نفوذ صهیونیسم جهانی همانند زنبور انگلی در کشورها و مناطق مختلف از صدر تاریخ تا کنون جزء مباحث مهم تاریخی بوده است. در برهه‌های مختلف تاریخی غفلت از نگاه تبارشناسانه به نفوذ یهودیان در دربارهای مختلف منجر به شکست‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی شده است.یکی از مناطق بسیار مهم و استراتژیک برای یهودیان منطقه وسیعی است که شامل مرکز آمریکای جنوبی و اقیانوس اطلس می‌شود. برزیل به عنوان بزرگ‌ترین و پرجمعیّت‌ترین کشور آمریکای جنوبی همواره تحت نظر و نفوذ صهیونیسم جهانی بوده است، به جهت بررسی تاریخچه نفوذ صهیونیست‌ها در این منطقه و شرایط فعلی فعالیت‌های مافیای صهیونیستی در برزیل پایگاه صهیون پژوهی خیبر مصاحبه‌ای را با حجت‌الاسلام و المسلمین ناصر حسنی از مبلغان مناطق یاد شده انجام داده است. متن این مصاحبه در ادامه تقدیم می‌گردد.

خیبر؛ استاد به عنوان اولین سؤال مختصری از تاریخچه برزیل و نفوذ یهودیان به این مناطق را بیان کنید؛

استاد حسنی: موج اول مهاجرت یهودیان به برزیل به زمان جنگ پرتغالی‌ها و هلندی‌ها باز می‌گردد. در این جنگ، پرتغالی‌ها کاتولیک و هلندی‌ها پروتستان بودند. یهودی‌ها به سبب مصلحت‌اندیشی که داشتند از پرتغالی‌ها طرفداری و حمایت مالی کرده و موفق شدند هلندی‌ها را از برزیل اخراج کنند.

بنابراین یهودیان به همراه مهاجرین پرتغالی از سال ۱۵۰۰م به بعد وارد برزیل شدند. اغلب این یهودیان از نژاد یهودیان سفاردی بودند و اکثریت آنان در شهرهای «ریودوژانیرو» و «سائوپائولو» ساکن شده و ساخت کنیسه را آغاز کردند.

اولین کنیسه‌ یهودیان در سال ۱۶۳۶م و در شمال شرق برزیل ساخته شد. آمارها نشان می‌دهد تعداد کنیسه‌های یهودیان در برزیل به ۴۰ عدد می‌رسد. علاوه بر کنیسه‌ها و مکان‌های مذهبی، رستوران‌هایی مخصوص یهودیان در برزیل وجود دارد.

کنیسه یهودیان در شهر سائوپائولو/پایگاه صهیون پژوهی خیبر

کنیسه یهودیان در شهر سائوپائولو

 

بیمارستان‌های بسیار مجهزی نیز در برزیل وجود دارند که متعلق به یهودیان هستند. یکی از این بیمارستان‌ها «اینشتین» نام دارد که واقع در شهر سائوپائولو می‌باشد. مجهز بودن این بیمارستان به قدری است که «ژائیر بولسونارو»[۱] رئیس‌جمهور فعلی برزیل پس از زخمی شدن در جریان انتخابات در این بیمارستان مورد مداوا قرار گرفت.

بیمارستان‌ «انیشتن» واقع در شهر سائوپائولو/پایگاه صهیون پژوهی خیبر

بیمارستان‌ «اینشتین» واقع در شهر سائوپائولو

 

موج دوم مهاجرت یهودیان به برزیل

موج دوم مهاجرت یهودیان به برزیل پس از جنگ جهانی دوم آغاز  شد. اغلب یهودیان مهاجر در این موج اهل روسیه و لهستان بودند. آخرین آمارهای جهانی جمعیت برزیل را ۲۰۹ میلیون نفر اعلام می‌کنند که از این جمعیت ۴۰۰هزار نفر یهودی هستند.

خیبر، در شرایط فعلی نفوذ یهودیان به برزیل تا چه حدی می‌باشد؟ آیا می‌توان از برزیل به عنوان حیات خلوت یهودیان یاد کرد؟

استاد حسنی: «بولسونارو» رئیس‌جمهور فعلی برزیل یک میسحی بنیادگرا است و شدیداٌ نسبت به صهیونیست‌ها ارادت دارد. ژائیر بولسونارو پس از ماجرای انتقال سفارت آمریکا به قدس شریف قصد داشت سفارت برزیل در اراضی اشغالی را به بیت‌المقدس منتقل کند. اما تهدیدات کشورهای اسلامی مبنی بر عدم خرید گوشت از برزیل باعث شد تا بولسونارو از تصمیم خود عقب‌نشینی کند. به طور کلی باید گفت دولت و رئیس‌جمهور برزیل شدیداً طرفدار صهیونیست‌ها و اسرائیل هستند.

  • نفوذ آشکار یهودیان در برزیل
در برزیل با رفتارهای یهودستیزانه شدیداً برخورد می‌شود؛ طبق قانون رسمی این کشور، چنانچه فردی فعالیت یا سخنرانی بر ضدیهودیت و ضدصهیونیسم داشته باشد به ۵ سال زندان محکوم خواهد شد.

یهودیان مستقر در برزیل در همه‌ی عرصه‌ها صاحب نفوذ هستند و هیچگونه محدودیتی نسبت به آن‌ها اعمال نمی‌شود. در بعد سیاسی رئیس‌جمهور این کشور شدیداً نیست به یهودیان اراتمند است. عرصه‌ی اقتصادی برزیل هم تحت نفوذ بسیاری از یهودیان است.

برزیل همچنین در عرصه نظامی رابطه بسیار زیادی با صهیونیست‌ها دارد و این کشور پنجمین خریدار تسلیحات از رژیم صهیونیستی است.

ورزش فوتبال در کشور برزیل طرفداران بسیاری دارد و تقریباٌ همه مردم این کشور نسبت به آن احساس و نگاه مثبتی دارند. یهودیان در این عرصه نیز نفوذ کرده‌اند و با تیم‌ها و با بدنه‌ی فوتبال برزیل در ارتباط هستند.

خیبر؛ با توجه به این موضوع که در شرایط فعلی جهان رسانه یکی از ابزارهای مهم برای نفوذ صهیونیسم جهانی در مجامع مختلف است، صهیونیست‌ها در برزیل تا چه حدی به وسیله این ابزار نفوذ داشته‌اند؟

عرصه‌ی رسانه‌ای برزیل نیز به طور کامل تحت انحصار چند خانواده یهودی است. شبکه‌ی «گلوبو»[۲] از جمله‌ی این شبکه‌ها است که توسط «مارینو روبرتو»[۳]، روزنامه‌نگار یهودی به وجود آمد. این شبکه هم‌اکنون ۳۸% از بازار رسانه‌ای برزیل را به خود اختصاص داده است.

شبکه‌ی  «رِدِ رکورد»[۴] به همراه شریک رسانه‌ای خود ۱۶% از بازار رسانه‌ای برزیل را مشترکاً در اختیار دارند و تحت مدیریت یهودیان هستند. سومین شبکه قدرتمند برزیل «SBT»[۵] نام دارد که توسط یک یهودی معروف به نام «سیویلیو سانتوس»[۶] هدایت می‌شود و ۱۳% از بازار رسانه‌ای برزیل را در اختیار دارد.

شبکه‌ی «RBS» واقع در ایالت «ریو گرانده جنوبی»[۷] دیگر رسانه‌ی صهیونیستی است که توسط خانواده «سیروتسکی»[۸] اداره می‌شود.

بنابراین بیش از ۷۰% از رسانه‌های برزیل را دو یهودی و یک کشیش مسیحی «اوانجلیست» که شدید ضد اسلام و طرفدار یهودیت است اداره می‌کنند.

یهودیان مستقر در برزیل علاوه بر فضای رسانه‌ای این کشور، بر فضای مطبوعات نیز تسلط ویژه‌ای دارند. روزنامه «فولیا د سائوپائولو»[۹] روزنامه‌ای بسیار مشهور است که توسط یهودیان اداره می‌شود.

  • روش نفوذ یهودیان در رسانه‌های برزیل

نفوذ یهودیان در فضای رسانه، مطبوعات مکتوب و تلویزیون برزیل بسیار آزادانه انجام گرفته است. برزیل کشوری است که یهودیان در آن کاملاً احساس آزادی می‌کنند و با محدودیتی مواجه نیستند.

مدتی پیش یک دانش‌آموز برزیلی هم‌کلاسی‌های خود را در مدرسه به رگبار گلوله بست و تعدادی را به قتل رساند. رسانه‌های صوتی و تصویری وابسته به یهودیان و صهیونیست‌ها سریعاً انگشت اتهام را به سوی مسلمانان نشانه رفتند و تفکر اسلامی را پشت‌پرده‌ی این حرکت معرفی کردند. اما مدتی بعد پلیس برزیل تحقیقات خود را به سرانجام رساند و اعلام کرد این دانش‌آموز هیچگونه ارتباطی با مسلمانان نداشته است.

بنابراین رسانه‌های یهودی برزیل هرگونه اتفاقی که منجر به قتل یا حادثه خشنی شود را به مسلمانان نسبت می‌دهند و بابت انتشار اینگونه اخبار کذب مورد بازخواست قرار نمی‌گیرند.

  • استفاده مردم برزیل از شبکه‌های اجتماعی صهیونیستی

شبکه‌های مجازی «واتس‌اَپ» و «فیسبوک» در برزیل طرفدار و فعالیت بسیار زیادی دارند. سرعت اینترنت در این کشور بسیار بالا است و تقریباً همه مردم برزیل امور خود را از طرق این شبکه‌ها پیگیری می‌کنند. از بین این دو شبکه نیز واتس‌اَپ کاربران بیشتری را به خود اختصاص داده است.

خیبر، در رابطه با نفوذ یهودیان در عرصه‌های مختلف دیگر توضیح دهید،

استاد حسنی: عرصه بانک و اقتصاد هم از جمله عرصه‌هایی است که یهودیان مستقر در برزیل شدیداً در آن فعال هستند. برای مثال شرکت خدمات مالی و بانکی «صفرا»[۱۰] از نظر منابع مالی یکی از مهم‌ترین و سرمایه‌دارترین شرکت‌های خدمات مالی برزیل و جهان به شمار می‌رود. این شرکت در سال ۱۹۵۵م توسط «یوسف صفرا»[۱۱] و «ادموند یعقوب صفرا»[۱۲] که از یهودیان خاورمیانه بودند تأسیس شد.

دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق ایران در طول مدتی که در این سمت حضور داشتند به برزیل سفر کردند. اما قبل از حضور ایشان در برزیل، «شیمون پرز» به آرژانتین و سپس برزیل سفر کرد و ضمن تحت‌الشعاع قراردادن سفر رئیس‌جمهور ایران، سخنرانی‌های تندی برعلیه جمهوری اسلامی انجام داد.

خیبر، به نظر جنابعالی چه راهکارهایی را می‌توان برای مقابله با نفوذ صهیونیست‌ها در برزیل ارائه داد؟
برای خنثی کردن نفوذ جریان‌های صهیونیستی در برزیل می‌توان از این ۴ راهکار استفاده کرد:
  1. شبکه «هیسپان تی‌وی»[۱۳] رسانه‌ای ایرانی و اسپانیایی‌زبان است که در کشورهایی که به این زبان صحبت می‌کنند فعالیت است. اما برای تأثیرگذاری در برزیل نیازمند یک رسانه‌ی پرتغالی‌زبان هستیم که به واسطه آن فعالیت و عملکرد رسانه‌های صهیونیستی را خنثی کنیم.
  2. به واسطه نفوذ مبلغین اسلامی که با فضای برزیل و زبان پرتغالی آشنا باشند می‌توان مباحث اسلامی را در برزیل مطرح و با جریان نفوذ صهیونیست‌ها در این کشور مقابله کرد. بسیاری از دانشجویان برزیلی آمادگی آشنایی با معارف حقیقی اسلام را دارند و از این امر استقبال می‌کنند؛ متأسفانه خراب‌کاری رسانه‌های صهیونیستی و معرفی داعش و تکفیری‌ها به عنوان مسلمانان اصیل باعث شده تا کار تبلیغ در برزیل کمی سخت شود. با این حال اما مبلغین با پاکسازی ذهنی مردم برزیل از تحریفات اسلام می‌توانند برزیلی‌های بسیاری را به اسلام جذب کنند و حتی زمینه‌ساز شیعه شدن آنان شوند.
  3. دولت‌مردان جمهوری اسلامی نیز می‌توانند در مقابله با جریان نفوذ صهیونیست‌ها در برزیل مؤثر ظاهر شوند. برای مثال برگزاری نمایشگاه به مناسبت‌های مختلف از جمله ماه رمضان و با موضوعاتی نظیر صنایع‌دستی ایران و… فعالیتی مفید است که می‌تواند از سوی سفارت ایران در برزیل پیگیری شود. این امر موجب می‌شود ایران‌هرسی و اسلام‌هراسی حاکم بر برزیل که ساخته‌ی جریان‌های یهودی در این کشور است از بین برود.
  4. دعوت از روشنفکران و نخبگان برزیلی برای حضور و سخنرانی در همایش‌ها و سمینارهایی که در ایران برگزار می‌شوند راهکار دیگری است که موجب آشنایی جامعه برزیل با اسلام و ایران می‌شود.
  • نتیجه گیری

برزیل را می‌توان حیات خلوت صهیونیست‌ها در جهان نامید؛ فاصله زیاد برزیل با کشورهای اسلامی موجب شده تا معارف کمتری به جامعه و مردم این کشور تزریق شود و صهیونیست‌ها با استفاده از این فرصت برزیل را تحت نفوذ و سلطه همه‌جانبه‌ی خود قرار داده‌اند.

فضای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و مجازی برزیل تا حد زیادی تحت سلطه یهودیان هستند و همین مسئله موجب شده تا فضای این کشور رنگ و بویی ضداسلامی به خود بگیرد.

به طور کلی فضای برزیل تحت کنترل صهیونیست‌ها است و این افراد در حال پیش‌بردن اهداف و برنامه‌های خود هستند. چنانچه جمهوری اسلامی بخواهد با نفوذ این جریان قدرتمند باید از طریق تعامل با مردم برزیل وارد عمل شود.

تعامل با مردم این کشور نیز از طریق تأسیس یک رسانه و شبکه پرتغالی‌زبان و اعزام مبلغین اسلامی به برزیل قابل انجام است.

 

خیبر، تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید مطالب بسیار جامع و کامل بود.

پایگاه صهیون پژوهی خیبر

 

[۱]. Jair Bolsonaro

[۲].Rede Globo

[۳].Roberto Marino

[۴]. Rede Record

[۵].Sistema Brasileiro de Televisão

[۶].Silvio Santos

[۷]. Rio Grande do Sul

[۸]. Sirotsky

[۹]. Folha de S.Paulo

[۱۰].Banco Safra

[۱۱].Joseph Safra

[۱۲].Edmond J. Safra

[۱۳]. HispanTV

یهودیان زمانی تصمیم بر تشکیل ملت واحد یهود در فلسطین را گرفتند که ۹۵% مردم این سرزمین را مسلمانان و مسیحیان تشکیل می‌دادند. آن‌ها برای تشکیل کشور نیازمند زمین و مردم بودند، بنابراین فعالیت‌های خود را به دو بخش درون مرزی و برون مرزی تقسیم کردند.

در اولین اقدام شروع به خرید زمین فلسطینی‌ها کردند که با هشیاری مسلمانان نتوانستند توفیق چندانی بدست آورند. در مرحله بعدی سیل مهاجرت یهودیان صهیونیسم به این سرزمین آغاز شد که با کمک انگلستان و اهدای زمین از جانب او، جمعیت آنان به ۳۰% رسید.

آن‌ها به منظور تسریع این جریان، گروهک‌های تروریستی و جنایتکار مختلفی مثل آرگون را راه اندازی کرده و این گروهک‌ها از طریق ترور و قتل عام، مسلمانان را مجبور به ترک از سرزمین آبا و اجدادی خود می‌کردند. البته دولت انگلستان نیز از این حملات بی نصیب نمی‌ماند. این امور سبب شد انگلستان به اجبار در ۱۹۴۷م به قیمومیت خود در این کشور پایان داده و تعیین سرنوشت این ملت را به سازمان ملل متحد محوّل کند.

با این که یکی از مبانی و اصول اساسی این سازمان دمکراسی و تعیین سرنوشت مردم توسط خود آن‌هاست، انتظار می‌رفت در این مورد انتخاباتی عادلانه برگزار شود تا ساکنان آن بتوانند کشوری مستقل را تشکیل دهند. اما صهیونیست‌ها با اعمال فشار بر کشورها‌ی مختلف و لابی گری کاری کردند که سازمان ملل قطعنامه سهم نامتعارف ۵۵% خاک فلسطین برای یهودیان را صادر کند. در این بین حمایت آمریکا از این حکم در حالی بود که به عقیده بسیاری از مقام‌های آمریکایی، وقوع این امر بر خلاف منافع ملی ایالات متحده در منطقه خواهد بود. پس چرا آمریکا از این طرح حمایت همه جانبه می‌کرد؟

وزارت خارجه آمریکا به شدت مخالف طرح تقسیم بود. به طور مثال «مدیر اداره خاور نزدیک و امور آفریقایی وزارات خارجه آمریکا» به طور مرتب مخالفت و اعتراض خود نسبت به این طرح را ابراز می‌داشت. «لوی هندرسون»۱ به عنوان مدیر این بخش بارها هشدار داد بود که این طرح جدای از به خطر انداختن منافع آمریکا، با خواست مردم فلسطین نیز در تضاد است. او تاکید می‌کرد که در صورت حمایت آمریکا از این طرح، جایگاه اخلاقی و موقعیت سیاسی خود در منطقه را از دست خواهد داد.

هندرسون صراحتاً می‌گفت: «ما اعتبار خود را از دست خواهیم داد و برای سال‌های مدید از ما به عنوان خائن به اصول دمکراتیک یاد خواهد شد؛ اصولی که خود ما در دوره جنگ جهانی دوم بارها آن را به زبان آورده‌ایم». به عقیده او «چنین طرحی، اصلی همچون حق تعیین سرنوشت و قاعده اکثریت را نقض می‌کند. این پیشنهاد در واقع به معنای پذیرش اصول یک دولت دینی- نژادی است که می‌تواند موجب ایجاد تبعیض مذهبی و نژادی شود.»

در مقابل صهیونیست‌ها، خانواده او را تهدید کردند و او را یهود ستیز نامیدند. آنان به وزارت خارجه فشار آوردند تا هندرسون را به جای دیگری منتقل کنند. به همین دلیل هری ترومن (رئیس جمهور وقت) تحت فشار یهودیان صهیونیسم، هندرسون را به عنوان سفیر به نپال منتقل کرد.

بعد از این مدیر برنامه ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا در ۱۹ ژانویه ۱۹۴۷م سند محرمانه‌ای را منتشر کرد که در آن توضیح داده شده بود با حمایت آمریکا از این طرح، بهره برداری نفتی و ایجاد پایگاه هوایی برای آمریکا در منطقه با خطر مواجه خواهد شد.

«گوردون پی مریام»۲ هم به عنوان رئیس بخش خاور نزدیک وزارت خارجه‌ی آمریکا با استناد به دلایل اخلاقی معتقد بود «طرح تقسیم فلسطین» به عنوان راه حل، بدون توجه به رضایت اعراب و یهودیان، باعث می‌شود تا مبانی و اصول حق تعیین سرنوشت خود را نقض کنیم. اصولی که «منشور آتلانتیک»۳، بیانیه سازمان ملل متحد و منشور سازمان ملل بر مبنای آن بنا شده است.

سازمان سیا در ۱۹۴۷م طی گزارشی اعلام می‌کند اهداف صهیونیسم باعث می‌شود یهودیان و منافع راهبردی قدرت‌های خاورمیانه و نزدیک به خطر افتد.

«هنری اف گرادی»۴ یک از دیپلماتیک‌های آمریکایی بود که ریاست کمسیون حل معضل فلسطین را بر عهده داشت. او در این باره می‌گوید: «من ریاست کمسیون‌های مختلف دولتی را بر عهده داشته‌ام، اما در هیچ جای دیگر با این میزان خیانت و عهد شکنی مواجه نشده بودم». گرادی در پایان سخنان خود چنین نتیجه می‌گیرد که «بدون فشار صهیونیسم، ایالت متحده هیچ نوع دشمنی با دولت‌های عرب نداشت.»

در مقابل «هری ترومن» همه این تحلیل‌ها و مخالفت‌ها را نادیده گرفته و به گفته مشاوره خود «کلیفورد» عمل می‌کند. یعنی برای پیروزی در انتخابات بعدی، از طرح تقسیم حمایت کرد. همین امر سبب شد تا وزیر خارجه و دفاع او از این که می‌دیدند ملاحظات انتخاباتی، بر منافع ملی ارجحیت دارد به شدت ناراحت و خشمگین شوند.

ترومن بعدها در یادداشت‌های خود می‌نویسد: «فکر نمی‌کنم که من تا کنون در کاخ سفید به اندازه این موضوع تحت فشار قرار گرفته باشم». البته او در کنار این فشارهای سیاسی و اجتماعی از کمک‌های مالی یهودیان صهیونیسم بهره‌مند می‌شد. به طور مثال او در سفرهای خود به بخش‌های مختلف آمریکا همواره چمدانی پر از پول دریافت می‌کرد.

افراد تاثیر گزار بر ترومن در این جریان مختلف بودند. یکی از این افراد «آبراهام فین برگ»۵ بود که به عنوان تاجری ثروتمند، واسطه جریان صهیونیسم با ترومن بود. در واقع این فین برگ بود که هزینه‌های سفر تبلیغاتی ترومن را تأمین می‌کرده تا آنجا که ترومن، پیروزی خود در انتخابات را به فین برگ نسبت می‌دهد.

دومین فرد، شخصی به نام «دیوید کی نایلز» بود. او در جایگاه مشاوری مورد اعتماد، اطلاعات محرمانه کشور آمریکا را به اسرائیل منتقل می‌کرد که بعد از بر ملا شدن ماجرا مجبور به استعفا شد. به همین ترتیب «ادی جاکوبسن» و «سم روزنمن» هر یک به نحوی خط ارتباطی رئیس جمهور با صهیونیست‌ها بودند و به دلیل نزدیکی با او، مانع از رسیدن سایر اخبار به او می‌شدند. این امر بیانگر نفوذ قدرتمند صهیونیست‌ها در ارکان‌های مهم تصمیم گیری ایالات متحده آمریکا است. در حقیقت صهیونیست‌ها از آمریکا به عنوان سپر نیابتی برای تشکیل کشور خود استفاده کردند و در این میان، این مردم آمریکا بودند که تاوان چنین تصمیم نابه‌جایی را دادند.

 

پی‌نوشت:

۱ – loy henderson

۲- Gordon P.merriam

۳- Atlontic charter

۴- Henry F grady

۵- Abraham feinberg

منبع: انجم سری پروشیم، ویر، آلیسون، ترجمه: علیرضا ثمودی پیله رود، چاپ اول: ۱۳۹۴، تهران، خبرگزاری فارس، ص۷۵-۶۵٫

کتاب: Against our better judgment: the hidden history of how the u.s was used to create Israel,2014. نویسنده: Alison weir

 

میلاد پور عسکری

عده‌ای سؤال می‌کنند چطور ممکن است کشوری جعلی به‌نام اسرائیل که با کمک‌های آمریکا، انگلیس و فرانسه به‌وجود آمده، اکنون بر این کشورها تسلط داشته باشد. با توجه به این پرسش نگاهی داریم بر نمونه‌هایی از نفوذ یهودیان صهیونیست در آمریکا و سازمان‌های بین‌الملل نظیر سازمان­‌ملل، سازمان انرژی اتمی و سازمان‌های حقوق­‌بشر.

مطالب این گزارش برگرفته از سخنرانی استاد رحیم­‌پور ازغدی در روز قدس سال ۱۳۹۶ه.ش می‌باشد. به‌گفته استاد، منابع مطالب پیش‌رو، کتاب‌های دایره المعارف یهود و کتاب دایره المعارف صهیونیسم و برخی منابع معتبر دیگر هستند.

یهود در آمریکا به لحاظ جمعیت یکی از کوچکترین جمعیت‌ها محسوب می‌شود. حدود ۵ میلیون یهودی بر ۸۰ تا ۹۰% از نهادهای قدرت، ثروت و رسانه مسلط هستند. اکنون بعد از فلسطین اشغالی بزرگترین جمعیت یهودیان جهان در آمریکا ساکن است. مجمع یهودیان جهان، تعداد یهودیان را ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر اعلام می‌کند. اغلب یهودیان فعلی، مذهبی و اهل عبادات نیستند و سبک‌­زندگی سکولار را برگزیده­‌اند. اما اقلیت بسیار کوچکی که بنیادگرایان یهودی نامیده می‌­شوند متدین و پای­بند به دین خود هستند. عده‌­ای از این یهودیان با رژیم‌­صهیونیستی موافق و عده­‌ای دیگر نیز به‌­شدت با این رژیم و تشکیل آن مخالفت می‌­کنند.

یهودیان صهیونیست و سرمایه­‌دار تقریبا مراکز اصلی ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی آمریکا را در اختیار دارند. از ابتدایی که وارد آمریکا شدند، شبکه‌­هایی را ایجاد کردند تا حضور یهودیان صهیونیسم در آمریکا و در اروپا را استحکام ببخشند.

قبل از تأسیس رژیم‌­صهیونیستی بیشترین دشمنان یهود اروپایی‌­ها بودند، لذا یکی از دلایل ایجاد اسرائیل این بود که یهودیان را از اروپا بیرون کنند. در ابتدای بحث انتقال یهودیان، نام کشورهایی در آمریکای­‌لاتین و در جهان‌­اسلام مطرح می­شد. اما با توجه به زمینه تاریخی بنی‌­اسرائیل، نهایتاً فلسطین برای ایجاد یک کشور یهودی انتخاب شد.

نگاه اول یهودیان برای نفوذ به آمریکا بود. چراکه در اروپا تحت فشار بودند، آمریکا نیز کشوری تاز‌‌ه ­تأسیس و تقریبا ابرقدرت به ­شمار می­رفت. همچنین آمریکا بعد از جنگ­جهانی دوم نفوذ بسیار زیادی در سازمان­های بین‌­المللی، سیاست­‌های جهان و نهادهای بین‌­المللی پیدا کرده بود.


امروز یهودیان صهیونیست و وابستگان صهیونیست در پشت‌­پرده شخصیت­های تعیین‌­کننده در پنتاگون، وزارت­ جنگ آمریکا، هالیوود، رسانه، کمپانی­های اقتصادی و سرمایه­داری، بانک­های بزرگ آمریکا، دانشگاه­های مطرح و مشهور آمریکا و کارخانه­‌های اسلحه­‌سازی حضور دارند. اغلب سرمایه‌­گذاران تبلیغات ریاست‌­جمهوری در حزب­های جمهوری­خواه و دموکرات در ایالات ­متحده صهیونیست­ها هستند. بین ۶۰ تا ۷۵% هزینه ­های تبلیغات هر دو حزب توسط صهیونیست­ها تأمین می­شود. خط قرمز کاندیداهای جمهوری‌­خواه و دموکرات، رضایت یهودیان آمریکا است و هر دو در تلاش هستند تا در بیعت با این رژیم از دیگری سبقت بگیرند.


نفوذ صهیونیسم در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

از رئیس‌­­جمهور فعلی آمریکا گرفته تا «ویلسون»[۱] و «اوباما»[۲]، همگی اعلام می­کنند که وام­دار صهیونیست­ها و سرمایه ­داران یهودیِ آمریکا هستند. همة رئیس­جمهورهای ۴۰ سال اخیر ایالات‌متحده به‌­محض رسیدن به قدرت طی سفری به اسرائیل با صهیونیست­ها بیعت کرده و از تهدید این رژیم به‌­منزله تهدید خود یاد می­کنند.

ورود آمریکا به جنگ­ جهانی اول توسط سرمایه­ داران یهودی و صهیونیستی صورت ­گرفت و بدینوسیله نتیجه جنگ تغییر کرد. در ازای این اتفاق، توافق­نامه «سایکس­پیکو» امضا شد و طی آن جهان­ عرب و جهان ­اسلام بین فرانسه و انگلیس تقسیم شد. تقسیم­بندی ­های غرب ­آسیا و شکل ­گیری رژی م­صهیونیستی نیز به این دوران باز می‌گردد. عامل رخ­دادن همة این اتفاقات صهیونیست­ها و نفوذ زیاد آن­ها می­باشد.

یهودیان آلمان به رهبری «وایزمن»[۳] در میانة جنگ­‌جهانی اول از انگلیسی­ها خواستند تسلیم آلمان­ها نشوند و بناشد با خارج­‌کردن آمریکا از حالت بی­طرف و با متحدکردن ایالات­ متحده با انگلیس، پیروزی در جنگ نصیب انگلیسی­‌ها شود. همچنین قرار شد در عوض این لطف از سوی یهودیان آلمان، آمریکایی‌­ها و انگلیسی­‌ها فلسطین را برای تسخیر و اشغال یهودیان مهیا کنند.

«وایزمن» از طریق توافق با «والتر روچیلد»[۴] سرمایه­‌دار بزرگ یهودی انگلیسی، «جیمز بالفور»[۵] رئیس نیروی­‌دریایی انگلیس و وزیر تسلیحات بریتانیا سبب شد تا آمریکا وارد جنگ شده و با تغییر نتیجه جنگ، کشوری جعلی برای یهودیان تأسیس شود.

شعار «ویلسون» در دور دوم انتخابات ریاست­ جمهوری ایالات‌متحده، بیرون نگه­داشتن آمریکا از جنگ بود. اما در همین دوران عملاً وارد جنگ شد. خاخام «استفان وایز»[۶] پیشنهاد ورود ایالات‌متحده به جنگ را ارائه کرد. رئیس دادگاه عالی آمریکا در آن دوران شخصی یهودی بود «ویلسون» را متقاعد کرد تا آمریکا وارد جنگ شود. نهایتاً درگیری بین کشتی حامل آمریکایی ­ها با یک ناو جنگی آلمان زمینه ­ساز ورود آمریکا به جنگ ­جهانی اول شد. سپس همین فردی که با شعار صلح برای ۴سال دوم به ­عنوان رئیس‌­جمهور ایالات‌متحده انتخاب شده بود، نقش مهمی را در صدور اعلامیه بالفور ایفا کرد و همراه با انگلیسی­ها اشغال فلسطین را به­‌رسمت شناخت.

نفوذ و تاثیرگذاری اقلیت صهیونیست در آمریکا بسیار زیاد است. آن­ها متخصص سازمان­دهی کردن و فعالیت­های متمرکز هستند و از ثروت و رسانه نیز به­‌خوبی استفاده می‌­کنند. با این­که تعداد اعراب و مسلمانان بومی و مهاجر آمریکا بیشتر از یهودیان است، اما همیشه صهیونیست­ها بر نهادهای اصلی قدرت، ثروت و نظامی­گری در آمریکا مسلط بوده‌­اند.

تاثیر یهودیان در ایالات‌­متحده در دوران همه رئیس‌­جمهور­ها برقرار بوده است. برای مثال در دوره «ترومن»[۷] که جنگ بین‌­الملل دوم رخ­داد و ژاپن مورد حمله اتمی قرار گرفت، صهیونیست­ها به­‌شکلی علنی در حاکمیت آمریکا نفوذ داشتند.

کمک­های «ترومن» و مذاکره او با رئیس رژیم­‌صهیونیستی یعنی «وایزمن»، باعث شد تا صحرای نقب به‌­طور رسمی به رژیم­‌صهیونیستی واگذار و ۶۵% فلسطین اشغال شود. در سال ۱۹۴۸م. که اسرائیل با کمک­های ویژه آمریکا، انگلیس و سازمان­‌ملل تشکیل و به­‌رسمیت شناخته شد، رئیس­‌جمهور آمریکا رسماً اعلام کرد هرگونه در خواست مبنی ­بر به‌­رسمیت شناختن اسرائیل را سریعاً مورد تایید خود قرار می­‌دهد. لذا ۱۱ دقیقه بعد از این­که رژیم‌­صهیونیستی اعلام موجودیت کرد، «ترومن» این رژیم جعلی را به‌­رسمیت شناخت.

در دوران رئیس­‌جمهورهای دیگر آمریکا نیز شرایط به همین منوال بود. در زمان «ویلسون» و «جرالد فورد»[۸]، سیاست­­‌خارجی ایالات‌متحده علناً صهیونیستی شد و ایدئولوگ سیاست­های آمریکا افرادی مانند «هنری کیسینجر»[۹] یهودی‌­مسلک بودند. با استراتژی­‌های «کیسینجر»، تقویت رژیم‌­صهیونیستی و تضعیف جهان­‌اسلام و عرب پیگیری و سلاح­های پیشرفته‌­ای به اسرائیل ارسال می­شد.

در دوران «بوش پدر»[۱۰]، برای کارمندان دولت در رده­ه‌ای بالا فیلتر اعمال شده ­بود و تنها افرادی حق حضور در مناسب برتر دولتی را داشتند که یهودی یا دسته­‌کم طرفدار اسرائیل ­بودند. «دیک چنی»[۱۱] وزیر جنگ «بوش پدر» صهیونیسم بود و در دوره ریاست­ جمهوری «بوش پسر»[۱۲] نیز به ­عنوان معاون فعالیت می­کرد.

در زمان «کلینتون»[۱۳] نیز تحکّم صهیونیست­ها بر حکومت آمریکا بسیار علنی و گسترده شد. مسئولیت­هایی نظیر مسئول برنامه ­ریزی روزانه «کلینتون»، مشاور قانونی و مشاور اقتصادی رئیس ­جمهور، رئیس­ کل شورای امنیت آمریکا، وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا همگی یهودی بودند. همچنین از ۱۱ عضو شورای امنیت ­ملی آمریکا، ۷ نفر صهیونیستی بودند و تصمیم­‌های اساسی امنیتی درون آمریکا، وزارت­ جنگ و وزارت خارجه با تصمیم­‌های این افراد اتخاذ می ­شد.

برخی از یهودیان صهیونیست که در دوره ریاست­ جمهور­های مختلف ایالات‌متحده، بر آمریکا سلطه و نفوذ داشتند به­ همراه برخی فعالیت­ها و سوابق آنان عبارت است از:

  1. «مادلین آلبرایت»[۱۴]:
    • وزیر خارجه دولت «کلینتون»
    • تلاش برای تطهیر رژیم­ صهیونیستی و دریافت حقوق در ازای این کار
    • خانم «آلبرایت» ابتدا یهودی بودن خود را پنهان می­کرد، اما مدتی بعد از فعالیت­های سیاسی، هویت یهودی او توسط یک روزنامه­ نگار فاش شد
  2. «پاول ولفویتز»[۱۵]:
    • معاون وزیر جنگ در دوره «بوش»
    • یکی از طراحان اصلی حمله به عراق
  3. «ریچارد پرل»[۱۶]:
    • مشاور «بوش» در سیاست ­خارجی
    • سرپرست شورای سیاست­ جنگی پنتاگون
  4. «داگلاس فیث»:[۱۷]
    • صهیونیستی افراطی، طرفدار اسرائیل و شدیداً اسلام ­ستیز
    • معاون وزیر جنگ و مشاور سیاسی پنتاگون در زمان «بوش»
    • رئیس مرکز استراتژی­های آمریکا در دوره «بوش پسر»
    • همکاری با گروه­های صهیونیستی تندرو
    • نماینده دستگاه ­نظامی اسرائیل در آمریکا
  5. «اليوت آبرامز»[۱۸]:
    • جنگ ­طلب و طرفدار افراطی صهیونیست
    • دستیار وزیر خارجه در دوره «ریگان»[۱۹]
    • مشاور شورای امنیت­ ملی در آمریکا
    • طراح و گرداننده چندین اتاق ­فکر در حوزه سیاست­های واشنگتن
    • مسئول آمریکای­ لاتین در وزارت خارجه آمریکا
    • یکی از شخصیت­های برجسته و صاحب ­نفوذ در آمریکا
  6. «هنری کیسینجر»:
    • سیاست­مدار یهودی و آلمانی­ تبار
    • وزیر خارجه در دوره «نیکسون»[۲۰] و «فورد»
    • یکی از مشوقان حمله به عراق
    • از جمله مشاوران و نظریه ­پردازان همیشگی وزارت جنگ، وزارت خارجه، پنتاگون، شورای سیاست­دفاعی و مشاور برجسته امنیت­ ملی آمریکا
    • مدیر و رئیس سیاست­ خارجی ایالات­ متحده در جنگ سرد آمریکا و شوروی به­ مدت ۸ سال
    • عضو دائم گروه «بیلدر برگ»[۲۱]
    • یکی از طراحان جنایات آمریکا در ویتنام
    • نظریات وی همچنان مورد توجه جمهوری­خواه و دموکرات قرار دارد
  7. «ریچارد هاس»[۲۲]:
    • جنگ­ طلب و یهودی صهیونیست
    • مدیر برنامه ­ریزی سیاسی وزارت خارجه آمریکا
    • مدیر طرح­های امنیت ­ملی آمریکا
    • مدیر عالی شورای روابط­ خارجی آمریکا
    • عضو شورای امنیت­ ملی آمریکا
    • عضو گروه تحقیقات امنیت­ ملی وزارت جنگ آمریکا
    • مسئول هماهنگ­ کننده پروژه آینده افغانستان
  8. «جیمز شلزینگر»:
    • وزیر جنگ در دوره «نیکسون»
    • وزیر انرژی در دوره «کارتر»[۲۳]
    • یکی از مشاورین مهم کنگره
    • عضو شورای سیاست­دفاعی پنتاگون
    • مأمور در گروه تحقیقات امنیت­ ملی وزارت دفاع آمریکا
  9. آری فلیشر»[۲۴]:
    • سخنگوی کاخ­ سفید در دوره «بوش پسر»
    • رئیس محفل یهودیان در کنگره
  10. «مل سمبلر»[۲۵]:
    • سفیر آمریکا در چندین کشور
    • رئیس مالی کمیسیون جمهوری ملی آمریکا
  11. «مایکل چرتوف»[۲۶]:
    • فرزند خاخام یهودی و صهیونیست
    • وزیر امور داخلی آمریکا در دوره «بوش»
    • معاون وزارت دادگستری آمریکا
  12. «برنارد لویس»[۲۷]:
    • اسلام­ شناس، مورخ، شرق­­ شناس و خاورشناس برجسته
    • مشاور رئیس ­جمهور در امور خاورمیانه
    • کارشناس مسائل سیاسی آمریکا و انگلیس
    • معتقد به مبارزه با اسلام و اسلام­گرایی
    • مهم­ترین متفکر و نظریه­ پرداز در جریان حمله آمریکا به عراق
    • تصمیم ­ساز آمریکا در منطقه
  13. «ساموئل بودمن»[۲۸]:
    • معاون وزیر بازرگانی آمریکا
    • وزیر انرژی آمریکا

به ­طور کلی می­توان گفت صهیونیست­ها رسماً در بالاترین حلقه ­های حاکمیت ایالات ­متحده نظیر اقتصاد، رسانه، هالیوود، وزارت جنگ، استراتژی‌نویسی در سیاست‌خارجی، انتخاب رئیس ­جمهورها و دانشگاه­ها نفوذ کرده‌­اند.


[۱]. Woodrow Wilson

[۲]. Barack Obama

[۳]. Chaim Weizmann

[۴]. Walter Rothschild

[۵]. James Balfour

[۶].­ Stephen Samuel Wise

[۷]. Harry S. Truman

[۸]. Gerald Ford

[۹]. Henry Kissinger

[۱۰]. George H. W. Bush

[۱۱]. Dick Cheney

[۱۲]. George W. Bush

[۱۳]. Bill Clinton

[۱۴]. Madeleine Albright

[۱۵]. Paul Wolfowitz

[۱۶]. Richard Perle

[۱۷]. Douglas J. Feith

[۱۸] . Elliott Abrams

[۱۹]. Ronald Reagan

[۲۰]. Richard Nixon

[۲۱]. گروه «بیلدر برگ» به انگلیسی «Bilderberg» نام گروهی متشکل از یهودیان صاحب­ نفوذ و سرمایه ­دار است که با دعوت­نامه خاص در جلسات شرکت می­کنند.

[۲۲]. Richard N. Haass

[۲۳]. Jimmy Carter

[۲۴]. Ari Fleischer

[۲۵]. Mel Sembler

[۲۶]. Michael Chertoff

[۲۷]. Bernard Lewis

[۲۸]. Samuel Bodman