دومین جنگ پیامبر(ص) با مشرکان، نبرد احد در سال سوم هجرت بود. ایشان به مشورت با ياران خود پرداخت و نخست خود آن حضرت پيشنهاد داد که در داخل مدينه بجنگيم و جنگ را به جنگ شهری تبديل کنيم؛ ولی برخی اصحاب، نظر ايشان را نپذيرفتند. اصحاب در برابر رأی مستحکم پيامبر(ص) که با اصول نظامی سازگار بود، می‌بايست دليلی واضح و منطقی می‌آوردند؛ اما چنان‌که در تاريخ نقل شده است، دليل مخالفان اين بود که عار است از شهر خارج نشويم؛ يا جوانان گفتند: ما در جنگ بدر نتوانستيم شرکت کنيم و امروز می‌خواهيم جبران کنيم.

دلايل مخالفانِ پيشنهاد پيامبر(ص) متعصبانه و بی‌اساس بود. غيرمنطقی بودن اين سخنان و سستی ادله خروج از مدينه، نشان می‌دهد که جريان‌سازی‌ای رخ داده بود تا واقعيتی را بپوشاند؛ آن واقعيت، تحميل خروج از شهر بر پيامبر اکرم(ص)بود. اگر جنگ در شهر اتفاق می‌افتاد، بی‌شک به‌سود پيامبر(ص) تمام می‌شد و ضربه‌ای که مشرکان می‌بايست در بدر می‌خوردند و از آن رَستند، در اين‌جا کامل می‌شد و سقوط شرک پيش می‌افتاد.

هنگامی که ابوسفيان به‌‌سوی مدينه می‌آمد، متوجه گماردگان پيامبر(ص) شد و از ماندن مسلمين در شهر ابراز نگرانی کرد؛ با وجود اين، به مسير خود ادامه داد. آيا اين مطلب، نشان‌دهنده آن نيست که او پيش از جنگ، از خروج سپاه پيامبر(ص) مطمئن بوده است؟ به عبارت ديگر، اين امر که او از قبل می‌دانست برخی پيامبر(ص) را مجبور به خروج از شهر می‌کنند، حاکی از ارتباط وی با عده‌ای از مسلمين نيست؟

در پايان، حضرت پذيرفت که از شهر خارج شوند. ايشان پس از اقامه نماز، به منزل رفت تا لباس و زره بر تن کند و سلاح بردارد و همراه ايشان دو نفر [از سران منافقان] نيز داخل شدند. در اين لحظه، مردم از اينکه رسول خدا(ص) را بر خروج از شهر مجبور کرده بودند، پشيمان شدند. هنگامی که پيامبر(ص) از منزل خارج شد، مخالفانِ جنگ شهری به نزد ايشان آمدند و پشيمانی خويش را از مخالفت با نظر پيامبر(ص) ابراز کردند؛ اما حضرت نپذيرفت و فرمود: من شما را به اين امر دعوت کردم و شما نپذيرفتيد. شايسته نيست برای پيامبری، پس از پوشيدن زره، آن را درآورد؛ تا زمانی که با دشمن نبرد کند.

در اين‌جا، جای اين پرسش است که چرا مردم، نخست نظر به خروج دادند و سپس پشيمان شدند؟ آيا پاسخ اين پرسش، با دو نفری که همراه پيامبر(ص) داخل خانه شدند، ارتباط نداشت؟ هنگامی که آن دو در بين مردم بودند، نظر مردم، خروج از شهر بود؛ اما هنگامی که آنها ساعتی از ميان مردم خارج شدند، يک‌باره نظر مردم دگرگون شد. پس هسته مرکزی مخالفت با نظرِ نخست پيامبر اکرم(ص) مبنی بر نبرد در شهر مدينه، اين دو تن بودند که چون ساعتی از ميان مردم دور شدند، توده مردم بر آن شدند که همان نظر پيامبر اکرم (جنگ در شهر) را اجرا کنند. درواقع نظريه خروج، از جانب مردم نبود؛ بلکه به آنان القا شده بود.

منبع: دشمن شدید (جریان‌شناسی انحراف در تاریخ با محوریت یهود)، صص۲۷۶- ۲۷۹ (با تلخیص).

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *