]

معرفی

American Israel Public Affairs Committee یا کمیته روابط عمومی آمریکا – اسرائیل که به آیپک معروف است یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده آمریکا است.[۴] این گروه لابی با بیش از ۱۰۰ هزار عضو[۵]، هر ساله میلیون‌ها دلار خرج سرمایه‌گذاری در نفوذ بر سیاست‌های دولتی و قانونگذاری آمریکا می‌کند. سایت این گروه ماموریت خود را اینگونه بیان می‌کند: ماموریت AIPAC تقویت، حفاظت و ترویج رابطه ایالات متحده و اسرائیل در راه‌هایی است که امنیت ایالات متحده و اسرائیل را تقویت می‌کند.[۶] AIPAC با دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در کنگره و رهبران شاخه اجرایی برای حفظ و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل فعالیت می‌کند.[۷]

AIPAC فعالان طرفدار اسرائیل در تمام سنین، ادیان، نژادها و احزاب سیاسی را به منظور مشارکت سیاسی و ایجاد روابط با اعضای کنگره از هر دو طرف راهپیمایی برای تقویت روابط ایالات متحده و اسرائیل، تقویت می‌کند. کار حیاتی AIPAC با عضویت ویژه خود در شرکت‌های باشگاه AIPAC امکان پذیر است و مشارکت سیاسی با اعضای کنگره.[۸] AIPAC برای گسترش و تقویت رابطه ایالات متحده و اسرائیل با ایجاد همکاری استراتژیک در بخش‌های کلیدی از جمله تکنولوژی، انرژی، امنیت سایبری، امنیت مرزی، اشتراک اطلاعات و کشاورزی، کار می‌کند.[۹]

در زمانی که اسرائیل با چالش‌های تاریخی مواجه است، از جمله افزایش تهدیدات و آشفتگی‌های جهانی در خاورمیانه، پیوند منحصر به فرد بین ایالات متحده و اسرائیل از هر زمان دیگری ضروری‌تر است. نزدیکی روابط استراتژیک، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک بین ایالات متحده و اسرائیل، منافع ایالات متحده را بیشتر می‌کند، صلح منطقه‌ای را ترویج می‌دهد و امنیت هر دو کشور را تقویت می‌کند. ایالات متحده و اسرائیل ارزش‌های مشابه و تعهد مشترک برای دموکراسی و آزادی دارند. اسراییل دوست قابل اعتماد و تنها متحد دموکراتیک در خاورمیانه، یکی از مناطق ناپایدار و مهم جهان است.[۱۰]

برای حدود ۳۰۰۰ سال است، سرزمین اسرائیل، قلب، روح و پایه و اساس یهودیان بوده است – یعنی سرزمینی که سنت، فرهنگ و ارزش‌های آن به وجود آمده است. از آنجایی که در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک رژیم مدرن به سر می‌برد، اسرائیل به عنوان یکی از مهمترین متحدان استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، سرزمین آزادی و دموکراسی و یک شگفتی تکنولوژیکی است که یکی از رهبران جهان در زمینه علم و نوآوری است.[۱۱]

مقر اصلی آیپک در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی می‌باشد و این موقعیت، امتیاز ویژه‌ای را برای دستیابی و دسترسی سهل‌تر به هرم قدرت به این سازمان داده است. آیپک اعضای خود را از بین صهیونیست‌ها (یهودیان و غیریهودیان) گزینش می‌کند که همه آن‌ها در یک چیز اتفاق‌نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می‌باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان آیپک سخن به میان می‌آید، فهرستی طولانی از اسامی افراد و اشخاص بانفوذ در سیاست خارجی آمریکا به چشم می‌خورد. روزنامه نیویورک تایمز این سازمان را موثرترین سازمان در رابطه با روابط آمریکا و اسرائیل اعلام می‌کند. شیمون پرز وزیر امور خارجه اسرائیل نیز در مورد اهمیت آن می‌گوید: «ما به آیپک به‌عنوان بزرگ‌ترین پل ارتباطی بین مردم آمریکا و دولت اسرائیل نیازمندیم»[۱۲] آیپک یک کنفرانس سالانه برگزار می‌نماید و در آن به تعیین خط مشی کلی کمیته می‌پردازد که این خط مشی‌ها با جلسات و برنامه‌های آموزشی مختلفی همراه است که محیط مناسبی برای ‌آموزش اعضاء و آشنایی آنها با فرایند لابی‌گری می‌باشد.

 

آیپک چگونه کار می‌کند؟

لابی‌ها یا گروه‌های ذی نفوذ به دنبال قدرت نیستند بلکه به دنبال تاثیرگذاری بر قدرت بوده [۱۳] و آیپک نیز یکی از لابی‌هایی است که در این مورد مستقیما می‌گوید: AIPAC یک کمیته عملی سیاسی نیست (PAC) و ما کاندیداها را برای اداره منتخب یا منصوب نمی‌کنیم. اعضای AIPAC در تمامی ۵۰ ایالت تشویق می‌شوند که از لحاظ سیاسی فعال باشند و روابط خود را با اعضای کنگره ایجاد کنند تا آنها را در مورد اهمیت روابط ایالات متحده و اسرائیل آموزش دهد.

AIPAC علاوه بر حمایت از ساختمان در واشنگتن، از طریق یک شبکه پر جنب و جوش از ۱۰ دفتر منطقه‌ای و هفت دفتر ماهواره‌ای، فعالان طرفدار اسرائیل در سراسر کشور را درگیر می‌کند. فعالان طرفدار اسرائیل از میسولا به میامی با همکاری کارمندان AIPAC برای بهبود آینده و امنیت ایالات متحده و اسرائیل کار می‌کنند. متخصصان AIPAC با طیف گسترده‌ای از جوامع برای پیشبرد فعالیت‌های سیاسی طرفدار اسرائیل در سراسر کشور کار می‌کنند. آيپک همچنين در حال تكميل نسل بعدي رهبران طرفدار اسرائيل از طريق كار كردن در صدها دانشگاه و دبيرستان، توانمندسازي و آموزش فعالان دانشجويي براي پاسخگويي به مخالفان اسرائيلي است و از مشاركت سياسي براي ايجاد حمايت از اسرائيل استفاده مي‌كند.[۱۴]

شاید بتوان گفت سازمان آیپک در حال حاضر بیشترین نقش را در راستای اصلی‌ترین هدف صهیونیسم بین‌الملل که همانا سلطه جهانی است عهده‌دار می‌باشد. تمام راهکارهایی که صهیونیست‌ها ارائه داده و به دنبال اجرای آن تلاش‌های فراوانی انجام نیز داده‌اند، در جهت دستیابی به نقطه‌ای بوده، که از آن بتوانند هر خواسته و مطالبه‌ای را استحصال نمایند.  این هدف با ایجاد نفوذی که سازمان‌های سیاسی صهیونیستی و در راس آن‌ها آیپک ایجاد نموده و از آن نهایت استفاده را نیز می‌نمایند، تا اندازه‌ای محقق شده است و مقدمات سلطه همه‌جانبه را فراهم نموده است.  هر چند ممکن است این نظر که ایده دهکده جهانی از سوی صهیونیسم بین‌الملل طرح و یا تقویت می‌گردد، طرفدار چندانی نداشته باشد ولی با توجه به قرائن و شواهد موجود به جرات می‌توان گفت که پشت این طرح (هر چند به صورت القایی) سازمان‌های صهیونیستی قرار دارد که مجریان آن لابی‌های صهیونیستی و از جمله آیپک خواهند بود، چرا که با محقق شدن این برنامه و تقویت ایالات متحده ـ به‌‌عنوان قدرتی صهیونیستی که می‌تواند نقش کدخدایی این دهکده را برعهده بگیرد ـ غایی‌ترین هدف صهیونیست‌ها به تحقق نزدیک خواهد گردید. باید گفت بسیاری از فعالیت‌های این لابی صهیونیستی که در پوشش حمایت از اسرائیل صورت می‌پذیرد، اهداف والاتری را دنبال می‌نماید. از موارد این ادعا، مخالفت‌های شدید این لابی با جمهوری اسلامی ایران و برخی کشورهای عربی می‌باشد که در ظاهر فقط به‌واسطه مخالفت این کشورها با اسرائیل صورت می‌پذیرد لکن در واقع هدفی دوسویه را دنبال می‌نماید که سوی دیگر آن عبارت است از ایستادگی در برابر اصل جریان صهیونیسم و افشاگری در خصوص آن، ضمن ضدیت با «ولد» و «ابزار» این جریان.[۱۵]

 

بخش‌های مهم این سازمان[۱۶] عبارت‌اند از:

۱ . حوزه قانونگذاری

۲ . سیاست خارجی

۳ . امور سیاسی

۴ . بخش ارتباطات

۵ . بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)

۶ . رهبری سیاسی

 

فعالیت‌های آیپک در حمایت از اسرائیل

اهم فعالیت‌های آیپک در قبال اسرائیل را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه.

حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی.

تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل.

آموزش کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا.

تقویت اسرائیل از طریق کمک‌های نظامی.

تشویق سیاستمداران آمریکا در جهت بزرگ جلوه دادن خطر تروریسم در منطقه.

توسعه روابط ایالات متحده و اسرائیل.

حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت‌المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل.

تلاش برای پایان دادن به انزوای اسرائیل در سازمان ملل.

حمایت از پروسه صلح خاورمیانه، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین نماید.

لوایحی که تاکنون با تلاش این لابی قوی صهیونیستی و به نفع اسرائیل در کنگره به تصویب رسیده است، به صد مورد بالغ می‌شود که فقط یک مورد آن تصویب مبلغ سه میلیارد دلار برای امنیت اسرائیل و ایجاد یک سیستم تدافعی توسط این رژیم در برابر سلاح‌های غیرمتعارف می‌باشد.[۱۷]

 

پژوهش دو استاد دانشگاه آمریکایی در مورد آیپک

«جان میرشایمر»[۱۸] استاد علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و «استفان والت»[۱۹] استاد علوم سیاسی در دانشگاه هاروارد در پژوهش خود که در مجله «لندن بوک ریویو» تحت عنوان «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» منتشر شد، اعلام کردند که تاثیر لابی اسرائیل در سیاست خارجی واشنگتن موجب شد آمریکا به‌عنوان یک کشور بزرگ و ابرقدرت تمام تلاش خود را صرف تامین منافع تل‌آویو کند. این پژوهش جنجال بزرگی را در محافل سیاسی و دانشگاهی غرب به پا کرد. در پژوهش این دو استاد علوم سیاسی همچنین آمده است که هیچ‌یک از گروه‌های فشار نتوانستند مانند لابی اسرائیل موفق باشند و حتی هیچ گروه فشاری در داخل ایالات متحده موفق نشده که میان سیاست خارجی آمریکا و منافع ملی این کشور فاصله ایجاد کند. قدرت تاثیر لابی اسرائیل در عرصه‌های داخلی ایالات متحده آمریکا و سیاست خارجی آن در قبال تحولات منطقه غرب آسیا به عوامل متعددی باز می‌گردد که ازجمله آن می‌توان به برخورداری یهودیان آمریکایی از توانایی مالی و سازمانی گسترده اشاره کرد. با وجود اینکه یهودیان آمریکا تنها دو درصد جمعیت کل شهروندان آمریکایی را تشکیل می‌دهند، اما در ۱۰ تا ۱۲ درصد فعالیت‌های اقتصادی این کشور سهیم هستند. این بدان معناست که مشارکت آنها در سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی چیزی حدود ۶ برابر جمعیت‌شان است. همین قدرت اقتصادی آنها را قادر می‌سازد از طریق ارائه کمک‌های مالی به نامزدهای انتخاباتی، در انتخابات کنگره و ریاست‌جمهوری تاثیرگذار باشند. علاوه‌بر این، یهودیان آمریکا از بیشترین سازماندهی برخوردار بوده و از تاثیرگذارترین گروه‌ها در ایالات متحده هستند.[۲۰]

 

کنگره آمریکا در مشت آیپک

لابی اسرائیل دو استراتژی گسترده را پی می‌گیرد. نخست، نفوذ قابل توجه‌اش را در واشنگتن به کار می‌گیرد و کنگره و قوه مجریه را تحت فشار قرار می‌دهد. عقاید خاص هر قانون‌گذار و یا سیاست‌گذار، هرچه که باشد، این لابی تلاش می‌کند آن را عوض کند و به آنها بقبولاند که حمایت از اسرائیل برای آنها یک انتخاب «هوشمندانه» است. دوم این لابی تلاش می‌کند تا با تکرار افسانه‌های مربوط به چگونگی شکل‌گیری اسرائیل و با ترویج نقطه نظرهای آن در مباحثات مربوط به سیاست‌گذاری، همه را متقاعد سازد که در گفتمان عامه مردم آمریکا، اسرائیل دارای یک جایگاه مثبت است.

رکن کلیدی در اثرگذاری این لابی، نفوذ آن در کنگره است، جایی که اسرائیل در مقابل انتقادات مصونیت دارد. این مورد به علت اینکه کنگره به ندرت وارد موضوعات جنجالی می‌شود‌ اهمیت زیادی دارد. به هر حال، در موضوعاتی که در کنگره مطرح می‌شود و به اسرائیل مربوط است، منتقدان مجبور به سکوت هستند. یک دلیل آن این است که بعضی از اعضای کلیدی کنگره مثل دیک آرمی از جمله صهیونیست‌های مسیحی هستند. آرمی کسی است که در سپتامبر سال ۲۰۰۲ گفت: «اولویت نخست من در سیاست خارجی، حمایت از اسرائیل است.» علاوه بر آن، حضور سناتورهای یهودی در کنگره، این اطمینان را به وجود می‌آورد که سیاست خارجی آمریکا در حمایت از منافع اسرائیل به اجرا در می‌آید.

منبع دیگر قدرت لابی اسرائیل، بهره‌گیری از کارمندان طرفدار اسرائیل در کنگره است، مثل موریس آمیتاری رئیس سابق آیپک، که زمانی اعتراف کرد: «در این جا افراد زیادی وجود دارند که در سطوح عالی- عمارت کنگره- فعالیت می‌کنند و یهودی هستند و مایلند… به موضوعات خاصی که مربوط به خود آنها می‌شود، توجه ویژه کنند… در این جا افرادی هستند که جایگاهشان تصمیم‌گیری در حوزه‌های مربوط به اسرائیل برای سناتورها است… شما می‌توانید تعداد کثیری از آن‌ها را در سطوح کارمندی کنگره بیابید.» در هر صورت، آیپک هسته نفوذ لابی در کنگره را تشکیل می‌دهد. موفقیت آن، به خاطر توانایی‌اش در اعطای پاداش به آن دسته از قانون‌گذاران و کاندیداهای کنگره است که از برنامه‌هایش حمایت نمایند و آنهایی را هم که با این برنامه مخالفت کنند، تنبیه می‌کند.[۲۱]

 

تاثیر آیپک روی دولت

لابی اسرائیل نفوذ وسیعی روی قوه مجریه دارد و این نفوذ ناشی از تاثیر حضور یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری است. یهودیان با وجود تعداد اندک خود نسبت به دیگر شهروندان آمریکایی، اموال زیادی را برای تبلیغات انتخاباتی نامزدهای هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه در آمریکا صرف می‌کنند. همچنین آنان از بالاترین میزان تجمع در مناطقی خاص برخوردار و در ایالت‌های اصلی مانند کالیفورنیا، فلوریدا، ایلینوی و پنسیلوانیا ساکن هستند. به دلیل اهمیت بسیار زیاد این میزان از یهودیان شرکت‌کننده در انتخابات ریاست‌جمهوری، نامزدهای انتخاباتی همواره از عداوت و دشمنی با آنان می‌پرهیزند. همچنین سازمان‌های اصلی در لابی اسرائیل با اعمال فشار مستقیم روی دولت، از اقدام آنها در انتصاب منتقدان اسرائیل در پست‌های مهم و تاثیرگذار بر سیاست خارجی ممانعت می‌کنند. درنهایت در صورت تصدی پست‌های مهم دولتی توسط حامیان تل‌آویو، منافع لابی اسرائیل تامین می‌شود.[۲۲]

 

آیپک و سیاست آمریکا در قبال ایران و محور مقاومت

فعالیت‌های آیپک در سیاست خارجی آمریکا بر ضد ایران به اختصار مورد بررسی قرار گرفته است:

الف) تحریم ایران توسط آمریکا: آیپک به عنوان مهم‌ترین لابی یهودیان آمریکا، تعیین کننده‌ترین نقش را به عنوان یک نهاد یهودی در مطرح شدن ایده تحریم و تبدیل آن به استراتژی تحریم علیه ایران داشت.

ب) توافق هسته‌ای ایران؛ تاریخ انقضا و پیامدها: آیپک در قبال برنامه هسته‌ای ایران توصیه‌هایی را به آمریکا داشته است که به شرح زیر است:

– اوراق کردن بندهای مشکل ساز توافق هسته‌ای

– مخالفت با تجاوزات منطقه‌ای ایران و حمایت از تروریسم؛ از جمله حضور دائمی ایران در سوریه

– تشدید تحریم علیه آنهایی که از برنامه موشکی ایران، سپاه پاسداران، حزب الله حمایت می‌کنند.

– اطمینان از آمادگی اسرائیل برای دفاع از خود در برابر تهدید رو به رشد ایران

– تقویت آژانس انرژی اتمی و گسترش بازرسی آن از برنامه هسته‌ای ایران

 

ج) توصیه آیپک به نیاز آمریکا به رویکرد جامع در قبال ایران:

– موشک‌های بالستیک ایران می‌تواند اسرائیل و متحدان آمریکا در منطقه را به خطر بیاندازد.

– ایران به دنبال ایجاد یک کریدور زمینی از تهران به لبنان از طریق سوریه و عراق است که آن را قادر می‌کند اسلحه و مبارزان به مرز اسرائیل انتقال بدهد.

– حمایت مالی ایران از حزب الله لبنان از ۲۰۰ میلیون دلار به بیش از ۸۰۰ میلیون دلار افزایش یافت.

– ایران به شبه نظامیان حوثی در یمن سلاح‌های کشنده که شامل موشک‌های بالستیک و ضد کشتی است، ارسال می‌کند.

– برنامه جامع اقدام مشترک به ایران اجازه داد تا اکثر زیر ساخت‌های هسته‌ای خود را حفظ کند.

 

د) تصویب تحریم‌ها علیه ایران توسط کنگره آمریکا: آیپک تأیید قانون دو حزبی سنای آمریکا و مجلس نمایندگان در مورد تحریم علیه برنامه موشک بالستیک ایران، اقدامات بی ثبات کننده در خاورمیانه، نقض حقوق بشر و تجارت سلاح‌های متعارف غیر قانونی را تحسین کرد. این قانون به طور خاص: ۱) تحریم علیه افرادی که در هر فعالیتی که در برنامه موشک بالستیک مشارکت می‌کند، اعمال می‌شود. ۲) اعمال تحریم‌های مرتبط با تروریسم علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. ۳)تحریم‌ها علیه کسانی که تحریم تسلیحاتی ایران را نقض می‌کنند. اکنون که کنگره این قانون دو حزبی را تصویب کرده، آیپک، رئیس جمهور را ترغیب می‌کند تا آن را به عنوان قانون امضاء کند.

 

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای اتخاذ یک استراتژی جامع در قبال برنامه موشکی ایران:

۴-۱- تلاش برای شناسایی نهادهایی که به ایران در برنامه موشکی کمک می‌کنند، از جمله شرکت‌های مالی و حمل و نقل.

۴-۲- بررسی دقیق مشارکت یا عدم مشارکت خطوط حمل و نقل، خطوط کشتیرانی و خطوط هوایی مانند ایران ایر، در انتقال قطعات موشکی غیر قانونی به ایران.

۴-۳- مسئولیت‌پذیری دولت‌های خارجی که در مجازات نهادهای کمک‌کننده به برنامه موشکی ایران موفق نشدند. مانند چین که به نفع قطعنامه ۲۲۳۱ رای داد، اما هیچ اقدامی علیه بسیاری از نهادهای چینی که تأمین‌کنندگان اصلی برنامه موشکی ایران هستند، نکرد.

۴-۴- حمایت آمریکا از کسانی که به طور مستقیم توسط ایران تهدید می‌شوند. از جمله اسرائیل و متحدان سنتی عرب آمریکا.

۴-۵- ادامه فشار علیه ایران، به خاطر حمایت از تروریسم، قاچاق اسلحه، کمک به رژیم اسد در سوریه و نقض حقوق بشر.

 

ر) بیانیه آیپک در مورد سخنرانی ترامپ در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۱۷: ترامپ در سازمان ملل، ایران را یک تهدید خطرناک دانست و یک استراتژی قوی برای مقابله با تجاوز منطقه‌ای ایران و نقص‌های برنامه جامع اقدام مشترک ارائه داد. در این بین، آیپک دولت و کنگره را ترغیب می‌کند تا به یک استراتژی جامع و دو حزبی برای مقابله با تجاوز ایران و تضمین اینکه ایران هرگز به توانایی سلاح‌های هسته‌ای دست نیابد، ایجاد کند. آیپک یکی از ابزارهای اولیه برای رسیدن به این اهداف را اعلام تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌داند.

 

ز) تاکید آیپک بر اینکه حزب الله پشت سپر انسانی شهروندان لبنانی پنهان شده  است: آیپک معتقد است حزب الله روستاهای جنوب لبنان را برای سایت‌های پرتاب موشک، پست فرماندهی و پناهگاه‌های تونل زیر زمینی اشغال کرده است. در این راستا، آیپک با استناد به کنوانسیون ژنو تلاش اسرائیل برای دفاع از خود در مقابل حملات حزب الله از مناطق غیر نظامی لبنان را به طور کامل تحت قوانین بین‌المللی مجاز دانست.

 

د) نقش آیپک در فشار آمریکا به سازمان ملل برای تمدید حضور نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان: آیپک رهبری نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل و دولت ترامپ برای فشار موفقیت‌آمیز شورای امنیت سازمان ملل را برای تقویت حضور نیروهای سازمان ملل در لبنان(UNIFIL) را تحسین کرد.

ذ) توصیه آیپک به آمریکا برای مقابله با ایران و حزب الله: آمریکا باید به تضمین اینکه اسرائیل منابع مورد نیاز برای پاسخ قاطعانه به تهدیدات از سوی حزب الله تا یک ایران مسلح هسته‌ای بالقوه را دارد ادامه دهد.[۲۳]

در مجموع مواضع آیپک علیه جمهوری اسلامی ایران بسیار افراطی است و تا حد زیادی بر سیاستهای خارجی آمریکا نسبت به ایران تأثیرگذار بوده است. به گفته استفن والت و جان میرشایمیر، مادامی که چنین لابی‌هایی در آمریکا از قدرت نفوذ برخوردار باشند انتظار نمی‌رود که آمریکا نسبت به ایران سیاست آشتی‌جویانه‌تری را اتخاذ کند، به ویژه اینکه پس از سال ۲۰۰۰ تاکنون اقدامات و مواضع ضدایرانی این کمیته به شدت افزایش یافته است. اگرچه طرح دیدگاههایی مانند نظر والت و میرشایمیر می‌تواند تا حدی اعمال و اقدامات تخریبی صهیونیست‌ها و آیپک را روشن سازد اما تضعیف نفوذ و قدرت این سازمان‌‌ها نیاز به کار گسترده و اعتقاد به تضعیف آنها دارد که می‌تواند هم از داخل آمریکا صورت گیرد و هم از طرف پژوهشگران سایر نقاط دنیا که به همسویی منافع آمریکا و منافع صهیونیست‌ها اعتقادی ندارند و همیشه از این واهمه دارند که صهیونیست‌ها یکبار دیگر آمریکا را وارد جنگ‌هایی مانند افغانستان و عراق کنند.[۲۴]

سعید ابوالقاضی

[۱] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

[۲] . AIPAC

[۳] . http://nedains.com/fa/news/315700

[۴] . http://www.washington-report.org/backissues/0198/9801065.htm

[۵] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۶] . https://www.aipac.org/about/mission

[۷] . https://www.aipac.org/about/what-weve-accomplished

[۸] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۹] . https://www.aipac.org/about/careers-at-aipac

[۱۰] . https://www.aipac.org/learn/us-and-israel

[۱۱] . https://www.aipac.org/learn/about-israel

[۱۲] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/11.htm

[۱۳] . سایت تحلیلی خبری خیبر، لابی جی استریت، نویسنده سعید ابوالقاضی، https://kheybar.net/?p=10687

[۱۴] . https://www.aipac.org/about/how-we-work

[۱۵] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/12.htm

[۱۶] . نقش لابی آیپک در دستگاه سیاست گذاری آمریکا، سینا آذرگشسب

[۱۷] . http://www.yahood.net/maghalat/bank2/d1/13.htm

[۱۸] . John Mearsheimer

[۱۹] . Stephen Martin Walt

[۲۰] . http://yon.ir/Rq1dm

[۲۱] . http://zionism.pchi.ir/show.php?page=contents&id=20259

[۲۲] . http://yon.ir/Rq1dm

[۲۳] . کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل «آیپک»، عارف بیژن

[۲۴] . آیپک؛ ابزار صهیونیسم بین‌الملل در آمریکا، ابراهیم رسولی