اشاره: شناخت دقیق جریان‌ها از ضروریات غیر قابل انکاری است که از طرفی یاری رسان حوزویان برای ماندن در خط مستقیم فکری‌ که برای آن‌ها ترسیم شده خواهد بود و از طرف دیگر قدرت تحلیل و بررسی دقیق این قشر را از وضعیت کنونی حوزه بالاتر خواهد برد. یکی از این مراکز که قبل از انقلاب با شرکت فضلای حوزه و پشتوانه مرحوم شریعتمداری تأسیس شد و در همان برهه زمانی موافقان و مخالفان جدی در متن حوزه علمیه داشت، دارالتبلیغ است.

پژوهشگر پایگاه تخصصی جریان شناسی اسباط در نظر دارد به صورت سلسه‌وار و در چهار شماره برای آشنایی با این مرکز و بررسی رویکردهای سیاسی، خطوط فکری و علت تعطیلی آن بعد از انقلاب به بررسی این مرکز بپردازد که در بخش اول به تاریخچه، محورهای سخنرانی افتتاحیه و اساسنامه دارالتبلیغ اشاره شد و در بخش دوم، هیأت مدیره، ساختار و متعلقات، اساتید شاخص، اهداف و فعالیت‎های موسسه دارالتبلیغ مورد بررسی قرار می‎گیرد.

هیأت مدیره دارالتبلیغ

در یک نگاه اجمالی، مؤسسه دارالتبلیغ اسلامی قم، که به طور رسمی به ثبت رسیده بود، تحت نظارت مرحوم شریعتمداری قرار داشت که دارای یک هیات علمی جهت برنامه ریزی؛ آموزشی، علمی، محتوایی و تبلیغی و یک هیات مدیره جهت تدبیر امور مالی بود و بر اساس اظهارات مرحوم شریعتمداری مؤسسه‎ای مستقل محسوب می‌شد.[۱] البته در اسنادی که بعداً در خصوص رابطه مرحوم شریعتمداری و شاه ارائه می‎شود، استقلال مطرح شده، بیش از عوام فریبی چیز دیگری نمی‎تواند باشد.

هیأت مدیره دارالتبلیغ که در اساسنامه به عنوان مؤسسان دارالتبلیغ از آنها یاد شده‏‎ ‎‏بود، عمدتاً تجار تبریزی بازار تهران و از اعضای هیأت مالی مجله مکتب اسلام بودند.[۲] اسامی آنها که در پشت جلد شماره های سال اول مجله مکتب اسلام آمده بود عبارت بود از: «حاج اسماعیل سیگاری، حاج مجید پُرکار، حاج بیوک اتفاق جورابچی، حاج فرج نعمت زاده(پدر محمدرضا نعمت زاده وزیر صنایع جمهوری اسلامی دولت یازدهم)، و بعد هم حاج موسی ابریشمچی، حاج محمد کلاهی، حاج سیدمصطفی عالی نسب و حاج کریم انصاری[۳] و حاج ابوالفضل احمدى.» [۴] جالب اینکه این عده ابتدا مقلد آیت الله بروجردی بودند و حاضر شدند در صورت تمایل آیت الله بروجردی از سهم امام هزینه مجله را پرداخت نمایند و اگر مجله نامبرده از طرف آیت الله بروجردی مورد حمایت قرار نگیرد، آنها از هزینه شخصی این کار را ادامه دهند.[۵] آقای کلاهی بعد از تبدیل‏‎ ‎‏دارالتبلیغ به دفتر تبلیغات اسلامی به همکاری با دفتر تبلیغات ادامه داد و نیمه باقیمانده کتابخانه‏‎ ‎‏آن را بنا کرد.[۶]

لازم به ذکر است که گردانندگان اصلی دارالتبلیغ (مرحوم علی دوانی، آیات مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، و نیز مصطفی‏‎ ‎‏زمانی و داوود الهامی) بودند که البته برای ما روشن نیست که این افراد آیا جزء هیات علمی دارالتبلیغ بودند یا خیر؟ اما به هر حال پس از مدتی دو نفر از این پنج نفر یعنی مصطفی زمانی[۷] و مرحوم علی دوانی[۸] از کار در دارالتبلیغ کناره گرفتند.

از آنجا که مرحوم دوانی از پیش قراولان روشنفکری و اصلاح گری در حوزه با راه اندازی مجله مکتب اسلام بود، کناره گیری ایشان از دارالتبلیغ دارای اهمیت است اما علی رغم جست و جو در این زمینه دلیل روشنی به دست نیامد، علاوه بر این در خصوص ایشان ابهاماتی نیز در زمینه روایتگری دارالتبلیغ و رئیس آن، مرحوم شریعتمداری، وجود دارد؛ زیرا آنچه از ایشان در خصوص شریعتمداری در این نوشتار نقل می‌شود با روایت حجت الاسلام سید حمید روحانی، دیگر مورخ انقلاب، که با مرحوم شریعتمداری نیز معاصر بوده، متفاوت است[۹]. برای نمونه به تعابیری که سید حمید روحانی در کتاب “شريعتمداري در دادگاه تاريخ”، درباره شریعتمداری آورده، اشاره می‌کنیم؛ «مأمور خودباخته ساواك كه بر جايگاه مقدس مرجعيت به ناحق تكيه زده»، « شريعتمداري خود را تا مرحله يك مأمور جزء بي اراده و چشم و گوش بسته ساواك تنزل مي‌دهد و در رفت و آمدها و ديد و بازديدهاي خود از رئيس ساواك اجازه مي گيرد.»[۱۰]

از این رو قضاوت در خصوص این دو نوع روایتگری، نیازمند به پژوهش مستقلی است.

ساختار و متعلقات

دارالتبليغ اسلامى داراى يك كتابخانه عمومى بزرگ و نيز يك كتابخانه امانى و مركز انتشارات و چاپخانه و بيمارستان سهاميه و درمانگاه و مدرسه علميّه بانوان «دارالزهرا»، شعبات مختلفى در تهران و اهواز و تبريز و پاكستان،[۱۱] و مرکز پاسخ به سوالات[۱۲] و … بوده است. در ادامه به برخی از متعلقات دارالتبلیغ اشاره می‌شود:

  1. چاپخانه

گرچه برخی از مورخان[۱۳] انتشار ۱۲۰ هزار نسخه مجله مکتب اسلام را نشانه منحصر به فرد بودن این مجله در آن زمان تلقی کنند، اما به نظر می رسد وجود امکانات چاپ و ابزارآلات انتشار مجله که از سوی رژیم شاه تامین می‌شد بی تأثیر نبوده باشد؛ زیرا در زمانی که کوچک ترین فعالیت های حوزوی رصد و خنثی می شد چگونه نشریه ای با این تعداد از نسخه، بدون مزاحمت در اختیار علاقه مندان قرار می‌گرفت. آیت‌الله بنی‌فضل در همین رابطه می‌گوید: «وقتی سردمدارن رژیم به ماهیت دارالتبلیغ پی‌بردند بلافاصه در مقابل تفکرات سلطنت‌ستیزی حضرت امام از آن حمایت کردند تا جایی که در اولین فرصت، بزرگ‌ترین چاپخانه متعلق به دارالتبلیغ به حمایت و هماهنگی دولت وقت برای اولین‌بار از خارج وارد شد و در ساختمان این مرکز راه‌اندازی گردید، این در حالی بود که شاگردان و منسوبان امام در تهیه یک دستگاه بسیار ساده با ده‌ها مشکل و مانع روبه‎‎‎‎‎‎‎‎‎رو می‌شدند.»[۱۴]

  1. بیمارستان سهامیه

بیمارستان سهامیه قم اولين بيمارستاني است كه در سال ۱۳۰۸ هجري شمسي به دستور مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري يزدي با سرمايه مرحوم سهام الدوله تاسيس گرديد. اما به دلایل نامعلومی در سال ۱۳۵۱ به موجب سند رسمي شماره ۱۹۰۳۶ مورخ ۲۴ /۸/ ۱۳۵۱ دفتر اسناد رسمي ۱۷۴ تهران بيمارستان سهاميه در اجاره ۹۹ ساله موسسه دارالتبليغ اسلامي با رياست مرحوم آقاي شريعتمداري قرار گرفت و عملاً امور بيمارستان و حتي موقوفات سهام الدوله در اختيار موسسه مذكور قرار می گیرد.[۱۵]

مدرسه دارالزهراء

این مدرسه جزو نخستین مراکزی بود که برای خواهران کلاسهای آموزشی برقرار می کرد و هزینه آن را مرحوم شریعتمداری متقبل شده بود و از مراکز تحت اشراف دارالتبلیغ به شمار می آمد.[۱۶] البته از سال ۵۰ به موازات دارالزهراء[۱۷] با حمایت مالی حاج توسلی همراه با شهید قدوسی و شهید بهشتی مکتب توحید تأسیس شد که پس از پیروزی انقلاب با حکم امام این دو مرکز به جامعه الزهراء تبدیل می‌شود و مرحوم شريعتمدارى، آيت اللّه حاج سيد موسى شبيرى زنجانى، مرحوم حاج سيّد مرتضى شبسترى، دكتر احمد بهشتى، استاد محمد جواد مغْنيّه (از علمای بلندپایه لبنانی و از نوگرایان مشهور حوزه های علمیه بود که با دعوت مرحوم شریعتمداری به تدریس در دارالتبلیغ مشغول شد)[۲۰] دكتر على قائمى، استاد محمود شهابى، مرحوم دكتر مهدى حائرى يزدى، استاد اختر عباس پاكستانى، آيت اللّه محمد كرمى، استاد حاج شيخ باقر ملكى ميانجى، دكتر احمد احمدى،[۲۱] آیات سبحانی، مکارم شیرازی، دوانی، مطهری(البته به گفته حجت­الاسلام معادیخواه، شهید مطهری حضور خود در دارالتبليغ را با اين انگيزه توجيه مي‌کرد که شايد از آن راه بتواند از قدرت و نفوذ بيت شريعتمداري سود برد و ساواک را به تجديد نظري در سياست خود برانگيزد[۲۲]) سید امام موسی صدر، فلسفی، صدر بلاغی، مشکینی، ابراهیم امینی، احمدی میانجی، سید مهدی روحانی[۲۳] و مرحوم محققی(نماینده اسبق مرحوم آیت‌الله بروجردی)[۲۴]  از اساتید و فعالان دارالتبلیغ بودند.

در خصوص دعوت از اساتید دانشگاهی جهت ایراد سخنرانی برای جذب طلاب می توان به مهندس بازرگان و مرحوم پرورش یاد کرد که در آن زمان مرحوم پرورش از‏‎ ‎‏اعضای انجمن حجتیه و سخنران ماهری نیز بود.[۲۵]

موادّ درسى عبارت بودند: از تفسير قرآن، علم التفسير، فقه استدلالى، علم رجال، عقايد و مذاهب و اديان، فن خطابه و نويسندگى و مناظره، روانشناسى، جامعه‏شناسى، فلسفه، زبان عربى و انگليسى و اردو و … .

با نگاهی به این عناوین می‌توان جهت گیری نوگرایانه موسسه را مشاهده کرد.[۲۶]

 اهداف دارالتبلیغ

در بحث تاریخچه دارالتبلیغ بیان شد که عده ای از فضلای حوزه با روحیه اصلاح طلبی در حوزه ابتدا مجله مکتب اسلام را با حمایت های مرحوم شریعتمداری راه اندازی کردند و سپس به فکر تأسیس دارالتبلیغ افتادند. از این رو می توان گفت هدف کلی تأسیس موسسه مذکور ایجاد تحول ساختارمدارانه در حوزه علمیه بود. البته نکته بسیار مهمی که نباید از چشم دور بماند هدف کلان تر موسسه در عمل بود. موسسه در واقع پاتوق مقلدان و مریدان مرحوم شریعتمداری برای مطرح نمودن وی جهت ترویج و تبلیغ مرجعیت ایشان در ایران و حتی در خارج از کشور مانند پاکستان بود. علاوه بر آن محل تردد میهمانان مذهبی رژیم شاه در ایران نیز بود. سیدحسین موسوی تبریزی این موضوع را با جزئیات بیشتر چنین توضیح می دهد: «در واقع قسمتی از دارالتبلیغ برای تبلیغ و ترویج خود آقای شریعتمداری در نظر گرفته‏ ‎‏شده بود و قسمت دیگرش که شامل بخش عمده ای از دارالتبلیغ می شد، به صورت‏ ‎‏هتلی با اتاق خواب و حمام و امکانات دیگر برای پذیرایی از مقلدان و مریدان ایشان‏ ‎‏درآمده بود و دوستان و مریدان او که عمدتاً تجار تبریزی بازار تهران بودند وقتی برای‏ ‎‏دیدن ایشان به قم می آمدند به جای رفتن به هتل و مسافرخانه، در دارالتبلیغ اقامت‏ ‎‏می کردند و یک اتاق بزرگ هم در دارالتبلیغ وجود داشت که محل کار و دفتر آقای‏ ‎‏شریعتمداری محسوب می شد و گاهی ایشان در سالن اجتماعات دارالتبلیغ درس‏ ‎‏می گفتند. دارالتبلیغ جایگاه خوبی برای مهمانان مذهبی رژیم هم بود، این شخصیتهای‏ ‎‏مذهبی که به دعوت دولت رسماً وارد کشور می شدند وقتی می خواستند برای دیدن‏ ‎‏علما به قم بیایند با هماهنگی که قبلاً صورت می گرفت به دارالتبلیغ می رفتند و از آنجا‏ ‎‏هم بازدید می کردند و خیال رژیم از این بابت کاملاً راحت بود. یکی از کسانی که من یادم‏ ‎‏هست به قم آمد و به دارالتبلیغ رفت، شیخ کفتارو از علمای اهل تسنن کشور سوریه بود‏ ‎‏که به دعوت رسمی دولت وارد ایران شده بود.‏»[۲۷]

علاوه بر اهداف کلی بیان شده، اهداف جزئی تری نیز موسسه داشت که می‌توان آنها را در موارد زیر خلاصه کرد:

  • کارآمدسازی تبلیغ تشیع بر اساس دگرگونی ها و شرایط دنیای معاصر
  • تربیت تعداد زیادی مبلغ توانمند بر اساس نظم و برنامه های آموزشی روزآمد. به دانش‌آموختگان دارالتبلیغ شهریه نیز پرداخت می شد.[۲۹]
  • جهانی سازی اسلام و تشیع
  • مقابله با تبلیغات فرقه ها و گروه های ضد اسلامی به خصوص مبشران مسیحی[۳۰].
  • فعالیت‌های مؤسسه دارالتبلیغ

  • یکی از فعالیت‌های موسسه، بورسیه دانش پژوهان موسسه جهت تحصیلات تکمیلی به خارج از کشور بود. یکی از این افراد سید محمد ثقفی است که در شرح زندگی خود می گوید: «هنگامی که دارالتبلیغ اسلامی افتتاح شد در دوره اول و دوم آن موسسه علمی شرکت کرده و سپس دوره تحصیلات تکمیلی را آغاز کردم. در سال ۱۳۵۶ که در دوره تحصیلات تکمیلی دارالتبلیغ اسلامی حضور داشتم، فرصتی پیش آمد که از طرف موسسه علمی دارالتبلیغ اسلامی که حکم دانشگاه اسلامی را داشت به خارج از ایران، کشور آمریکا، با بورسیه تحصیلی اعزام شدم و وارد دانشگاه تمپل Temple فیلادلفیا شدم و در رشته تطبیق ادیان و جامعه‌شناسی دینی وارد دوره فوق لیسانس شدم. پس از اخذ مدرک، تعدادی از دروس دوره دکتری را می‌گذراندم که مقارن پیروزی انقلاب مواجه با مبارزه سیاسی جمهوری اسلامی با دولت آمریکا شدیم، در نتیجه تحصیل ناتمام مانده و به خاطر فعالیتهای سیاسی ـ اسلامی ـ ویزای تحصیلی‌ام لغو گردید و به ایران آمدم.»[۳۱]وی مقالاتی نیز در دارالتبلیغ با عناوین «ارزیابی تمدن غرب»، «الوحده الاسلامیه فکرتها و دعاتها» و «حیا-علامه طباطبائی» منتشر کرده است. نویسنده مذکور در سال ۸۰ در مجله حکومت اسلامی مقاله ای با عنوان «خط اعتدال در مشروطیت» و نیز در دانشگاه مفید مقاله ای با عنوان «حقوق اقلیت در دولت مدینه» در سال ۸۲ منتشر کرده است.[۳۲] سید محمد ثقفی را می‌توان نمونه‌ای از محصلین دارالتبلیغ دانست که روحیه روشنفکری خویش را تا زمان حاضر با انتشار مقالات فوق حفظ کرده است.

    از فعالیت های دیگر این موسسه، چاپ و انتشار سه مجله به نام‌های ۱٫«الهادی» که به زبان عربی منتشر می شد؛ ۲٫مجله «نسل نو» که نویسندگان در خصوص جوانان مقالاتی را عرضه می کردند و ۳٫مجله «پیام شادی» که برای کودکان اختصاص داشت. این مجلات در واقع جهت روشنگری افراد جامعه، در سطوح مختلف، نقش خاصی ایفا می کردند.[۳۳]

    با توجه به اینکه موسسه یکی از بزرگترین چاپخانه های کشور را در اختیار داشت، توانسته بود در سطح وسیعی محصولاتش را چه در داخل و خارج از کشور عرضه کند. دارالتبلیغ جزوه های مذهبی را از طریق پست به بیش از ۱۵۰۰ مرکز اسلامی ارسال می کرد.[۳۴] عمده جزوات و کتاب های مؤسسه به دو زبان فارسی و انگلیسی در داخل و ۵۵ کشور آسیایی، آفریقایی، اروپایی و آمریکایی توزیع می‌شد و برخی از کتاب‌ها و جزوات این موسسه توسط مسلمانان مقیم کشورهای فرانسوی زبان اروپا به زبان فرانسوی ترجمه و به خرج خود آنها توزیع می شد.

    جای تعجب است که چگونه در رژیم طاغوت، نهادی که داعیه فکر اصلاحی و اندیشه ترویج مکتب اسلام و تشیع را داشت بتواند از چنین ارگان دولتی(پست) آن هم در چنین سطح وسیعی بدون کوچکترین مانعی برخوردار باشد!

     

    ادامه دارد…

     

    نگارنده: علی‌رضا فلاحی

  •  


    [۱] . جمعی از نویسندگان دارالتبلیغ، ۱۳۴۸ش، ص. ۵۱۵

    [۲] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

    [۳] . جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، ص۳۶۶٫

    [۴] . http://iscq.ir/?part=menu&inc=menu&id=71

    [۵] . همان

    [۶] . خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول) ص .۱۵۴

    [۷] . همان

    [۸] . http://shahide-motahar.mihanblog.com/extrapage/davani

    [۹] . http://gholaminahad.blogfa.com/post-52.aspx

    [۱۰] . همان

    [۱۱] . https://sites.google.com/site/yadnameyeshariatmadari/essaysandresearches-1/16years

    [۱۲] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

    [۱۳] . جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، ص۳۶۸

    [۱۴] . http://www.irdc.ir/fa/news/1408/

    [۱۵]. http://nazarat.shora-rc.ir/Forms/frmMatn.aspx?id=68ePx+4FZ68=&TN=sLn161hHMy3umtCIuWPwQaVIX8FAVAiE&MN=csaqpt/F9Oo=

    [۱۶] . جعفریان، رسول، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (۱۳۲۰-۱۳۵۷)، ص۳۳۸٫

    [۱۷] . اینکه چرا به موازات دارالزهراء و حتی بعد از یکسال از فعالیت آن مرکز، مکتب توحید تأسیس می شود، آیا دلیل بر اهداف متفاوت و متقابل آنها دارد یا خیر؟ جای تحقیق بیشتر دارد.

    [۱۸] . http://dardgah.blog.ir/

    [۱۹] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

    [۲۰] . همان

    [۲۱] . https://sites.google.com/site/yadnameyeshariatmadari/essaysandresearches-1/16years

    [۲۲] . http://motahari.org/index.aspx?fkeyid=&siteid=1&pageid=182

    [۲۳] . http://www.bashgah.net/fa/content/show/32414

    [۲۴] . http://www.imam-sadr.com/tabid/113/ArticleId/4572/

    [۲۵] . خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول) ص  ۱۵۲

    [۲۶] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

    [۲۷] . خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی (دفتر اول) ص ۱۵۳

    [۲۸] . http://honarvarnet.blogspot.com/2010/10/blog-post_01.html

    [۲۹] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

    [۳۰] . همان

    [۳۱] . http://saghafi.andishvaran.ir/fa/ScholarMainpage.html

    [۳۲] . http://saghafi.andishvaran.ir/fa/Articles.html

    [۳۳].http://tarikhirani.ir/Modules/News/Phtml/News.PrintVersion.Html.php?Lang=fa&TypeId=36  &NewsId=714

    [۳۴] . http://historylib.com/index.php?action=article/view/1675

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *